| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 146 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 94 |
چکیده پژوهش :
با توجه به اینکه اضطراب از مهمترین اختلالات عصبی و روانی به حساب آمده و منشا بسیاری از عصبیت ها و ناراحتیها می باشد. بررسی های اخیر نشان داده اند که اختلالات اضطرابی بیشترین فراوانی را در سطح کل جمعیت دارند.
دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهر ضیاء آباد می باشد که برای رسیدن به این هدف آزمون اضطراب کتل را بین دانش آموزان اجرا و بعد از بررسی و تجزیه و تحلیل به این نتیجه رسیدیم که جنسیت آزمودنیها بر میزان اضطراب آنان تاثیر نداشته است .
از میان 120 نفر دانش آموز مورد آزمون 4 دختر و 1 پسر دارای روحیه آرام و راحت و تنش زدوده و مضطرب و 36 دختر و 26 پسر دارای اضطراب متوسط و 14 دختر و 38 پسر روان آزرده و مضطرب و 6 دختر و 5 پسر نیز نیازمند مشاوره و یا درمانگری هستن
هدف کلی : بررسی رابطه بین اضطراب و جنسیت در دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهر ضیاء آبی
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
اضطراب پدیده ای روان شناختی است که تقریباًهمگان با آن آشنا هستند یا آنکه در طول عمر خود،در موقعیت هایی به آن دچار شده اند.این تجربه روانی – فیزیولوژیک در ابعاد آسیب شناسی روانی نیز شایع ترین اختلالات روانی را شامل می شود.(کنرلی -1382)
اضطراب یکی از شایع ترین بیماریها در جهان امروز ،مخصوصاًدر دنیای صنعت است .آن را از مهمترین اختالات عصبی وروانی به حساب آورده ودر مطالعات بالینی به آن نوروز« اضطرابی» گویند. ونیز آن را منشاءبسیاری از عصبیت ها وناراحتی ها ذکر نموده اند .چه بسیار ند مشاجرات ودرگیری های خانوادگی که ظاهراًبرسر مسائل جزئی پدید می آیند ولی در واقع ریشه واساس آنهاناشناخته وچه بسا که ناشی از اضطراب .(علی قائمی -1376)
گاهی افراد در جامعه زندگی می کنند که حال ووضع متعادلی ندارند .با مختصر تحریکی از جای می جنبند وبا اندک بهانه ای فتنه وآشوب به پا می کنند ظاهر قضیه در داوری ها این است که این امر ناشی از بد اخلاقی ،کج مزاجی ،ویا سوءاخلاق افراد است در حالیکه اگر نیکو تَعمُق شود ریشه آن اضطراب است . مردم عامی از آن غافلند ودر جامعه هم روشنگری های مناسبی نیست تا هرکس بداند در خانه ومحیط زندگی چه می گذرد وچرا افراد در مواردی آنچنان سخت بهم در آویخته اند .(همان منبع )
برخی از روانپزشکان وروانکاوان هسته مرکزی بخش اعظم بیماریهای روانی را در اضطراب جستجو می کنند ومدعی هستند که هم اکنون بیشتر تخت های بیمارستانهای روانی توسط مبتلایان به این بیماری اشغال شده است وحتی برخی از صاحب نظران بین اضطراب وسرطان را مدعی شده اند.
از این بیماری کودکان نیز بی نصیب نیستند. آنها هم کودکی خود را با چنین وضعی آغاز می کنند تا سرانجام چه شود وکشتی لنگر شکسته آنها در کلام ساحل پهلو بگیرد. آیا جان وروانی سالم از این قضیه به در برند یا نه ؟
واین خود سئوالی که ذهن بسیاری از والدین ومربیان را مشغول کرده است .در کل این بیماری عامل صدمه بزرگی برای کودکان است والحّق باید برایشان چاره ای اندیشید .(همان منبع )
اضطراب یک بیماری شایع وساری ودامنگیر همه گروها وهمه سنین از افراد انسانی است .پیر وجوان کودک وبزرگسال زن ومرد از آفت آن دور وبر کنار نیستند.
در هر کجا به یک نحو ویک گونه خود را نشان می دهد وچرخ ماشین زندگی را دچار لنگی می کند.
براساس یک بررسی 30%از مراجعین به پزشک عمومی از اضطراب در عذابند .وهم چه بسیارند افرادی که در اثر اضطراب چون آتشفشانی طوفانی هستند،وحال وحوصله هیچ کاری ندارندوزندگی برای خود ودیگران جهنم می کنند .(همان منبع )
اگر آدمی نیکو تأ مل کند هر شب وروز هزاران وحتی میلیونها انسان را می یابد که آرامش وقرارشان را از دست داده اند وشب هنگام تا به صبح بیدار مانده ودر اطاق یا حیاط خانشان به قدم زنی وبی تابی می گذرانند .منتظر آنند صبح زودتر سر رسد وآنها را از این مخمصه عظیم نجات بخشد .زمانی آنها را در بستر می یابند که برپشت افتاده اند وغلت می زنند نه می توانند راحت وآسوده بخوابند ونه می توانند به معنای واقعی بیدار وسرزنده وبا نشاط باشند.این بیماری در درجات مختلف آن بگونه ای شایع است که روانکاوان هربار بخواهند به منبع روانی یک بیماری توجه کنند در اثر کنکاشها وتلاشها نخست به این امر دست می یابند.وهنگامی که عمیق تر از پیش مسأله ای را می نگرند به ریشه وعمق مسأله در دوران کودکی پی می برند سرنخی از قضیه را می یابند که به مرحله کودکی وصل ومربوط است .(همان منبع )
در دنیای پنهان بسیاری از افراد ترس های مبهمی از امور مجهول وجود دارد که زمینه را برای نگرانی واضطراب آنها فراهم می آورد واین خود منشاءبسیاری از حالات وتمایلات ناصواب ،موضع گیریها ورفتارهای ویژه می شود.تجّلی چنین حالات در همه ی افراد موجود نیست از آن بابت که :
¶ گاهی میزان واندازه آن به درجه ای نیست که در آنان تجلی ومتظاهر شود.
¶ برخی از افراد سعی دارند اضطراب را مخفی نگه داشته وبه گونه ای بر ظهور آن فائق آیند واین خود مایه مشاهده حالت عادی در آنهاست .
¶ بعضی از افراد تدریجاًبدان عادت کرده ومتحمل آن می شوند ودر واقع با آن سازگار شده اند بدین سان این حالات در افراد وجود دارد ولی به گونه ای است که دیگران کمتر می توانندبدان پی ببرند .افرادی که بدان عادت کرده اند تدریجاًممکن است خودشان نیزاز آن غفلت کنند وندانند آنها را چه می شود ویا چگونه باید با آن برخورد نمایند .(همان منبع )
مساله اضطراب و بررسی آن یکی از مسائل مهم در نظام پرورش می باشد که کمتر مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.
بیان مسأله
اضطراب از جمله حالات روانی واز شایع ترین آشفتگی های روحی است که در عصر پرشتاب کنونی بدون آنکه خود متوجه باشیم بر غالب اعمال ورفتارمان سایه افکنده است.
اضطراب در بسیاری از افراد وجود دارد وشدت آن در افراد متفاوت است .در این پژوهش مهمترین مسأله این است که :
اهمیت وضرورت موضوع تحقیق
زندگی هرگز بدن اضطراب واسترس نیست چرا که عصر ما را « عصر اضطراب » نامیده اند مسلم است که در چنین عصری تظاهرات اضطراب بسیار فراوان وگسترده اند وهمه انسانها برای حفظ تطابق خود با محیط از انواع روشها ومکانیزم ها استفاده می نمایند.
فروید اضطراب را به عنوان پاسخی به ادراک خطر یا فشار روانی تعریف می کند. اضطراب بیشتر هنگامی رخ می دهد که انتظار خطری می رود که ایجاد شود تا پس از آنکه عملاًآن موقعیت مخاطره آمیز رخ داده باشد به این ترتیب اضطراب نیز همانند درد جسمی با علامت دادن فرا می رسد .اضطراب می تواند نشانگر ناتوانی از مقابله با خطر هم باشد .
هدف این تحقیق این است که به افراد کمک کند تا با اضطراب بیشتر آشنا شوند در ضمن بتوانند خود را از ورطه این درد ناخوشایند برهانند .چرا که این احساس کلید بسیاری از ناراحتیهای روانی دیگر خواهد بود.
بنابراین باید سعی کنیم در درجه اول بهداشت روانی فرد را مورد توجه قرار دهیم وهمچنین فرد را در شناخت توانییها ومحدودیتهایش یاری دهیم.
اضطراب اغلب نه به علل آشکار بلکه به علت تداعی های روانی شخص ممکن است ظاهر گردد وموقعیت برای فرد مهّم است بسیاری از افراد قادر به شناخت اضطراب خود به عنوان مشکل اساسی نبوده ونمی توانند بین احساسات وعلائم جسمی خود ارتباطی برقرار کنند.اضطراب بر بسیاری از جنبه های عملکرد آدمی از توانایی ادراکی یادگیری وحافظه گرفته تا اشتهاءعملکرد جنسی وخواب تأثیر می گذارد. اضطراب مشکل آفرین می تواند بر دامنه گسترده ای از توانایی های آدمی تأثیرات نامطلوبی بگذارد وخود را به اشکالی بسیار متفاوت نشان دهد .(کنرلی ،1382)
مطالعه وشناخت علل اضطراب دانش آموزان تلاشی در جهت بهبود وضعیت بهداشت روانی ،وضعیت تحصیلی وآینده شغلی آن هاست .زیرا اضطراب شدید بر سلامت جسمانی روانی ،عملکرد تحصیلی وآموزشی ،رضایت از زندگی واستفاده بهینه از توانایی ها واستعداد ها وحتی سبک زندگی افراد اثر می گذارد.
الف )پیشینه نظری
تاریخچه
تقریباًیک قرن پیش زیگموند فروید اصطلاح نوروز اضطراب را ابداع ودونوع اضطراب مشخص نمود. یک نوع اضطراب که از لیبید ومهار شده ناشی می شود وبه عبارت دیگر افزایش فیزیولوژیک در تنش جنسی به افزایش برابر لیبیدوومعرف ذهنی آن رویداد فیزیولوژیک منجر می شود.
نوع دیگر اضطراب به بهترین وجه احساس نگرانی یا ترس که از فکر یا میلی سرکوب شده ناشی می شود مشخص می گردد این نوع اضطراب مسئوول پیدایش پسیکو نوروز هاست .
فروید این اختلا لات اضطراب وابسته به آنها را در درجه اول به عوامل روان شناختی ربط می دهد .فروید متوجه شده بود که اضطراب حاصل در اینجا از شدت کمتری نسبت به اضطراب حاصل در نوروزهای واقعی برخوردار است .
اضطراب هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی نظیر دلشوره ،نگرانی – وحشت وترس بیان می شود.
اضطراب سبب به هم ریختن تعادل موجود می گردد وفرد دائماًبه منظور برقراری تعادل می کوشد پس می توان گفت که اضطراب به عنوان یک محرک بسیار قوی می تواند گاهی مفید وگاهی مضر باشد دالبته این بستگی به درجه ترس ومقدار خطری دارد که متوجه فرد است .اگر شدت عکس العمل فرد با مقدار خطر متناسب باشد آن را اضطراب متعادل یا نرمال می گویند.
زیرا شخص را وادار می سازد که خطرات را از خود دور کند این حد اضطراب مفید بوده ومقدار زیاد اضطراب باعث اختلال در رفتار می شود یعنی اضطراب زیاد نه تنها مانع یادگیری است بلکه به نوع خود سبب می شود که فرد تنواند رفتارهای جدید ومناسب موقعیت های مختلف بیاموزد .
اضطراب مفهوم جدیدی نیست چون در آثار مصریان باستان هم از آن نامبرده شده است .نویسندگان قرون وسطی وجود اضطراب را یکی از شرایط اصولی واولیه زندگی انسان تلقی می کردند وهمچنین اهمیت اضطراب در زندگی معاصر از سوی نویسندگانی چون آلبرت کامو ودییلو اچ اون وکلاس رود مورد توجه قرار گرفته است.
آلبرت کامو که دوران ما را قرن ترس نامیده است.
دییلو اچ اون که در اشعارش از عصر ما به عنوان عصر اضطراب به خوبی یاد کرده است.
کلاس رود که کتاب مشهوری در باب دنیای ما بنام عصر اضطراب به رشته تحریر در آورده است. حضور مضمون اضطراب توسط روان پزشکان وروان شناسان نیز به عنوان نشانه ای از ناراحتی های عصبی معرفی شده است .
تخمین زده شده است که در 20 سال گذشته بیش از 5000مقاله وکتاب درباره اضطراب در جراید روان شناسی وروان پزشکی به رشته تحریر در آمده است. محتاطانه ترین بر آورد حاکی از این است که بین 15 تا 25 درصد همه بیمارانی که پزشکان عمومی مراجعه می کنند مبتلا به یک نوع بیماری روانی هستندویا مشکلات مبهم روانی دارند.
الف)رویکردهای نظری به اضطراب
نظریه های بیولوژیکی اضطراب :
آنزیک اظهار داشته که تفاوتهای فردی در تجربه ی اضطراب در تنیجه به ارث رسیدن یک ساختمان ژنتیکی خاص رخ می دهد طوری که هر فرد آمادگی برای نااستواری هیجانی اندک یا زیادی را پیدا می کند .از این پیش زمینه ارثی به عنوان گرایشی در هر فرد برای واکنش شدید یا ضعیف در برابر محرکی خاص که ممکن است موجب آشفتگی شود یاد می شود.
آنزیک همچنین خاطر نشان می سازد که در افراد معینی زمینه ارثی برای پاسخ های کاملاًشرطی شده وجود دارد بدین طریق نظریه های زیستی –پزشکی با نظریه های رفتاری ترکیب می شوند.(تروورجی –سیمون جی )
سلیگمن در نظریه «آمادگی »در برابر ابتلا به هراس نیز نظریه زیستی –پزشکی ورفتاری را با هم در می آمیزد . بنابراین نظریه ،در نتیجه فرآیند های تکاملی ،انسان را از نظر زیستی مستعد است تا به آسانی نیست به محرکهای خاصی ترسهای شرطی از خود نشان دهد.در انسان ابتدایی این ترسها همچون پاسخ طبیعی ،برای مثال ترس در برابر خزندگان ،مارها ،جاهای مرتفع رخ می داد که همین ترس ادامه بقا را تضمین می کرد .این ترسها هنوز هم معمول هستند چون بنابر عقیده سلیگمن «ژن آمادگی » ممکن است هنوز از نسلی به نسل دیگر انتقال یابد. (همان منبع )
نظریه های روانکاوانه اضطراب
نظریه فرویدی
فروید در نوشته های اواخر عمر خود بین سه نوع متفاوت از اضطراب تمایز قائل شد.
اضطراب عینی یا اضطراب در برابر واقعیت که هر کسی آن را تجربه می کند وقابلیت واکنش به خطر واقعی است آن گونه که در جهان خارجی رخ می دهد .فروید مشخص می کند که چنین اضطرابی هم منطقی وهم متناسب با محرک است .چنین اضطرابی شیوه ای سریع وسازگارانه است که فرد هنگام مواجهه با خطر به آن متوسل می شود.(همان منبع )
دو شکل اضطراب که موجب مشکلات روانی می شود اضطراب اخلاقی واضطراب روان رنجوری خوانده می شود.
فروید اظهار می دارد که نخستین تجربه اضطراب در اثر تولد رخ می دهد .نوزاد از رحم که جایی امن برای اوست جدا می شود ووارد یک موقعیت نو وناآشنا می شود وبه ناگاه در می یابد که نیاز های نهاد ممکن است با تأخیر ارضا شود .« اضطراب اولیه » است که پس از آن برای تمامی تجربه های دیگر الگویی می شود.
به دومین شکل از اشکال سه گانه اضطراب فرویدی بر می گردیم .اضطراب اخلاقی به ترس از تنبیه توسط فرا خود برمی گردد وزمانی رخ می دهد که نهاد فرد را مجبور کند تا رفتاری رو انجام دهد یا تمایل انجام آن رفتار را در او بر انگیزد ورفتار مذکور با هنجارهای معمول ،سازگار نباشد .در چنین مواقعی اضطراب به شکل احساس گناه وشرم در می آید .سومین شکل یعنی اضطراب روان رنجوری نتیجه ی تهدید نهاد برای تسلط برخود است که پیامد اجتماعی آن نیز رفتار ناپسند لذت جویانه یا پرخاشگرانه است. کودک شدیداً بواسطه چنین رفتارهایی از گذشته تا حال مورد تنبیه قرار گرفته است .همچنین انتظار تنبیه آتی است که اضطراب ایجاد می کند .خود تلاش می کند تلاشهای نهاد را با توجه به نظارت فراخود ،واپس زند ولی وقتی این واپس زنی بطور جزئی موفق باشد ،اضطراب « شتاور » تجربه می شود.
این اضطرابهای شتاور می تواند به اشیای جهان واقعی متصل شود به طوری که خود تلاش می کند تا تنش انباشته شده را آزاد کند . ترس بر چیز دیگری « فرافکنده » می شود که نماد تعارض ناخود آگاه است وهراس ایجاد می شود. (همان منبع )
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 98 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 155 |
فصل اوّل:
نظریه عمومی مسئوولیت مدنی
مبحث اول:
معانی و مفاهیم مسئولیت مدنی
در زمینه مسئولیت مدنی پاسخ به این پرسش ها که چرا وارد کننده زیان باید در مقابل زیان دیده مسئوول شناخته شود و چنین مسئولیتی در عمل چه هدفی را دنبال می کند و به طور کلی چگونه می توان به گونه ای عادلانه و با کمترین هزینه ضرر را جبران و اداره کرد ،از طرف هر کسی و در هر جای دنیا داده شده باشد،به عنوان یکی از گزینه های موجود در کشور ما نیز قابل استفاده است.به ویژه که به نظر می رسد، مسئولیت مدنی در نظام های مختلف حقوقی، در مقایسه با بسیاری از شاخه های حقوق، بیشترین همسانی را با یکدیگر داشته و با توجه به روند جهانی شدن حقوق و اقتصاد و راه یافتن علوم و فنون غربی به کشورهای جهان سوم،این همانی روز به روز در حال افزایش است.
اهمیت مسئولیت مدنی تا آنجا است که «اصل ضرر نزدن به دیگری به لزوم جبران ضرر ناروا» را یکی از سه اصل موضوعه اخلاق و حقوق دانسته اند.تحولات اجتماعی و عوض شدن چهره تمدن بشری ،اهمیت مسئولیت مدنی را دو چندان کرده است.
گفتار اوّل:
مفهوم مسئوولیت
الف)معنی لغوی مسئوولیت
مسئول اسم مفعول از سأل، یسأل بر وزن منع یمتنع سوال مصدر آن می باشد[1]. در فرهنگ لغات مسئولیت به معنی قابل بازخواست نمودن انسان آمده و غالبا به معنی تکلیف و وظیفه و آنچه که انسان عهده دار آن باشد تعریف شده است. چنانچه در فرهنگ نوین عربی به فارسی مسئولیت به معنی قابل بازخواست و مسئول به معنی قابل جواب آمده است. [2]بعضی دیگر از لغویین یکی از معانی مسئول را کسی دانسته اند که فریضه ای بر ذمه دارد به طوری که اگر عمل نکند از او بازخواست می شود و مسئولیت را به معنای مسئول بودن نسبت به انجام دادن امری آورده اند[3]. دهخدا معانی مسئولیت داشتن را متعهد و موظف بودن و معنای مسئولیت را ضمان دانسته است.[4]
گاهی مسئولیت به معنای جمعی و گروهی می باشد که به آن مسئولیت مشترک یا مسئولیت گروهی «مسئولیه جماعیه» گفته می شود و شخص مسئول. یعنی شخصی که مسئول کردار خود است. « مسئول عن فعله» و در فرهنگ فروزان از مسئول به عنوان ضامن ذکر شده است. [5]در ترمینولوژی حقوق مسئولیت را متعهد قانونی شخصی بر رفع ضرری که بر دیگری وارد کرده تعریف نموده اند.[6]
قانون مدنی ایران نیز علاوه بر استعمال لفظ مسئول و مسئولیت در اکثر مواقع به پیروی از فقه کلمه ضمان و ضامن را بکار برده است. در قانون مدنی فرانسه مخصوص در مبحث قراردادها لفظ 2"garanti" که معادل با ضامن است به جای مسئول3" Respasibil" به کار رفته است ولی در قانون تجارت و جزای آن کشور لفظ مسئولیت4" Resposibilated" استعمال شده است. مسئولیت اصطلاحی است جدید که در سابقه ی نیم قرن استعمال دارد و از لغت فرانسوی Resposibilated" "5 گرفته شده که خود این کلمه مأخوذ از6 Responsibilat"" می باشد و این کلمه از لفظ لاتینی7 Responsum"" که آن هم به نوبۀ خود از ریشه یResponder""8به معنی جواب گفتن گرفته شده است.[7] کلمه مسئولیت در حقوق ایران و صفان فقه اسلامی همانند کلمه ی
Responsabilite" "9 و کلمه ی10 Responsibility"" درحقوق فرانسه و انگلستان در معنای عام استعمال شده و اعم از مسئولیت جزائی و مدنی می باشد. البته در ادبیات فارسی و متون اسلامی مسئولیت در مفاهیم دیگری از جمله مسئولیت الهی وجدانی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و بین المللی به کار می روند که به دلیل نداشتن مفهوم اصطلاحی در متون حقوقی کاربرد ندارد. در برخی موارد مسئولیت به معنای ضمانت یا کیفر یا دین نیز به کار می رود.
ب )مفهوم اصطلاحی مسئولیت
مسئولی ت به معنای قانونی آن همان التزام شخص به تحمل حکم قهری قانون در قبال رفتاری است که از وی صادر شده است. عده ای از حقوقدانان ایرانی، با توجه به معنای لغوی مذکور، مسئولیت را عبارت از التزام شخص به پاسخگوئی اعمال و رفتار خویش در قبال مردم دانسته اند که معیار تجلی آن اعمال و رفتاری است که موجب خسارت یا جنایت می گردد[8] هر چند که در قانون ایران هیچ گونه تعریفی از مسئولیت ارائه نشده است و به همین دلیل از طرف حقوقدانان نیز به صورت یکسان تعریف نشده است ولی همگی آنها مسئولیت را به نوعی متعد و التزام دانسته اند. در حقوق خارجی نیز مسئولیت در "liability"1 یک مفهوم حقوقی است که بر اساس قدرت یک طرفه و مطابق با یک قاعدۀ حقوقی انجام یا عدم انجام امری را الزام می کند. به طور مثال بایع در قرارداد بیع مسئول تحویل مبیع و مشتری مسئول پرداخت ثمن است. گاهی طرف مقابل شخص دارای ایستلا که 2"Subjection" و توانائی3 power"" نامیده می شود. شخص دارای مسئولیت از نظر حقوقی ملزم است کاری را انجام دهد یا چیزی را متحمل سازد. بنابراین شخص مسئول ممکن است نسبت هب اجراء یا پرداخت مسئولیت داشته باشد یا زندانی شود و یا به هر طریق دیگری در معرض تکالیف و تبعات حقوقی قرار گیرد. مسئولیت ممکن است بر اثر عمل اختیاری یا الزام قانون ایجاد شود. مثلا در صورتی که شخص از اجرای مفاد قرارداد تخلف کند بر اساس قواعد عمومی را نقض کند به موجب این قانون مسولیت خواهد داشت.
ج)مفهوم فقهی مسئولیت
مسئولیت در رفته در باب ضمان مورد بررسی قرار می گیرد ضمان در رفته به طور مطلق در معنای مسئولیت اعم از کیفری و مدنی استعمال شده است. این عنوان فقهی و حقوقی در حقوق مدنی دارای اقسام متعددی است: مثل ضمان عقدی، ضمان قهری، ضمان عین، ضمان ایدای متعاقبه ضمان اتلاف و ... اصل 171 قانون اساسی مقصر را طبق موازین اسلامی ضامن می داند. اصل فوق با الهام از منابع فقهی صراحتاً چگونگی ضمان و مسئولیت قاضی را مشخص کرده است. برابر این اصل هر گاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا حکم در تطبیق حکم بر مورد خاص ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است در غیر این صورت خسارت بوسیله ی دولت جبران می شود و در هر دو حال از متهم اعاده حیثیت می گردد. یکی از معانی که برای واژه ضمان در اصل مذکور منظور شده است، ضمان قهری است که ابتدا به تعریف آن می پردازیم: مسئولیتی است که متضرع بر عقد قرارداد نبوده و از تعهد اشخاص در مقابل یکدیگر ناشی نمی شود. مبنای این مسئولیت این وظیفه عام و یک تکلیف قانونی است که افراد در مقابل یکدیگر دارند که خسارتی به یکدیگر وارد نیاورند. در جاهایی که دو نفر هیچ پیمانی با هم ندارند و یکی از آنها به عهد یا خطا به دیگری زیان می رساند، مسئولیت را غیرقراردادی یا خارج از قرارداد یا ضمان قهری می نامند.[9]
از آنجائی که قاضی با متهم یا طرفین دعوی هیچ رابطه قراردادی ندارد و لذا مسئولیت او قراردادی نیست، بلکه در خارج از قرارداد است. یعنی ضمان قاضی، ضمان عقدی نیست بلکه ضمان قهری است. فقها هم در مواردی که شخص ملزم به پرداخت مالی می شود از لفظ ضمان استفاده می کنند و هم در مواردی که از جهت کیفری مسئول است از ضمان استفاده می کنند.
در قانون مجازات اسلامی بر اساس ماده 319 هر گاه طبیبی گرچه حاذق و متخصص باشد در معالجه هائی که شخصا انجام می دهد یا دستور آن را صادر می کند هر چند به اذن مریض یا ولی او باد باعث تلف جان یا نقض عضو یا خسارت مالی می شود. ضامن است. مواد 321، 320، 326، 327 قانون مذکور نیز لفظ ضمان را در مورد لزوم پرداخت دیه به کار برده است وقتی در ماده 324 در جائی که کسی به عمر موجب جنایت می گردد، واژه ضمان به کار رفته است. از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم لفظ ضمان فقط در موارد جبران خسارت مالی به کار نمی رود و معنای عامی دارد و در مورد مسئولیت کیفری هم از واژۀ ضمان استفاده می شود که به آن ضمان کیفری می گوییم.
د)مفهوم تکلیفی مسئولیت
قبل از بیان حکم تکلیفی لازم است مختصری توضیح در مورد حکم شرعی نیز داده شود. افعال خداوند معلل به اغراض و اهداف می باشد. ثابت می شود که غرض و هدف به مکلف بر می گردد و آن غرض گاهی جلب منفعت برای مکلف است و گاهی رفع ضرر است. از او و این درگاهی به دنیا مربوط است و گاهی به آخرت و احکام شرعی از این چهار فرض خارج نیست. و چه بسا در حکم اغراض متعدد جمع می شود. چنانکه اگر کسی برای روزی خود و افراد واجب النفقه اش و افراد مستحبه النفقه به قصد قربت کسب کند هر گاه راه درآمدش منحصر به همان کسب باشد آن چهار غرض در آن صمع می گردد. تقی دنیوی حاصل می شود. برای آنکه نفوس از نابودی محفوظ می ماند و جلب نفع اخروی ازآن جهت است که عمل به قصد قربت انجام یافته است و دفع ضرر اخروی بدین نحوست که واجب را انجام داده است و در نتیجه ضرری را که بر ترک واجب مترقب بوده دفع شده است و دفع ضرر دنیوی بدین گونه است که اگر قوت تحصیل نشود نفوس زیادی ببیند و تلف می شوند.[10] بنابراین حکم شرعی عبارت است از قانون صادر از خدای تعالی برای سامان بخشیدن به زندگی مادی و معنوی انسانها که حکم شرعی نیز به حکم تکلیفی و حکم وضعی تقسیم می شود. و حکم تکلیفی حکم شرعی است که مستقیما به افعال انسان ( مکلف ) تعلق می گیرد و رفتار انسان را در جوانب مختلف زندگانی شخصی، عبادی، خانواگی، اقتصادی و سیاسی، تصحیح و توجه می کند و همه سر و سامان می بخشد. مثل حرمت شرب خمر، وجوب نماز، اباطه احیاء زین مرده[11] یعنی دایرکردن ول زمین باید. بنابراین حکم تکلیفی مکلف را از حیث انجام و ترک معین می کند.
حکم تکلیفی نیز خود به حرمت، وجوب استجاب، کراهت و اباحه تقسیم می شود که به چهار قسم از اعمال ( عبادت، عقود، ایقاعات و احکام) انحصار یافته است.
مثلا در مورد وجوب در احکام تکلیفیه آمده « ویحب علی القاضی التسویه بین الحسنین فی الکلام معها ... » بر قاضی واجب است در سخن گفتن با هر دو مورد، رعایت تسویه و مساوات را بنماید و همچنین درسایر اکرامات.
ه)مفهوم وضعی مسئولیت:
حکم وضعی قسم دیگری است از احکام شرعی که مستقیما به انسان و رفتار و گفتار او مربوط نمی شود بلکه وضع مشخص و معینی را قانون گذاری می کند که به طور غیرمستقیم بر اعمال و رفتار انسان اثر می گذارد از قبیل احکامی که پیوند زناشوئی را نظم می بخشد. زیرا آن احکام مستقیما رابطه معین و صحیح بین زن و مرد را قانونگذاری می کند ولی به طور غیرمستقیم بر اعمال و رفتار آن دو اثر می گذارد زیرا آن زن و مرد که پیوند زناشوئی بستند هر یک نسبت به دیگری تکالیفی پیدا می کنند و رابطه میان احکام تکلیفی و احکام وضعی رابطه ناگسستنی است زیرا هیچ کدام وضعی یافته نمی شود که در آن جنب آن حکم یا احکامی تکلیفی وجود نداشته باشد. مثلا زوجیت حکم شرعی وضعی است که در جنب آن احکام تکلیفی چیزی دیده می شود. از قبیل وجوب انفاق شوهر بر زن، وجوب تمکین زن نسبت به شوهر و غیره. همچنین تکلیف حکم شرعی وضعی است که در ردیف آن، احکام تکلیفی متعددی وجود دارد، از جمله حرمت تصرف دیگری در آن مگر به اذن مالک، حرکت غصب آن و غیره .[12]
حقوق با پذیرش این واقعیت در صدر این امر است که هیچ خسارتی را بدون جبران نگهدارد. برای رسیدن به این قاعده گفته شده است هر کس مسئول جبران خسارتی است که به دیگران وارد می سازد. مسئولیت پاسخگوئی انسان است نسبت به اعمالی که بر اساس عقل و شعور با آزادی انتخاب می نماید. انسان با ارتکاب هر عملی آثاری به بار می آورد که البته آن آثار دامان گیر خود اوست.
مسئولیت همواره با احساس آزادی همراه است والا مسئولیت امور جبریه امری نامعقول خواهد بود. پیشرفت جوامع بشری و خروج بشر از زندگی بدوی، به مسئولیت مفاهیم جدیدی داده است. برخی از دانشمندان ابراز عقیده کرده اند که مسئولیت تعهد و الزامی است که شخص نسبت به جبران، زیان وارده به دیگری پیدا می کند. اعم از اینکه زیان مذکور در اثر عمل شخص مسئول باشد یا عمل اشخاص وابسته به او یا ناشی از اشیاء اموال تحت مالکیت یا تصرف او.[13]
متون بشر را مقید به شناخت و حفظ حقوق جامعه از نوع جدید نمود. آزادی انسان محدود شد به حدی که به آزادی همنوع لطمه وارد نیاورد. لذا جامعه برای آزادی انسان حدی قایل شده تجاوز از این حد موجب مسئولیت شد. انسان دارای حقوقی بود که تکلیف در کنار حقوق قامت افراشته بود. عدم رعایت تکلیف، او را در مقابل حقوق دیگران مسئول می ساخت. مسئولیت تنها شکل اخلاقی نداشت بلکه نوع حقوقی مسئولیت جلوۀ بیشتری گرفت.
گفتار دوم: انواع مسئولیت
الف)مسئولیت اخلاقی
علم اخلاق علمی است که از ملکات انسانی که مربوط به قوای نباتی و حیوانی و انسانی است. صحبت می کند و او را راهنمایی می کند تا به فضائل رسیده و از رذایل بپرهیزد و به این وسیله سعات خود را تکمیل نموده و اعمالی از او سر زند که موجب ستایش اجتماع گردد.[14]
اخلاق و حقوق رابطۀ نزدیکی با یکدیگر دارند. اخلاق در تولد برخی حقوق نقش دارد. مسئولیت اخلاقی مسئولیتی است که قانونگذار معترض آن نشده است. مثل مسئولیت انسان نسبت به خود یا خداوند، ضمانت اجرای این مسئولیت تنها تأثر وجدانی است و هیچ ضمانت اجرای حقوقی ندارد. در واقع مسئولیت اخلاقی، مواخذه و سرزنش وجدان شخصی است که مرتکب خطائی شده است عمل با حسن نیت. وجدان را وادار به سرزنش نمی کند. مسئولیت اخلاقی انسان است در پیشگاه خدایش. شرمندگی و ندامتی است که او نسبت به اعمال ارتکابی در محضر وجودی که ناظر اعمال اوست دارد.
ب)مسئولیت حقوقی
مسئولیتی است که در قوانین مذکور است و در مقابل مسئولیت اخلاقی و دینی قرار دارد. مسئولیت حقوقی وظیفه ای است قانونی که دلالت بر انجام عمل یا ترک عملی دارد. اینکه بگوئیم وظیفه ای قانونی منظور ما تمایز آن مسئولیت از مسئولیت اخلاقی می باشد. والا در برخی مواقع برای تعیین مسئولیت حقوقی یا مصادیق به عرف مراجعه می شود و این امر معنی در حقوق دانستن مسئولیت ندارد. مسئولیت حقوقی به دو شاخۀ، مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی قابل تقسیم است.
1:مسئولیت کیفری
مسئولیت کیفری یا جزائی، مسئولیت شخصی است که مرتکب جرمی می شود که آن جرم در قانون تصریح شده باشد و شخص مرتکب به یکی از مجازاتهای مقرر در قانون برسد.
عبارت است از التزام مشخص به پاسخگویی آثار و نتایج زیانبار فردی و اجتماعی عمل مجرمانه ای که انجام داده، یا ترک نموده است.[15]
2: مسئولیت مدنی
مسئولیت مدنی در زندگی کنونی بشر از مباحث اساسی و عمده ای شده است که به گونه ای که حتی اظهارنظر شده که م.م نوع دیگری از مسئولیت حقوقی است. مسئولیت مدنی هنگامی بوجود می آید که ملزم به ترمیم نتایج خسارتی باشد که به دیگری وارد آورده است.
از دید دکتر حسینی نژاد، مسئولیت مدنی، تعهد انسان است در برابر انسانی دیگر. تعهدی که این داشتند بزرگ از آن نام می برد، البته دارای ضمانت اجرائی نیز می باشد. یعنی قانون آن را به رسمیت شناخته و مورد حمایت قرار داده است. زیرا این وظیفه مرتکب است که زیان وارده را جبران و ترمیم نماید و چنانچه شخصی به دیگری ضرری وارد نماید، و از این حیث زیان دیده متحمل ضرر شود، عدالت و بقاء حیات جامعه اقتصادی جبران خسارت وارده را دارد.
برخی دیگر از دانشمندان نظر داده اند:
مسئولیت مدنی عبارت از ملزم نبودن شخص است به میزان خسارتی که در حق دیگری وارد می آورد این مسئولیت زمانی بوجود می آید که کسی بدون مجوز قانونی به شخص دیگری لطمه ای وارد آورد که منجر به ورود خسارت شود.[16]
نظر عده ای دیگر به این صورت بوده است که:
در زبان حقوقی جز در موارد استثنائی منظور از مسئولیت مدنی جبران خسارت است. [17]
تقسیم مسولیت مدنی:
مسئولیت مدنی از حیث قلمرو به دو شعبۀ مهم تقسیم می شود. یکی مسئولیت ناشی از قرارداد و دیگری مسئولیت خارج از قرارداد. بعبارت دیگر ضمان ناشی از عتر و صفان ناشی از قانون که به تفکیک آنها را مورد بررسی قرار می دهیم:
1-2- مسئولیت مدنی ناشی از قرارداد: مسئولیت ناشی از قرارداد یا عهدی عبارت از تعهدی است که در نتیجه تخلف از مفاد قراردادهای خصوصی، برای اشخاص ایجاد می شود. به عبارت دیگر مسئولیت کسی است که در عقدی از عقود اعم از عقود معین و غیرمعین تعهدی را پذیرفته باشد و به علت عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام تعهد و یا در حین انجام تعهد و یا به سبب انجام تعهد، خسارتی به متعهد له وارد نماید. اصطلاحا این نوع مسئولیت را مسئولیت ناشی از قرارداد و مسئولیت عقدی می نامند که در مقابل مسئولیت خارج از قرارداد استعمال می گردد و عناصر تشکیل دهنده اش: الف: تخلف از تعهد. ب: ضرری که از تخلف مزبور به متعهد له وارد می شود. ج: رابطه سبسیت بین تخلف و ضرر.[18]
بنابراین مسئولیت قراردادی وقتی تحقق پیدا می کند که در نتیجه عدم اجرای تعهد یا قرارداد، ضرر وارد شده باشد که این ضرر و خسارت ناشی از رابطۀ حقوقی (قرارداد یا تعهد) فی مابین زیان دیده یا متهدله با متعهد است. در هر حال در قراردادها اگر کسی تعهد ناشی از قرارداد را ایفاء نکند، طرف مقابل حق و اختیار دارد از متعهدی که از انجام تعهد خود مطابق قرارداد سرباز می زند خسارت بگیرد و قانون مدنی آن را خسارت عدم انجام تعهد نامیده است و مسئولیتی که متعهد در این گونه موارد در برابر متعهد له پیدا می کند، اصطلاحا مسئولیت قراردادی گفته می شود
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 172 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 128 |
فهرست
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول : کلیات تحقیق 2
مقدمه 3
بیان مسأله 5
سؤال مسئله 6
اهمیت و ضرورت تحقیق 7
فرضیه های تحقیق 8
تعاریف عملیاتی و نظری واژه ها و مفاهیم 9
فصل دوم : پیشینه و ادبیات تحقیق 11
تعریف 12
مشکل تعریف 12
تاریخچه 19
مختصری درباره تاریخچه بهداشت روانی در ایران 25
اهمیت، دامنه، حدود و زیان بخشی بیماری های روانی در جامعه 34
علل افزایش و شیوع بیماریهای روانی 40
با شور و شوق پیر شدن 48
خانواده 51
دوستی ها 53
روابط اجتماعی : تنهایی و انزوا 54
محل زندگی 55
خانه سالمندان 56
سالمند کیست؟ 60
قانون سالمندى 62
واقعیات خانه سالمندى 66
نگاهی به خانه سالمندان و گرایش افرادپیر برای ورود به این خانه ها 70
چرا این عزیز را به جمع هم سالان خود نبریم؟ 72
مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی به خانواده 74
آیا سالمندان گرایشی به خانه سالمندان دارند؟! 77
مشکلات اقتصادی عزت نفس سالمندان را خدشه دار می کند 81
افراد سالمند و مشکلاتشان درخانه سالمندان 83
تحقیقات انجام شده 90
فصل سوم : روش تحقیق 92
جامعه آماری 93
نمونه روش نمونه گیری 93
ابزار اندازه گیری در تحقیق 94
شیوه اجرای آزمون 95
نمره گذاری 96
روش تحقیق 97
روش تجزیه و تحلیل دادها 98
فصل چهارم : یافته ها و تجزیه و تحلیل دادها 99
تجزیه و تحلیل داده ها 100
آزمون فرضیه تحقیق 102
نمودار مربوط به تجزیه و تحلیل دادها 107
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری 110
بحث و نتیجه گیری 111
محدودیت ها 114
پیشنهادات 115
منابع 116
پیوست 118
چکیده :
درتحقیق حاضر سلامت روانی سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی شهرستان ابهر مقایسه شد . فرضیه های عنوان شده عبارت بودند از اینکه بین سلامت روانی سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی تفاوت وجود دارد و بین خرده آزمونهای روانی مانند اختلال اضطرابی ، جسمانی ، افسردگی ، اجتماعی سالمندان آسایشگاهی تفاوت وجود دارد که جامعه مورد عبارت بود از ، سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید و آزمون سلامت روانی گلد برگ بر روی آنها اجراء گردید نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی در زیر مقیاس های سلامت روانی و خود سلامت روانی تفاوت وجود دارد . به عبارت دیگر ، سالمندان غیر آسایشگاهی از سلامت روانی کمتری نسبت به سالمندان آسایشگاهی برخوردار بودند .
واژه های کلیدی : سالمندی ، آسایشگاه و سلامت روانی .
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
در طول قرن بیستم انسان بیش از تمام تاریخ دست خوش دگرگونی از نظر شیوه های زندگی ، روابط اجتماعی و مسائل بهداشتی روانپزشکی شده است . تلاش شتابزده برای صنعتی شدن و گسترش سریع شهرنشینی و زندگی ماشینی که لازمه آن مقبول شیوه های نوین زندگی است اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و مسائل بهداشتی تازه ای را به بار آورده است اوضاع اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی نابسامان جهان و بار مشکلات اجتماعی و محیطی و روانی واکنش های بیمارگونه بسیاری در افراد و جوامع به وجود آورده است که خود سبب وخیم تر شدن اوضاع و نامساعد تر شدن محیط زیست شده است . پیری روز بروز مسئله جدی و بزرگی در کشورهای در حال پیشرفت و پیشرفته می شود و بخصوص افراد پیر و طرز زندگی آنان اکثراً مسائل روانی، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی را پیش می اورند و دوران پیری از نظر سلامت روانی بسیار حایز اهمیت است و از نظر پیشگیری باید به خاطر داشت که معمولی ترین بیماری های روانی در افراد پیر عبارتند از پیسکوزهای پیری ، اختلالات روانی ناشی از اختلالات عروقی ، کمبود اکسیژن و از بین رفتن فعالیت های عادی مغز که با کم شدن روابط اجتماعی از دست دادن مسئولیت و تربیت پسران و دختران بعلت ازدواج و جدا شدن آنها ، بازنشسته شدن و از دست دادن نزدیکان و اطرافیان توأم می گردد و حتی گاهی جدا سازی سالمندان از خانه و کاشانه و در کنار خانواده و بچه ها بودن می تواند در روحیه آنها به قدری تأثیر گذار باشد که نتوان کاری از پیش برد . از اوایل انقلاب صنعتی بطور روز افزونی خانواده ها ، از زیر بار مسئولیت سالمندان شانه خالی می کنند وسالمندان هم اکنون بین تازه واردین بسیاری از بیمارستانهای روانی کشورها پیشرفته حتی 40 درصد از مجموع بستری شدگان را تشکیل می دهند اگر چه در گروههای سنی بالا تعداد از زنان مسن خیلی بیشتر از مردان است و لی تعداد مردان بستری شده در این بیمارستانها بیشتر از زنان می باشد زیرا در این سنین زنان انعطاف پذیری بیشتری از مردان اند و خود را بهتر اداره می کنند . هم چنین از تعداد بستری شدگان تعداد بیشتری بیمار از طبقات پایین اجتماع که از نظر اقتصادی فقیرتر بوده و تحت بزرگی از سکنه شهرهای بزرگ را تشکیل می دهند وجود دارد به طوری که افراد مسن همگی از انزوای اجتماعی دلتنگند والدین می نالند که فرزندانشان آنقدر کار می کنند و یا به خود مشغولند که فرصت دیدار و یا حتی تلفن کردن به آنها را ندارند و گاهی اوقات وارد شدن به یک آسایشگاه می شود محل دوم زندگی سالمندان که هر کدام از این محیط ها می توانند تاثیری سو برروی سالمند داشته باشد . این پدیده ها شاید بیشتر مربوط به عوامل اجتماعی است تا عدم هماهنگی در میزان وقوع بیماری در سنین بالا و این نکته شایان توجه است . ( میلانی فر – 1385)
بیان مسأله
همانطور که شرح داده شد مسئله افراد مسن در جوامع مسئله جدی و بزرگی را مخصوصا در سالهای اخیر ایجاد کرده است . اهمیت مسئله بیشتر از این نظر است که بروز بعضی از اختلالات روانی ، رفتاری ، شخصیتی ، حافظه و عدم مقرارت زندگی به تنهایی ، احتیاج به حمایت دیگران و نظایر آن با عث شده است که پیران را جزء بیماران روانی قلمدادو در آنان را در بیمارستان روانی بستری نمایند . با وجودی که به عقیده بعضی بیشتر اشکالات افراد مسن در نتیجه از بین رفتن اعمال طبیعی و عادی نسج مغز است ولی از دست دادن اعتماد به نفس ، ارتباط اجتماعی ، مسئولیتهای شغلی و حتی افراد خانواده یا فامیل مهمترین عامل هستند شخص مسن اکثرا متوجه درون خود می شود ، افسرده می گردد و دچار مشغولیات هیپوکندریاک و هذیان بخصوص درباره کار دستگاههای گوارشی و کار دیواسکولر می شود ، تنهایی احساس می کند علاقه و خبرگی حرفه ی خود را کم کم از دست می دهد و در یک دایره معیوب قرار می گیرد که همان عوارض پیری است و فکر اینکه مبادا فرزندان آنها را طرد کنند خود باعث می شود از لحاض روانی دچار تغییر و تحول شوند این برعهده قشر جوان است که با بکار گیری اصول بتواند در جهت راحت زیستن سالمندان کمک باشد و این مساله آیا منزل و خانه و خانواده می تواند سلامت روحی و روانی پیران را برگرداند یا خیر ( شاملو– 1385 )
در تحقیق حاضر به این نکته توجه داریم که آیا محیط خانه سالمندان برای سالمندان مناسب است و آیا در کنار گروهی از هم سن و سالها می تواند در جهت ادامه زندگی یک سالمند نقش داشته باشد . یا نه و آیا سلامت روحی و روانی در بین سالمندان حاضر در خانه سالمندان و سالمندان غیر آسایشگاهی متفاوت است و اینکه سالمندان که در خانه و یا کنار فرزندان خود هستند سلامت روانی بالاتری دارند .
سؤال مسئله
آیا بین سالمندان آسایشگاهی و سالمندان غیر آسایشگاهی از لحاظ سلامت روانی تفاوت وجود دارد .
اهداف تحقیق
هدف کلی در تحقیق حاضر عبارتند از اینکه سالمندان که در کنار خانواده و یا خانه اجدادی زندگی می کنند آیا از لحاظ روحی و روانی در سطح بالاتری نسبت به سالمندی هستند که در کنار یک سری سالمند دیگر با خصوصیات تقریبا مشابه هستند ، است یا نه تفاوت وجود ندارد .
و هدف جزریی اینکه آیا سالمندانی که در آسایشگاه به سر می برند از لحاظ اختلالات جسمانی اضطرابی ، اختلال رفتاری ، اجتماعی نسبت به سالمندانی که در آسایشگاه به سر نمی برند تفاوت دارند. یا نه .
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهمیت سلامت روانی تامین سلامت فکر و روان افراد جامعه است . برای رسیدن به این هدف احتیاج به نیروی انسان فعال و کاردان ، همکاری سازمانهای دولتی، برنامه ریزی ، بودجه برای ایجاد و گسترش سازمانهای روان پزشکی و بالاخره آموزش سلامت همگانی در سطح جامعه بخصوص در مورد کودکان و سالمندان مطرح است که آموزش سلامت روانی به افرادی که مسن هستند و کمی از لحاظ روحی و روانی دچار تغییر تحول شده اند لازم است جهت همکاری استفاده از سرویسهای موجود در صورت مواجه با استرس و مشکلات روانی و آموزش برخورد صحیح فرزندان و اطرافیان با یک فرد مسن و نوع برخورد با آن تا بتواند سلامت روحی و روانی را در آن تضمین کنیم . همانطور که می دانیم دوره میانسالی و سالمندی یکی از پرفشارترین دوره زندگی است که در این دوره مسائل زندگی خانوادگی ، پرورش فرزندان و نگهداری و رسیدن به ارتقائ شغلی برای آنها تمام مسائلی است که روحیه و روان سالمند تاثیر بسزایی در زندگی اجتماع داشته که اگر در زمان سالمندی فرزندان برای جبران این زحمات رفتار ناشایستی از خود نشان دهند حتماً سالمند را دچار به هم ریختن و انزوا می کند . ( میلانی فر – 1385) .
فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی از لحاظ سلامت روانی تفاوت وجود دارد .
فرضیه های فرعی
1- بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی از لحاظ اختلال جسمانی تفاوت وجود دارد .
2- بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی از لحاظ اختلال اجتماعی تفاوت وجود دارد .
3- بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی از لحاظ اختلال رفتاری تفاوت وجود دارد .
4- بین سالمندان آسایشگاهی و غیر آسایشگاهی از لحاظ اختلال اضطرابی تفاوت وجود دارد .
تعاریف عملیاتی و نظری واژه ها و مفاهیم
سلامت روانی : عبارتند از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و موثر به طور کامل شود که از زبان کارل منجر بوده است . ( ملایری فر – 1385 )
واتسون مؤسس مکتب رفتار گرایی می گوید سلامت روانی عبارت است از رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و با نتیجه رفع نیازهای اصلی و ضروری می شود . ( میلانی فر – 1385 )
و سلامت روانی بالاخره عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون سلامت روانی گلد برگ بدست آورده است .
تعریف پیری : مخصوص افرادی است که معمولا بالای 75 سال هستند و از لحاظ جسمی شکننده اند و مبتلا به اختلالت بینایی و شنوایی و اختلالات روانی می باشند .
سالمندان آسایشگاهی : عبارتند از سالمندانی که برای نگهداری از آن ها ، آنها را به مراکز سالمندان که با تسهیلات پزشکی و بهداشتی و شیوه زندگی و برنامه آنها بر نظر این مراکز است و سالمند باید تابع آن باشد .
سالمندان غیر آسایشگاهی : عبارتند از سالمندانی که بقیه عمر خود را در میان فرزندان و کانون خانواده گذران می کنند و لزوم وجود حمایت و نگهداری از طرف همسر و فرزندان آنهاست
فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق
تعریف
بهداشت روانی [1]، روانپزشکی پیشگیر[2] ، بهداشت روانی اجتماعی[3] و یا روانپزشکی اجتماعی[4] به کلیه روشها و تدابیری اطلاق می شود که برای جلوگیری از ابتلاء و درمان بیماریهای روانی و توان بخشی بیماران روانی موجود به کار می رود .
دو واژه اخیر بعد از سومین انقلاب در روانپزشکی[5] از سال 1963 که باعث ایجاد مراکز جامع روانپزشکی در مناطق جغرافیایی و با جمعیتی معین گردیده بکار می رود .
مشکل تعریف
مشکل تعریف بهداشت روانی از آنجا سرچشمه می گیرد که هنوز تعریف صحیح و قابل قبولی برای بهنجاری[6] نداریم . البته تعاریف ئ نقطه نظرهای زیادی با توجه به شرایط و موقعیتهای اجتماعی ، سن و فرهنگ برای بهنجاری شده است .
پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند بهنجاری یا سالم بودن را نداشتن علائم بیماری[7] تلقی می کنند و به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای اینکه فردی سالم بیمار شودبایستی از قطب سالم به قطب مخالف برود .
این امر در بعضی از بیماریها منجمله بیماریهای عفونی ممکن است صادق باشد ولی در بیماریهای روانی صادق نیست . عدم وجود علایم بیماری روانی و یا از بین رفتن علایم بیماری در اثر درمان ، به معنی نیست که فرد از سلامت روانی کامل برخوردار و به اصطلاح سالم است . بیماران مبتلا به صرع ، جنون ادواری و انواع افسردگی ها و نظایر آن از این قبیلند . البته این موضوع منحصر به بیماران روانی نیست و در اکثر بیماریهای جسمانی نیز صدق می کند . بیماران مبتلا به فشار خون و با بیماری قند و غیره اگر به علت استفاده از دارو ، فشار خون عادی و یافتند خون در حد طبیعی دارند دلیلی بر سلامتی آنها نیست چون قطع درمان باعث پیدایش و برگشت علایم بیماری خواهد شد .
پزشکان و روانپزشکان بهداشتی[8] که در سازمانهای بهداشتی یا طب پیشگیری و برنامه های اجرایی سروکار دارند و به اصطلاح دید بهداشتی دارند مانند اپیدمیولوژیست ها برای تعریف بهنجاری از نرمال میانگین[9] یازنگوله معروف منحنی توزیع عمومی استفاده می کنند و افراد را با خصوصیات افراد میانگین که از طریق آماری به دست می آید ، خود مسئله قابل بحثی است .
روانپزشکان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که تعالی بین رفتارها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد [10]. از این دیدگاه انسان و رفتارهای او در مجموع یک سیستم در نظر گرفته می شود که بر اساس کیفیات تاثیر و تاثر متقابل عمل می کنند . با این دید سیستمیک ملاحظه می شود که چگونه عوامل متنوع زیستی انسان بر عوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و بالعکس از آن اثر می پذیرد .
به عبارت دیگر در بهداشت و تعادل روانی ، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث قرار می گیرد پدیده هایی است که در اطراف او وجود دارند و بر جمع سیستم و نظام او تاثیر می گذارند و از آن متاثر می شوند .
پس از دید روانپزشکان سلامتی عبارتست از تعادل در فعالیتهای زیستی،روانی، و اجتماعی افراد که انسان از این تعادل سیستمیک و ساختارهای سالم خود برای سرکوب کردن و تحت کنترل در آوردن بیماری استفاده می کند.روانکاوان و طرفداران فرضیه های روانکاوی (روان تحلیلی) از شخصیت ایده آل صحبت می کنندو«من»[11] را میانجی بین خواسته های «نهاد»[12] و کنترل و مؤاخذه «فوق من» [13]می دانند و بهنجاری را میانجیگری صحیح و منطقی بین دو قدرت «نهاد» و «ابرمن» می دانند.روانکاوان به مراحل مختلف رشد روانی و عملکرد صحیح و خالی از تعارض ایگو،استفاده از مکانیسم های دفاعی سازنده در ضربه ها و فشارهای شدید را دلیل بر سلامت و تعادل روانی می دانند.کارهای اریکسون[14] و هارتمن[15] نیز به منظور تایید این نظریه است .
کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند :
«سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران،تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی،عادلانه و مناسب» .
لونیسون[16] و همکارانش در1962سلامتی روان را این طور تعریف کرده اند:
«سلامتی روان عبارت است از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطراف،محل زندگی،اطرافیان و مخصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد،چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن».
کارل مننجر(7 )به نقل می گوید : « سلامت روانی عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و موثر به طور کامل شود . »
طبق تعریف واتسون مؤسس مکتب رفتارگرایی « رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و با نتیجه رفع نیازهای اصلی و ضروری او می شود »
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 158 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 147 |
فهرست
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول : کلیات تحقیق 2
مقدمه 3
بیان مسأله 6
اهداف تحقیق 7
اهمیت و ضرورت تحقیق 8
سؤال تحقیق 9
تعاریف واژه ها و مفاهیم عملیاتی و نظری 9
ازدواج مدرن 10
فصل دوم : پیشینه و ادبیات تحقیق 11
تاریخچه طلاق 12
طلاق در ملل و ادیان مختلف 12
یونان باستان 13
قانون بابل 14
ایران باستان 15
دین مسیحیت 16
کشور شوروی سابق 19
تبت 21
چین 22
کشورهای اروپایی و آمریکایی 23
ایالات متحده آمریکا 24
کشور فرانسه 26
جدایی جسمانی 27
انگیزه های ازدواج 28
ازدواج به طریق خواستگاری 31
جدایی قانونی 34
طلاق 35
انواع طلاق در ایران 38
اختلالات رفتاری 39
طلاق و اختلالات رفتاری 31
تحولات عاطفی نوجوانان و نقش والدین در اختلالات رفتاری 42
طلاق و اختلالات رفتاری- اجتماعی 44
آمار و اختلالات ناشی از طلاق 45
مشاوره پیش از ازدواج و اطلاع رسانی به جوانان 46
مشاوره و سلامت اجتماعی 57
علل و پیامدهای طلاق 61 67
فقر، بیکاری و عدم آگاهی 63
مشکلات اقتصادی 65
اعتیاد، منشاء 85 درصد طلاق ها 66
مشکلات جنسی، عامل 50 درصد طلاق 70
یک طلاق در برابر هر 5 ازدواج 80
طلاق، فاجعهای در انفجار خانواده 82
طلاق و شرایط زنان 84
رابطه بین طلاق وخودکشی 88
تاثیر طلاق بر اختلالات رفتاری کودکان ونوجوانان 97
تحقیقات انجام شده در خارج و در داخل کشور 121
فصل سوم : تعیین روش تحقیق 123
روش تحقیق 124
جامعه آماری 124
نمونه و روش نمونه گیری 124
ابزار اندازه گیری در تحقیق 125
روش تجزیه و تحلیل دادها 127
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها 128
تجزیه وتحلیل داده ها 129
مدل های آماری به کار رفته:جدول 1-4 و نمودار 1-4 130
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری 133
بحث و نتیجه گیری 134
پیشنهاد ها و محدودیت ها 136
منابع 137
ضمائم : پرسش نامه طلاق 140
چکیده :
هدف از تحقیق حاضر مقایسه طلاق در بین زوج هایی که ازدواج سنتی داشته اند و زوجینی که ازدواج مدرن داشته اند که فرضیه عنوان شده عبارت بود از اینکه بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از ازدواج هاییاست که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده که انتخاب نمونه ها از طریق روش نمونه گیری در دسترس بوده است و آزمون طلاق بر روی آنهااجرا گردیده که جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری t مستقل استفاده گردیده که نتایج نشان داد که بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از زوج هایی است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند . به عبارت دیگر میزان شیوع طلاق در زوج هایی که به صورت سنتی ازدواج کرده بودند بیشتر از زوج هایی بود که به شیوه جدید ازدواج کرده بودند .
واژهای کلیدی : طلاق ، ازدواج سنتی ، ازدواج به سبک جدید
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
ساختار زندگی که مفهوم مهمی در نظریه لوینسون است ، الگو یا طرح اساسی زندگی فرد در هر لحظه معین می باشداجرای تشکیل دهنده آن روابط فرد را با دیگران اعم از افراد ، گروهها و موسئسات هستند، فقط ساختار زندگی می تواند اجزای زیادی داشته باشند، ولی معمولاً فقط تعداد کمی از آنها که با زندگی زناشویی خانوادگی و شغل ارتباط دارند برای زندگی فرد حیاتی هستند با این حال ارزش عمده و جانبی اجزای ساختار زندگی تفاوت های فردی زیادی وجود دارد گزارش های زندگی نامه ای خیلی ازافراد ، توصیف مراحل زندگی لوینسون را تایید می کنند. این گزارش ها همچنین نشان می دهند که اوایل بزرگسالی (جوانی ) دوره ی بیشترین انرژی در خود نعمت، تناقض و استرس است. این سالها، رضایت زیاد از عشق، تمایلات جنسی، زندگی خانوادگی، دستاورد های شغلی و تحقیق اهداف مهم زندگی را به همراه دارند اما این سالها فشارهای زیادی را نیز وارد می آورند: تصمیمات مهم در باره ازدواج فرزندان، کار و کسب زندگی ، قبل از اینکه خیلی از افراد تجربه زندگی لازم را برای انتخاب عاقلانه داشته باشند زنان در طول زندگی ، بیشتر از مردان روابط صمیمی هم جنس دارند و زنان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می دهند فقط صحبت کنند در حالی که مردان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می دهند کاری انجام دهند از این صحبت ها البته در کیفیت دوستی ، تفاوت های فردی وجود دارد که هویت جنسی و فعالیت زناشویی در آن دخالت دارند مردان و زنانی که بر اثر مشکلات روحی و روانی یکدیگر و یا عدم تفاهم با یکدیگر و تازه بعد از ازدواج خصوصیات رفتاری هم آگاهی پیدا می کنند که این خیلی دیر است و باعث مشکلات بعدی در زندگی می شوند و تازه بعد از مراسم ازدواج آنان به تعداد زیادی مسائل می پردازد.
که قبلا به طور فردی درباره ی آنها تصمیم گرفته یا خانواده شان توصیفی کرده بودند آنها باید به مسائل روزمره می پرداختند و از روابط هم آگاهانه با خبر می شدند چون تمام این مسائل می تواند درجه این و طلاق نقش بسزایی داشته باشد بخصوص افرادی که خارج از دامنه سنی هنجاری برای ازدواج قرار دارند اغلب با استرسهایی مواجه می شوند که این انتقال را دشوارتر می سازد. آنهایی که پیش از موقع ازدواج می کنند، شاید از خانواده خود گریزان شدند یا خانواده ای را جستجو می کنند که هرگز نداشته اند اغلب این افراد، هنوز هویت ایمن و استقلال کافی را که برای پیوند زناشویی ضروری است پرورش نداده اند به رغم پیشرفت در زمینه ی حقوق زنان، ازدواج های سنتی هنوز در کشور های غربی یافت می شود در این نوع ازدواج، نوعی تقسیم بندی آشکاربین نقشهای زن و شوهر وجود دارد. مرد رئیس خانواده است مسئولیت اصلی او تأمین مالی خانواده است زن خود را وقف مراقبت از همسر و فرزندان می کند وظیفه دارد آسایش خانواده را تأمین نماید با این حال ازدواج های سنتی در دهه های اخیر تغییر کردند ارزشهای جنبش زنان را منعکس می کنند در این حالت، زن و شوهر به صورت برابر رابطه برقرار می کنند و قدرت و اختیار تقسیم می شود هر دو همسر می کوشند وقت و انرژی خود را صرف کار با بچه ها و روابط شان می کنند را متعادل سازند طلاق و جدایی شاید در این زوجین کمتر خود را نشان دهد ولی درهر هم زندگی تفاهم و درک روابط و حرفهای دو طرفین باید رعایت شود .(کرباسی ،1374 ، ص 49)
بیان مسأله:
به طور کلی یکی از موضوعات اصلی دوره جوانی، ازدواج است. در ازدواج تداوم زندگی و امنیت خاطر از اهمیت بسیار برخوردار است در این پدیده اجتماعی طرفین در ارضاء نیازهای اولیه ، ارتباطات اجتماعی و پرورش فرزند از یکدیگر بهره می جویند و زوجین سعی می کنند تا نگرش ها ، باور ها و ارزش های فرهنگی را به فرزندان خود منتقل کنند در صورت عدم تفاهم در مسائل اجتماعی ، اقتصا دی و خانوادگی در زوجین گاهی اوقات جدایی و طلاق حرف اول را می زند و همیشه در ذهن افرادی که مبادرت به طلاق دارند سوالاتی از قبیل این که به چه منظور ازدواج کرده که باعث جدایی و طلاق شده و این جدایی چه می تواند باشد به مشکلات پیش روی خود می افزاید و فرد می تواند با تفکر مثبت و هدفمند شدن افکار می توانند از این مسئله صرفنظر کند و از طرف دیگر گاهی انواع ازدواج ها و نوع آن می تواند در محکم شدن پایه ازدواج نقش بسزایی داشته باشد گاهی حضور والدین در ازدواج ها و تعیین همسر برای فرزند و مشخص کردن معیار های ازدواج می تواند تأثیر گذار و مثبت باشد و در مشاوره قبل از ازدواج افراد با توجه به نیاز ها و تواناییها را و اطلاعات خود با تجربه مشاور می توانند به نقاط ضعف یکدیگر مطلع شوند ولی در کل هر نوع ازدواج چه سنتی و چه مدرن و به عبارت دیگر چه با انتخاب والدین وچه انتخاب خود فرد در محیط کاری یا تحصیلی مشکلات خاص خود را دارد که ریشه اصلی حل این مشکلات می تواند مهمتر از تمام مسائل دیگر باشد (ستوده ، 1385 ، ص186 )
اهداف تحقیق:
هدف از تحقیق حاضر مقایسه میزان شیوع طلاق در بین زنانی که ازدواج سنتی داشتند بیشتر از زنانی که ازدواج مدرن داشتند و این که هدف کلی ما این است که آیا ازدواج های سنتی و با انتخاب والدین و تصمیم آنها و عدم تصمیم طرف مقابل و مراسم خواستگاری می تواند در طلاق بیشتر نقش داشته باشد تا ازدواج هایی که خود طرف برای خود با معیارهایی که در ذهن دارد تن می دهد و آیا انتخاب فرد همیشه بدون اشتباه و غلط بوده است و آیا تصمیم والدین نمی تواند در زندگی موفق نقش داشته باشد .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
طلاق انفجاری است که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند و امید و اعتماد و نقش پذیری کودکان و نوجوانان از والدین و نیاز های آنها به حمایت های مالی و عاطفی و درمانی و شناختی اجتماعی از آنها دچار بحران و دگرگونی می گردد و نوع احساس در ماندگی و احساس حقارت و خود کم بینی در افراد بوجود می آیند و امید است که با این گونه تحقیقات و بررسی علل طلاق در بین زوجین جوانی و افرادی که در راستای ازدواج هستند اول از همه با حضور والدین و یا مشاورین ازدواج مشکلات بعد از ازدواج شناخته شود و سعی کنیم که در کاهش طلاق توسط زوجین راهکارهایی را به کار ببریم که بتوانیم زندگی خوب و خوشی را داشته باشند و ارائه این گونه تحقیقات در نهاد خانواده می تواند نقش بسزایی داشته باشد در ازدواج فرد دوست دارد که به نیاز های عاطفی و روابط اجتماعی بیشتری از طرف همسر خود قائل شود و اگر کمی این نردبان بخواهد بلغزد مشکلات بعدی را به همراه دارد .
سوال تحقیق :
آیا میزان شیوع طلاق در بین زوج هایی که به طور سنتی ازدواج کرده اند متفاوت از زوج هایی است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند؟
تعاریف واژه ها و مفاهیم عملیاتی و نظری
طلاق عبارت است انفجاری که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند که این مسائل در بین زنان و شوهرانی که به علت مشکلاتی مانند عدم تفاهم یکدیگر و یا عدم مراتب تحصیلی و اجتماعی آنها با هم نمی خورد و این مسائل باعث جدایی طرفین می شود .( دهنورد 1384)
تعریف عملیاتی طلاق :
عبارتند از نمره ا ی که آزمودنی از آزمون طلاق به دست آورده است .
ازدواج سنتی :
عبارت است از ازدواجی که با سنت گذشته و حضور والدین و بزرگان فامیل و طبق تعیین خواستگار یا نامزد مناسب جهت ازدواج انتخاب گردیده است . (عسگری 1380)
ازدواج مدرن :
عبارتند از ازدواجی است که دختر یا پسر با آشنایی با جنس مخالف و آشنایی و دوستی و هم صحبتی با هم تن به ازدواج می دهند با استفاده از معیارهای خود شخصاً و بدون دخالت اطرافیان دست به انتخاب می زنند. (بهادری 1382)
| دسته بندی | خبرنگاری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 158 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
عنوان صفحه
فصل اول(کلیات تحقیق)
مقدمه 2
بیان مسئله 4
اهداف تحقیق 5
فرضیه تحقیق 7
تعاریف عملیاتی 7
فصل دوم(پیشینه و ادبیات تحقیق)
هوش هیجانی را بشناسیم 10
چگونه می توان در هوش هیجانی پیشرفت کرد؟ 13
مؤلفه های هوش هیجانی 16
سنجش برای هوش هیجانی 19
هوش هیجانی EI 20
اهمیت اندازه گیری هوش هیجانی 24
تعریف و پیشینه هوش هیجانی 25
پیشینه مطالعه هوش غیر شناختی 27
هوش درون فردی 30
مؤلفه های اصلی هیجانی و اجتماعی و عوامل تشکیل دهنده آنها 32
مؤلفه ها 33
عوامل 34
فصل سوم(روش تحقیق)
جامعه مورد مطالعه، حجم نمونه، روش نمونه گیری 39
ابزار اندازه گیری 40
روش تحقیق 41
عنوان صفحه
روش آماری مربوط به فرضیه 42
فصل چهارم(یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها)
مقدمه فصل چهارم 44
جدول نمرات خام آزمودنی ها از آزمون هوش هیجانی وضعف روانی 45
بررسی رابطه بین وسواس و هوش هیجانی 47
نمرات خام آزمودنی های از آزمون وسواس در گروه دختران و پسران 48
مقایسه وسواس در بین دختران و پسران 50
نمرات خام آزمودنی ها از آزمون هوش هیجانی در بین دختران و پسران 51
مقایسه هوش هیجانی در بین دختران و پسران 53
فصل پنجم(بحث و نتیجه گیری)
بحث و نتیجه گیری 56
پیشنهادات 59
محدودیت های تحقیق 60
منابع و مآخذ 61
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
بیان مسأله
اهمیت وضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
فرضیه تحقیق
متغییرهای تحقیق
تعاریف عملیاتی ونظری واژه ها ومفاهیم
مقدمه :
مفهوم هیجانی موضوعی است که مورد توجه دانشمندان وفلاسفه قدیم بوده است وحتی داروین شواهدی یافت که در آن همراه با تکامل دستگاه عصبی مرکزی ،حالات هیجانی نظیر: ترس ،خشم ولذّت جلوه گر می شود .(اتکسیون 1986؛ترجمه براهنی 1380)
ولی بررسی علمی ودقیق آن به دهه ی گذشته بر می گردد که ابتدا در سال 1990پیتر سالوی هوش هیجانی را مطرح کرد و آن را به صورت توجه به هیجان ها وکاربرد مناسب آنها در روابط انسانی ،درک احوال خود ودیگران ،خویشتن داری وتسلّط بر خواسته های آن ،همدلی با دیگران واستفاده مثبت از هیجانها در تفکروشناخت مطرح کردند بعد گلمن 1995 هوش هیجانی را به عنوان یکی از مؤلفه های سلامت روان معرفی کردند وبر این باور بود که برای ارتقاءسلامت روان افراد باید مؤلفه های هوش هیجانی را در افراد پرورش داد. هم چنین اون بار آن نیزبا طرح نظر خود تحت عنوان بهره هیجانی آن را عبارت از قابلیت ها ومهارت هائی می دانند که بر روی توانایی فرد برای مقابله مؤثر با احتیاجات محیط وفشارهای آن اثر می گذارد بطور خلاصه گفته می شود که میزان هوش nافراد ،ضامن موفقیت آنها در درازمدت وکل زندگی نمی باشد بلکه ویژگیهای دیگری برای برقراری ارتباطات مناسب انسانی وموفقیت در زندگی لازمست که هوش هیجانی نامیده شود وطرفداران اصلی روان شناسی انسان گرایانه در این دهه گودون آلبورت ،آبراهام مازلو و کارل راجرز عقیده دارند که یکی از احتیاجات ضروری وجنسی انسان این است که نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد هیجان های خود را مستقیماًتجزیه نماید واز نظر هیجانی رشد کند. (هرمان 1992به نقل از سالوی وهمکاران 1958)
در حیطه روان شناسی اندیشمندان بزرگ از طرفی به علّت شناسی دردهای روانی انسان واز طرف دیگر به طرح روش هایی برای بهره مندی انسان از ظرفیت کامل خود در جهت اختلالات رفتاری به خصوص ضعف روانی ووسواس که توضیحاتی شده که همه در جای خود مقبول وهریک تکامل بخش ویا حداقل همپوش نظریه های پیشگام شده است .
بیان مسأله
تجارب هیجانی از دیر باز به عنوان متدی مرکزی درمانگری در نظر گرفته شده است ودرماندگی هیجانی عمده ترین عامل انگیزش برای جستجو درمان است .بر همین اساس نظم جویی عاطفی ،اختلال های عاطفی ،پیوند هیجانی وفرایند تحول نظم جویی عواطف از مباحث مورد توجه روان درمانگران است امروز این امر مورد قبول قرار گرفته است که تنظیم عواطف وطرح یابی زیست شناختی کاملاً وابسته بهم هستند (شور -1994)در دهه های اخیر با تأثیر هیجان در کارکرد شخصیت وسلامت روان تأکید فراوانی شده است ومطالعات روزافزونی به منظور بررسی اینکه افراد چگونه با حوادث هیجانی واسترس زا او کنار می آیند وتأثیرات ضمن این روش ها بر سلامت جسمی ودور از اختلالات رفتاری ماند ضعف روانی ووسواس می شود .(پروین 1996)
در این باره می گوید :دیدگاه غالب این است که هیجاناتی که توسط افراد تجربه می شود ونیز چگونگی کنار آمدن افراد از نظر هیجانی قسمت مهمّی از شخصیت آنها را تشکیل می دهد ودارای تأثیر مهمی بر روی وسواس دارد . انسان ها در موقعیت های متفات واکنش های گوناگون از خود نشان می دهد اما با وجود تمام این تفاوتها ،راهی که برای کنترل واداره هیجانات خود انتخاب می کنند باید از نظر اجتماعی مناسب ومقبول باشد ،اگر چنین نباشد اثراتی که رفتارهایشان به دنبال خواهد داشت می تاند ویرانگر باشد سالووی ومایر (1990-1989)با طرح مفهوم تازه هوش هیجانی که براساس نظریات گاردند درباره استعداد های فردی شکل گرفته بود پاسخ قابل قبولی برای این سئوال مطرح نموده است . وبراساس این نظریه انسان دارای توانایی های قابل پرورش است که می تواند اورا برای مقابله با شرایط زندگی آماده کند .(سید محمدی 1382)
اهداف تحقیق
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی ووسواس در بین دانش آموزان مقطع سوّم دبیرستان یا حدود سنی 17ساله شهر ابهر است واینکه آیا هوش هیجانی افراد ووسواس در اعمال وافکار می تواند با هم رابطه داشته باشد وآیا وسواس عملی یا فکری در هوش هیجانی تأثیر مثبت یا منفی دارد . واینکه آیا هوش هیجانی در بین دختران بیشتر از پسران است ویا وسواس در بین دختران وپسران دارای تفاوت است یا نه .
اهمّیت وضرورت تحقیق
باید گفت که بیشتر مهارتهادر اثر تعلیم وتربیت پیشرفته می شود واحتمال دارد که این موضوع حداقل برای بعضی از مهارتهای هوش هیجانی صحیح باشد . مهارتهای هوش هیجانی در منزل وبا تعامل خوب والد وفرزند شروع می شود والدین به فرزندان خود یاد می دهند که هیجانهای خود را تشخیص داده وآنها را نامگذاری کنند ولی اگر غیر از این باشد ممکن است این نشان ندادن هیجانها در فرزندان باعث اختلالات رفتاری در فرزندان شود به این شکل که فرزندان ما به خاطر سرکوب شدن این هیجانات دست به اعمالی می زنند مانند وسواس که خواه به صورت عملی است وهواه به صورت فکری ویا حتی سیتری ونشان دادن بیماریهای مانند سردرد ودل ودرد وامثال اینها که امید است با انجام این پژوهشها بتوانیم میزان ای عوامل را از زندگی نوجوانان بکاهیم وهمین طور روش درستی در ایجاد هیجان فرزندانمان بیابیم . وهمین طور آیا بین هوش هیجانی وجنسیت در بین آزمودنی ها تفاوت معنی داری وجود دارد یا نه .(مهرآور-1385)
فرضیه تحقیق
بین هوش هیجانی ووسواس در بین دختران رابطه وجود دارد .
بین هوش هیجانی دختران وپسران تفاوت معنی داری وجود دارد .
بین وسواس دختران وپسران تفاوت معنی داری وجود دارد .
هوش هیجانی ← متغییر وابسته
وسواس ← متغییر مستقل
جنسیت ← متغییر کنترل شده
تعاریف عملیاتی ونظری واژه ها ومفاهیم
هوش هیجانی (تعریف نظری ):
عبارت است از توانایی شناخت ،درک وتنظیم هیجانها واستفاده از آنها در زندگی است وهمین طور هوش هیجانی برای بیان کیفیت ودرک احساسات افراد ،همدردی با احساسات دیگران وتوانایی اداره مطلوب خلق وخو به کار برد .
وسواس (تعریف نظری ):
یکی از اختلالات روانی است که گاهی اوقات با اعمال مستمر و پی در پی مانند دست شستن و راه رفتن وگاهی هم به صورت وسواس فکری واینکه کاری را انجام نداده ومدام ومستمر کاری را انجام دادن وفکر کردن مُداوم .
تعریف عملیاتی هوش هیجانی :
عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون هوش هیجانی بدست آورده است.
تعریف عملیاتی وسواس :
عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون وسواس بدست آورده است .