فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

پاورپوینت سمنیار "اعتیاد و انواع مواد مخدر" به همراه منابع

پاورپوینت تحقیقی کامل و جامع به همراه ذکر منابع و ماخذ تحقیق در 41 اسلاید در خصوص اعتیاد و انواع مواد مخدر
دسته بندی پاورپوینت
فرمت فایل pptx
حجم فایل 1942 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 41
پاورپوینت سمنیار

فروشنده فایل

کد کاربری 8165

پاورپوینت تحقیقی کامل و جامع به همراه ذکر منابع و ماخذ تحقیق در 41 اسلاید در خصوص اعتیاد و انواع مواد مخدر و شرح و توضیح انواع مواد مخدر و مواد تشکیل دهنده آن می باشد.


بررسی ازدواج عبدالله با آمنه در چهارده قرن پیش

بیست و چهار سال از سن عبدالله بن عبدالمطلب گذشته بود که با آمنه ازدواج کرد، چند روزی نگذشته بود که از نوعروس زیبا و همسر مهربانش خداحافظی و برای تجارت بشام مسافرت کرد هنگامیکه بمکه برمی گشت در یثرب ( مدینه) وفات یافت و خبر اندوهبار مرگ وی زن جوان و باردار و عزیزش را داغدار و غمگین ساخت، ارثیة عبدالله کنیزی بنام برکه ( ام ایمن) و پنج شتر و چند تکه
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44
بررسی ازدواج عبدالله با آمنه در چهارده قرن پیش

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بنام خدا

ازدواج عبدالله با آمنه در چهارده قرن پیش

بیست و چهار سال از سن عبدالله بن عبدالمطلب گذشته بود که با آمنه ازدواج کرد، چند روزی نگذشته بود که از نوعروس زیبا و همسر مهربانش خداحافظی و برای تجارت بشام مسافرت کرد هنگامیکه بمکه برمی گشت در یثرب ( مدینه) وفات یافت و خبر اندوهبار مرگ وی زن جوان و باردار و عزیزش را داغدار و غمگین ساخت، ارثیة عبدالله کنیزی بنام برکه ( ام ایمن) و پنج شتر و چند تکه اسباب خانه بود.

تولد حضرت محمد ( ص)

دوران حمل آمنه با کدورت ورنج بسر آمد و پسری جذاب نیکو روی، مشگین موی. درشت چشم پا بسرای هستی نهاد. جد بزرگوارش عبدالمطلب او را ( محمد) یعنی ستوده آری این همان مولود مسعودی بود که خدای بزرگ بر سر او تاج نبوت و لباس خاتمیت بر اندام رسایش زیبنده ساخت.

تاریخ تولد حضرت محمد (ص)

تولد با سعادتش بروایت عامه بتاریخ 13 فروردینماه شمسی مطابق 20 آوریل سال 569 میلادی و 12 ربیع الاول سال عام الفیل و بنظر اکثریت امامیه در روز جمعه هنگام طلوع فجر 5 اردیبهشت شمشی- 25 آوریل 569 میلادی- 17 ربیع الاول درشهر مکه در خانه محمد بن یوسف و در زمان سلطنت پادشاه ایران یکی از شاهان ساسانی بوده است.

نسبت محمد (ص)

آمنه دختر وهب بن عبد مناف از خاندان زهره و عبدالله بن عبدالمطلب از خاندان هاشم و هاشمی بود.

مدفن عبدالله

شهر مدینه را آنزمان یثرب می گفتند و عبدالله در آن شهر مدفون شد و محمد (ص) یتیم بدنیا آمد.

خواب دیدن آمنه

آمنه در دوران حاملگی خوابهای نیکو می دید، شبی در خواب دید که نوری درخشان از وجودش تابیدن گرفت و تمام کشورهای دور و نزدیک را روشن ساخت.

به دایه سپردن محمد (ص)

ثروتمندان مکه برای اینکه کودکانشان از آب و هوای بهتری استفاده کنند آنها را بخارج از شهر مکه بدایه می سپردند و دایگان بیشتر بیابان نشین و بدوی بودند و در چند فرسخی شهر مکه سکونت داشتند و پس از دوران شیرخواری فرزندان را بپدر و مادرشان باز پس می دادند و پاداشی نیکو می گرفتند و همة عمر در ازای این خدمت از مزایائی برخوردار بودند.

آمنه در طلب پرستاری پاک سرشت بود و دایه ای مهربان و دلسوز را جستجو می کرد که محمد (ص) را باو بسپارد و عده ای او را نمی پذیرفتند چون می گفتند او یتیم است و پاداشی که قابل توجه باشد بآنها نمی دهند.

بیخبران غافل بودند که این وجود مقدس مایة مباهات و افتخار جهان و جهانیان خواهد شد.

حلیمه او را قبول کرد

حلیمه زنی بی چیز و فقیر بود که کسی کودکش را باو نمی داد برای اینکه نزد دیگران سرافکنده و شرمسار نگردد محمد را قبلو کرد و با خود به بیابان برد.

حلیمه سعدیه به او شیر می داد و محمد جز از پستان راستش شیر نمی نوشید و مانند کسی که بداند شیر پستان چپ حق برادر رضاعی اوست از نوشیدن شیر آن پستان خودداری می کرد.

شیما دختر حلیمه از محمد پرستاری می کرد و با او همبازی بود، تا اواخر سن چهار سالگی بخوشی و شادمانی بین طایفة بنی سعد پرورش یافت و از برکت وجود محمد برکت و وسعتی در آن طایفه پدید آمد که مورد توجه همه قرار گرفت.

احترام محمد (ص) در بزرگی نسبت به حلیمه

این طفیل گفت روزی پیغمبر را دیدم که گوشت قربانی بمردم می داد، ناگاه زنی وارد شد از جای برخاست و ردای خود را بر زمین انداخت و آنزن را بر رویش نشاند، از حاضرین پرسیدم این زن کیست؟ گفتند حلیمه مادر رضاعی محمد (ص) است.

مرگ مادر

شش سال از سن شریفش نگذشته بود که بهمراه مادر برای دیدار بستگان مادری و زیارت قبر پدرش بسمت یثرب (مدینه) حرکت کرد.

هنگام بازگشت بمکه آمنه بیمار شد و با تنی رنجور و چشمی گریان، آن زن داغدیده و افسرده در جلو دیدگان نورد دیده اش محمد (ص) چشم از جهان فرو بست و آن طفل در سن شش سالگی از پدر و مادر یتیم شد، کنیز مادرش برکه (ام ایمن) پرستاریش را پذیرفت و با حالی پریشان ودلی سوزان محمد (ص) را نزد جدش عبدالمطلب آورد.

مرگ عبدالمطلب

هشت ساله بود که عبدالمطلب هم بسرای جاودانی شتافت و سرپرستی او بوصیت جدش بعموی گرامیش ابوطالب محول شد.

محمد (ص) همیشه تفکر بود

آن کودک یتیم روی پدر را ندیده بود مادر مهربان و عزیزش را از دست داده بود مرگ جدش عبدالمطلب بر خاطرات حزن آور زندگیش افزوده بود، در قبیلة فقیری پرورش یافته و دعوای کودکان را برای بچنگ آوردن مشتی خرما تماشا کرده بود، این صحنه ها او را مغموم و متفکر و افسرده می ساخت و اغلب اوقات در تنهائی می نشست و باندیشه فرو می رفت. او از کودکی با کودکان دیگر فرق بسیار داشت و اعمال و رفتارش را همگان می ستودند.

قیافة محمد (ص)

چهره ای صاف و ساده و بی آلایش داشت، آثار شکوه و وقار از سیمایش هویدا بود سرش بزرگ، مویش بلند و زیاد، پیشانیش پهن، چشمانش سیاه و جذاب، مژه هایش بلند، دندانهایش سفید و قیافه اش دارای جذابیتی خاص بود که هر کس او را می دید فریفته اش می شد، گاهی لبخندی نمکین بر لب داشت و سخنانش شیرین بود، گفتاری ملایم و آرام و حافظه ای قوی داشت، آهنگ صدایش محکم و موزون بود، بیشتر اوقات را به تفکر می گذارند.

حرکت بشام

عمویش ابوطالب باو علاقة شدیدی داشت و در سن دوازده سالگی او را با خود برای تجارت بشام برد، محمد (ص) خواندن و نوشتن را نیاموخت و لیکن « بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد».

پیشگوئی راهب نصرانی

در سفر شام بین راه راهبی بود مسیحی که نامش بحیرا و از علوم متداولة زمان با اطلاع بود و ازاسرار کتب آسمانی آگاهی داشت، محمد (ص) را دید و در قیافة تابناک و ناصیة بلندش دقیق شد، به ابوطالب گفت از این پسر مواظبت کن روزی می آید که برای خدا کارهای بزرگ انجام می دهد، شأن او بزرگ است و پیغمبر این امت است که با شمشیر خروج خواهد کرد. نام بحیرا جرجیس بی ابی ربیعه بوده است.

چوپانی محمد (ص)

محمد (ص) چون بسن بلوغ رسید برای تأمین معاش به شبانی مشغول شد، روزها و شبها در بیابان وسیع و لم یزرع عربستان. درباره خدا به تفکر می پرداخت و در کمال نجابت و شرافت و امانت بسر می برد، مردم داری و بزرگواری و قدرت روحی و معنوی و وسعت اندیشسه داشت و بهمین مناسب ( محمد امین) لقب یافت.

تجارت کردن محمد (ص)

به تشویق عمویش ابوطالب شبانی را ترک و نمایندگی بازرگانی خدیجه سیدة قریش را پذیرفت و با کاروان تجارتی از مکه بجانب شام رهسپار شد و با سودی کلان بسوی خدیجه برگشت، آنزن بزرگوار از لیاقت و کاردانی و تدبیر و فراست و کیاست محمد در کار تجارت خشنود شد و این دوستی جنبة معنوی بخود گرفت و آن علاقه بحدی رسید که از آن دو وجود مقدس دودمان رسالت و خاندان طهارت و تقوی و معنویت و فضیلت پدید آمد و فروغ ایزدی آنها عالم و عالمیان را روشن ساخت.

خواب دیدن خدیجه

پیش از وصلت محمد (ص) با خدیجه، آن بانوی عالیقدر شبی در خواب دید قرص آفتاب چرخ زنان بپایین آمد تا نزدیک زمین رسید و بسوی سرایش فرود آمد و از پرتو تابناکش از خواب بیدار شد.

تعبیر خواب

خدیجه شتابان نزد عمویش ورقه بن نوفل که دانشمندی روشندل بود رفت و خوابش را گفت، ورقه گفت: مردی بزرگ ترا بهمسری بر می گزیند که بر آسمان دین آفتابی تابان باشد.

افکار خدیجه

خدیجه خوابش را فراموش نمی کرد و درباره آن رؤیا و تعبیرش همیشه اندیشناک بود و درباره بزرگان و جوانان قریش و صفات و حالاتشان بررسی و مطالعه می کرد و هر کس که بخواستگاریش می آمد دل روشنش او را نمی پذیرفت.

برگشت محمد (ص) از سفر شام

سفری که محمد (ص) از شام مراجعه نمود وارد خانه خدیجه شد و گزارش مسافرتش را بیان کرد، آفتاب مهر و الفت و محبت وجود محمدی در کانون قلب خدیجه و خلوتخانة ضمیرش تابید و آن شعشعه‌ی سرمدی سراسر وجودش را تسخیر کرد، خدیجه شور و احساس، عشق و محبتش را نسبت به محمد (ص) با نفیسه و رازدارش در میان گذاشت.

نفیسه نزد محمد (ص) آمد

نفیسه نزد محمد (ص) رفت و چنین گفت: چرا آسمان زندگانیت را به ستارة تابناک آرایش نمی دهی؟ من آمده ام بپرسم اگر زنی فرزانه و از حیث مال و کمال و جمال یگانه باشد و بخواهد با تو وصلت و ازدواج کند می پذیری؟

محمد (ص) پرسید آیا آن زن کیست؟

نفیسه گفت : خدیجه بانوی مهربان.

محمد (ص) با الهام قلبی و توجه باطنی قبول کرد، در این هگام محمد (ص) 25 سال داشت و خدیجه چهل ساله بود.

جشن ازدواج محمد (ص) با خدیجه

جشنی باشکوه در خانة اشرافی خدیجه برپاشد ابوطالب پیشوای قریش و عموی محمد (ص) خطبه پیمان زناشوئی آنها را خواند و چنین گفت:

برادرزادة من محمد (ص) اگرچه از هرگونه ثروتی تهی دست است ولیکن مال و ثروت سایه ایست فانی و پارسائی و اصالت دودمان نوریست باقی که هیچ مال و مکنتی هم تراز آن نیست. محمد (ص) 25 سال با آرامش خاطر و همکاری و همفکری با خدیجه زندگی کرد.

محمد (ص) بوضع آینده می اندیشد

محمد (ص) از فساد اخلاق جامعه و اختلاف طبقاتی و استغراق مردم در منجلاب پستی و رذالت و ربا خواری و مادیگری و تعدی بحق دیگران و تجاوز زورمندان به بیچارگان رنج می کشید و غم می خورد و در فکر علاج و چاره بود.

انزوای محمد (ص)

او همیشه در جائی خلوت و بیشتر در کوه حرا به تفکر و عبادت و ریاضت، زمان را پشت سر می گذارد و بتفکر و مراقبت ساعاتی را می گذراند.

حالات روحی خاصی برایش پیش می آمد و اتصالش از مبدأ غیب مطلقاً قطع نمی شد و امواج نیروی غیبی در اندیشه اش رسوخ می کرد و میدانست که هدایت این گمراهان و نجات این سرگشتگان وادی جهالت باید به دست توانای پرقدرت معنوی او انجام گیرد.

محمد (ص) به نبوت مبعوث شد

نگاه بارقة حقیقت سراسر وجودش را منور کرد و هاتفی در گوش دل و جانش سرود آسمانی و نغمة غیبی را ساز کرد:

ای محمد (ص) هدایت گمراهان را از خدا بخواه.

رفتار خدیجه نسبت به محمد (ص)

خدیجه پس از ازدواج با محمد (ص) تمام ثروتش را به او بخشید و عنانمال و دارائیش را در اختیار شوهر بزرگوارش گذاشت.

این مرد آسمانی و ملکوتی غلامان را آزاد کرد و عملاً نشان داد که بدون غلام هم می شود کار و زندگی کرد آنهم در محیطی که غلامی و بردگی از ضروریات اولیة زندگانیشان بود.

بشارت پیامبری محمد (ص)

حالات محمد (ص) پس از رسیدن اولین وحی و الهام و بشارت پیامبری :

در یکی از شبهای ماه رمضان سال چهلم زندگانی پر افتخارش سال 609 میلادی در غار حرا جبرئیل آنسروش غیبی پیام آورد و از آیه 1 تا 5 سورة 96 قرآن مجید ( اقراء باسم) نازل شد.

از نزول وحی دگرگونی عجیبی در محمد (ص) ظاهر شد گوئی تمام بدنش سرد و سنگین شده است، رخوتی جسمش را فرا گرفته بود بخانه رفت و تمام جزئیات را برای همسر مهربانش خدیجه شرح داد، خدیجه که او را بخوی می شناخت او را دلداری داد و گفت بدون تردید خدا برایت بد نمی خواهد زیرا تو نسبت بخانواده ات مهربان و به بینوایان مددکار و نسبت به میهمانان خوش برخورد و بکسانیکه دچار رنج و زحمتند یار و یاوری. این بود قضاوت خدیجه نسبت بسرور عالم و عالمیان، محمد (ص).

نظریة ورقه بن نوفل

خدیجه نزد عمویش ورقه که مردی کور و بینادل و بصیر و مطلع بود رفت و او را راجه به کتابهای مذهبی عهد عتیق اطلاعاتی عمیق داشت، خدیجه جریان حال شوهرش محمد (ص) را برایش بیان کرد او بمراقبه و حالت خلسه فرو رفت بعد گفت: قسم بکسیه جان ورقه در دست قدرت اوست اگر آنچه را گفتی راست ودرست باشد شوهرت برگزیدة خدا شده و ناموس اکبر بر او تجلی کرده است.

ملاقات ورقه از محمد (ص)

چند روز بعد ورقه در کعبه با محمد (ص) ملاقات کرد و از او پرسشهای نمود و گفت نگران مباش خدا بتو وحی فرستاد و تو هم مانند موسی و عیسی برگزیدة خدائی و فرق سرمحمد (ص) را بوسید و بسخنانش ادامه داد. بسیار متأسفم که پیر شده ام ایکاش زنده می ماندم و روزی که خدا ترا براهنمائی بشر مأمور ساخته می دیدم ولی همین ملت ترا از خانه و زادگاهت براند برای اینکه هر که از جانب خدا برانگیخته شد و به نبوت رسید ملت او قبولش نکردند و ایمان نیاوردند و بنای بدرفتاری گذاردند.

چند ماه گذشت باز وحی و الهام به پیامبر رسید

پس از چند ماه باز وحی و الهام به محمد (ص) رسید شبنم عرق برگل رخسارش نشست لرزه بدنش را فرا گرفت همان جذبه‌ی ملکوتی و روحانی تار و پود جانش را لرزاند، دانست که باید رفتارش را نسبت به مردم تغییر دهد و آنها را بسوی خدای یگانه و خالق یکتای توانا دعوت کند سه سال در پنهانی به تبلیغ گذشت و بعد مأموریت پیدا کرد رسالت و نبوتش را آشکار کند چون ندایش بلند شد که بگویید « نیست خدائی جز خدای یگانه رستگار شوید، منم فرستادة او» اکثریت ببدرفتاری پرداختند و بآزار و اذیت آن منجی عالم بشریت قیام نمودند.


تحقیق امام علی (ع) الگوی رهبری در جامعه اسلامی

برای اینکه یک اجتماع همیشه در حال فعالیت و حرکت باشد و امت سعادتمند شود قوانین کامل و جامعی لازم است تا ارزشها و کرامتها و فضیلتهای انسان را حفظ کرده عوامل ضد پیشرفت را از بین برده و جامعه را به سوی سعادت و رستگاری هدایت کنداین قانون باید از طرف قانونگذاری باشد که عقل کل بوده و عملش به همه نیازها احاطه دارد و قادر است جامعه را در مسیر تکامل به ح
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44
تحقیق امام علی (ع) الگوی رهبری در جامعه اسلامی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

امام علی (ع) الگوی رهبری در جامعه اسلامی


رهبری ,مبین قانون

برای اینکه یک اجتماع , همیشه در حال فعالیت و حرکت باشد و امت سعادتمند شود, قوانین کامل و جامعی لازم است تا ارزشها و کرامتها و فضیلتهای انسان را حفظ کرده , عوامل ضد پیشرفت را از بین برده و جامعه را به سوی سعادت و رستگاری هدایت کند.این قانون باید از طرف قانونگذاری باشد که عقل کل بوده و عملش به همه نیازها احاطه دارد و قادر است جامعه را در مسیر تکامل به حرکت در آورد , چرا که خود کمال مطلق است و به همه چیز , دانایی دارد و چنین قانونگذاری همان خدای یکتاست که جهان را آفریده است پس قانون و برنامه تکامل انسان , باید از سوی او باشد تا در قلب و جان مردم , نفوذ کند برای اینکه هواهای نفسانی هیچ کس بر قانون اثر نگذارد و کسی هنگام توضیح قانون , به نفع خود یا ضرر دیگری , مطالبی را کم یا اضافه نکند و برای حفظ شدن اصل و حقیقت قانون , همچنین بیان کردن و عمل کردن به آن , احتیاجی به کسی است که قانون را برای مردم توضیح دهد و آن را به اجرا در آورد . این مسئولیت سنگین و حساس باید بر دوش کسی باشد که از طرف خدا انتخاب و تعیین شده است , چنین شخصی که پیامبر (ص) نامیده می شود به وسیله وحی و قانون , پیام خدا را به مردم می رساند و آنرا تفسیر و اجرا می کند.

بعد از پیامبر نیز برای اینکه زحمتهای او هدر نرود و راهش باقی بماند , باید ادامه این کار به عهده کسی باشد که از طرف خدا انتخاب شده و به وسیله پیامبر به مردم معرفی شود.

چنین کسی باید خصوصیات پیامبر را دارا باشد , این خصوصیات عبارتند از :

1-عصمت داشته باشد؛یعنی در تمام دوران خود هرگز مرتکب گناه نشده باشد . در بیان احکام و حقایق دین و جداب دادن به سئوالهای مذهبی مردم و توضیح مسائل پیچیده مذهبی , دچار خطا و اشتباه نشود.

2-دانایی و آگاهی او نسبت به دین و مذهب , از همه بیشتر باشد و هیچ مسئله ای برای او ناآشنا نباشد.

3-نیکوکارترین,عادلترین,پرهیزگارترین و پاکترین افراد جامعه باشد.

آغاز حکومت علی علیه السلام

از اصبغ بن نباته نقل شده است که وی گفت:

هنگامی که حضرت علی (ع)در کرسی خلافت ظاهری جلوس فرمودند و مردم با ایشان بیعت کردند در حالی که عمامه پیامبر بر سرش , و رداء آن حضرت بر دوش و نعلین های پیامبر را پوشیده و شمشیر رسول خدا را حمایل نموده بود , به مسجد آمد و بالای منبر نشست سپس فرمود :ای مردم سئوال کنید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید همانا پیش من علم اولین و آخرین است.

به خدا قسم اگر جایگاهی برای من قرار دهید که در آن بنشینم به اهل تورات با آنچه در توراتشان آمده است قضاوت می کنم تا جائیکه خود تورات به زبان آید و مرا تصدیق نماید و به آنها بگوید علی بر شما قضاوت کرد .درست مطابق آنچه در من موجود است و خدا برای شما در من نازل فرموده است. و به خدا قسم به اهل انجیل حکم می کنم به آنچه در انجیل است بطوریکه به زبان آید و بگوید درست به آنچه که خداوند نازل فرموده بر شما در من ,علی بر شما اساس آن بر شما قضاوت فرمود.

و حکم می کنم به اهل قران درست به آنچه خداوند نازل فرموده برای مردم که اگر قران هم به سخن آمد تصدیق می کند که من درست طبق امر خدا در قران حکم می کنم.

شما که شب وروز قران تلاوت می کنید آیا در میان شما کسی است که همه آنچه را که خداوند در قران نازل فرموده است بداند.

اگر نبود یک آیه در قران من به شما خبر می دادم به آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد و آنچه الان در عالم کون وجود دارد , آن آیه این است :

(خداوند آنچه را که بخواهد محو می کند و آنچه را که بخواهد ایجاد می کند و در پیش خداوند است ام الکتاب )

سپس فرمود: سئوال کنید از من قبل از اینکه من از دست شما بروم به خدا سوگند اگر تک تک آیه های قران از من سئوال کنید جواب می دهم که آیا در روز نازل شده یا درشب ,درمکه نازل شده یا در مدینه ,در سفر نازل شده یا در حضر,ناسخش کدام است ومنسوخش کدام, محکمش کدام است ومتشابه اش کدام ,همچنان فرمود تا اینکه مردی به نام ذعلب قیام کرد ,عرض کرد یا علی از تو سئوال می کنم که نتوانی جواب دهی آن گاه پرسید یا علی,آیا خدا را دیده ای؟

فرمود ای ذعلب بدان:من خدای را که نبینم بندگی نمی کنم عرض کرد:پس آنرا برای ما توصیف کن ,حضرت فرمود:وای بر تو خدا را با چشم سر نمی توان دید بلکه او را با چشم بصیرت و قلب می توان یافت.حضرت در خصوص عظمت پروردگار ,مطالبی ایراد فرمود تا او ساکت وحیران ماند, باز هم فرمود :از من سئوال کنید قبل از اینکه مرا از دست بدهید.

پس مردی از آخر مسجد در حالی که به عصایش تکیه داده بود بلند شد,در حالیکه که با پای خود به مردم تنه کی زد ,آمد تا اینکه رسید ,پس عرض کرد:یا علی مرا به عملی راهنمایی فرما که چون انجام دهم مر از آتش جهنم نجات دهد؟ حضرت فرمود :گوش کن ای مرد ,فکر کن و یقین بدان که که دنیا به سه چیز استوار است .

-دانشمند سخنوری که به علمش عمل کند.

-ثروتمندی که به مالش بخل نورزد.

-و فقیری که دارای صبر و تحمل باشد.

اگر عالم به علمش عمل نکند و ثروتمند بخل ورزد و فقیر صبر نداشته باشد آن هنگان زمان سختی و عذاب است ,حضربت توضیحات دیگر در روشنگری مسائل داد تا اینکه باز فرمود:

سئوال کنید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید,دیگر کسی بلند نشد و سئوالی نکرد,آنگاه حمد وثنای الهی بجا آورد و به پیامبر درود فرستاد ,سپس به امام حسن(ع) فرمود :بلند شو و بالای منبر برو وسخنی بگو تا بعد از من قریش حق تو را انکار نکنند و نگویند حسن بن علی نمی تواند به خوبی کارها را انجام دهد وچیزی نمی داند.امام حسن عرض کرد ((پدر جان چگونه بالای منبر بروم و سخن بگویم در حالیکه شما در میان آن جمعیت نشسته ای, می بینی و گوش می کنی)).

حضرت فرمود پدر و مادرم به قربان تو فرزندم,من خودم را طوری پنهان می کنم که من بشنوم و ببینم وتو مرا نبینی ,پس امام حسن بالای منبر رفت و حمد وثنار الهی بجا آورد و به پیامبر خدا درود فرستاد ,سپس فرمود:ای مردم از جدم رسول خدا شنیدم که می گفت :من شهر علم هستم وعلی دروازه آن شهر است .آیا ورود به شهر جز از طریق دروازه اش امکان پذیر است؟ یعنی ((راه پیوستن به به پیامبر (ص) فقط باید از دوستی علی (ع) شروع شود و بدون محبت علی (ع) دوستی پیامبر تحقق پیدا نمی کند)). این کلام را فرمود و از منبر پائین آمد ,علی (ع) از جا برخاست و او را گرفت و به آغوش کشید ,سپس به امام حسین فرمود:حسین جان برو بالای منبر برو وسخنی بگو تا قریش بعد از من حق تو را ندیده نگیرند و نگویند همانا حسین بن علی چیزی نمی داند ولی سخن تو در ادامه سخن برادرت باشد,سپس امام حسین بالای منبر رفت و حمد وثنای الهی بجا آورد و به پیامبر درود فرستاد وسپس فرمود : ای مردم از جدم رسول خدا (ص) شنیدم در حالی که می فرمود همانه او (علی (ع) )شهر هدایت است هر کس داخل آن شهر شود نجات پیدا می کند و هر کس تخلف از علی نابود می گردد. سپس امیر المومنین امام حسین را به طرف خود کشید و در آغوش گرفت و به سینه اش چسبانید و بوسید و آنگه فرمود :ای مردم گواه باشید این دو فرزندان پیامبر خدا هستند و امانت های آن بزرگوار است که به من سپرده شده اند و من آنها را به شما می سپارم ولی مردم فردای قیامت پیامبر خدا از این دو از شما سئوال خواهد کرد که چگونه با امانتهای او رفتار کردید.

فعالیتهای امام علی (ع) در دوران خانه نشینی

1-عبادت و بندگی خدا,آن هم بصورتی که در شان شخصیت مانند علی (ع) بود,تا آنجا که امام سجاد (ع) عبادت و تهجد عجیب خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خویش ,ناچیز می داند.

2-تفسیر قران و حل مشکلات بسیاری از آیات ,و تربیت شاگردانی مانند ((ابن عباس)) که بزرگترین مفسر آیات قرانی به شمار می رود.

3-پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل جهان ,بالأخص یهود و مسیحیان که پس از در گذشت پیامبر برای تحقق و پژوهش از آئین وی ,رهسپار مدینه می شدند ,پیچیده ترین سئولات را مطرح می نمودند هیچ پاسخی جزء علی (ع) که احاطه کامل بر تورات و انجیل داشته باشد ,پیدا نمی کردند و اگر این خلاُ فکری و فرهنگی توسط امام پر نمی شد جامعه اسلامی در شکستگی شدید فرو می رفت ,هنگامی که امام به کلیه سئوالات آنها پاسخهای روشن و منطقی می داد انبساط و شگفتی خاصی در چهره خلفا که بر جای پیامبر (ص)نشسته بودند و از جواب آن احساس نا توانی می کردند ,پدیدار می گشت.نمونه زیر یکی از آنهاست:

جمعی از رهبران یهود نزد ابوبکر آمدند و به او گفتند :آیا شما جانشین پیامبری ؟

جواب داد بله.

ما در تورات دیده ایم که جانشینان پیامبر از دانشمند ترین افراد امتند.شما به این سئوال جواب بدهید که جای خداوند متعال تبارک و تعالی کجاست ؟آیا در آسمان است یا در زمین؟

-خدا در عرش و آسمانها قرار دارد.

بنابراین زمین از وجود خدا خالی است,زیرا به گفته شما در جایی هست و در جایی نیست .

ابوبکر ناراحت شد و گفت ,این حرف کافران است از پیش ما دور شوید و گر نه شما را می کشیم .یهودیان از نزد ابوبکر بیرون آمدند, در بین راه علی(ع) به آنان گفت :آگاه شدم آنجه سئوال کردید و جواب شنیدید ,اما جواب شما این است که :خدای عزوّجل آفریننده جا و مکان و فضا است پس او حکم بر مکان است نه محکوم آن ,او در همه جا است بدون آنکه با چیزی و مکانی تماس و نزدیکی داشته باشد بلکه علم و دانش او در هر مکان و آنچه در آن است احاطه دارد و هیچ چیز از تدبیر او بیرون نیست من شما را به مطلبی که در کتاب خود شما است آگاه می کنم که موید سخن من است اگر بر شما حقیقت روشن شد آیا ایمان می آورید ؟گفتند :بله

فرمود:آیا در بعضی از کتابهای شما این موضوع نیست که روزی موسی بن عمران نشسته بود و فرشته ای از سمت شرق نزد او آمد ,موسی سئوال کرد:از کجا آمده ای ؟گفت:از نزد خدا,فرشته دیگری از سمت مغرب آمد و در جواب حضرت موسی (ع) فرمود از نزد خدا آمده ام .آنگاه فرشته دیگری آمد وگفت از آسمان هفتم از نزد خدا آمده ام , موسی (ع) فرمود منزه است خدای که جایی از او خالی نیست هیچ جای نزدیک تر از جای دیگر نیست.

یهودی دیگر گفت شهادت می دهم این سخن کاملا درست است و تو سزاوار جانشینی پیامبری از آن کسی که بر خلافت چیره شده است.

4-بیان احکام بسیاری از حوادث و پدیده های نو ظهور که در اسلام سابقه نداشت و از پیامبر گرامی ,تفسیری در دست نبود .این نقطه از نقاط حساس زندگی امام است و اگر در میان صحابه شخصی مانند علی نبود که به تصدیق پیامبر گرامی دانا ترین است و آشنا ترین آنها به موازین قضا وداوری به شمار می رفت بسیاری از مسایل در صدر اسلام به صورت مشکل لاینحل و گره کوری باقی می ماند.

5-هنگامیکه دستگاه خلافت در مسائل نظامی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد اما یگانه مشاور مورد اعتمادی بود که با واقع بینی خاصی, مشکلات را از سر راه بر می داشت و مسیر کار را معین می کرد.

6-تربیت و پرورش گروهی که ضمیر پاک و روح آماده ای برای سیر و سلوک داشتند تا در پرتو رهبری و تصرف معنوی امام بتوانند قله های کمالات معنوی را فتح کند و آنچه را که با دیده ظاهر نمی بینند با دیده دل و چشم باطنی ببیند.

7-کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان تا آنجا که امام با دست خود باغ احداث می کرد و قنات استخراج می کرد و آن را در راه خدا وقف می کرد.

تلاش محمد(ص) و علی(ع) این بود که با الغاء تعصبهای جاهلی برتریهای قومی و قبیله ای و حسب و نسبی به تمام افراد مسلمان ارزش کامل انسانی تلقین کنند؛قرآن می گوید : ((قل انما انا بشر منکم)) و علی (ع) می گوید : من و شما هر دو بنده عاجز خداوندیم و امیر شما بودن یعنی بار مسئولیت سنگین تری به دوش داشتن و بس .

اعجاز قرآن و محمد (ص) و اسلام که قوم شتر چرانی را ظرف نیم قرن زمامدار دنیای متمدن-ایران و رم-کرد از این راه توجیه می شود که به وسیله توحید و مساوات از هر شتر چران سوسمار خواری انسانی ساخت صاحب شخصیت و واجد فضیلت و امتی ساخت که زمامدارشان پس از فتح هزار شرح در راهپیمایی بیت المقدس سواری تنها شتری راهوار را با غلامش به مساوات و برابری تقسیم کرد اگر یک فرسخ خود سوار بود و غلام پیاده در فرسخ دوم غلام را سوار کرد و خود رد رکاب او پیاده رفت .

مسائلی که از این اصل مهم یعنی توحید و در نتیجه مساوات ناشی می شود فراوان است , از جمله دسترسی هر کسی است به مقامی که لیاقت دارد, اسامه بن زید فرزند بنده آزاده شده ای , به فرماندهی سپاه می رسد و ...

بعد از پیامبر اسلام(ص) شیخین تا حد زیادی از این اصول و سنن را حفظ و از آنها پیروی کردند در زمان آنان هنوز گفته های پیغمبر دهان به دهان و سینه به سینه نقل می شد, مهاجر و انصار به شمشیرهایی که در رکاب پیغمبر زده بودند و به نزدیکی خود به رسول خدا افتخار می کردند و هنوز فضیلت و تقوی مایه برتری و مباهات بود .


بررسی تاریخچه جامعه شناسی دین یا مطالعات جامعه شناختی دین

تعاریف مختلفی از دیدگاه علوم اجتماعی از دین ارائه شده است که برخی از مهمترین آنها در اینجا ذکر می شوند 1 دین عبارت است از باور به موجودات معنوی (Reading 1977175) 2 دین یعنی تلاش و جستجو کردن برای کمک گرفتن از ارواح از طریق عبادت (فریزر) (Reading 1977175)
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 16 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 28
بررسی تاریخچه جامعه شناسی دین یا مطالعات جامعه شناختی دین

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

تعریف دین

تعاریف مختلفی از دیدگاه علوم اجتماعی از دین ارائه شده است که برخی از مهمترین آنها در اینجا ذکر می شوند:

1. دین عبارت است از باور به موجودات معنوی (Reading 1977:175).

2. دین یعنی تلاش و جستجو کردن برای کمک گرفتن از ارواح از طریق عبادت (فریزر) (Reading 1977:175).

3. دین عبارت است از مجموعه ای از اعمال و باورهای مربوط به ماوراء الطبیعه که به خودی خود هدف هستند (مالینوفسکی) (Reading 1977:175).

4. دین ایدئولوژی ماوراء الطبیعه است (پدینگتون) (Reading 1977:175).

5. دین یک نظام یکپارچه از عقاید و اعمالی است که به اشیای مقدس مربوط می شوند، یعنی اشیای متمایز و ممنوع، عقاید و اعمالی که همه کسانی را که به آن وفادارند، در یک اجتماع اخلاقی به نام کلیسا، متحد می سازند (دورکیم) (بختیاری و حسامی، 113:1382).

6. دین عبارت است از روابط انسان ها با نیروهای فوق طبیعی که شکل دعا، قربانی و عبادت به خود می گیرند (وبر) (بختیاری و حسامی، 208:1382).

7. دین نظامی از نمادهاست که می کوشد خلقیات و انگیزش های قوی، فراگیر و پویا در انسان ایجاد کند. این کار با تنظیم و جهت دادن به تصورات و ذهنیت ها درباره نظام حاکم بر هستی و پوشش دادن این تصورات و ذهنیت ها با هاله ای از حقیقت و واقعیت به گونه ای که فقط خلقیات و انگیزش ها، واقعیت و حقیقت جلوه کند (گیدنز) (بختیاری و حسامی، 250:1382).

8. دین عبارت است از نظام هایی درباره اعتقاد، عمل و سازمان که جلوه ای اخلاقی را در رفتار پیروان شکل می دهند (گولدوکولب، 427:1382).

9. دین مجموعه ای از مراسم تبعید شده عقلی به وسیله افسانه است که نیروهای ماوراء الطبیعه را برای مقاصدی مانند ایجاد یا ممانعت از تغییر حالت در انسان و طبیعت بسیج می‌کند (عسگری خانقاه و کمالی،477:1380-476).

10. دین عبارت است از نظامی از باورها و اعمال که به وسیله آن گروهی از افراد به تفسیر کردن و دادن پاسخ به آن چیزهایی می پردارند که آنها را فوق طبیعی و مقدس احساس می‌کنند (Horton, Hunt, 1984:265).

11. دین می تواند به عنوان: اعتقاد به امر فراطبیعی؛ ایدئولوژی؛ نظام های اعتقادی و مجموعه ای از مناسک در نظر گرفته می شود (بیتس، پلاگ، 671-677:1375).

12. دین از نظر لغوی، واژه ای است عربی و معنای فارسی آن آیین، کیش، راه و روش است. جمع آن ادیان است (فرهنگ معین، 1597:1381).

معادل انگلیسی آن (Religion) است. این لفظ معمولا از فعل لاتین (religere) مشتق شده و به معنای اجرای وظیفه، حرمت، نیروهای برتر و تفکر عمیق است. اسم وابسته به این فعل، (religio) دلالت دارد هم به موضوع این گونه شیفتگی درونی و هم به غایت فعالیتی که با آن ملازم است. فعل لاتینی جدیدتر دیگری یعنی (religare) را ریشه این اصطلاح ذکر کرده اند که بر پیوند دلالت دارد (گولد، کولب، 427:1376).

نگاهی نسبتاً دقیق به تعاریف ذکر شده نشان می دهد که آنچه به عنوان عناصر اساسی و با اهمیت در تعریف دین لازم است مورد توجه قرار گیرد، عبارتند از: باورها، اعمال و سازمان. این سه عنصر به شکل مشخص در تعاریف دورکیم و گولد و کولب از دین آمده است.

تعریف جامعه شناسی دین

جامعه شناسی شاخه ای از علوم اجتماعی است که به مطالعه پدیده های اجتماعی یا واقعیت‌های اجتماعی در جوامع متحول و پیچیده می پردازد. جامعه شناسی در آغاز بر اساس الگوی علوم طبیعی شکل گرفته بود و در واقع نوعی فیزیک اجتماعی بود که در مطالعه پدیده های اجتماعی به دنبال کشف قانون مندی های طبیعی این پدیده ها بود و بر روی های عینی و شناخت خصوصیات ظاهری و خارجی پدیده ها تأکید می نمود و هدفش به دست آوردن شناخت عینی و به دور از داوری های ارزشی و بیطرفانه بود.

برخی ویژگی های پدیده های انسانی نظیر آگاهی،‌ اراده مند بودن، داشتن ذهنیت، قصد و نیت و معنا و تأثیر آنها بر روش شناخت پدیده های انسانی باعث به وجود آمدن بینشی دیگر در علوم انسانی شد که به جای شناخت خصوصیات ظاهری پدیده ها به روش عینی بر شناخت معانی پدیده ها به روش های درونی، ذهنی و همدلانه تأکید می نمود و به جای آنکه به دنبال تبیین پدیده های انسانی بود و به جامعه شناسی تفهمی و یا تفسیری و یا هرمنوتیکی معروف گشت.

جامعه شناسی دینی (The sociology of religion) یکی از شاخه های جامعه شناسی است که در هر دو نحله اثبات گرا و تفهم گرا گسترش یافته است. هم دورکیم و هواداران او به دنبال مطالعه جدی پدیده های دینی از دیدگاه جامعه شناسی بوده اند و هم «وبر» و طرفداران او رفتارهای دینی را از منظر جامعه شناسی پژوهش نموده اند. اگر گفته ریمون آرون، جامعه شناس فرانسوی، را بپذیریم که به تعداد جامعه شناسان می تواند تعریف جامعه شناسی وجود داشته باشد؛ می توان گفت که به تعداد جامعه شناسان دینی، تعریف جامعه شناسی دین وجود دارد. در اینجا نمونه هایی از تعریف های جامعه شناسی دین ذکر می شوند:

1. جامعه شناسی دینی شاخه ای از جامعه شناسی است که به مطالعه دین با عنوان واقعیت‌های اجتماعی یا پدیده های اجتمااعی می پردازد. واقعیت های اجتماعی دارای سه ویژگی عمومی بودن، خارجی بودن و الزام آور بودن هستند.

2. جامعه شناسی دینی به عنوان شاخه ای از جامعه شناسی است که به مطالعه دین به عنوان یک نهاد اجتماعی می پردازد و تعامل آن را با سایر نهادهای اجتماعی مورد تأکید قرار می‌دهد. می دانیم که از دیدگاه جامعه شناسان پنج نهاد اجتماعی اولیه و اساسی در همه جوامع وجود دارد که جوامع بدون حضور آنها نمی توانند ادامه حیات بدهند. این پنج نهاد اجتماعی عبارتند از: خانواده، آموزش و پرورش، اقتصاد، حکومت و دین.

3. جامعه شناسی دینی مطالعه دین در بستر و زمینه اجتماعی خود است (Hogo, 19??:175)

4. جامعه شناسی دینی به مطالعه جوهر پدیده دینی نمی پردازد، بلکه رفتارهای دینی که با تکیه بر پاره ای از تجربیات خاص و تصورات اهداف معین صورت می گیرند، مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین رفتار معنادار انسان دینی مورد اعتنای جامعه شناسی دینی است. در جامعه شناسی دینی از ارزش های مربوط به اصول خداشناسی یا فلسفه های دینی و یا از مشروعیت اعتقاد به جهان آخرت بحث نمی شود، بلکه فقط رفتار دینی به عنوان رفتار انسان خاکی به مقتضای هدف معمولی مورد مطالعه قرار می گیرد (فروند، 188:1362-187).

5. جامعه شناسی دینی مطالعه دین از منظر گروه های اجتماعی، تعاملات اجتماعی، نهادهای اجتماعی، ساختارهای اجتماعی، بستر تاریخی- اجتماعی، تأثیرپذیری از محیط اجتماعی، مقاومت در برابر نیروهای اجتماعی، سازه های اجتماعی واقعیت، آشکارسازی و رویکرد انتقادی است (زاکرمن، 73:1383-53).

6. جامعه شناسی کلاسیک دینی عمدتاً به دو موضوع مهم و گسترده پرداخته است: اول؛ آنگه چگونه دین در حفظ نظم اجتماعی مشارکت دارد و سهم ایفا می کند. دوم؛ آنکه چه رابطه ای بین دین و نظام سرمایه داری وجود دارد (Abercrombie, et al.,1984:206).

اگر به تعاریف ذکر شده از جامعه شناسی دینی توجه شود، می توان این تعاریف را در دو دسته نهادگرا و کنش گرا طبقه بندی نمود. رویکرد اثبات گرایانه و نهادگرایانه در مطالعات جامعه شناسی دینی به شکل جدی با دورکیم آغاز می شود. لازم به ذکر است که اگوست کنت نیز در پویایی شناسی اجتماعی خود و به ویژه در مبحث قانون مراحل سه گانه، دیدگاه جامعه شناختی خود را درباره دین که همانا دیدگاه اثبات گرایانه و تحول گرایانه است ذکر نموده است. رویکرد دوم یا رویکرد کنش گرا به پیشگامی ماکس وبر مطرح شده است. وبر جامعه شناسی را علم مطالعه کنش های اجتماعی معنادار می داند و بنیانگذار جامعه شناسی تفهمی است. در مطالعه کنش گرایانه از دین بر معنای رفتارهای دینی تأکید می شود که باید با همدلی و تجربه زیسته شناخته شود و یا به عبارت دقیق تر فهمیده شود. این تفهم یا فهم همدلانه باید در مرحله بعد تبیین گردد. به همین جهت رویکرد وبر در مطالعات جامعه شناختی دین تنها تفهمی یا تفسیری نیست بلکه تفهم تبیینی است.

تاریخچه جامعه شناسی دین یا مطالعات جامعه شناختی دین

مطالعات اولیه جامعه شناختی درباره دین از نظر روش شناختی دارای سه ویژگی تحول گرایانه، اثبات گرایانه و روان شناختی است. این خصوصیات را می توان در آثار کنت، تایلور و اسپنسر مشاهده کرد. در جامعه شناسی اگوست کنت یکی از مفاهیم اساسی به اصطلاح قانون مراحل سه گانه بود که بر اساس آن اندیشه بشری به شکل تاریخی و ضروری از مرحله ربانی و متافیزیک گذشته و به مرحله اثباتی رسیده است.

در آثار تایلور (فرهنگ ابتدایی) و اسپنسر (اصول جامعه شناسی) توضیحات دقیق تری درباره مراحل تحول دین و به ویژه منشأ دین به چشم می خورد. به باور تایلور و اسپنسر [پذیرش] روح ویژگی اصلی اعتقاد دینی است و ایده روح از تفسیر ناصحیح رؤیا و مرگ به دست آمده است.

این دو اندیشمند نیز مانند کنت پدیده های دینی را بر اساس تمایلات روان شناختی، خطاهای فکری و شرایط زندگی اجتماعی توضیح می دادند. در قرن نوزدهم، دانشمندان دیگر به ویژه کارل ماکس و جیمز فریزر نیز در مطالعه دین رویکرد مشابهی داشتند.

رویکرد دیگری در مطالعه دین وجود دارد که توسط امیل دورکیم در کتاب صور بنیانی حیات دینی مطرح شده است. هر چند این نگاه قبلاً توسط فوتسل دوکلانژ (معلم دورکیم) مطرح شده بوده است. از دیدگاه دورکیم در همه جوامع تمایزی بین امر مقدس و نامقدس وجود دارد. او بیان می دارد که دین، نظامی یکپارچه از باورها و اعمال در ارتباط با امور مقدس است، اموری که متمایز و ممنوع هستند، این باورها و اعمال گروندگان به آنها را در اجتماع، واحدی که کلیسا نامیده می شود، با هم متحد می سازد. در نظریه دور کیم جنبه‌های اجتماعی دین بیشتر مورد تأکید است. از نظر دورکیم کارکرد مناسک مذهبی تأیید برتری اخلاقی جامعه بر اعضای آن و همچنین حفظ همبستگی اجتماعی است.

تأکید دورکیم بر مناسک به جای باورها، انسان شناسان بعدی را وادار نمود تا پژوهش های کارکردگرایانه درباره دین انجام دهند. پژوهش های مالینوسکی در مقاله «جادو، علم و دین» و دیگر مقالاتش (1948) و رادکلیف براون در «ساکنان جزایر آندومان» (1922) نشان داد که چگونه امور مذهبی در جوامع ساده و ابتدایی به حفظ انسجام اجتماعی و نظارت جامعه بر رفتار افراد کمک می کند.

در رابطه با جوامع متمدن و پیشرفته، نظریه دورکیم درباره کارکردهای دین کمتر راهگشاست. چون دین بیش از آنکه عامل وحدت باشد، می تواند نقش اختلاف برانگیز داشته باشد. از طرف دیگر در جوامع متمدن باورها و آیین ها مهم تر از مناسک هستند. این تغییر توجه باعث شد که هابهاوس به بررسی اثر پیشرفت فکری بر نهادهای اجتماعی بپردازد و توجه خاصی به ایده های اخلاقی بنماید. بر این اساس، وی در اثر مهمش به نام «اخلاق در تحول» که در سال 1907 منتشر شده است به کدهای اخلاقی مهم ترین ادیان و به ویژه مسیحیت می پردازد. این کدها به مثابه آیین مورد بررسی قرار می گیرند و به شکلی اساساً فلسفی تحلیل می شوند و ارتباط این کدها با رفتار اجتماعی به شکلی بسیار کلی مورد توجه هستند.

ماکس وبر نیز عمیقاً تحت تأثیر دلالت های اجتماعی باورهای دینی قرار داشت و رویکردش از برخی جهات متفاوت از رویکرد هابهاوس بود. اولاً، آنکه طرح نظری وبر درباره دین تحول گرایانه نبود. ثانیاً، وی اساساً علاقمند به یک جنبه از اخلاق دینی یعنی پیوند اخلاق دینی با نظام اقتصادی بود و آن را از دو جنبه، نخست تأثیر آیین دینی خاص بر روی رفتار اقتصادی و دیگر رابطه بین جایگاه گروه ها در نظام اقتصادی و انواع باورهای دینی بررسی نمود. چنین است که آثار وب، دورکیم و دیگران به مطالعه جامعه شناختی از دین شکل دادند.

در آمریکا، یعنی جایی که برخلاف جریان شکل گرفته در اروپا، باورها و اعمال دینی رو به فزونی و شرکت در مراسم کلیسایی در سطح بالاست، البته با تفاوت های ناچیزی که بین طبقات اجتماعی وجود دارد. «هربرگ» در کتاب کاتولیک، پروتستان و یهود (1955) و دمارت در کتاب «طبقه اجتماعی در آمریکای پروتستان» (1965) کوشش نمودند که مفهوم همبستگی اجتماعی دورکیم را به کارگیرند و از طرف دیگر فرضیه وبری بنیان های اجتماعی وفاداری فرقه ای را گسترش دهند (Mitchell,1981:214-216).


بررسی و خلاصه نویسی درسهایی از قرآن در ماه مبارک رمضان

از عالم دانشمند آقای قرائتی به خاطر بیانات خوبشان تقدیر و تشکر می کنم و از مسئولین محترم آموزش و پرورش کمال تشکر و قدردانی را دارم و برای همه خدمتگزاران آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و از خداوند می خواهم به برکت قرآن به ما توفیق شناخت و معرفت هر چه بیشتر آیات الهی و عمل به دستورات آن را عنایت فرماید
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 32 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 62
بررسی و خلاصه نویسی درسهایی از قرآن در ماه مبارک رمضان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه و تقدیر و تشکر

با سلام و درود بر حضرت محمد (ص) و خاندان پاکش و آرزوی تعجیل در ظهور فرج آقا امام زمان (عج) در طول ماه مبارک رمضان پای درس هایی از قرآن استاد گرانقدر جناب حجه الاسلام قرائتی نشستم و از صحبت های ایشان هم بهره مند شدم و استفاده کردم و هم خلاصه صحبت های ایشان را نوشتم و امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را درست ادا کرده باشم و آنچه را که ایشان فرموده اند را به صورت خلاصه نوشته باشم و در نهایت بتوانم به آنچه که شنیدم و خواندم عمل کنم.

از عالم دانشمند آقای قرائتی به خاطر بیانات خوبشان تقدیر و تشکر می کنم و از مسئولین محترم آموزش و پرورش کمال تشکر و قدردانی را دارم و برای همه خدمتگزاران آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و از خداوند می خواهم به برکت قرآن به ما توفیق شناخت و معرفت هر چه بیشتر آیات الهی و عمل به دستورات آن را عنایت فرماید.

موضوع: تذکرات مهم درباره قرآن و تفسیر تاریخ پخش: اول رمضان 12/6/87

ترجمه ای بهتر است که سابقه بیشتر و تجربه دارد. در لغات و الفاظ: 1- مترجم عالم تر و ترجمه روان تر 2- در لغات و تجوید و احتمالات 3- تفسیر آیات انتخابی 4- آیات کوتاه و سوره های کوتاه 5- قصه های کوتاه 6- بینش و سواد و حوصله و نیاز

بهره گیری از فرصت های کوتاه برای معارف بلند قرآنی

دوری از نقل اقوال و انفال- بعضی ها در اقوال می مانند.

پناه می برم از پژوهش های بی خاصیت

تفسیر عمومی آیات نه تفسیر موضوعی و تخصصی

تفسیر آیات برگزیده نه ابتدا تا انتهای قرآن

بنابراین تفسیر آیات باید انتخابی باشد و مربوط به مناسبت ها باشد و از آیات کوتاه استفاده شود مسئله دیگر اینکه سن و سواد و حوصله و نیاز را در نظر بگیریم تعیین مراعات سن و مراعات سواد و حوصله و نیاز را بکنند.

خدا در قرآن می فرماید: که شما نمی دانید این آیه کوتاه آمدن و یک مثل از شتر می زند و یک مثل از آسمان.

اگر کسی استفاده کجی از قرآن کرد به علما مراجعه کند و از پیش خود تفسیر نکند.

آیه قرآن است که خداوند مشرق ها و مغرب دارد منظور کروی بودن کره زمین است.

اگر مسئله ای را قطعی نمی دانید به قرآن نسبت ندهید.

شناخت مشکلات مردم و بیان راه حل دینی

اگر خواستیم حرف های ما درست باشد باید خودمان را ارزیابی کنیم.

تلاوت متن قرآن و مطالعه ترجمه در کنار آن

اگر کسی قرآن را نگاه کند و بخواند و ترجمه کند و تدبر کند نکات بیشتری می فهمد.

قرآن لؤلؤ مرجان است، متن قرآن باید ؟؟کند، تمام ثواب ها مال متن قرآن است.

خداوند می فرماید: ای پیامبر در هر سنی که هستی همه کارهای تو وزن دارد.

همه کارهای تو ای پیامبر و همه کارهای حرام مردم- تلاوت آن را خدا شاهد است.

قرائت قرآن هر چه بیشتر بهتر است.

از علمای قرآن بخواهید که به جای سخنرانی در تفسیر قرآن بگوید.

قرائت قرآن در همه جا و هر چه بیشتر بهتر.


موضوع: امتیازات و ویژگی های قرآن کریم تاریخ پخش: دوم رمضان 13/6/87

اگر کسانی پژوهنده و محقق و نویسنده و مربی هستند توجه به ایننکات بکنید می فهمند که ما تا حالا چقدر غافل بودیم از قرآن.

قرآن 1- کلام خالق است. کلام الملوک ملوک الکلام.

قرآن سخن خدا و خدای همه سخن ها.

هویت انسان به حرف ها اوست و تجلی خدا به قرآن است.

آیه ای نازل شد که خدا تجلی است که قرآن می گوید تجلی خدا کوه را تکه تکه می کند و نزول قرآن هم بر کوه کوه را تکه تکه می کند.

2- قرآن معجزه است. قرآن 114 سوره دارد «فأتو ثمیل هذا القرآن» اگر می توانید 114 سوره بیاورید و اگر نمی توانید ده سوره بیاوید و اگر نمی توانید یک سوره بیاورید مثل سوره کوثر.

در هر کلام قرآن چند معجزه است.

کلمات آیات و سوره های قرآن اعجاز الهی- در آمار و قالب معجزه است جغرافیای قرآن بر معجزه است، در مورد سرقت می گوید السارقه و السارقه در مورد مردها بیشتر نقش در سرقت دارند.

در مورد زنا می گوید الزانیه الزانی در زنها بیشتر تحریک کننده هستند برای همین اول اسم زنها را آورده.

3- مأمور به تدبر هستم. افلا بتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها

4- قرآن بیمه است و انا له لحافظون. کلمه انا یعنی حتماً و لام لحافظون یعنی حتماً حتماً قرآن را محفوظ می کنیم.

توبیخ الهی به جهت ترک تدبر در قرآن.

5- همیشه در دسترس است و تاریخ مصرف ندارد مثل خورشید.

6- قرآن تاریخ مصرف ندارد.

7- قرآن بن بست ندارد. 8- توسعه اقتصادی بند به قرآن است.

آثار اقبال و اعراض از قرآن کریم

بعضی از گناهان شخصیت را عو می کند و اگر کسی از قرآن اعراض کند زندگی اش نکبت بار می شود.

قرا“ قول داده کسی که پشت بکند به قرآن هر چه بدود به جایی نمی رسد.

قرآن مثل دریاست العابهر اللعوام. قرآن عبارتی برای مردم است (یعنی ظاهرش) و اشاره ی خواص است و لطیفه ها برای اولیای خداست.

جامعیت قرآن برا همه اقشار اولیای خدا از لطیفه های قرآن استفاده می کنند.

شفاعت یا شکایت قرآن در قیامت.

قرآن حلقه وصل همه مسلمانان- هر چه پیش می رویم عظمت قرآن بیشتر می شود.

هنوز یک فرضیه ای پیدا نشده که مخالف و خلاف قرآن باشد. مثل ارسطو که در مورد زمین گفت زمین تو حرکت خودت را بکن کاری به توبه من نداشته باش.

گاهی یک آیه از قرآن سرنوشت انسان را عوض می کند. این هستی حساب و کتاب دارد. یک ذره کار خیر و یک ذره کار شر حساب و کتاب دارد.

این کتاب اسوه است و الگوست.

موضوع: نیاز به قرآن تاریخ پخش: سوم رمضان 14/6/87

تفاوت قرآن با سایر کتب.

نیاز بشر به قرآن- انسان راهنما می خواهد.

اگر انسان نیاز به راهنما دارد، نیاز به مربی دارد، نیاز به نور دارد، نیاز به قانون و عدالت دارد، نیاز به امید دار، نیاز به منجی دارد، نیاز به تذکر و تعقل دارد، نیاز به موعظه دارد، نیاز به دارو دارد، نیاز به آرامش دارد، نیاز به راهنما هم دارد که انسان خودش نمی فهمد. بعضی از کشورها 119 بار قانون اساسی دارد. هر کس پشیمان شده پیداست که عقلش کوتاه است.

قرآن راهنمای بشر در زندگی- اگر انسان راهنما می خواهد به امام هم نیاز دارد.

انسان مربی هم می خواهد: کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب ربما کنتم تدرسون. دائماً باید از قرآن درس بگیرید و دائماً به آن رجوع کنید. عالم ربانی عالم است که با قرآن سر و کله بزند.

انسان نیاز به نور دارد و انزلنا الیکم نوراً مبیناً

قرآن نور آشکار و روشنی بخش است.

قرآن یا با روایات روشن می وشد یا با آیات یا با متشابهات.

انسان نیاز به قانون دارد و نیاز به عدالت، چرا که قرآن می گوید ما قرآن را نازل کردیم تا قسط و عدالت برپا شود.

خاطره ای از شهید آیت الله اشرفی اصفهانی- در مورد اینکه هر کس وظیفه ای دارد حتی حیوانات هم به وظفه غریزی خود عمل می کنند.

قرآن امیدبخش انسان در زندگی.

اگر تعقل می خواهید قرآن و اگر کتابی می خواهید که باطل نباشد قرآن است. اگر دارو می‌خواهید قرآن است. یعنی تکبر و غرور و شرک مرض است به قرآن مراجعه کنید. قرآن آرامش است: علی بذکر الله تطمئن القلوب.

بهره گیری از قرآن در تمام ابعاد زندگی.

اگر به قرآن عمل نکنیم سیلی می خوریم. دین ما می گوید هر کس به من یاد بدهد من بنده اویم.

شاگردان امام صادق (ع) می گفتند به نفسی انت خدا جانم را قربانش کند.

تفاوت های قرآن با دیگر کتاب ها و مقالات- حدیث است کسی که هدایت را از غیر قرآن بخواهد گمراه می شود. گاهی مؤلف آدم خوبی است ولی محتوا مشکل دارد.

قرآن می گوید: بند بند قرآن از روی علم است و حرف هایش حکمت دارد زیرا خدا حکیم است.

قرآن کتاب علم و حکمت الهی

بعضی کتاب ها گاهی برای همه مفید نیست اما تمام آیات قرآن برای همه است.

جامعیت و جهانی بودن معارف قرآن.

بعضی کتاب ها برا همه سنگین است اما قرآن برای همه سنگین نیست.

گاهی کتابی علم است اما قادر به پاسخ همه سئوالات نیست اما قرآن پاسخگوی همه سئوالات است.

کتاب های دیگر یک بعدی هستند و رنگ باخته و تاریخ مصرف دارند اما قرآن اینطور نیست.

موضوع: جلوه ها و جاذبه های قرآن تاریخ پخش: پنجم رمضان 16/6/87

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ...

عوامل جاذبه قرآن: ماه رمضان یک ماه استثنایی است. خوابش هم عبادت است، ماه خودسازی، ماه میهمانی خداست. وقتی می گوییم ضیافت الله دعوت خدا شده اید.

قرآن پذیرای بی نهایت الهی است. اسلام و قرآن جاذبه دارد.

شعار مسلمانان اذان است و روابط عمومی مسلمانان اذان است.

مقایسه اسلام با دیگر ادیان و مکاتب

همین که بلال اذان می گوید یعنی سیاه و سفید مطرح نیست این پیام دارد. اول اذان الله اکبر است آخر آن هم الله اکبر است و جفت جفت است، اول اذان چهار بار الله اکبر گفته می‌شود بقیه دو تا است سئوال شده چرا اول آن چهارتا؟ امام گفت چون اولش مردم آماده نیستند کم کم وارد می شوند.

رشد اسلام در آمریکا و اروپا- اسلام در دنیا پیش می رود سران کشوها به وحشت افتاده اند تا جلو اسلام را بگیرند.

خدا در قرآن قول داده: لیظهره علی الدین کله: اسلام همه دنیا را خواهد گرفت «موتوا بغیضکم» یعنی از بغض بمیر.

مقایسه رهبران اسلام و رهبران کفر- سادگی با تحمل- جهل و دانایی- ترس و شجاعت. زندگی امام خمینی با رئیس جمهور آمریکا.

جاذبه های قرآن: 1- سبک و آهنگ قرآن- قرآن ریتم دارد و سبک و آهنگش استثنایی است 2- قداست دارد- کلام خالق است 3- کریم است.

قداست و کرامت قرآن کریم- قرآن مثل آب چشمه است هر چه نگاهش می کنیم باز هم دارد و کریم دارد.

4- زمینه تحقیق است 5- در نجابت در مدیریت. در مورد چیزهایی که خدا در قرآن قسم خورده باید تحقیق کرد.

6- قرآن هماهنگ با فطرت است.

هماهنگی قرآن با فطرت انسان

7- هماهنگی قرآن با عقل بشری- فطرت چهار تا هر دارد یعنی علامت فطرت هر است یعنی یک چیز در هر زمان در هر مکان در هر سن در هر رژیم دخالت داشته باشد.

یک آیه پیدا نمی شود که ضد عقل باشد. در قرآن دستور سه رقم است یا دستور فوق عقل یا طبق قل یا ضد عقل است- قرآن ضد عقل نیست و ممکن است که طبق عقل باشد اما ما نمی فهمیم مثلاً برگ انار باریک است چرا؟ و برگ انگور پهن است چرا؟ این ضد عقل نیست ما نمی فهمیم.

8- دستورات اسلام انعطاف پذیر است.خطرناک ترین گناه را که کردی راه توبه باز است.

9- به تمام نیازها جواب می دهد. نیازهای فردی، اجتماعی، حقوقی، اقتصادی را پاسخ می‌دهد.

جامعیت قرآن در پاسخگویی به نیازهای بشری

همین روزه که رابطه روزه با خودت، سوخت شدن مواد زاید بدن، رابطه روزه با فقرا و گرسنگان، چشیدن درد فقر و گرسنگی، رابطه روزه با قیامت.

موضوع: جایگاه نماز در اسلام تاریخ پخش: ششم رمضان 17/6/87

موضوع: الصلوه من الذین کما الصلوه من الرأس

اولویت مکه بند به نبوت پیامبر است. کسی که مکه برود و مدینه نرود جفا کرده و کسی که مدینه برود و سر قبر حمزه سید الشهدا نرود.

نقش شهدا در گسترش تبلیغ دینی- شهدای هفده شهریور را فراری دادند.

جایگاه نماز در دین، جایگاه سر در بدن.

1- بیشترین حواس پنجگانه در سر است (ذائقه- زبان- گوش- بویایی) و بیشترین جایگاه کمالات نماز است. انتخاب در نماز است و تواضع و حضور در صحنه در نماز است، ارزش‌ها و اعتماد به یکدیگر در نماز است و قیامت و پیامبر در نماز است. اهل بیت و توجه به خوبان در نماز ات. انتخاب راه و رابطه با خورشید و رابطه با ستاره و استقلال در نامز است.

اقامه نماز رکن اساسی اسلام- کسانی که نماز می خوانند باید درست بخوانند.

2- سر در بهترین جای بدن است نماز هم جایگاه بالا و والا دارد.

جایگاه بالا و والا در نماز

3- سر مرکز فرماندهی است نماز هم بالاست.

سر سیمای بدن است. سیمای مسلمان هم نماز است. الصلوه وجه دینکم. نمای سیمای دین است.

سیمای دین اسلام در نماز- حضرت علی (ع) به مالک می فرماید: همه اعمال تو به قبولی نماز توست.

نمی شود عوض نماز کار دیگری کرد. قفل نجات ما نماز است و دست و پا تابع نماز است.

در قرآن حفاظت برای چند چیز آمده 1- برای شهوت 2- برای نماز

لزوم حفاظت از نماز در همه حال

دین فقط نماز و روزه نیست. در دین باید بچه ها را نجات داد. در بعضی جاها نماز و زن را باهم آورده است. کسی که خلاف کار است اول سر باید جوابگو باشد.

نماز اولین سئوال در قیامت

مقایسه نماز با هواپیما: هواپیما وقتی می پرد که بنزین مخصوص دارد، نمازی پرواز می کند که با لقمه حلال باشد.

نماز پرواز به سوی بی نیاز

پرواز از مکان خاصی است نماز هم در مکان خاصی است.

پرواز هر چه اوج بگیرد زمین کوچکتر می شود و ما هر چه به خدا نزدیک شویم آمریکا پهلویش کوچک می شود.

پرواز جدا شدن از زمین در نماز انسان از مادیات جدا می شود.

هواپیما که نشست یک مرتبه موتورش را خاموش نمی کنند نماز هم که تمام شد یک مرتبه بلند نشو تعقیباتی را هم بخوان.

در همه پروازها باید به زبان انگلیسی حف بزنند همه نمازها هم باید به زبان عربی خوانده شود.

حواس پرتی در نماز مثل هواپیما ربایی است.

موضوع: وسواس، خطرات و راه درمان تاریخ پخش: هفتم رمضان 18/6/87

بیست خطر برای وسواس:

1- تکذیب عملی دین و نبوت و امامت و مرجعیت

وسواس تکذیب عملی دین و احکام آن

وسوسه نمی گوید ما خدا ار قبول نداریم در عقیده قبول دارد در عمل قبول ندارد.

2- اسراف در عمر، آب، مال، برق، ساختمان، اشیاء. امام خمینی (ره) می فرماید: دور ریختن نصف لیوان آب هم اسراف است و اسراف گناه کبیره است.

3- سوء ظن به مردم و بدبینی به مردم.

سوء ظن به مردم بر اثر وسواس- سوء ظن به مردم گناه است مردم را تحقیر می کند و مردم را لاابالی می داند.

4- تهمت به مردم می زنند.

5- انزوا، گوشه گیری می کنند.

وسواس دور شدن از مردم و محروم شدن از خیرات

6- وسواس التقاطی است مقداری از دین می گوید مقداری از خودش یعنی با سلیقه های شخصی خودش است.

7- وسواس در دن بدعت می آورد. یعنی چیزی که جزء دین نیست می گوید جزء دین است.

8- بدبین کردن مردم به دین. مردم می گویند اگر این دین باشد ما نمی خواهیم.

وسواس عامل بدبین کردن دیگران به اسلام

خاطره ای از شهید مظلوم دکتر بهشتی

سئوال آقای قرائتی در مورد صحبت کردن با جوانان از دکتر بهشتی

پاسخ این بود که نیازهای همه مردم یکی است، اگر می خواهید اسلام پیش برود دو تا کار بکنید 1- باید اسلام را از مسلمان جدا کرد مثل اینکه ماشین خوب است اما بد ماشین راندن بد است 2- خرافات را از اسلام جدا کرد. بعضی ها دین را می خواهند اما به خاطر بعضی از خرافات دست از دین می کشند، مثل عزاداری کردن برای امام حسین (ع). بعضی علما دین را می خواهند که طبق سلیقه آنها فتوا بدهند.

9- برتری دادن هوای نفس بر رضای خدا

وسواس ترجیح سلیقه خود بر رضایت خدا

10- ظلم به خودش می کند.

11- بعضی از وسواس ها شهرت طلبند. یعنی نباید کاری کرد که توجه همه مردم را جلب کرد.

12- وسواس مزینه برای کارهای دیگر را فراهم می کند. پدر سیگاری زمینه را برای بچه ها فراهم می کنند، اگر اهل مطالعه باشند بچه ها هم اهل مطالعه اند.

13- از لذت عبادت محروم است.

وسواس مانع رسیدن به روح عبادت و نماز

14- دید بلند ندارد چون مشغول خودش است.

15- اهل تعاون نیست چون همکاری نمی کند. گاهی وسوسه خانواده را به طلاق می کشد.

16- وسواس کارهایش خنده اور است و مردم مسخره اش م کنند.

ابعاد وسوسه: بعضی ها از نیت وسوسه می کنند، نیت این است که اگر گفتند چه می کنی بدانی که چه می کنی. بعضی ها در عقاید بعضی در کارهای عادی و معاملات وسواس می‌کنند. گاهی چون امکانات زیاد است وسوسه ایجاد می شود بعضی از وسوسه ها به خاطر دوستان است.

17- نداشتن مربی

18 – گاهی از خطرات وسوسه از خدا غافلند.

درمان وسوسه این است: بی اعتنای به شکیات.

راه درمان وسوسه بی اعتنایی به شکیات- ایام فراغت خود را پرکنید، نماز را طبیعی بخوانید.