| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 2337 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
پاورپوینت شهرسازی ارزشگرا و جایگاه سیما و منظر شهری
فایل پاورپوینت شهرسازی ارزشگرا و جایگاه سیما و منظر شهری،در حجم 73 اسلاید
بخشی از متن:
برنامه ریزی؛ تعریف
برنامهریزی فرآیند تفکری است که هدف آن (به طور عمده) بهبود رفاه جامعه است.
ویژگیهای یک حرکت برنامهریزی :
هدفمند
قانونمند
نظاممند
نهادمند
توانمند
ارزشمند
فهرست مطالب:
برنامهریزی؛ ویژگی ها
هدفمند
قانونمند
نظاممند
نهادمند
توانمند
ارزشمند
آرمانشهر
کمالگرایی
خوب اندیشیدن
خوب ساختن
خوب زیستن
خوب پرستیدن
شهرسازی ارزشگرا، ضرورت و هدف
مدل انعکاس و تبادل ارزشها
ارزشهای گوناگون نهفته یا جاری (پنهان یا آشکار) در جامعه
تعدیل (سنتسازی) یا بهبود وضع موجود
حقیقت
طریقت
شریعت
اصول مکتب شهرسازی اصفهان
اصل سلسله مراتب
اصل کثرت
اصل وحدت
اصل تمرکز
اصل عدم تمرکز
اصل تجمع
اصل تباین
اصل اتصال
اصل توازن
اصل تناسب
اصل تداوم
اصل قلمرو
اصل سادگی
اصل پیچیدگی
اصل ترکیب
اصل استقرار
اصل ایجاز
5 نظم
نظم آب
نظم باد
نظم خاک
نظم گیاه
نظم مقدس
برنامهریزی شهری به دنبال اهداف زیر است:
شهر روان
شهر سـالم
شهر شاداب
شهر سبز
شهـر زیبـا
شهـر مقـاوم
شهر با هویت
شهر دانایی
این فایل با فرمت پاورپوینت در 73 اسلاید تهیه شده است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 59 |
«اثر رنگ در فرش»
رنگ از عواملی است که بنا به قراین تاریخی همیشه توجه بشر را جلب کرده است.
رنگها بوسیلة امواجی ایجاد میشوند که اختلاف طول امواج و تعداد نوسانها باعث تعدد آنها میگردد. رنگ بر جسم و روح انسان تأثیری مسلم دارد. تأثیر جسمانی و روانی رنگها را از اکتشافات قرن اخیر میدانند ولی در قرون وسطی پزشکان از رنگ قرمز برای درمان بیماریهای پوستی استفاده میکردند. در طب قدیم خود ما، اطاق بیماران سرخکی را با پارچههای قرمز رنگ، رنگین میساختند. در یونان باستان از رشتههای بنفش رنگ که با رنگهای دیگری مانند سیاه، سفید و آبی مخلوط شده بود در کار پزشکی بهرهبرداری میشد. پزشکان زمانة ما نیز در درمان بیماری روانی از تأثیر رنگها غافل نیستند. دربارة رنگ و ترکیب و هماهنگی آنها کتابهای بسیاری فراهم آمده است. با دستگاههای اندازهگیری، ثابت کردهاند که تعداد ضربان نبض و دفعات تنفس شخصی که در اتاق قرمز رنگی قرار میگیرد، بیشتر از حد معمول میشود. درمان کودکان بیحس و کم خون به وسیلة رنگ قرمز نتیجه غیرقابل انکاری دارد زیرا با تأثیر رنگ قرمز تعداد گلبولهای قرمز فزونی میگیرد دور شد بدن به سرعت بیشتری میرسد و در نتیجه وزن کودک بیشتر میگردد. میل به فعالیت و احساس شادی و نشاط بعد از احساس رنگ قرمز انکار ناپذیر است.
هر فردی در مقابل رنگها احساس مشخص و مبتنی بر تجربههای آگاهانه و ناخودآگاهانه دارد و همین تجربه ها باعث میشود که بعضی افراد یک یا دو رنگ را بر سایر رنگها ترجیح بدهند و یا اینکه یک رنگ را نپسندند. در عین حال بعضی از رنگها را همگانی میدانند.
مثلاً قرمز برای عشق و رنگ بنفش برای اندوه و رنگ سبز برای امید همگانی تصور شده است.
vعوامل مؤثر در انتخاب رنگ :
در انتخاب رنگ بین افراد تفاوت قابل ملاحظهای وجود دارد. یکی رنگ ابی را بر رنگهیا دیگر ترجیح میدهد و دو دیگر رنگ سبز را رنگ دوست داشتنی میشناسد.
به درستی نمیتوان گفت چرا افراد در رنگهای مطلوب و محبوب مخصوص خویشتن دارند. شاید زمینههای ذهنی، تجربهها، تداعیها و حوادث دیگری که در زندگی بزرگسالان بوجود آمده است! افرادی را به رنگ مشخصی علاقمند ساخته باشد. و شاید نیازهای بدنی باعث جلب توجه باشد و نیز میدانیم بعضی از رنگها مورد پذیرش معدودی قرار نمیگیرند و حتی از آن رنگها ابزار نفرت هم میکنند. هنوز هیچ مجموعهای دربارة رنگهای موردپسند مردم تمامی کشورها به دست نیامده است و نیز از واکنش افراد جماعات گوناگون در برابر رنگ اطلاع کافی در دست نیست.
- تأثیر سن در انتخاب رنگ :
سن اشخاص در انتخاب رنگ تأثیری قابل ملاحظه دارد مثلاً رنگهای انتخابی خردسالان با بزرگسالان تفاوت دارد. رنگهای زنده و خالص مورد توجه کودکان قرار میگیرد. در صورتی که بزرگسالان رنگهای پخته و ترکیب شده را ترجیح میدهند.
- محل زندگی :
محل زندگی نیز در انتخاب رنگ مؤثر است. در مناطقی که هوا آفتابی است نوع انتخاب رنگ اشخاص با مناطق ابری تفاوت دارد همچنین در مناطقی که آفتاب درخشان دارند رنگهای مورد توجه معمولاً قوی، غنی و غالباً براق است، ولی در مناطقی که زیاد آفتابی نیست رنگهای تیره و ملایم انتخاب میشوند.
فصول سالانه عاملی است که اشخاص را در برابر سئوال محقق وا دار به جوابهائی متناسب با فصل سازد. در زمستان رنگهای تیره و در تابستان رنگهای روشن بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. یکی از مشکلاتی که در رنگ آمیزی ساختمانها وجود دارد مسئلة تأثیر محیط در رنگ ساختمان است و اگر به عکسهایی که در تابستان و در زمستان از یک ساختمان گرفته باشیم با دقت ملاحظه کنیم ساختمان ما دو جلوة متفاوت را نشان میدهد لذا باید سعی کرد رنگی برای ساختمان و اثاثیهها و پردهها انتخاب بشود که در تمام فصول و نیز در صبح و ظهر و شب هماهنگ با رنگ نور محیط باشد.
- تفاوت انتخاب رنگ در شهر و روستا :
رنگهای سرد و پاستل مورد توجه شهروندان است در حالیکه روستانشینان از رنگهای گرم مانند قرمز و رنگهای اشباع شده و نقوش الوان انتخاب میکنند. گویا تماس روستانشینان با طبیعت باعث میشود که رنگ سبز کمتر طرف توجه قرار بگیرد، در حالی که شهروندان به انتخاب رنگ سبز علاقة بیشتری دارند.
- فرهنگ :
فرهنگ جامعه در عقیدة انتخاب رنگ بیاثر نیست. برای تشخیص سلیقة اشخاص به تحقیقات روانی و اجتماعی دست میبرند، در این تحقیقات مصاحبه و تکثیر پرسشنامه از وسایل تحقیق به شمار میآید، بعد از هر تحقیق میتوان سلیقة جمعی یا گروهی را دریافت.
- وضع بدن و سلامت روح :
سلامت بدن و سلامت روح و نیز خصایص اخلاقی دیگر که بطور کلی میتوان گفت شخصیت آدمی را تشکیل میدهند و حتی حالت روانی زمان تحقیق در انتخاب رنگی که وسیله افراد صورت میگیرد، مؤثر است.
- انتخاب رنگ توسط زنان و مردان :
با پرسشنامههای متعدد تاکنون نتوانستهاند بین سلیقة زنان و مردان در انتخاب رنگ نظر قاطعی پیدا کنند ولی میتوان گفت در اجتماع، بعضی از رنگها را زنانه و بعضی دیگر را مردانه میشناسند و برای نوزادان دختر لباسها را به رنگ صورتی و برای نوزادان پسر، آبی انتخاب میکنند.
v تئوری رنگ :
دربارة تئوری رنگ کتابهای زیادی در سالهای گذشته به فارسی ترجمه شده است. در اینجا به صورت خیلی خلاصه مطالبی یادآوری میشود. شناسایی رنگها و آگاهی از رموز روانی آنها ما را در استفادة صحیح و از آنها راهنمائی میکند.
سه رنگ اصلای وجود دارد که عبارتند از رنگهای قرمز، زردو آبی.
و رنگهای فرعی رنگهایی هستند که از ترکیب دو رنگ اصلی به دست میآیند و عبارتند از :
- رنگهای گرم و رنگهای سرد :
رنگهای گرم عبارتند از رنگ قرمز، نارنجی، زرد. رنگ قرمز از دیگر رنگها گرمتر به نظر میرسد و تماشای رنگهای گرم میزان ضربان قلب را تشدید و تنفس را تند میکند و در نقاشی برای نمایش فضای پرهیجان بکار میرود و در معماری در راهروها میتوان بکار برد که باعث تحرک بشود و افراد زودتر از راهروها حرکت کنند. این رنگها بر اثر تشابهی که با آتش و خورشید دارند گرما را به احساس میآورند. قرمز و نارنجی وقتی مجاور هم قرار بگیرند بالاترین درجة گرما را نشان میدهند.
رنگهای سرد عبارتند از : آبی ـ نیلی ـ بنفش ـ سبز
برخلاف رنگهای گرم این رنگها باعث آرامش و انسان را از هیجان باز میدارد. نشانة طبیعی رنگهای سرد آب دریا و آسمان آبی است. سبز و آبی در کنار هم سردترین رنگها را جلوه میدهند.
- تضاد رنگ :
مقایسه دو رنگ و اختلافشان را در نظر میگیریم. میان رنگها هفت نوع مختلف تضاد وجود دارد که عبارتند از :
1- تضاد
وقتی بوجود میآید که دو رنگ مختلف پهلوی هم قرار بگیرند.
2- تضاد تیرگی و روشنی (سفیدی و سیاهی)
وقتی تشکیل میشود که رنگها با درجات مختلف روشنی و تیرگی پهلوی هم قرار بگیرند. تمام رنگها را میتوان با رنگ سفید و سیاه روشن و یا تاریک کرد، قویترین تضاد، تضاد رنگ سیاه و سفید است.
3- تضاد سرد و گرم
وقتی بوجود میآید که رنگ گرم در کنار رنگ سرد قرار بگیرد. قویترین تضاد بین گرم و سرد، با رنگ قرمز نارنجی در کنار آبی سبز است.
4- تضاد مکمل
دو رنگ را مکمل مینامیم که اگر آن دو را با هم ترکیب کنیم رنگ خاکستری بوجود بیاید. مانند ترکیب زرد در مقابل بنفش، آبی در مقابل نارنجی و قرمز در مقابل سبز.
5- تضاد هم پایه (متقارن)
هر رنگی بعد از رؤیت به رنگ مکملش نیاز پیدا میکند و این عمل خود بخود در چشم انجام میشود و حتی ممکن است رنگ مکمل حاضر نباشد و چشم خود بخود آن را بوجود آورد.
6- تضاد اشباع
تضاد اشباع میزان صافی رنگها را مشخص مینماید و دربارة شدت و قدرت هر یک و دقت و تیرگی آنها بحث میکند و در مقابل هم قرار دادن رنگ شفاف و رنگ تار، تضاد اشباع را حاصل میکند.
7- تضاد توسعه و امتداد سطوح
این تضاد مستلزم تناسب دو یا چند سطح از رنگهای مختلف است. این تضاد به صورت کم و زیاد و یا کوچکی و بزرگی مورد مطالعه قرار میگیرد.
- تأثیر رنگها (کارکتر رنگها) :
با آزمایشات علمی گوناگون ثابت شده است که اشخاص در اتاقی که با رنگ قرمز مایل به نارنجی رنگ آمیزی شده در مقایسه با اتاقی که با رنگ آبی مایل به سبز رنگآمیزی دارد و احساس مختلف از گرما دارند. تفاوت سرما و گرما در این دو فضا در حدود 3 تا 4 درجه احساس میشود. این احساس در حیوانات هم وجود دارد و در فضاهای آبی بیشتر احساس آرامش به آنها دست میدهد حتی تا سر حد بیحالی و بالعکس رنگ قرمز آنها را به هیجان و ناراحتی وا میدارد. کمی رنگ قرمز و نارنجی در مقابل صفحة آبی یا سبز بیشتر به چشم میخورد از این تأثیر و خصائص رنگها برای بیشتر جلوه دادن شبئی و با مشخص کردن قسمتی از فضا از دیگر قسمتها استفاده میکنند.
دربارة رنگ کتابهای زیادی نوشته شده است و در سالهای اخیر هم فیزیکدانان، روانشناسان، شبمیستها و هنرمندان در خیلی از حوزههای هنری و صنعتی بطور مداوم در جستجوی کشف جنبههای دیگری از طرز عمل و تأثیر رنگها در انسان هستند. ولی بنظر میآید معمای رنگ بتدریج پیچیدهتر شود. لازم است با خواص و طرز استفاده رنگها آشنا شد.
چند فضای مشابه با پارچههای مشابه با رنگ آمیزی مختلط را میتوان بصورت کاملاً متفاوتی جلوه داد. رنگها میتوانند یک فضا را بزرگتر و با کوچکتر نشان بدهند. رنگها تأثیر بسزایی دربرداشت ما از فضاهای داخلی دارند. نه تنها از لحاظ زیبایی و با علاقة ما به رنگ خاصی بلکه رنگها دارای خواصی هستند که در روحیه و احساس و حرکات ما با اینکه از تأثیر رنگها در کودکان و بزرگسالان بعد از تحقیقات روانی میتوان اظهار نظر کرد در بعضی از کتابها مطالبی مرقوم شده است که نکاتی از آنها در زیر میآید :
آبی : رنگ آبی که در آسمان و دریا دیده میشود، رنگ آرامش است. میگویند این رنگ ضربان قلب و تنفس را آرام میسازد و استراحت عمومی در پی احساس این رنگ دست میدهد، در نتیجه انسان به رضایت خاطر میرسد، قدر مسلم این است که رنگ آبی آسمانی رنگی است که در محیط زیست وجود دارد و پی در پی انسانها را متأثر میسازد.
زرد : نزدیکترین رنگها به نور خورشید است. این رنگ نورانی و تابنده مینماید. قدرت رنگ زرد کم است لذا تأثیری سبک و نافذ دارد. رنگ زرد رنگهای دیگر و نور را در خود منعکس میسازد، این رنگ نوعی هیجان ملایمتر از رنگ قرمز دارد و رنگی است فرح بخش.
رنگ زرد را نشانة اشتیاق و علاقه و هوش و تیز بینی میشناسد و رنگ زرد را هر آینه خیلی کم رنگ به کار ببرند نموداری از حسادت است. زرد باعث تحریک قوای فکری است، در فضاهایی که مربوط به بحث و تبادل نظر است از رنگ زرد استفاده میکنند. در انسان رنگ زرد احساس سبکی و راضی بودن را بوجود میآورد.
قرمز : رنگ آتش و نمایانگر حرارت و گرمی است این رنگ نمایانگر هیجانات و احساسات انسانی است. در تابستان رنگ قرمز درجه حرارت هوا را بیشتر مینماید. رنگ قرمز را رنگ خون، رنگ زندگی، با عشق علاقه، شوق و اشتیاق میشناسند. همچنین این رنگ را بیانگر پیروزی، موفقیت، نفوذ و غلبه بر مشکلات میدانند.
کودکان سالم و با نشاط به رنگ قرمز علاقه فراوانی نشان میدهند.
سبز : رنگ سبز رنگ طبیعت است. این رنگ نشانهای از قدرت اراده، اطمینان، اعتما بنفس، امید، ترقی، صفا، جوانی و پایداری است. سبز بیانگر احساسات قدرت فکر و طرز تفکر بهتر است. با دیدن رنگ سبز احساس آرامش دست میدهد.
سفید و مشکی : رنگ سفید چنانچه حد فاصل دو رنگ را بپوشاند باعث تجزیة رنگها میگردد و هر رنگ را بطور مجزا به چشم میآورد. رنگ مشکی متناسب با محیطهایی است که در آنها مسائل جدی به بحث میآید. همة رنگها در جوار رنگ مشکی و روی آن، جلوة بهتری دارند. از رنگهای سیاه و سفید در منسوجاتی که به مصرف کفپوش میرسد کمتر استفاده میشود زیرا این هر دو رنگ، گرد و غبار و خاک را زودتر نشان میدهند.
همة رنگها براساس تابش نور تغییر میکند و هر گونه رنگ روشن در پرتو نور شدید سفید مینماید. رنگهای تیره در نور کم رو به سیاهی میروند، همچنین تمامی رنگها در پهلوی یکدیگر و روی یکدیگر تغییر میکنند. بعنوان مثال برای خنثی کردن تأثیر رنگ قرمز مبلها، میتوان کفپوش خاکستری انتخاب کرد و اگر مبلها خاکستری رنگ باشد با کفپوش رنگی آنها را بهتر جلوه میدهند.
واکنش روانی انسان در برابر رنگها
اصل هماهنگی رنگ نه فقط برای کسانی که در زمینههای نساجی و سرامیک کار میکنند بلکه برای معماران، طراحان و به طور کلی اکثر صنعتگران، مورد توجه میباشد.
در مورد ترکیب رنگها بسیار شنیدهایم. همه جا میتوان دایرههای رنگ، نمودارهای رنگ، وسائل مختلف با صفحه و ارقام گوناگون را دید. همچنین منابع نامحدودی در مورد احساسات فردی و نظریهی هنرمندان در این باره وجود دارد.
نمادگرایی در برابر بیان شخص
استفادهی بشر اولیه ازر رنگ هیچ ارتباطی با زیبایی شناسی نداشت. شیوهی برخورد امروزی با رنگ به عنوان عنصر زیبایی به زمان رنسانس و پس از آن بر میگردد. البته درست است که برای بشر اولیه رنگ و طرح زیبایی وجود داشت اما بیان هنری وی بیش از میل شدید به رازهای جهان و قدرتهای ماوراللطبیعه ناشی میشد تا از یک ضرورت احساسی یا زیبایی شناختی.
رنگهای مورد استفادهی انسان به مدت 4000 سال، تا زمان رنسانس، شامل رنگهای سادهی زیر میشد : ارغوانی، زرد، قرمز، سبز، آبی، طلایی، سیاه و سفید. شکی نیست که این رنگها بخشی از دانش و فلسفهی بشر بودند و از رازها، خدایان، شیاطین و جاودانگی سخن میگفتند. در نتیجه زنده و درخشان بودند. رنگ قرمز مظهر نوع بشر، عنصر آتش به رنگ زرد بود، رنگ آبی عنصر هوا و یا خدای را نمایندگی میکرد. رنگها میبایست مطلق باشند زیرا مفاهیم زنده و مطلقی از زندگی بر زمین یا زندگی پس از مرگ را بیان میکردند.
نگاهی به نظریات مطرح دربارهی واکنش زیبایی شناختی
لئوناردو داوینچی (Leonardo Davinchi )
داوینچی دربارهی رنگ، زیبایی و هارمونی نظرات خاصی دارد. او میگوید : (بین سطوح با سفیدی یکسان و فاصلهی یکسان با چشم. آن سطحی سفیدتر به نظر خواهد رسید که با تیرهترین رنگ احاطه شده باشد و برعکس سایهای تیرهتر به نظر خواهد رسید که با روشنترین رنگ احاطه شده باشد).
(بین رنگهای با درجهی خلوص یکسان، رنگی خالصتر به نظر میرسد که در کنار رنگ متضادش قرار گرفته باشد، مثلاً رنگی در مقابل قرمز یا سیاه در زمینهای سفید… آبی در کنار زرد و سبز نزدکی قرمز، چرا که هر رنگ زمانی که در کنار رنگ متضادش قرار میگیرد مشخصتر دیده میشود تا زمانی که در کنار رنگی مشابه خود قرار گیرد.)
(اگر میخواهید تیرگی شدید را نشان دهید باید آنرا در مقابل روشنایی شدید قرار دهید و برعکس. قانون دیگر اینکه اگر چه نمیتوان زیبایی طبیعی رنگها را افزایش داد، اما میتوان مشاهده کرد که وقتی رنگها در کنار هم قرار میگیرند زیبایی بیشتری به رنگ میبخشند، همچنین میتوان با ترتیب عاقلانهی رنگها مثل کنار هم چیدن آبی و زرد کم رنگ و یا نظایر این ترتیبات، هارمونی و زیبایی ایجاد کرد.)
یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Noifgang coethe)
گوته، شاعر بزرگ آلمانی، سالهای زیادی از عمر خود را صرف مطالعهی رنگ نمود و به تئوریهای علمی نیوتون انتقاد شدیدی کرد، هر چند در این مورد گوته در اشتباه بود. آنچه گوته به میکند و بنابراین نوعی خصوصیت فعال به خود میگیرد، اگر چه هنوز در سمت منفعل قرار دارد… میتوان گفت بیشتر دافعه دارد تا جاذبه).
گرچه گوته رنگ سبز مایل به زرد را نمیپسندید اما علاقهی زیادی به خود رنگ سبز داشت : (اگر ما زرد و آبی را که اساسیترین رنگهاست در نظر بگیریم و با یکدیگر مخلوط کنیم نتیجه رنگی خواهد شد که ما آنرا سبز مینامیم و چشم از دیدن ان لذت فراوانی میبرد. اگر دقیقاً سبز رنگی بین زرد و آبی باشد، بیننده نه میخواهد و نه میتواند رنگی ورای آن تصور کند پس برای محیطهای زندگی دائمی عموماً رنگ سبز را انتخاب میکنند).
برای ایجاد هارمونی، گوته رنگهای مکمل را میپسندد با عطف به دایرهی رنگی، وی نوشت که زرد طالب بنفش است. آبی نارنجی را طلب میکند یا قرمز خواهان سبز است و برعکس. او از هنرمندان انتظار داشت درباره نظم و هارمونی رنگی اطلاعات جامعی داشته باشند. (تاکنون هنرمندان نسبت به تمام تئوریهای مربوط به رنگ و هر آنچه به این تئوریها تعلق دارد احساسی حاکی از هراس و نفی و تنفر داشتهاند. البته نباید آنها را سرزنش کرد،چرا که آنچه تاکنون بنام تئوری معروف بوده، کاملاً بیاساس و نامطمئن بوده است.) گوته برای بهبود این اوضاع نهایت تلاشش را کرد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 71 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
تحقیقی بسیار کامل و جامع درباره انواع انحراف جنسی در کشورهای مختلف
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات............................................................ 1
مقدمه.......................................................................... 2
بیان مسئله..................................................................... 4
اهمیت موضوع................................................................. 5
اهداف تحقیق.................................................................. 6
از لحاظ بعد زمانی............................................................. 7
از لحاظ بعد مکانی............................................................ 7
فصل دوم: انحراف جنسی.............................................. 8
مقدمه............................................................................ 9
تعریف انحراف جنسی......................................................... 11
تاریخچه انحراف جنسی...................................................... 13
واژة انحراف جنسی........................................................... 16
انحراف جنسی از دیدگاه های مختلف ................................... 16
1- انحراف جنسی از نظر روان شناسان ................................. 16
2- انحراف جنسی از نظر زیست شناسان ............................... 16
3- انحراف جنسی از نظر علمای اخلاق................................... 17
قانون و مقررات اجتماعی انحراف جنسی................................. 17
قضاوت جامعه دربارة انحراف جنسی....................................... 18
فصل سوم: انواع انحراف جنسی.................................... 21
انواع انحراف جنسی.......................................................... 22
پیامدهای انحراف جنسی...................................................... 25
انحراف در پسران................................................................. 26
انحراف در دختران................................................................... 27
فصل چهارم: جرم شناسی اختلالات و انحراف جنسی در حوزة خانواده.... 28
بررسی اختلالات جنسی در اسلام......................................... 29
جرم شناسی انحراف جنسی.............................................. 31
جرم انگاری انحراف جنسی در خانواده...................................... 33
تأثیر اختلال انحراف جنسی در خانواده .................................... 34
فصل پنجم: .............................................. 35
مقدمه........................................................................... 35
1- عوامل روان شناختی ..................................................... 42
2- عوامل روانی اجتماعی..................................................... 44
3- عوامل زیستی (بیولوژیک)................................................... 45
1- اسلام ......................................................................... 49
2- مسیحیت .................................................................... 50
3- یهودیت........................................................................ 51
4- جامعه شناسی.............................................................. 52
فصل ششم: ...................................... 53
فصل هفتم: ..................................... 98
مقدمه............................................................................. 107
تعریف مساحقه (سحق)....................................................... 108
سحق از دیدگاه علم............................................................ 109
1- سحق از نظر قرآن........................................................... 109
2- سحق از نظر معصومین..................................................... 112
3- سحق از نظر فقها............................................................ 114
4- اثبات سحق در دادگاه....................................................... 116
فصل هشتم: در کشورهای دیگر............... 118
فصل نهم: نتیجه گیری................................................ 129
فهرست منابع................................................................ 133
| دسته بندی | جزوه های درسی |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 2553 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 111 |
جزوه شبکه های کامپیوتری
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
فهرست مطالب
مقدمه............................. 4
جایگاه ترکیببندی و رنگ در نگارگری 6
ترکیببندی و رنگ و تطابق آنها با یکدیگر 12
نتیجهگیری ........................ 23
منابع و مأخذ...................... 25
چکیده:
در همة هنرها و از جمله در نگارگری، پرداختن به ترکیببندی در جهت حفظ تناسبات و همچنین وحدت اثر همیشه مورد توجه بوده است. در این راستا و برای ایجاد ترکیببندی خوب و تکامل یافته، همواره توجه به تناسبات در رابطه با تمامی عناصر بصری کار از اولویت برخوردار بوده است؛ و از جملة این عناصر بصری که از جایگاه خاصی در نگارگری ایران برخوردار است، عنصری است به نام «رنگ»؛ زیرا علت اصلی زیبایی خیرهکننده و جادویی و شکوه و جلال نگارگری ایرانی، رنگهای خالص و ناب آن میباشد. رنگ در نگارگری خود نور است و تاریکی در آن وجود ندارد. چون بر اساس اعتقاد هنرمند مسلمان که خداوند رحمت خود را به صورت یکسان بر همه چیز گسترده است و نور نشانی از رحمت اوست، نگارگر در آثارش به این اعتقاد اشاره دارد. علاوه بر این موضوع نیز در انتخاب نوع ترکیببندی و مایه رنگ حاکم، دخالت داشته و از این روست که هنرمند، ترکیبهای ایستا را برای صحنههای آرام و عاشقانه، ترکیبهای پویا را برای موضوعهایی با مضامین نبرد و جنگ و نزاع، ترکیبهای تک مرکزی و انفجاری را برای مضامین مذهبی بکار می برد.
در مطابقت رنگ و ترکیب بندیهای مشخص باید گفت که رنگهای سرد و آرام با ترتیبهای ایستا و ساکن، رنگهای گرم و پرتحرک با ترکیبهای پویا، و رنگهای گرم و پرتلاطم، به همراه تضاد شدید رنگی و تیره روشن با ترکیبهای انفجاری و تک مرکزی مطابقت دارد؛ ولی هنرمند نگارگر در جهت به تعادل رساندن همه اجزاء اثر و تحت کنترل درآوردن انرژیهای ساطع از آنها، در جهت حفظ وحدت و یکپارچگی کلی اثر، در اغلب موارد این رنگها را جابجا استفاده میکند و این از تدابیر زیرکانة نگارگر ایرانی میباشد.
مقدمه:
در نقاشی و نگارگری عواملی اساسی، که باعث میشوند آثار، خصوصیتهای ویژه و منحصر به فردی برای خود داشته باشند و هر کدام مفاهیم و معانی خاص خود را به نمایش بگذارند، ترکیب بندیها و مایه رنگهایی است که هر کدام از این آثار تصویری بر پایة آنها تنظیم میشوند و این ترکیبها و نوع مایه رنگها بر اساس اصولی چند، از جمله موضوع اثر، ایجاد و انتخاب میگردند تا در ارائه مفهوم آن در حد کمال، موفق باشند.
این پژوهش و تحقیق سعی بر آن دارد تا روابط تنگاتنگ میان موضوع و نوع ترکیببندی و فامهای رنگی مطابق با آنها را در آثار نگارگری ایرانی- اسلامی مورد مطالعه قرار دهد. در همین راستا، ابتدا سعی شده جایگاه هر کدام از آنها در خلق این نگارهها بررسی شده و مشخص شود. سپس در ادامة آن، به دیدگاه هنرمند نگارگر ایرانی دربارة رنگ، نور، شکل فضا و ترکیببندی توجه شده است تا به اطلاعات پیش زمینهای بیشتری در این باره دسترسی باشد.
در مراحل بعدی پژوهش حاضر، اختصاصاً به موضوع اصلی تحقیق توجه شده است. در این وهله با انتخاب تعدادی آثار نگارگری شاخص و مطالعه بر روی آنها، که از آثار نگارگریهای ابتدایی شروع میشود و در نهایت به یکی از شاهکارهای نگارگر معروف عهد صفویه، «سلطان محمد»، با عنوان «معراج حضرت رسول اکرم (ص)» ختم میشود، خصوصیات روانی و بصری موضوعها و ترکیب بندیها، مورد مطالعه و تحلیل قرار میگیرد و در نهایت به چگونگی مطابقت این ویژگیهای خاص با رنگها ویژه، با توجه بر خصوصیات ظاهری و باطنی رنگها، که معرف حالات روانی و روحیات خاصی میباشند، پرداخته میشود. و در نهایت به نتیجهای دست یافت که محکم و قابل قبول باشد.
جایگاه ترکیببندی و رنگ در نگارگری:
در تمام هنرها، برای دست یافتن به ترکیببندی متناسب و عالی، سعی به حفظ تناسبات است که در مجموع القای وحدت کند. «هر اثری که در این عالم به وجود آید (خواه هنری و خواه غیر از آن) اگر از اندازههای اساسی به کار گرفته شده در طبیعت بیرون باشد غیرعادی و ناخوشایند و ناپذیرا میگردد و نمیتواند راهی به سوی کمال مطلوب داشته باشد»[1] دست یافتن به این تناسبات میسر نمیباشد مگر با دقت و توجه در اندازهها و آشنایی با بعضی اصول ریاضی، که به نوعی از آن دکتر الهی قمشهای اینگونه اشاره میکند:
«یک نوع تناسبات ریاضی داریم که میگویند برابری در کمیت است و این غیر از تشابه که معنی برابری در کیفیت را میدهد و نیز با تساوی به معنی برابری در مقدار و تجانس به مفهوم برابری در جنس فرق می کند. در نقاشی اگر تناسبات نباشد اثری زشت خلق میگردد».[2]
این تناسبات باید در جای جای اثرهنری- ( در خطوط، سطوح، رنگها، شکلها و . . . ) و در نهایت در کلیت ترکیببندی اثر هنری حضور غالب و مؤثر داشته باشد و فقط از این دریچه است که کار هنری میتواند به آن ایده آلی که مد نظر هنرمند میباشد نزدیک شود. نگارگری ایرانی نیز مانند سایر هنرها، ناگزیر از توجه به این اصل- (توجه به ترکیببندی و تأثیرات آن)- میباشد و هنرمند و نگارگر ایرانی در این زمینه مهارت قابل ستایشی را از خود، در آثار خلق شدهاش، برای ما به یادگار گذاشته است؛ قدرت و مهارتی که در عصر حاضر، هنرمندان و منتقدان دیگر ممالک را در حیرت فرو برده و آنها را به ناچار به تمجید و تحسین از این مهارتها وادار کرده است.
در همین راستا و در جهت دست یافتن به ترکیببندی قابل قبول است که توجه به عناصر بصری، به عنوان اجزای به وجود آورندة کمپوزیسیون، خود را نمایان میکند، که از جملة این عناصر،- (بخصوص در هنر نگارگری ایران)- رنگ و ترکیبهای متنوع رنگی است که حامل نقش اساسی و تعیین کننده در رسیدن به هدف مذکور میباشد؛ زیرا «سرچشمة زیبایی سحرآمیز و خیره کننده و شکوه نگارگری ایرانی، رنگهای ناب آن است. درخشش رنگهای مرئی و آزادی مطلق، ظرفت و حساسیت دقیق، چندین گونگی، بیکرانگی ریزهکاریها و هماهنگیهای ظریف، وجه امتیاز نگارگریهای زیبایی ایرانی از شاهکارهای نقاشی چنین و غربی است.
در نقاشی کلاسیک غرب، تکامل ماده و جهان پدیده ها از راه دستیابی به شکل تحقیق پیدا میکند؛ اما در چین این امر به کمک رابطة پری نسبت به خلاء و در نگارگری ایرانی از طریق دگردیسی کیمیایی ماده به رنگهای نور صورت می پذیرد. گرد طلا، نقره، لاجورد، زمرد، و سنگهای گرانبهای دیگر، جسمانیت را به گونه ای تلطیف میکند تا دیگر فقط انعکاس نور نباشد.
در نگارگری ایرانی اشیاء حالتی پیدا میکند عاری از رسوب و بخش تاریک جسم خود و نیز خالی از وزن و حجم و سایه و چنان به نظر می آیند که گویی بازتابی هستند در آینهای سحرآمیز که عکس شبیه چیزهای روبروی خود را منعکس نمیکند بلکه آن چیزها را با نوری دیگر روشن می کند و در محلی دیگر میتاباند تا آنها را به صورت تصویری از دیگر جا درآورد. ویژگی این گونه آثار تجلی شکوه و جلال است و تأثیر و رنگمایة کلی آن عالی است»[3] در آثار نگارگری این حجم بافت و توده نیست که به وسیلة رنگ و امکانات آن نمایانده میشود بلکه حتی تیرهترین قسمتهای اثر نیز حقیقتی از نور را به نمایش میگذارند در این باره دکتر آیتاللهی در دومین کنفرانس نگارگری ایرانی- اسلامی در خلال یک سخنرانی این چنین میگوید:
«نگارگر مسلمان به خصوص ایرانی دید را از بالا دارد. میگوید من روبرو را کاری ندارم، پایین و بالا را کاری ندارم، رحمت خدا به همه جهان یکدست میتابد، چرا؟ نص قرآن است: (رحمتی وسعت کل شیئی) رحمت من بر همه چیز گسترده است و این استثناء ندارد. نور یکی از جلوههای رحمت خداست و همه جا و بر همة عناصر، یکدست میتابد . . . . نهایتاً هنرمند همه چیز را از بالا میبیند در یک نور، که این نور به پردة نقاشی اضافه نشده است. این نور در درون رنگها هست؛ یعنی رنگ نور را به خودش دارد. رنگ در نگارگری هرگز تاریکی ندارد و وقتی میخواهد قویتر شود، نیرومندتر میشود».[4]
«آنچه شگفتانگیز است ماهیت چیزهای درون نگارگری نیست: در نگارگری البته اژدها و سیمرغ و فرشته و دیو و موجودات اساطیر قدیم ایران وجود دارد، شگفتآور آن است که هر چه وارد آینة سحرآمیز نگارگری ایران میشود، به صورت رنگ ناب در می آید: از باغ و قصر و صحنةعاشقانه و بزم و شکار و جنگ شاهان گرفته تا گرمابهای پیش پا افتاده، یا ساختمانی و یا هندوانه فروشی، همة این چیزها به یک جلال و شکوه عالی میانجامد، انگار در آن دور دستها، در دنیایی از افسانه و رویا معلق باشد. هیچ درامی وجود ندارد؛ اگر گهگاه خشونت و مرگی در میان باشد، بدون هر گونه هیجان و معنایی است، فقط حسی ملکوتی از جدا شدن، آرامش و ابدیت است. زیبایی این باغ بهشتی تظاهری از جوهر و ذات اشیاء نیست، بلکه بازتاب نوری است که سرچشمه اش را در جای دیگر باید سراغ کرد: «با نور اوست که جهان پوششی از شادی به بر کرده است؛ (گاتا)[5]
باز دکتر آیت اللهی میگوید:
« … عناصری که القای تاریکی میکند، مثل سیاه یا قهوهای وارد رنگ نمیشوند و حتی آنجایی که میخواهد معماری را بگذارد، عمق را نشان میدهد، این را زرد میزند و آن را نارنجی؛ زیرا نارنجی از زرد قویتر است. شما احساس میکنید که این قسمت در سایه است، ولی سایه نیست، نور است؛ رنگ هم نورانی است. همه عناصر از بالا دیده میشوند. آدمی که جلو هست میبیند، آدمی هم که پشت تپه هست می بیند، چهرة آدم پشت تپه با آدم جلویی یکی است چهره آن کسی که گردنش را دارند میزنند و چهرة خود شاه هم عین هم است. چهره بانوی خانه و چهرة کلفت خانه یکی است . فقط لباسش متفاوت است. چون انسانها همه یکی هستند، «ان اکرمکم عندا. . . اتقیکم»؛ مسأله اینجاست. ولیکن چون در این صحنهها مسئله تقوا نیست، همه به یک صورت یکسان نشان داده میشوند و با لباس متفاوت می شوند».[6]
و پژوهشگری دیگر مینویسد:
«بر اساس این اندیشة عرفانی که زیبایی را به خدا منتسب میکند و جهان را به مثابه آیندهای می داند که زیبایی در آن منعکس می شود، چنین تصویر بازتاب یافتهای، خود را در نگارگری به نمایش درآورد. این تصویر که نه از آیینی برخاسته و نه از نیایشی و نیز نه از حال و فلسفهای، تصویر چیزی یا شکلی در میان چیزها و شکلهای جهان نیست، بلکه به این مبنا که جهان، آینة نوری با سرچشمهای دیگر است، تصویر تابش و جلال آن چیزهاست». [7]
در این جا لازم می دانم در مورد نوع ترکیبهای بکارگرفته شده در آثار نگارگری توضیحاتی را ارائه نمایم. همانطور که پیش از این اشاره کردم در نقاشی و همچنین (نگارگری ایرانی) در تمام مراحل کار سعی بر ترکیب عناصری دارد که به تناسب عالی برسد.
«. . . در هنر نگارگری به طور کلی رویة جمعآوری جهان در مکانی کوچک و در دسترس انسان، اساس کار هنرمند را تشکیل میدهد. مجموعههایی که بصورت کتاب مصور، مرقع و جنگهای منقوش و غیره ترتیب مییافت برای آن منظور بود که گردآورنده بتواند آنچه مربوط به ذوقیات و زیبایی جوئی میشود، در یک مجموعه فراهم آورد.» [8]
«با وجود تنوع فوقالعاده مکاتب، به دو طریقه کاملاً مشخص در زمینة نقاشی- (نگارگری) – توجه مینماییم، یکی آن گروه که در آنها نقطةدید یگانهای بکار گرفته شده و در آنها خطوط اصلی پرده نقاشی به سوی آن نقطه متوجه است و دیگر آن دسته که نقطه نظر در آنها متعدد است و هر دسته از اشکال و خطهای پرده بسوی یکی از نقاط متوجه گشته است»[9] هنرمند نگارگر همواره کوشیده است تا تعادل و توازن را همراه تناسب و به نحو احسن بکار گیرد. «هیچ یک از عناصر بکار رفته در ترکیببندی مهمتر از دیگری بکار گرفته نشده است، بجز موضوع اصلی که همه متوجه اوست. هندسه و توازن تصاویر بایسنقری اغلب و نه همواره بر فعل و انفعالات خطوط افقی و مورب و تکرار آهنگین رنگ ها و فاصلههای موجود در سرتاسر یک صفحة متکی است. برخلاف هنرمندان محلی شیراز که در تلاش و تقلای نگارگری در منحنیها بودند، نقاشان بایسنفری از طریق توجه بسیار دقیق به جزئیات و تناسبات یک تصویر، دنیایی آرام و قاعدهمندی را به وجود میآورند، که در کارهای آنان ارائه شده است و مختص هستة اولیه آن است، که درباری است، و اگر گویای بافت واقعی زندگی بایسنقر نباشد، احتمالاً بیانگر آرمانهای عرفانی اوست»[10]