فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

آموزش مهارتهای زندگی برای آماده نمودن افراد هنگام مقابله با مشکلات و فشارهای زندگی

دورۀ نوجوانی دوره ای است که در مصادف با تغییر و انتقال در برگ1، 1990 ) استقلال نسبی از والدین و وابستگی به گروه همسالان و دوستان ، رشد و تحول مفهوم خود و هویت یابی اجتماعی و جنسی ، اتتخاب رشته تحصیلی ، برنامه ریزی برای دانشگاه و انتخاب شغل از جمله عواملی هستند که برای نوجوانان تنیدگی هایی را ایجاد می کنند (فورنت2 و همکاران ،1998 ) این عوامل تنید
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 131 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 173
آموزش مهارتهای زندگی  برای آماده نمودن افراد هنگام مقابله با مشکلات و فشارهای زندگی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

-1- مقدمه

دورۀ نوجوانی دوره ای است که در مصادف با تغییر و انتقال در برگ[1]، 1990 ) . استقلال نسبی از والدین و وابستگی به گروه همسالان و دوستان ، رشد و تحول مفهوم خود و هویت یابی اجتماعی و جنسی ، اتتخاب رشته تحصیلی ، برنامه ریزی برای دانشگاه و انتخاب شغل از جمله عواملی هستند که برای نوجوانان تنیدگی هایی را ایجاد می کنند (فورنت[2] و همکاران ،1998 ) این عوامل تنیدگی زا توأم با خواست ها و تقاضا های آموزشی در محیط مدرسه و انتظارات والدین از نوجوانان ، سلامت و بهداشت روانی آنها را به مخاطره می اندازد و بر عملکرد کلی و تحصیلی آنها تأثیر منفی می گذارد (نایمی[3] و واینیوماکی[4] ،1999 ) پژوهش ها حاکی است افرادی که در رویارویی با چنین مسائلی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند ، آسب پذیر بوده و مشکلاتی نظیر افسردگی ، اضطراب ، تنهایی و احساس طرد شدگی ، کمرویی ، خشم ، تعارض بین فردی و....را تجربه می کنند. در عین حال پژوهش های بیشماری حاکی است که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی – عاطفی ریشه های روانی – اجتماعی دارند و ارتقای مهارتهای مقابله ای و توانایی های روانی – اجتماعی در بهبود و سلامت روانشناختی افراد بسیار مؤثر است . این توانایی ها فرد را برای مقابله مؤثر باموقعیت های تعارض زا یاری می کند و شخص را قادر می سازد تا در رابطه با سایر افراد جامعه ، فرهنگ و محیط خود به گونه ای مثبت و سازگارانه عمل کرده و سلامت به ویژه سلامت روانی خود را تامین کند . به همین دلیل در سالهای اخیر آموزش مهارتهای زندگی[5] برای آماده نمودن افراد هنگام مقابله با مشکلات و فشارهای زندگی و ایجاد رفتارهای مثبت و کاهش رفتارهای منفی و در نتیجه دستیابی به زندگی موفقیت آمیز مورد توجه روانشنا سان و دست اندر کاران نظام های آموزشی قرار گرفته است.

برنامه ها ی آموزشی مهارت های زندگی به دامنه وسیعی از مهارتهای زندگی به دامنه وسیعی از مهارتها برمی گردد، اما مهارتهای اجتماعی[6] و ارتباطی از جمله مهارت هایی می باشد که آموزش این مهرت ها تأثیر قابل توجهی بر کاهش رفتارهای منفی و افزایش رفتارهای مثبت و سازگارانه داشته است .در حقیقت ، ارتباط بین فردی یکی از مهمترین توانایی های بشر است اما برخی افراد در برقراری ارتباط ،مهارت لازم را نداشته و یا پاسخ های آنها اغلب اثری منفی بر ارتباط دارند و همین سدهای ارتباطی ممکن است به تنهایی و کناره گیری اجتماعی و نیز عدم کارایی تحصیلی و شغلی فرد منجر شود . حتی برخی از صاحب نظران معتقد ند که اختلالات روانی در اصل ناشی از مشکلات مربوط به ارتباط نا مناسب است و بیمار روانی از روابط انسانی محروم مانده است (بولتون[7] ترجمه سهرابی ،1381 ) . بنابراین با آگاهی از نقش مهارت های اجتماعی در تأمین سلامت روانشناختی افراد و با توجه به اهمیت یادگیری این مهارت ها برای مواجهه با مسائل و مشکلات روز مره و تأثیر آن بر بهبود زندگی فردی و اجتماعی این تحقیق در صدد است تا میزان اثر بخشی آموزش این مهرت ها در سلامت روانشناختی دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز مشاوره را بررسی کند.

1-2- بیان مسأله

انسان امروزی به لحاظ پیچیدگی های زندگی ، وسعت و سرعت تغییرات ، با چالشهای فراوانی روبه روست که این چالش ها در قرن آینده بارزتر خواهد شد (دلور ؛ترجمه فقیهی و رئوف ، 1375) چالش ها و بحران هایی مانند چالش بین جهانی شدن و بومی ماندن ، بحران جمعیت ، بحران سلامتی و تغذیه ، دگرگونی های فناوری و شرایط حرفه ای ، آثار فناوری نوین ارتباطی برمهارتهای اجتماعی اجتماعی و خلق وخوی ، مشکلات خانوادگی و اشتغال والین در بیرون از منزل ، افزایش فشارهای روحی و روانی و.... ، که هر یک از این عوامل ، مشکلاتی را بر چگونگی زندگی افراد و رفتارهای اجتماعی و فردی آنان تحمیل می کند.

مطالعات اخیر حاکی است که این مسائل میتوانند تأثیرات زیانبخشی بر سلامت جسمانی و روانشناختی افراد داشته باشند . در واقع ، بین تعداد مسائل روزمره ای که افراد تجربه می کنند و علائم مشکلات سلامت[8] و تنش های روانشناختی و فیزیولوژیکی همبستگی وجود دارد (دلانگیس[9] و همکاران، 1982 ). کمپبل[10] و سونسون [11](1992) ، معتقدند زمانی که تنیدگی ناشی از مسائل روزمره شدید باشد و یا فرد به دلایل مختلفی هر تنیدگی را به صورت منفی درک کند ،سلامت و عملکرد وی (بویژه عملکرد تحصیلی ) تحت تأثیر قرار می گیرد ( کمپیل و سونسون؛ نقل از راس ،1999؛ میسرا[12] ،2000 ).

کنار آمدن با این فشارها و کسب مهارتهای فردی و اجتماعی ، هموار بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده ودر ادوار متفاوت زندگی او ، به اشکال گوناگون تجلی یافته است . در دورۀ کودکی ، تعارض ها جلوه چندانی ندارند ،اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژة سنین نوجوانی ، کشمکشها و تعارضها بیشتر تظاهر پیدا می کنند. همزمان با رشد جسمانی و روانی ، انتظارات خانواده و جامعه بیز از فرد افزایش می یابد ، بطوری که نوجوان می پذیرد به سبب زندگی اجتماعی ، بخشی از تمایلات خود را محدود کند ودر چهار چوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار دهد . در این میان ، هر چه جامعه پیچیده تر و ارتباطات بین فردی و اجتماعی وسیع تر گردد ، تعارض های درونی و محیطی نبزسیر صعودی طی میکند و همه این عوامل ، به سر گشتگی و آشفتگی بیشتر فرد می انجامد . اعتیاد ، پناه بردن به انواع داروهای اعصاب ، رفتارهای ضد اجتماعی و انواع اختلالات روانشناختی و عاطفی حاصل چنین فرایندی است . بنابراین محیط آموزشی یکی از اساسی ترین محیط هایی است که آموزش مهارت های زندگی از نظر بهداشت روانی ضروری است و به نظر میرسد در حوزه تعلیم و تربیت ، چگونگی رویارویی با مسائل مذکور و ایجاد زمینه مناسب برای رشد افراد و افزایش ظرفیت روانشناختی و توانایی های روانی – اجتماعی ،برنامه ریزی و الزامهای خاصی را می طلبد .

از طرفی نتایج بررسی های مختلف نشان داده است که سبک های مقابله ای افراد در برابر مشکلات و مسائل زندگی متفاوت است ، برخی هنگام مواجهه با مشکلات ، می کوشند با ارزیابی درست و منطقی موقعیت و با استفاده از راهبرهای مؤثر با موقعیت مقابله کنند ، عده ای در مواجهه با مشکلات به جای مقابله سازگارانه با مسائل ، سعی می کنند به روشهای مختلف مانند : کناره گیری ، افسردگی ، پناه بردن به الکل و مواد و سایر راهبرهای نا کارآمد ، از رویارویی با مشکلات اجتناب کنند. بنابراین مقدار تنیدگی که فرد تجربه می کند ممکن است تحت تأثیر توانایی فرد در مقابله مؤثر با رویداد ها و موقعیتها ی تنیدگی زا باشد . پژو هشگران با بررسی راهبردهای مقابله ای افراد موفق و نا موفق نشان دادند ، افرادی که بطور موفقیت آمیز با مشکلات مقابله میکنند ، افرادی هستند که خود را به مجموعه ای از مهارت ها تحت عنوان مهارت های زندگی مجهز کرده اند (کلینکه[13] ، نقل از محمد خانی ، 1380 ). براین اساس ، می توان گفت مهارتهای زندگی تواناییها و مهارت های عملی هستند که موجب رفتارهای مثبت و سازگارانه گردیده و برای احساس موفقیت ، توانمندی و شادکامی در زندگی روزمره مورد نیاز می باشد ( سازمان جهانی بهداشت ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ،1377 ). ویژگی برجسته این برنامه ها آموزش مهارت های شناختی – رفتاری است که در اصلاح مشکلات رفتاری یا روانشناختی مؤثر تشخیص داده شده اند (بوتوین ، 1983 ؛ نقل از ناصری و نیک پور ،1383 ). این مهارت ها توانایی هایی هستند که منجر به ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر ، انجام مسئولیت های اجتماعی ، انجام تصمیم گیری های صحیح ، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود و دیگران صدمه می زند ، می شود . برهمین اساس در سالهای اخیر آموزش مهارتهای زندگی برای آماده نمودن افراد ، هنگام مقابله با مشکلات و ایجاد رفتارهای مثبت و در نتیجه دستیابی به زندگی موفقیت آمیز مورد توجه روانشناسان و دست اندر کاران نظامهای آموزشی قرار گرفته است و امروز بخشی از برنامه های درسی سطوح گوناگون تحصیلی به آموزش زندگی اختصاص دارد (ادیب و فردانش،1382). در اهداف آرمانی آموزش و پرورش ایران نیز تحت مضامین گوناگون به آموزش مهارتهای زندگی تاکید شده است، که این موارد عبارتند از:

- پرورش روحیه ی اعتماد به نفس و استقلال شخصیت .

- پرورش متعادل عواطف انسانی و همزیستی مسالمت آمیز .

- پرورش روحیه ی مشارکت و همکاری در فعالیتهای گروهی .

- پرورش روحیه ی تحمل آرای دیگران و سعه ی صدر .

- پرورش روحیه ی مقاومت در برابر تبلیغات سوء و.... که در نهایت منجر به تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی می شود (صافی ، 1379 ).

مهارتهای زندگی بسیار متعدد بوده و ماهیت و تعریف و تقسیم بندی های آنها نسبت به موقعیت ها تغییر می کند . به عنوان نمونه ، جوآن[14] مهارتهای زندگی را به سه دستۀ اصلی تقسیم اصلی تقسیم می کند که عبارتند از :

- مهارتهای زندگی روزمره

- مهارتهای فردی – اجتماعی یا ارتباطی

- مهارتهای حرفه ای (جوآن , 1990 ).

سازمان جهانی بهداشت (1994) ، ده مهارت اصلی را مشخص کرده است که به صورت جفت جفت طبقه بندی شده اند که عبارتند از :

1- خود آگاهی / همدلی

2- ارتباطی / روابط بین فردی

3- تصمیم گیری / حل مساله

4- تفکر خلاق / تفکر انتقادی

5- مقابله با هیجان ها / مقابله با استرس ( سازمان جهانی بهداشت ، 1994 ).

از آنجا که گرایش به گروه های دوستی و همسالان ، تضاد فکری با بزر گتر ها (بخصوص والدین ) ، تمایل به استقلال و .... از خصیصه های رفتاری دورة نو جوانی می باشد ، به نظر می رسد آموزش و یاد گیری مهارتهای ارتباطی و بین فردی به عنوان یکی از اقدامات بهداشت روانی از ضروریات می باشد ( ادیب و فردانش ، 1382 ) . مهارتهای ارتباطی به عنوان یکی از مهارتهای زندگی که شامل ارتباط کلامی و غیر کلامی مؤثر ، ابراز و جود یا جرأتمندی ، گوش دادن مؤثر و ادراک احساسات دیگران ، حل مسأله اجتماعی و حل تعارض بین فردی و .... میباشد ، رفتارهای سالم و مثبت و روابط صحیح با همسالان را در دورۀ نوجوانی موجب می گردند ، یادگیری این مهارتها برای پیشگیری از سوء مصرف مواد ، ایجاد رفتارهای مربوط به بهداشت و سلامت روانی و حل تعارض های بین فردی و بسیاری از مشکلات روانشناختی مورد نیاز می باشد (الیاس[15] و کریس[16] ، 1994 ).

اما با وجود تاکید بر آموزش این مهارتها برای دانش آموزان ایرانی ، شواهد حاکی است که این برنامه بخصوص در دوره تعلیم و تربیت عمومی در صحنه عمل چندان موفق نبوده و تحقیقات انجام یافته بر روی برنامه های آموزشی و میزان دستیابی دانش آموزان به مهرت های زندگی ، فقدان یا کمبود آن را نشان می دهد ( رمضان خانی و سیلری ، 1378 ؛کیامنش1379 ). بررسی دیگری نیز حاکی است که توانایی ها مهارت های عملی و سازشی بسیاری از دانش آموزان کشور ما برای حل مؤثر مسایل زندگی فردی و اجتماعی کفایت نمی کند ،با توجه به اطلاعاتی که از طریق سنجش صلاحیت های پایۀ دانش آموزان بدست آمده است، در حیطۀ مهارت های زندگی 2/87 در صد دانش آموزان مورد مطالعه در دستیابی به حداقل معیار مطلوب عملکرد نا موفق بوده اند (کرمانی ، 1381 ) .

از آنجا که اغلب پژوهش ها بر تأ ثیر مثبت آموزش مهارت های ارتباطی در ایجاد رفتارهای مثبت و سالم ، و کنترل رفتارهای منفی تأکید دارند ، این تحقیق در صدد یافتن پاسخ این سؤالات است :

1) آیا آموزش مهارت های ارتباطی در سلامت روانشناختی دانش آموزانی که مشکلات روانشناختی دارند ، می تواند اثر بخش باشد تا در صورت لزوم مشاوران مدارس بتوانند بعنوان یکی از شیوه های اصلاح و کنترل رفتار، مورد استفاده قرار دهند ؟

2) آیا آموزش مهارتهای ارتباطی در اصلاح شیوة مقابلة افراد با تعارضهای ارتباطی تأثیر دارند؟

3) آیا آموزش مهارتهای ارتباطی در اصلاح شیوة حل مساله افراد تأثیر دارد ؟

4) آیا آموزش مهارت های ارتباطی منجر به افزایش جرأتمندی و ابراز وجود در افرادمیشود؟

5) آیا مقطع تحصیلی دانش آموزان در اثر بخشی آموزش مهارت ها تأثیر دارد؟

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش

طبق آمار سازمان جهانی بهداشت انواع آسیب های روانی – اجتماعی در اغلب جوامع بطور نگران کننده ای رو به افزایش می باشد ، اختلالات روانی و عصبی ، وابستگی دارویی ، رفتارهای ضد اجتماعی و بزه کاری و .... به ویژه در نوجوانان روند صعود ی پیدا کرده است.تاکنون یکی از مهمترین برنامه ها یی که جهت پیشگیری و کنترل آسیب های روانی- اجتماعی نوجوانان و جوانان طراحی و اجرا شده است ، برنامه پیشگیری موسوم به «آموزش مهارتهای زندگی » می باشد که در سال 1993 به منظور ارتقای سطح بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی از سوی سازمان بهداشت جهانی طراحی و در سطح وسیعی در کشورهای جهان مورد استفاده قرار گرفته است (رامشت و فرشاد ، 1383 ) . مهارت های زندگی عبارتند از مجموعه ای از توانایی ها که زمینۀ سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند ، این توانایی ها ، فرد را قادر می سازد مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران ، با خواست ها ، انتظارات و مشکلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی ، به شکل مؤثری روبرو شود . پژو هشگران ، تأثیر مثبت مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفیت ها و کنش های هوش ، پیشگیری از رفتارها ی خشنونت آمیز ، تقویت اتکاء به نفس ، تقویت خود پنداری و .... مورد تأیید قرار داده اند . پژوهش های بسیاری نیز در مورد سایر آسیب های فردی و اجتماعی و بهبود آن ها از طریق آموزش مهارت های زندگی انجام یافته است که مؤید گسترش آن است . یادگیری موفقیت آمیز مهارتهای زندگی ، احساس یاد گیرنده را در مورد خود و دیگران تحت تأثیر قرار می دهد . بعلاوه ، با تغییری که کسب این مهارتها در نو جوان به وجود میاورد ، برداشت و نگرش دیگران نیز تغییر می بابد . بنابراین ، مهارت های زندگی یکی از عوامل عمدة گسترش بهداشت روان نوجوانان است ( طارمیان و همکاران ، 13383 ) مهارت هایی که به« مهارت های زندگی » موسومند ، بی شمار هستند و ماهیت و تعریف آنها ، به نسب فرهنگ ها و موقعیت ها ، تغییر می یابد . تحلیل بنیادی این مهارت ها نشان می دهد که می توان تعدادی از آنها را پایة فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روانی در مدارس قرار داد . زیرا یکی از مهمترین محیط آموزشی است . براین اساس مهارت های ارتباطی و اجتماعی یکی از مهمترین مهارت هایی می باشند که در افزایش سلامت روانشناختی افراد تأثیر بسزایی دارند . زیرا ارتباطات انسانی و روابط بین فردی مؤثر ، اساس و شالودة هویت و کمال انسانی است و مبنای اولیة پیوند وی با دیگران را تشکیل می دهد و موجب شکو فایی افراد و بهبود کیفیت روابط می شوند ( وود[17] ، ترجمه فیروز بخت ،1379 ) . همچنین ارتباط صریح و روشن ، بر خورد فرد با دیگران را تسهیل می سازد و عدم ارتباط یا ارتباط ضعیف ، خویشتن فرد را هم از نظر هیجانی و هم از نظر جسمی تضعیف می کند (بولتون ، ترجمه سهرابی ، 1381 ) . بین [18](2000) مهارتهای ارتباطی و بین فردی و مهارت های مرتبط با آن ، مانند حل مسأله و ابراز وجود و حل تعارض ها را به عنوان یکی از مهارت های زندگی مهم مورد تأ کید قرار داده است ( بین ,2000) .

پژوهش های بی شماری نیز نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی و عاطفی ریشه های روانی – اجتماعی دارند . به عنوان نمونه نتایج تحقیقات تروئر ، براینت و آرجیل (1978 ) نشان داده است که بسیاری از افراد ی که دچار عوارض روانی ، همچون اضطراب و افسردگی و اختلالات شخصیتی هستند ، از نظر مهارتهای ارتباطی نیز بی کفایت به نظر می رسند ( کار تلج میلبرن ؛ ترجمه نظری نژاد ، 1372 ).

بنابراین آنچه پژوهش حاضر را مهم و قابل توجه می کند ، پرداختن به مؤلفه هایی است که در افزایش سلامت روانشناختی نوجوانان تأثیر می کند ، پرداختن به مؤلفه هایی است که در افزایش سلامت روانشناختی نوجوانان تأ ثیر دارند . هر چند که آموزش مهارتهای زندگی برای حفظ سلامت روانشناختی افراد در همه سطوح تحصیلی مورد تأکید است ، اما با تو جه به ویژگی های رشدی نوجوانان و مسائل و مشکلات یش روی آنان ، آموزش این مهارت ها در این دوره سنی اهمیت مضاعف دارد . گرایش به گروه های دوستی و همسالان ، تضاد فکری با بزر گسلان بخصوص والدین ، تمایل به استقلال و .... از خصیصه های رفتاری دورۀ نوجوانی است و این ویژگی ها منجر به کاهش آستانه مقاومت این افراد شده و آسیب پذیری آنها را افزایش می دهد . بنابراین در چنین شرایطی افزایش قدرت سازگاری وبالا بردن ظرفیت های مقابله ای فردی و اجتماعی از طریق آموزش مهارت های ارتباطی و بین از ضروریات است .

همچنین تأثیر آموزش مهارتهای زندگی به صورت کلی از جنبه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است ، اما اثر بخشی مهارتهای ارتباطی و بین فردی ، به عنوان یکی از زیر مجموعه های مهارت های زندگی ، کمتر مورد پژوهش و ارزیابی قرار گرفته است .

اهمیت دیگر این پژوهش توجه به میزان اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی در کنترل و درمان اختلالات روانشناختی است ( پیشگیری ثانویه ) ، در اغلب پژوهش های انجام یافته به تأثیر آموزش مهارتهای در پیشگیری از اختلالات روانشناختی (پیشگیری اولیه ) پرداخته شده است و اثر بخشی آموزش مهارت ها در کنترل اختلالات روانی کمتر مورد قرار گرفته است ، این پژوهش به اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با مشکلات روانشناختی پرداخته است .

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی : هدف کلی هدف کلی پژوهش حاضر ، بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی در افزایش سلامت روانشناختی دانش آموزان مراجعه کننده به مشاورین مدارس است.

1-4-2- اهداف جزئی : هدف های جزئی این پژوهش عبارتند از :

- بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در بهبود شیوۀ حل مساله در افراد .

- بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی در اصلاح شیوه های مقابله ای افراد با تعارض های بین فردی .

- بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی در نحوه ابراز وجود افراد .

- بررسی و مقایسه اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در دوره راهنمایی و دوره دبیرستان.

1-5- فرضیه های پژوهش

این پژوهش در صدد آموزن فرضیه های زیر است :

1- آموزش مهارت های ارتباطی در سلامت روانشناختی افراد مؤثر است .

2- آموزش مهارتهای ارتباطی درشیوه حل تعارض بین فردی افراد مؤثر است.

3- آموزش مهارتهای ارتباطی درشیوه حل مساله افراد تاثیر می گذارد .

4- آموزش مهارتهای ارتباطی منجر به افزایش میزان جراتمندی یا قاطعیت در افراد می شود .

5- اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی در سلامت روانشناختی دانش آموزان دوره راهنمایی و متوسطه متفاوت است .

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

متغیرها و مفاهیم مرتبط با آنها ، در این پژوهش به شرح ذیل می باشد.

1-6-1- سلامت روانشناختی[19]

-تعریف مفهومی : بعدی از مفهوم سلامت است و به معنی ادارک مثبت فرد از رویدادها و شرایط زندگی است که در اثر عوامل درونی (مانند شخصیت ) و عوامل بیرونی (مانند تأثیرات محیطی ) چنین ادراکی حاصل می شود (بزنر [20]و اشتاین هاردت[21] ، 1997). همچنبن سلامت روانشناختی یک پدیدۀ چند بعدی است و دارای خصصیه های

عاطفه ، شناخت ، رفتار ، خود پنداشت و روابط بین شخصی می باشد (وسینگ [22] و ون ادن ،1994؛ نقل از باباپور ، 1381) .

- تعریف عملیاتی : در این پژوهش سلامت روانشناختی عبارت از نمره ای است که فرد در آزمون SCL-90-R بدست می آورد.

1-6-2- شیوه های حل مساله[23]

- تعریف مفهومی : مهارت حل مسا له به فرایندی شناختی – رفتاری ابتکار ی فرد اطلاق می شود که به وسیلۀ آن فرد می خواهد راهبرهای مؤثر و سازگارانه مقابله ای برای مشکلات روزمره را تعیین ، کشف با ابداع کند( دزوریلا وشیدی ، 1992 ) . مهارت های حل مساله ، مؤلفه هایی همچون توانایی برخورد با مسائل ، استفاده از مراحل حل مساله ، شناسایی راه حل های گوناگون هنگام مواجهه با مشکل و انتخاب مؤثرترین راه حل ، گردآوری اطلاعات و ارزیابی و تحلیل آن ها ودر نهایت حل مشکل را در برمی گیرد (الیوت و همکاران ، 1995).

- تعریف عملیاتی : در این پژوهش شیوه حل مساله عبارت است از نمره ای که فرد در مقیاس شیوۀ حل مساله کسیدی و لانگ بدست می آورد .


مقایسه سلامت روانی زنان با سرپرست و بدون سرپرست حدود سنی 35 ساله شهرستان رشت

هدف از تحقیق حاضر مقایسه سلامت روان در بین زنان با سرپرست و بدون سر پرست حدود سنی 35 ساله شهرستان رشت است که جامعه آماری مشخص شده عبارتند از زنان دارای شوهر و بدون شوهر که طبق آمار بدست آمده از اداره ثبت احوال از بین 12000 زن حدود سنی 35 سال و مشخص کردن آمار زنان بی سرپرست و با سرپرست 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده و جهت سنجش این آزمودنیها پ
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 2710 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 114
مقایسه سلامت روانی زنان با سرپرست و بدون سرپرست  حدود سنی 35 ساله شهرستان رشت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست

عنوان صفحه

چکیده 1

فصل اول:کلیات تحقیق 2

مقدمه 3

بیان مسئله 5

اهمیت و ضرورت تحقیق 6

اهداف تحقیق 7

سوال مسئله 7

فرضیه تحقیق 8

متغیرها 8

تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و مفاهیم 8

فصل دوم: پیشینه و ادبیات تحقیق 10

تعریف سلامت روانی 11

مشکل تعریف 11

مختصری درباره تاریخچه و پیشینه سلامت روانی در ایران 12

تاریخچه بهداشت و سلامت روانی 25

زمینه تاریخی آسیب شناسی روانی 43

موضوع آسیب شناسی روانی 51

تعریف آسیب شناسی 53

دیدگاه اختلالات اضطرابی در سلامت عمومی 59

دیدگاه روان پویایی 60

دیدگاه رفتار گرایی 63

دیدگاه شناختی 65

نظریه ها ، تحقیقها و درمان افسردگی در سلامت عمومی 69

نظریه های زیست شناسی 70

تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور 73

تحقیقات انجام شده در خارج از کشور 75

فصل سوم: روش تحقیق 77

فهرست

عنوان صفحه

طرح تحقیق 78

جامعه تحقیق 78

حجم نمونه تحقیق 79

پرسشنامه سلامت عمومی(ghq) 80

روش تحلیل داده ها 84

فصل چهارم: یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها 85

مقدمه فصل چهارم 86

جدول 2-4: مقایسه سلامت روانی 93

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 104

بحث و نتیجه گیری 105

پیشنهادات 107

محدودیت ها 108

منابع و ماخذ 109

چکیده

هدف از تحقیق حاضر مقایسه سلامت روان در بین زنان با سرپرست و بدون سر پرست حدود سنی 35 ساله شهرستان رشت است که جامعه آماری مشخص شده عبارتند از زنان دارای شوهر و بدون شوهر که طبق آمار بدست آمده از اداره ثبت احوال از بین 12000 زن حدود سنی 35 سال و مشخص کردن آمار زنان بی سرپرست و با سرپرست 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده و جهت سنجش این آزمودنیها پرسش نامه سلامت عمومی گلدنبرگ که دارای 28 سوال چهار گزینه ای است استفاده گردیده و نمرات خام آن بدست آمده و جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری t متغیر مستقل استفاده گردیده که نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بین سلامت روانی و اضطراب و افسردگی و نشانه های بدنی در بین زنان با سرپرست و بدون سرپرست تفاوت معنی داری وجود دارد .

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه

اعتقاد کامل داریم که تندرستی یکی از نعمتهای بزرگ در زندگی انسان است و نمی توان منکر شد که سلامتی روانی در رده بالاترین نعمتها است . افرادی که به نحوی با بیماران روانی ، عقب ماندگان ذهنی ، معتادان به مواد مخدر و الکل سر و کار دارند به این امر اعتقاد کامل دارند بدیهی است بیماریهای روانی مخصوص به یک قشر و یا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را شامل می گردد . بیماری روانی ، کارگر ، کارمند ، محصل ، مهندس نمی شناسد و به عبارت دیگر امکان دارد ابتلا به ناراحتی های روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی مصون نیست و به عبارت دیگر در برابر بیماریهای روانی مصونیت نداشته و ندارد به طورکلی باید گفت وجود یک بیمارروانی به کار عادی و اقتصاد خانواده لطمه شدید وارد می کند از لحاظ روابط انسانی سایر افراد خانواده را دروضع ناراحت و تاسف آوری قرار می دهد و خانواده باید صرفنظر از مخارج هنگفت و صرف وقت فشار روانی شدیدی را برای نگهداری بیمار خود تحمل کند و هدف از سلامت روان ارشاد و راهنمایی و آشنا ساختن مردم به اصول و روابط صحیح انسانی و بر حذر داشتن آنها از مخاطراتی است که سلامت روان را تهدید می کند متخصصین بهداشت روانی آموزش بهداشت همگانی را اساسی ترین روش پیشگیری اولیه می دانند شخص سالم احساس می کند که افراد اجتماع او را دوست دارند و به او احترام می گذارند و او نیز متقابلاً به آنها احترام گذاشته و آنها را دوست دارد . فرد غیر عادی اظهار می کند به کسی اعتماد ندارد ، اجتماع برای او ارزش قائل نیست او دوست خود و واقعی نداشته و ندارد . به افراد اجتماع بد بین بوده و نسبت به آنها سوء ظن دارد و روی این اصل برای خود نیز ارزش قائل نیست هدف اصلی از سلامت روان تقویت فکر و اصلاح رفتار افراد است لذا بر اساس این اصول باید به شخصیت و حیثیت دیگران احترام گذاشت و نسبت به دیگران گذشت و بردباری داشت و این اصل را قبول کرد که افرا اجتماع از هر صنفی و در هر موقعیتی باشند می توانند مثمر ثمر باشند و اجتماع می تواند به نحو مفیدی از آنها استفاده کند و عدم قبول این اصول باعث پیدایش عقیده خود کم بینی ، عدم اعتماد به نفس ، نا امنی و سوء ظن و عدم سازش شده است ( میلانی فر – 1381 ) .

بیان مساله

شناختن توانایی ها و محدودیت های فردی و اجتماعی و واقع بین در رسیدن به هدف یکی از اصول سلامت روان که شخص با واقعیت زندگی روبرو شود، خود را همانطور که هست بشناسد و قبول کند و کشمکش با واقعیت اغلب سبب بروز اختلال روانی می گرد به این صورت که نوجوانان دارای خانواده و نوجوانان پرورشگاهی می توانند در معرض این موضوع قرار بگیرند به این صورت که نوجوانان پرورشگاهی در صورت عدم موفقیت در کشمکش با واقعیت پیش آمده حتماً دچار عدم سلامت روان خواهد شد . شخص سالم باید علاوه بر استفاده از خصوصیات مثبت و برجسته به محدودیت و نواقص خود آشنایی کامل داشته باشد که این محدودیت ها زیاد مانند نواقص و عوارض جسمانی هستند و در برابر اینها همه افراد یک نوع واکنش نشان نمی دهد گروهی واقعیت را قبول می کنند و به زندگی عادی خود ادامه می دهند و از فعالیت خودداری نمی کنند و سعی می کنند که تعادل طبیعی بین خود و حرفه شان را به خوبی برقرار کند که تمام این مطالب نشان می دهد که آیا افراد می توانند دارای سلامت روانی در زندگی باشند یا نه و به خصوص جوانان و نوجوانان که در معرض نافرجامیها ممکن است قرار بگیرند می توانند سلامت خود را حفظ کند که در این میان مخصوصاً نوجوانانی که به دور از مراقبت و توجه والدین خود در محیط های پرورشگاهی مورد تربیت قرار می گیرند و همین طور نوجوانانی که زیر سایه والدین خود به زندگی می پردازند می توانند از لحاظ سلامت روان و بهداشت روانی در یک رده باشند ( میلانی فر – 1380 ) .

اهمیت و ضرورت تحقیق

پی بردن به شخصیت ، قابلیتها و توانایی ها یا خود پنداری از مهمترین مسایل سلامت روان است و تصور مثبت و متعادل از خود داشتن نشانه سلامت روان و تصور منفی و نامتعادل از خود به معنای روان ناسالم قلمداد می شود، شخص در وهله اول باید بداند کیست و دارای چه عواطف ، ادراکات و احساساتی است و ون خود پنداری در اثر یادگیری به وجود می آید و به اصطلاح آموختنی است لذا تجارب گذشته و نقش اولیاء همانطور که ذکر شد باعث می شود که نوجوان به قضاوت درباره خود پی ببرد و از خود ارزیابی به عمل آورد و اعتماد به نفس پیدا می کند ولی اگر ارزیابی ناپسند و تحقیر کننده شود و در نوجوان باعث پیدایش عقده های خود کم بینی شود که نمونه هایی از این مشکلات مانند عدم برخورداری از جهت والدین در زمان حساس زندگی خود که این عامل و دوری از محیط گرم خانواده و سپری کردن عمر در یک محیط نه چندان گرم و با محبت می تواند بوجود آورند مشکلات روانی در نوجوان گردد که امید است با پژوهش های انجام شده و در صدر قرار دادن مردان و همسران بعنوان پشتیبان خانواده و بررسی کامل حضور آنها بر خانواده باعث بالا رفتن سلامت روانی در بین زنان و فرزندان خانواده بوده و بتوانیم هر امری که باعث بالا رفتن سلامت روانی در خانواده می شود را عنوان کنیم.

اهداف تحقیق

هدف از تحقیق مقایسه سلامت روانی زنان با سر پرست و بدون سر پرست حدود سنی 35 ساله شهرستان رشت است و اینکه آیا حضور همسر یا سر پرست خانواده می تواند باعث سلامت روانی گردد یا بالعکس نبودن همسر باعث پایین آمدن سلامت روانی زن می شود؟

سوال مسئله

1- آیا بین سلامت روان زنان با سر پرست و بدون سر پرست حدود سنی 35 ساله تفاوت معنی داری وجود دارد؟

فرضیه تحقیق

فرضیه اصلی

بین سلامت روان زنان با سر پرست و بدون سر پرست حدود سنی 35 ساله تفاوت معنا داری وجود دارد.

سه بعد سلامت روان را نیز به عنوان فرضیه فرعی در نظر می گیریم .

فرضیه فرعی

1- (A ) : نشانه های بدنی

2- ( B ) : اضطراب

3- (D ) : افسردگی

متغیرها

سلامت روان متغیر وابسته

سن زنان حدود سنی 35 سال متغیر کنترل

زنان دارای با سرپرست و بدون سر پرست متغیر مستقل

تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و مفاهیم

سلامت روان عبارتنداز سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و موثر به طور کامل شود و سلامتی روان عبارت است از اینکه فرد چه احساساتی نسبت به خود ، دنیای اطراف محل زنگی ، اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن است ( شاملو 1380 ) .

در این پژوهش سلامت روانی عبارت است از نمره ایست که آزمودنی از آزمون GHQ به دست می آورد .

زنان دارای سر پرست عبارت است از زنانی ک دارای شوهر یاهمسر بوده و سرپرست زندگی آنها بر عهده مرد خانواده می باشد.

زنان بدون سر پرست عبارت است از زنانی که بدون شوهر یا همسر بوده که بعلت مرگ یا جدایی طرفین زن دارای سر پرست خانواده نمی باشد.


هدفمند کردن یارانه در کاهش فقر

پرداخت یارانه از جمله راههای انتقال درآمد است که عمدتاً به منظور حمایت از اقشار کم درآمد و بهبود توزیع درآمد صورت می گیرد در کشور ما نیز از ابتدای دهۀ 50 کالاهای یارانه ای به طور گسترده توزیع شد امروزه بنا به دلایل محدودیت بودجه و منابع کمیاب در کشورهای در حال توسعه و عدم تأمین نیازهای اساسی گروههای فقیر، هدفمندسازی پرداخت یارانه به گروههای هد
دسته بندی اقتصاد
فرمت فایل doc
حجم فایل 240 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 111
هدفمند کردن یارانه در کاهش فقر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

« فهرست مطالب »

عنوان : صفحه :

چکیده 8

فصل اول :

مقدمه.......................................................................................................................... 12

اهمیت موضوع........................................................................................................... 15

اهداف تحقیق............................................................................................................. 17

فرضیات...................................................................................................................... 17

فصل دوم :

مروری بر پژوهش های انجام شده.......................................................................... 20

فصل سوم :

روش تحقیق............................................................................................................. 53

3 . 1 ) کیفیت.......................................................................................................... 55

3 . 2 ) تخمین و تصریح مدل.................................................................................. 61

3 . 3 ) اثرات تغذیه ای تغییر قیمت......................................................................... 66

3 . 4 ) اثرات رفاهی تغییر قیمت............................................................................. 68

فصل چهارم :

نتایج بحث............................................................................................................... 72

4 . 1 ) روش پرداخت یارانه.................................................................................... 72

4 . 2 ) اولویت بندی در اعطای یارانه...................................................................... 73

4 . 3 ) الگوی مصرف مصرف کنندگان................................................................... 87

4 . 4 ) اثرات تغذیه ای کاهش یارانه....................................................................... 94

4 . 5 ) اثرات درآمدی (رفاهی) .............................................................................. 97

4 . 6 ) اثرات قیمت کالا بر شاخص فقر.................................................................. 98

فصل پنجم :

خلاصه و نتیجه گیری.............................................................................................. 101

فصل ششم :

فهرست و منابع........................................................................................................ 108

عنوان و چکیده انگلیسی

« فهرست مطالب »

عنوان : صفحه :

1 ) سهم هریک از اقلام انرژی یارانه بخش انرژی (درصد)

2 ) مقدار و سهم هر یک از اقلام از یارانه کالاهای اساسی و دارو در سال 79

3 ) سهم هر یک از بخش ها از کل یارانه های اعطایی

4 ) سهم دهک مختلف از کل یارانه پرداختی

5 ) سهم دهک درآمدی از یارانه درصد

6 ) متوسط بُعد خانوار در استان های مورد مطالعه و کل نمونه (نفر)

7 ) متوسط تحصیلات سرپرست خانوارهای شهری (تعداد سال های تحصیل)

8 ) میانگین سهم مخارج چهار کالای مورد مطالعه در مناطق روستایی (درصد)

9 ) میانگین سهم مخارج چهار کالای مورد مطالعه در مناطق شهری (درصد)

10 ) مصرف ماهانه سرانه کالاهای منتخب در دهک روستایی (kg)

11 ) متوسط مصرف ماهانه سرانه کالاهای منتخب در دهک شهری (kg)

12 ) متوسط سهم مخارج سرانه ماهانه کالاها در دهک مختلف خانوارهای روستایی (ریال)

13 ) متوسط سهم مخارج سرانه ماهانه کالاها در دهک های مختلف خانوارهای شهری (ده ریال)

14 ) سهم کالاهای مورد مطالعه در مخارج زندگی دهک درآمدهای مختلف خانوارهای روستایی

15 ) سهم کالاهای مورد مطالعه در مخارج زندگی دهک های درآمدهای مختلف خانوارهای شهری

16 ) ضرایب کشش های قیمتی کالاهای مورد مطالعه

17 ) کشش قیمتی کالاهای منتخب

18 ) کشش درآمدی کالا در الگوی مصرف خانوارهای روستایی

19 ) کشش درآمدی کالا در الگوی مصرف خانوارهای شهری

20 ) کشش کیفیت کالاها در الگوی مصرف خانوارهای روستایی

21 ) کشش کیفیت کالاها در الگوی مصرف خانوارهای شهری

22 ) میزان انرژی مواد غذایی مورد مطالعه در کل مواد غذایی در مناطق روستایی (کالری)

23 ) سهم هر یک از کالاها در کل انرژی در الگوی مصرف مصرف کنندگان روستایی (درصد)

24 ) میزان انرژی مواد غذایی مورد مطالعه در کل موادغذایی در مناطق شهری (کالری)

25 ) سهم هر یک از کالاها در کل انرژی در الگوی مصرف مصرف کنندگان شهری (درصد)

26 ) اثرات تغذیه ای سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی مصرف کنندگان روستایی (درصد کاهش در انرژی)

27 ) اثرات تغذیه ای سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی مصرف کنندگان شهری (درصد کاهش در انرژی)

28 ) اثرات درآمدی سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی مصرف کنندگان روستایی (درصد کاهش در درآمدی)

29 ) اثرات درآمدی سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی مصرف کنندگان شهری (درصد کاهش در درآمدی)

30 ) اثرات سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی شاخص فقر در مناطق روستایی

31 ) اثرات سناریوهای مختلف تغییر قیمت بر روی شاخص فقر در مناطق روستایی

چکیده :

پرداخت یارانه از جمله راههای انتقال درآمد است که عمدتاً به منظور حمایت از اقشار کم درآمد و بهبود توزیع درآمد صورت می گیرد در کشور ما نیز از ابتدای دهۀ 50 کالاهای یارانه ای به طور گسترده توزیع شد.

امروزه بنا به دلایل محدودیت بودجه و منابع کمیاب در کشورهای در حال توسعه و عدم تأمین نیازهای اساسی گروههای فقیر، هدفمندسازی پرداخت یارانه به گروههای هدف مورد توجه واقع شده است.

هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوی فعلی مواد غذایی شامل : یارانه میان دهک درآمدی شهری و روستایی و ارائه راهکارههای علمی می باشد و به منظور بررسی رفتار مصرف کنندگان و برآورد کشش های قیمتی کالاهای مورد مطالعه از رهیافت دیتون 1998 استفاده گردید. براساس این رهیافت و با بهره گیری از تفاطت میان گروههای مختلف مصرف کننده موسوم به دسته که هر دسته در برگیرنده یک شهرستان بود واکنش مصرف کنندگان در مورد قیمت مورد بررسی قرار گرفت. پس از تخمین تابع تقاضای کالاهای مشمول یارانه (برنج . نان . روغن . گندم) کشش قیمتی درآمدی و کیفیت محاسبه شد. معادلات تقاضای این کالاها براساس روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط و با استفاده از بسته نرم افزاری micro Fit.4:1 صورت گرفت. داده های این بررسی نیز شامل مخارج و مقدار مصرف کالاهای مزبور و همچنین ویژگی های جمعیتی اندازه خانوار و میزان تحصیلات سرپرست خانوار بود.

این اطلاعات از میان 848 خانواده روستایی و 607 خانواده شهری استان : خراسان، مازندران، آذربایجان و ...

ارزیابی و روند فعلی مصرف کالاهای منتخب حاکی از وجود تفاطت قابل ملاحظه میان دهک های مختلف شهری و روستایی از لحاظ میزان مصرف و مخارج اختصاص یافته به این کالاها بنا شد. به گونه ای که در حال حاضر دهک های درآمدی بالاتر هم از لحاظ کمیت و هم کیفیت از کالاهای منتخب بهره بیشتری می برند. رفتار مصرفی مصرف کنندگان شهری و روستایی نیز حاکی از این است که کالاها به صورت مجموعه ای مکمل مصرف می شوند.

تأثیر افزایش قیمت کالاهای منتخب بر روی میزان انرژی بر حسب کالری و درآمد دهک های مختلف و شاخص فقر به کمک سناریوهای مختلف افزایش قیمت این کالاها بررسی شد. نتایج حاصل از بررسی اثرات تغذیه ای حاکی است از افزایش همزمان قیمت تمامی کالاهای مصرف کنندگان روستایی که بیشتر از مصرف کنندگان شهری تحت تأثیر قرار می گیرند.

افزایش قیمت برنج نیز در اغلب دهک های درآمدی مصرف کنندگان شهری بیش از مصرف کنندگان روستایی با کاهش انرژی مواجه کرده و در مورد زنان این روند تا حدودی معکوس است و میان دهک های درآمدی شهری و روستایی نیز میزان کاهش در کالری نسبتاً نامنظم است.

بررسی اثرات درآمدی افزایش قیمت : قند، شکر، نان هم نشان داد که با افزایش قیمت این کالاها مصرف کنندگان روستایی نسبت به مصرف کنندگان شهری کاهش در درآمد بیشتری را تجربه می کنند.

سناریو افزایش قیمت برنج و افزایش همزمان قیمت تمامی کالاها نیز در مناطق شهری بیشتر دهک های درآمدی پایین و در میان مصرف کنندگان روستایی نیز بیشتر دهک های درآمدی بالا را تحت تأثیر قرار می دهد.

براساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود ابتدا دهک درآمدی در مناطق شهری و روستایی شناسایی شود و توزیع یارانه ای کالاها در میان دهک های واقع در زیر خط فقر صورت گیرد. البته کاهش توزیع یارانه ای این کالا در میان دهک های درآمدی بالا نیز باید تدریجی صورت گیرید

فصــــل اول :

  • § مقدمه
  • § اهمیت موضوع
  • § اهداف تحقیق
  • § فرضیات

مقدمه

یارانه به هر گونه پرداخت انتقالی اطلاق می شود که به منظور حمایت از اقشار کم درآمد و بهبود توزیع درآمد از محل خزانه دولت و هر آنچه که می تواند به خزانه دولت واریز گردد به صورت نقدی و یا جنسی به خانوارها و تولیدکنندگان کالا و خدمات تعلق می گیرد.

در یک تقسیم بندی کلی می توان یارانه ها را به یارانه کالاهای مصرفی ، یارانه خدمات اجتماعی و یارانه کالاهای واسطه ای برای تولیدکنندگان گروهبندی کرد.

( سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، 1380 )

پرداخت یارانه از جمله شناخته شده ترین راه های انتقال درآمد به گروه های کم درآمد جامعه است که هر کشور در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته دارای سابقه طولانی است. ( موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، 1375 )

ممکن است یارانه به صورت ضمنی و یا آشکار باشد.

در حالت پرداخت ضمنی یارانه به صورت غیر مستقیم و عمدتا توسط تولید کنندگان پرداخت می شود. بدین ترتیب که تولید کنندگان در ازاء تولید کالا قیمت های پایین تری از بازار آزاد دریافت می کنند.

پرداخت آشکار یارانه نیز خود به 2 صورت عمده اعمال می شود:

یا کالاهای مشمول یارانه با قیمتی پایین تر از قیمت بازار در میان مصرف کنندگان توزیع می شود و یا اینکه کالاهایی توزیع می شود که حاوی شکلی از توزیع مجدد درآمد بدون اثر قیمتی هستند. ( 1944، Hoffman & etal )

در کشور ما نیز سابقه یارانه به قحطی ناشی از جنگ جهانی و تامین غله و نان از سوی دولت مربوط می شود اگرچه این یارانه ها آشکار نبوده اما بخشی از هزینه های آن از سوی دولت تامین شده است. ( موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، 1375 )

یعنی افزون بر 50 سال است که بر روی کالاهایی مثل گندم یارانه تعلق می گیرد.

اوایل دهه 50 را می توان نقطه عطفی در پرداخت یارانه دانست در نتیجه به پرداخت یارانه بیشتر اقدام نموده و علاوه بر گندم به کالاهایی دیگر مثل قند و شکر و چای و روغن نباتی نیز یارانه تعلق گرفت. ( موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، 1375 )

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ به دلیل شرایط خاص لازم بود نقش دولت در زمینه های مختلف اقتصادی و اجتماعی و به ویژه در زمینه های نظارت و کنترل بر شبکه توزیع قیمت گذاری کالاها و حمایت از گروه های کم درآمد و آسیب پذیردر مقابله با فشار تورم و جبران کمبودها افزایش می یابد. در این دوره هزینه یارانه بسیار افزایش یافت به گونه ای که با وجود شرایط خاص که پس از خاتمه جنگ حاکم بود و با وجود افزایش شدید جمعیت و تنگنای منابع ارزی و ریالی پرداخت آن از سوی دولت غیر قابل تحمل به نظر می رسید. بنابر این به... سیاست آزاد سازی و تعدیل اقتصادی، بررسی، حذف یارانه ها و جانشین ساختن آن با نظامی که بار مالی کمتر و زمان بیشتر به همراه داشته باشد مطرح شد.

البته در سطح جهانی از دو دهه گذشته و به توصیه اکید بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مبتنی بر حذف یارانه برای تسریع رشد اقتصادی در جهان سوم بحث پیرامون آن رونق گرفته است. ( موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، 1375 )

در همین راستا برخی از کشورهای جهان سوم سعی کرده اند تا هزینه یارانه مواد غذایی را کاهش دهند و در این زمینه به موفقیت رسیده اند. ( 1944، Hoffman & etal )

به طور کلی هدفمند کردن یارانه عبارتست از تعریف و انتخاب گروه ها یا خانوارها و حتی افراد هدف و توزیع منافع بین آنها لازمه این است که بتوان گروهی از افراد بر اساس معیارهایی از دیگران متمایز کرد.

هدف هر طرح هدفمند سازی تحویل کالا یا خدمات به گروهی که نیاز بیشتری به آنها دارند و مثتثنی کردن عده ای می باشد که توانایی خرید این کالاها یا خدمات را از کانال های خصوصی دارند.

هدفمند کردن یارانه از طریق 3 مکانیزم قابل تحقیق است: خود هدفمند[1]، هدفمندسازی اداره شده[2] و هدفمندسازی گروه گرا.

مکانیزم خودکار هدفمند کردن مشتمل بر توزیع کالاهایی می باشد که عمدتا افراد فقیر از آنها استفاده می کنند. البته این مکانیزم لزوما هدفمند کردن اداره شده نیز مبتنی بر انتخاب شکل خاصی از توزیع است. این مکانیزم متضمن برخی از هزینه های اجرایی است که این هزینه های اجرایی نیز با افزایش صحت و دقت فرآیند هدفمند سازی افزایش می یابد. ( 1944، Hoffman & etal )

روش هدفمند کردن گروه گرا نیز رهیافتی است که مستلزم تصمیمات جامعه پیرامون شایستگی خانوارها برای مشارکت در برنامه های کمک های غذایی است.

در این رهیافت تصمیمات مبتنی بر اطلاع قبلی از موقعیت امنیتی غذایی هر یک از خانوارها است. (clay & etal , 1999)

1 . 1 ) اهمیت موضوع

اصولا هدفمند کردن یارانه ها به 2 دلیل صورت می گیرد: محدودیت منابع و بودجه دولت و عدم تامین نیازهای اساسی گروه های فقیر انتقادها و مشکلاتی که پیرامون یارانه موادغذایی ارائه می شود از سه بعد اقتصاد خرد، کلان و اجتماعی _ فرهنگی قابل تامل است در سطح اقتصاد خرد، ضعف در شبکه های بازاریابی و همچنین دور بودن تولید کنندگان از محل بازار در کشورهای جهان سوم منجر به بهره برداری بیشتر و افزایش هزینه های بازارسازی از سوی واسطه ها شده است. بدین ترتیب بهبود بازاریابی مواد غذایی می تواند منجر به کاهش هزینه های آن و به دنبال آن افزایش قیمت در تولید کنندگان و کاهش در قیمت پرداختی مصرف کنندگان شود. در این زمینه نیز مطالعاتی وجود دارد که دال بر صحت این مطلب می باشد.

از طرف مصرف با توجه به قدرت خرید پایین افراد فقیر، اجرای برنامه های حمایتی بدیهی است اما آنچه در این میان بحث انگیز است، تغییر الگوی مصرف کنندگان به سمت کالاهای مشمول یارانه است که عمدتا نیز وارداتی هستند.

از بحث های مطرح در این زمینه نحوه توزیع کالاهای مشمول یارانه است که اغلب به صورت عمومی و بدون جهت گیری به سوی اقشار خاصی از جامعه می باشد که منابع اقتصادی از بخش عمومی و خصوصی انتقاد به سمت مصرف کالاهای مشمول یارانه هدایت شده و این امر علاوه بر تحریف جریان سرمایه گذاری و کاهش رقابت در اقتصاد توانایی دولت در ایجاد اشتغال را نیز کاهش می دهد. ( laraki , 1989 )

افزون بر این، در مراحل اولیه توسعه هزینه فرصت منابع اختصاص داده شده به واردات مواد غذایی بسیار بالا می باشد. از بعد اجتماعی و فرهنگی نیز اعتقاد عموم بر این است که باید نیازمندی های عمومی مثل بهداشت، اشتغال، آموزش و تغذیه از سوی دولت مرتفع شود. ( laraki , 1989 )

به دلیل بار هزینه ای یارانه ها اغلب دولت به دنبال تجدید نظر در برنامه های اعطایی یارانه به مواد غذایی هستند تا در صورت امکان از بار هزینه ای آن بکاهند: در جهت حذف یارانه ها نیز تلاش هایی صورت گرفته، اما این تلاش ها عمدتا بر اساس منتفع شدن اقشار درآمدی بالا به جای گروه های فقیر و همچنین با توجه به استدلال گروه های درآمدی پایین نسبت به گروه های درآمدی بالا سهم بزرگتری از درآمد خود را به مواد غذایی اختصاص می دهند، عقیم مانده است.

اما امروزه اغلب کشورهای در حال توسعه در جهت کاهش یارانه مواد غذایی گام برداشته اند. این در حالی است که هنوز در ایران سهم هزینه یارانه مواد غذایی در بودجه دولت بسیار بالاست.

به گونه ای که در طول 3 دهه گذشته بیش از 40% از بودجه دولت را به خود اختصاص داده. (موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، 1375 )

متوسط سهم یارانه کالاهای اساسی از بودجه دولت طی دوره 1379_ 1373 نیز 9/9 درصد می باشد. ( ترازنامه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سال های مختلف )

علاوه بر این اقشار درآمدی بالا نسبت به گروه های درآمدی پایین از یارانه پرداخت شده بیشتری بهره می گیرند. بدین ترتیب که بر اساس

1) یارانه کالاهای اساسی علاوه بر چهار کالا برنج، روغن، نان، قند شکر کالاهایی مثل گوشت، پنیر شیر، مرغ را شامل شده که چهار گروه دوم سهم بسیار اندکی را تشکیل می دهند.

آمارهای منتشر شده در حال حاضر سهم بالاترین دهک درآمدی را نسبت به سهم پایین ترین دهک درآمدی در یارانه را نشان داده و کالاهای روغن خوراکی و قند شکر به ترتیب 1/2 و 7/1 برابر می باشد. این رقم برای 20 درصد بالای درآمدی نسبت به 20 درصد پایین و برای دو کالای مذکور به ترتیب 6/1 و 5/1 برابر است. ( سازمان مدیریت برنامه ریزی کشور، 1380 ) با توجه به مسائل فوق و همچنین وجود مشکلاتی چون محدودیت بودجه و افزایش جممعیت. اهمیت هدفمند کردن یارانه و تجدید نظر در جهت گیری آن به سوی اقشار فقیر کشور بیش از پیش آشکار می شود.

1 . 1 ) اهداف تحقیق

  1. برای الگوی مصرف مواد غذایی در مناطق روستایی وشهری
  2. ارزیابی نحوه منتفع شدن اقشار و گروه های درآمدی مختلف شهری و روستایی از یارانه های پرداختی به مواد غذایی شامل : ( روغن خورراکی ، قند و شکر، نان و برنج)
  3. ارزیابی اثرات سناریوهای مختلف کاهش و حذف یارانه های مواد غذایی ( روغن خورراکی ، قند و شکر، نان و برنج)
  4. برسی وضعیت فقر در مناطق روستایی و شهری
  5. ارائه پیشنهاداتی جهت هدایت یارانه به سوی اروپای درآمدی خاص با هدف کاهش فقر

2 . 1 ) فرضیات تحقیق

  1. گروه های درآمدی بالا از یارانه های مواد غذایی بهره بیشتر می برند .
  2. گروه های درآمدی پایین نیاز به دریافت مواد غذایی مشمول یارانه دارند.
  3. هدفمند کردن یارانه ها می تواند به کاهش فقر کمک کند .
  4. هدفمند کردن یارانه ها می تواند باعث صرفه جویی در بودجه دولت شود.

بررسی تاثیر رنگها بر روی یادگیری و آموزش کودکان مقطع اول ابتدایی شهرستان ابهر

هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر رنگها بر روی یادگیری کودکان مقطع اوّل دبستان شهرستان ابهر است که فرضیه های عنوان شده عبارتند از تأثیر رنگها بر روی یادگیری در دختران وپسران دارای تفاوت است وهمین طور رنگ زمینه دریا دگیری تأثیر دارد که ما بعد آماری عنوان شده عبارت از دانش آموزان مقاطع اول دبستان است که با آمار بدست آمده 540 نفر است که 50نفر به عنوان نم
دسته بندی هنر و گرافیک
فرمت فایل doc
حجم فایل 268 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 74
بررسی تاثیر رنگها بر روی یادگیری و آموزش کودکان مقطع اول ابتدایی شهرستان ابهر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست

عنوان صفحه

چکیده 1

فصل اول(کلیات تحقیق) 2

مقدمه 3

اهمیت و ضرورت تحقیق 6

طرق از بین بردن رفتار شرطی 14

قانون تاثیر و تقویت رفتار 24

تعمیم یا انتقال یادگیری 26

فصل دوم ( پیشینه و ادبیات تحقیق) 33

تعریف روانشناسی 34

روان شناسی رنگ ها به عنوان روش درمان 38

روان شناسی رنگ های مختلف 39

فصل سوم(روش تحقیق) 55

جامعه مورد مطالعه 56

روش آماری مربوط به فرضیه ها 58

فصل چهارم(یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها) 60

نمرات خام برای دو گروه دختران و پسران 61

فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری) 66

پیشنهادات و محدودیت ها 69

منابع و مؤاخذ 70

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر رنگها بر روی یادگیری کودکان مقطع اوّل دبستان شهرستان ابهر است که فرضیه های عنوان شده عبارتند از تأثیر رنگها بر روی یادگیری در دختران وپسران دارای تفاوت است وهمین طور رنگ زمینه دریا دگیری تأثیر دارد که ما بعد آماری عنوان شده عبارت از دانش آموزان مقاطع اول دبستان است که با آمار بدست آمده 540 نفر است که 50نفر به عنوان نمونه انتخاب شده وآزمون گر گردنیاف رنگی برروی آنها اجرا گردیده است که نتایج بدست آمده از طریق آمار استنباطی وواریانس دو عاملی جهت فرضیه اوّل مورد سنجش قرار داده شد همین طور جهت سنجش فرضیه دوّم وتأثیر رنگ متن وزمینه بر روی یادگیری از روش آمار توصیفی وبدست آوردن فراوانی ودرصد آن که نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بین تأثیر رنگها برروی یادگیری دختران وپسران تفاوت وجود ندارد ودر حدود 42 درصد از دانش آموزان معتقدند که رنگ زمینه می تواند در یادگیری تأثیر گذار باشد .

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه

همانطور که اکثر روان شناسان یاد آوری کرده اند ،اولین سالهای زندگی در رشد روانی – عاطفی کودک نقش بسیار مهّم دارد واریک اریکسون معتقد است که کار اصلی شخص در جویان خردسالی غیر از موارد دیگر ،یادگیری اعتماد است وبه نظر او در دوره خردسالی ،کودک یاد می گیرد که دنیا یا محل خوب ورضایت بخش است یا منبع ناراحتی ها وناکامی ها وهیجان های منفی است که از دیدگاه اریکسون اوّلین موفقیت روانی – عاطفی کودک این است که ،بدون اضطراب وخشم شدید بپذیرد که مادرش جلو چشمش دورتر رود پذیرش واین بر اثر پیش بینی مسائل بیرونی صورت می گیرد تعداد زیادی از روان شناسان مخصوصاًآنهایی که تحت تأثیر سنت فرویدی قرار گرفته اند معتقدند که اوّلین روابط کودک برای روابط بعدی امر با دیگران الگو قرار می گیرد روان شناسان اهمّیت رشد عاطفی سالم را یادآوری کرده اند که تمام این مسائل نشأت گرفته از یادگیری در کودکی است که مسائل عاطفی ،شناختی وحتی تأثیر رنگها در اوان کودکی می تواند دیدگاه کودک را تغییر دهد . توانایی وتأثیر رنگ نیز بر روی یادگیری عمل نمادها را همراهی می کنند که این تواناییها مخصوصاًدر بازی کودک تجلی می کنند ومثلاًشکل تقلید تأخیری وبازی نمادین با رنگ مورد علاقه کودک می تواند تأثیر پذیری بیشتری داشته باشد که رنگ به نوعی به روحیه ورشد شخصیت کودک می تواند تأثیر گذار باشد به طوری که رنگهای تند مثل قرمز وآبی در یادگیری بیشتر خود را نشان می دهند .

بیان مسئله :

در طول مرحله حسی – حرکتی یعنی از بدو تولد تا دو سالگی کودک مخصوصاًمشغول کشف روابط بین حواس ،اعمال وپیامدهای آنهاست که ویژگی اصلی این مرحله ،کشف پایداری شیءاست که تأثیر رنگ اشیاءدر این کشف پایداری اشیاءمی تواند نقش بسزایی داشته باشد ،پایداری شیءوتثبیت رنگها در ذهن کودکان توانایی درک موجودیت یک شی‌ءبه رغم غیر قابل رؤیت بودن آن که در مرحله حسی و حرکتی کودک با تحول تفکر ودر ک پایداری شیءوتأثیر رنگ بر ذهنیت خود را می تواند کم کم باور کند . وهمین طور می تواند گفت که روانشناسی رنگ بر روی یادگیری وتأثیر آن بر ذهنیت کودک می تواند نقش مهّمی داشته باشد که به این صورت رنگهای اصلی به مانند قرمز وسبز وآبی می تواند در سریع یادگرفتن نقش داشته باشد به این شکل که کودک همیشه به دنبال دنیای رنگی برای خود می گشته است واین تأثیر هم می تواند در سریع یادگرفتن نقش داشته باشد که حال این رنگها به شاد بودن یا سیاه بودن می تواند تقسیم شود که هر کدام یک نقشی می توانند داشته باشند

سئوال مسئله :

  1. آیا رنگ زمینه ومتن در یادگیری کودکان تأثیر دارد ؟
  2. آیا در تأثیر رنگها بر یادگیری دختران وپسران تفاوت وجود دارد ؟

اهداف تحقیق :

هدف از تحقیق حاضر تأثیر رنگها بر یادگیری کودکان است به این صورت که آیا رنگ آمیزی در اشیاءواشکال در کتابها وحتی رنگ آمیزی در منزل ونوع رنگهای استفاده شده می تواند در یادگیری سریع کودک وآشنا شدن آن با وسایل ومحیط خانه واطراف نقش بسزایی داشته باشد و آیا محیط رنگی تأثیرش بیشتر از محیط سیاه سفید خواهد بود .

اهمیت وضرورت تحقیق :

سازگاری هایی متعدد کودک موجب می شود که او از مراحل مختلفی بگذرد ،مراحلی که ساخت تدریجی طرحوارتک تازه را به همراه می آورد این ساخت همیشه بر اساس یک نظم قابل پیش بینی صورت می گیرد که به عبارت دیگر ،هر چند که تجربه وآموزش می توانند آهنگ عبور کودک از این مراحل را تند یا کُند کنند هیچ چیزی نمی تواند نظم بنیادی آنها را بر هم بزند ویادگیری نقش بسزایی در زندگی کودکان داشته ودارند که بستگی به عوامل تازه وجدیدی هستند که این عوامل که می تواند مهّم جلوه کند تأثیر رنگها در یادگیری کودکان است اینکه آیا در به یاد سپردن بسیاری از مطالب واشیاءمی توان رنگ وتأثیر آن را مهّم دانست امید است با پژوهش های انجام شده بتوان مراحل سریع یادگیری را در بین کودکان شناخته وسعی کنیم که یادگیری برای کودکان به طور آسان وسهل انجام گیرد . که این تحقیقات در مراکز مهد کودک وخانواده می تواند نقش بسزایی داشته باشد .

فرضیه تحقیق :

  1. رنگ زمینه متن در یادگیری کودکان تأثیر دارد .
  2. تأثیر رنگها بر یادگیری دختران وپسران تفاوت وجود دارد .

متغییر های تحقیق :

à رنگها ←متغییر مستقل

à یادگیری ←متغییر وابسته

تعاریف عملیات واژه ها ومفاهیم :

یادگیری عبارتند از توانائی بالقوه ونسبتاًپایدار که فرد بر اثر ممارست وتمرین می تواند به آن دست یابد وبالاخره عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون مربوط به آموزش ویادگیری بدست آورده است.

تأثیر رنگها عبارتند از تأثیر ی که رنگها بر آموزش ویادگیری کودکان می تواند داشته باشد واینکه رنگها در آموزش وبه یاد سپردن اشیاءومطالب می تواند نقش مهمّی داشته باشد .

پیدایش این آمادگی ارزش بخصوصی برای سازگاری او با محیط خواهد داشت ،زیرا بدین وسیله قادر می شود تا بهتر با خود ودیگران ارتباط برقرار کند .

هنگاهی که کودک رشد می کند از اهمیّت رفتار شرطی در مورد او کاسته می شود ورفتارهایی که منجر به حل مسائل می گردد اهمّیت زیادتری پیدا می کند روش اصلی که در حل مسائل به کار می رود ،به روش آزمایش وخطا مشهور است بر اساس این روش خود دست به عملی می زند ،اگر به نتیجه برسد آنرا ادامه می دهد ،واگر مرتکب اشتباهی شد از ادامه آن خودداری کرده ،سعی می کند راه دیگری را اتخاذ نماید .

بعبارت دیگر ،اگر رفتاری سبب کسب پاداش شود ،این رفتار محکم تر می شود وامکان ادامه آن زیادتر است ،وبالعکس اگر رفتاری پاداش آور نباشد متروک می شود . این را «قانون»تأثیر می نامند . دانستن اصل واصول این قانون برای فهم رفتارهای عادی وغیر عادی افراد بشر ضروری است .

«یادگیری براساس آزمایش وخطا»

در یادگیری به وسیله آزمایش وخطا ،آموزنده ظاهراًبدون اینکه نقشه وهدفی داشته ویا اینکه از رابطه ی میان عملی که می کند ونتیجه ی آن ،مطلع باشد ،دست به آزمایش روشهایی مختلفی می زند .

بنابراین رفتارهایی که منجر به موفقیت شود تکرار می شود وآنهایی که با شکست روبرو گردد ادامه پیدا نمی کند . وبزودی از بین خواهد رفت وودوزت حداقل شرایط یادگیری بوسیله ی آزمایش وخطا را به قرار زیر می پندارد .

«یادگیری وبهداشت روانی »

بشر گنجایش یادگیری را به ارث می برد ،ولی تمام رفتارهای او به غیر از رفتارهای انعکاسی ساده ،بر اساس یادگیری است . او مغز خود را به ارث می برد ،ولی تمام معلومات وچگونگی روابط آنها را فرا می گیرد ،او گنجایش تطبیق وسازش را از راه وراثت کسب می کند ،ولی نوع سازش وطرقی را که به این منظور انتخاب میکند ،در اثر تجربه اخذ می نماید . مثلاًگنجایش یادگرفتن زبان ارثی است ولی در اینکه شخص چه نوع زبانی را صحبت می کند . بستگی به آموزش و پرورش دارد . به همین منوال قدرت وگنجایش ایجاد عواطف واحساسات در افراد مورثی است ولی اینکه شخص دچار اختلالات عواطف واحساسات می شود ارتباط زیادی به یادگیری دارد .

افراد انسان دائماًدر حال تطبیق وسازش با محیط خود هستند وهر اقدام به سازش مستلزم تغییر رفتارهای قبلی وآموختن رفتارهای جدیدی است .

هنگامی که در فرد رفتارهای جدیدی به منظور سازش با محیط ایجاد می شود ماهیت این سازش تحت تأثیر نوع سازشهای قبلی بویژه تحت تأثیر پاداش یا تنبیه حاصله از آن در می آید . بنابراین رفتار بخصوص فرد را نه تنها در زمینه وقایع حاضر باید سنجید ،بلکه نسبت به رفتارهای گذشته نیز باید اندازه گیری کرد . هر فردی بر حسب مشخصات روانی خود عمل می کند ؛بدین معنی که هیچ رفتار بشر بی علّت نیست ودر رفتارهای اشخاص نوعی ثبات وتوالی وجود دارد که مشخص کننده شخصیت وطرز زندگی آنهاست ،اگر چه شخصیت افراد دائماًمقول می گردد ،ولی در پایه واساس آن تغییرات کلی داده نمی شود .

«روشهای یادگیری»

در حال حاضر علم روانشناسی اطلاعاتی درباره ی چگونگی یادگیری ومقدار وشرایط آن در دست دارد وبه وسایل علمی می تواند مقدار تغییری را که بادگیری در رفتار به وجود می آورد اندازه گیری کند ،ولی دانش ما درباره ی اتفاقاتی که هنگام یادگیری در سلسله ی اعصاب روی می دهد ،بسیار ناچیز است . وبا وجود اینکه قریب نیم قرن است که آزمایشهایی در مورد رابطه ی یادگیری با سلسه ی اعصاب به عمل می آید ،هنوز به کشف مطالب قابل اهمیتی نرسیده ایم . در حال حاضر نه روانشناسان فیزیولوژیکی قادر به پاسخ گویی به بسیاری از پرسشها در این زمینه هستند ونه متخصصان اعصاب ،ولی امید است که در آینده این علما بتوانند پرده از بسیاری مهّمات مربوط به یادگیری وسلسه اعصاب بردارند ،گذشته از اینها ما می توانیم بدون اینکه اطلاعات کافی درباره ی تشکیلات سلسله اعصاب در دست باشد ،تحقیقاتی در زمینه های یادگیری انجام دهیم .


بررسی مکاتب حقوقی در سیستم های حقوقی رومی-ژرمنی-کامن لا و حقوق اسلامی

مشابهت نظامهای حقوقی به یکدیگر امر انکار ناپذیری است و قوانین و مقررات در کشورهای گوناگون شباهت فراوانی به یکدیگر دارند کسانی که به خارج از مسافرت و در آنجا به خرید ، فروش ، اجاره هتل ، کرایه ماشین ، استفاده از اتوبوس و امثال آن مبادرت می کنند ، تفاوت ماهوی بین این قراردادها و قراردادهای منعقده در کشورهای خود نمی بینند همین طور مسافران مزبور می
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 175 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 142
بررسی مکاتب حقوقی در سیستم های حقوقی رومی-ژرمنی-کامن لا و حقوق اسلامی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

عنوان صفحه

مقدمه 1

فصل اول

دسته بندی نظامهای حقوقی در خانواده های بزرگ حقوقی 2

گفتار اول: معیار و ملاک دسته بندی نظامهای حقوقی 3

گفتار دوم: تعداد نظام های حقوقی 5

گفتار سوم: نظام های مختلط 6

فصل دوم

تاریخچه تشکیل نظام حقوقی رومی-ژرمنی 8

مبحث اول-حقوق مشترک دانشگاهها 11

مبحث دوم-نظام های حقوقی ملی و منطقه ای 17

گفتار دوم: دوره ی حقوق قانونی(مبتنی بر قانون) 30

گفتار اول:شکل گیری نظام حقوق نوشته و تحولات تاریخی آن 38

گفتار سوم: نقش حقوقدانان 51

مبحث دوم: حقوق فرانسه 52

گفتار اول: تاریخچه شکل گیری حقوقی مدرن 52

گفتار دوم: قانون مدنی فرانسه 53

گفتار سوم:ساختار حکومت 54

گفتار چهارم: آموزش حقوق و فعالیتهای حرفه ای آن 65

مبحث سوم: حقوق آلمان 67

گفتار اول: تاریخچه شکل گیری حقوق مدرن 67

گفتار دوم : تدوین قانون در آلمان 68

گفتار چهارم: ساختار حکومت 71

فصل سوم:نظام حقوقی کامن لو 78

گفتار سوم: منابع حقوق انگلیس 128

مبحث اول: آرای قضایی 129

فهرست

عنوان صفحه

بند اول: سازمان قضایی انگلیس 129

بند دوم: قاعده سابقه 137

مبحث سوم : عرف و عادت 144

مبحث چهارم: دکترین و عقل 146

مبحث پنجم: عرف و عادت 147

بند اول: دادگاه های بالا یا مافوق SUPERIOR COURTS 148

نمودار سازمانهای قضائی در حقوق انگلیس 148

دوم :دادگاه عالی جزائی CROWN COURT 150

سوم : دادگاه استیناف COURT OF APPEAL 152

الف: دادگاه های بخش COUNTY COURTS 153

ب: دادگاه صلح COURT OF PEACE 154

ج: دادگاه اطفال و نوجوانان JUVENILE COURTS 155

فصل چهارم: حقوق اسلامی 156

گفتار اول: اساس تغییر ناپذیر حقوق اسلامی 157

گفتار دوم: انطباق حقوق اسلامی با دنیای جدید 160

نتیجه گیری 161

منابع و ماخذ 162

فصل اول

دسته بندی نظامهای حقوقی در خانواده های بزرگ حقوقی

مشابهت نظامهای حقوقی به یکدیگر امر انکار ناپذیری است و قوانین و مقررات در کشورهای گوناگون شباهت فراوانی به یکدیگر دارند . کسانی که به خارج از مسافرت و در آنجا به خرید ، فروش ، اجاره هتل ، کرایه ماشین ، استفاده از اتوبوس و امثال آن مبادرت می کنند ، تفاوت ماهوی بین این قراردادها و قراردادهای منعقده در کشورهای خود نمی بینند . همین طور مسافران مزبور می دانند که در کشور خارجی نیز دزدی جرم است ، عبور از چراغ قرمز تخلف است ، کسب مال از طریق کلاهبرداری و حیله موجب مسئولیت می شود و از بین بردن اموال عمومی مجاز نیست . با وجود این ، همانندی و مشابهت بین برخی از نظامهای حقوقی به اندازه ای روشن و شفاف است که می توان این نظامها را متعلق به یک خانواده حقوقی بزرگ تر دانست.

طبقه بندی نظامهای حقوقی در خانواده های حقوقی بزرگ تر یک فعالیت علمی و نظری برای مقاصد آموزشی و ایجاد نظم و انضباط در مطالعات حقوق تطبیقی است . در علوم ، طبقه بندی امر رایجی بوده و فواید آن انکاناپذیر است . برای نمونه ، دانشمندان علوم طبیعی گیاهان یا جانوران را طبقه بندی می کنند و این طبیقه بندی به دانش آموزان کمک می کند تا راحت تر بتوانند گونه های گوناگون گیاهی یا حیوانی را شناسایی و نسبت به مشخصه های عمومی آنها اطلاع پیدا کنند.

در این صورت با آگاهی از اینکه یک گیاه یا یک حیوان متعلق به کدام طبقه است ، می توان نسبت به خصوصیات کلی آن اطلاع یافت . مثلاً با دانستن اینکه کانگورو جزء پستانداران است ، می توانیم به خصوصیات کلی آن حیوان پی ببریم بدون آنکه به طور مشخص آن را مورد مطالعه قرار دهیم.

در حقوق نیز طبقه بندی نظامهای حقوقی متفاوت به دانستن پژوهان حقوقی کمک می کند که نسبت به نظامهای حقوقی متفاوت و متنوع آگاهی کلی بیابند . مثلاً وقتی اطلاع حاصل می شود که کشور برزیل جزء کشورهای متعلق به خانواده روی – ژرمنی است ، فرد بدون مطالعه حقوق برزیل می تواند نسبت به ساختار ، اصول حاکم ، نهادها و مفاهیم حقوقی ، منابع حقوقی ، سلسله مراتب منابع و امثال آن ، آگاهی کلی بیابد ، زیرا فرض این است که نظامهای حقوقی متعلق به یک خانواده پیشینه تاریخی مشترک و نهادها و ساختارهای مشابهی دارند . این آگاهی عمومی به درک جزئیات مسائل حقوقی آن کشور و به حقوقدان کمک می کند که بداند با چه دیدگاهی با قوانین و مقررات آن کشور برخورد کند و چه انتظاری از آنها داشته باشد.

طبقه بندی نظامهای حقوقی گوناگون در خانواده های بزرگ تر مفید ولی با محدودیتها و مشکلاتی مواجه است ، زیرا این امر مستلزم تعیین معیارها و ملاکهایی است که براساس آن بتوان کشوری را در یک خانواده به خصوصی قرار داد. تعیین تعداد خانواده های بزرگ حقوقی نیز به سادگی ممکن نیست و در نهایت برخی از کشورها نظام مختلط دارند و گنجاندن آنها در یک طبقه دقیق نیست. این مشکلات در سه گفتار به شرح ذیل بررسی می شود.

گفتار اول : معیار و ملاک دسته بندی نظامهای حقوقی

اولین مشکل در طبقه بندی نظامهای حقوقی یافتن معیارها و ملاکهایی است که بتوان به استناد آن یک نظام حقوقی را در یک خانواده بزرگ حقوقی قرار داد. در ابتدا بسیاری از دانشمندان حقوق تطبیقی می کوشیدند که یک عامل مثل پیشینه تاریخی یا نظام اقتصادی را ملاک قرار داده و بر اساس آن به تقسیم بندی نظامای حقوقی مبادرت کنند . در حال حاضر گرایش کلی به این سمت است که یک عامل به تنهایی کفایت نمی کند و ترکیبی از عوامل گوناگون باید در تقسیم ملاک عمل باشد. برخی از نویسندگان از یک عامل واحد صحبت کرده اند ، ولی ملاک واحد آنان در واقع حاوی ملاکها و معیارهای متفاوتی است ( مثلاً اِسوایگِرات [1] معیار واحدی را با عنوان «سبک»[2] مطرح می کند ، ولی متذکر می شود که تعیین سبک یک نظام حقوقی به در نظر گرفتن پیشینه تاریخی ، منطق حقوقی حاکم حقوقی مفاهیم و نهادهای حقوقی خاص حقوقی منابع حقوقی و سلسله مراتب آنها و ایدئولوژی حاکم بر آن نظام حقوقی منوط است.

رنه داوید برای طبقه بندی نظامهای حقوقی دو معیار را مطرح کرده است اولین معیار که جنبه فنی دارد این است که حقوقدانی که در یک نظام حقوقی آموزش دیده است می تواند بدون مشکل زیاد در نظام دیگر فعالیت کند . چنانچه پاسخ به این سوال مثبت باشد ، این فرض مطرح می شود که منطق حقوقی حاکم و نهاد و مفاهیم حقوقی مشترکی وجود دارد و احتمالاً این دو به یک خانواده متعلق هستند . معیار دوم مشابهت در فلسفه و ایدئولوژی حاکم بر نظامهای حقوقی و مشارکت در اصول اقتصادی و سیاسی است که مبنای تقسیم بندی خواهد بود . به نظر رنه داوید ترکیب این دو معیار مبنای قابل قبولی را برای دسته بندی نظامهای حقوقی در خانواده های بزرگ تر فراهم می سازد.[3]

ساختار حقوق یکی دیگر از ملاکهایی است که مبنای طبقه بندی نظامهای حقوقی قرار می گیرد . از دیدگاه رنه داوید ، موارد سه گانه ذیل ساختار حقوق را تشکیل می دهد :

n مفاهیمی که در پرتو آن مفاهیم قواعد آن نظام شرح و تفسیر می شود ؛

n نقسیماتی که در چهارچوب آن تقسیمات قواعد آن نظام دسته بندی می گردد ؛

n طرز فکر رایج نسبت به قاعده حقوقی .[4]

در هر حال ، ترکیبی از عوال ذیل به عنوان معیاری برای طبقه بندی مورد توجه قرار می گیرد :

1-سابقه تاریخی

یکی از عوامل مهم در طبقه بندی نظامهای حقوقی در نظر گرفتن سابقه تاریخی مشترک در شکل گیری ساختار ، نهادها ، مفاهیم و منابع حقوقی است . مثلاً کشورهای کامن لو سابقه حقوقی مشترکی دارند که این سابقه تاریخی آنها را به یکدیگر پیوند می زند.

2- منطق حقوقی حاکم

در کلیه نظامهای حقوقی برای رسیدن به حکم یک موضوع مشخص از منطق حقوقی استفاده می شود . این منطق حقوقی ممکن است براساس برهان باشد که ازیک قضیه کلی (هر کس به دیگری خساترت وارد کند باید آن را جبران کند) و یک قضیه جزئی (حسن به حسین خسارت وارد کرده است ) و نتیجه ( بنابراین حسن باید خسارت وارده به حسین را جبران کند ) تشکیل می شود . این منطق حقوقی ممکن است براساس قیاس باشد که از یک قضیه جزئی ( حسن شیشه منزل حسین را شکست و به تعویض شیشه محکوم شد) و یک قضیه جزئی مشابه ( احمد با ماشین خود به دیوار خانه تقی زد و آن را خرابکرد) و یک نتیجه ( احمد باید دیوار خانه را بازسازی کند) تشکیل می شود . برخی از نظامهای حقوقی مثل کشورهای متعلق به نظام رومی – ژرمنی از روش اول و کشورهای متعلق به نظام کامن لو از روش دوم استفاده می کنند.

3-نهادهای حقوقی ویژه

برخی از نهادهای حقوقی اختصاصی به یک نظام حقوقی معین دارند و وجود چنین نهادهایی در یک نظام حقوقی مبنایی برای طبقه بندی آن نظام حقوقی تلقی می شود . مثلاً نهاد وقف مختص نظام حقوقی اسلامی است و وجود این نهاد در یک نظام حقوقی مبنای منطقی برای قرار دادن آن نظام در نظام حقوقی اسلامی تلقی می شود . همچنین وجود نهاد « عوض یا معوض»[5] در حقوق قرار دادها مختص به نظام کامن لوست و وجود این نهاد در حقوق یک کشور مبنایی برای قرار دادن آن کشور در نظام حقوقی کامن لو تلقی می گردد.

1- منابع حقوق و جایگاه آن

اشتراک منابع حقوقی ، سلسله مراتب آن منابع و نحوه تفسیرشان از دیگر عوامل مهم طبقه بندی نظام های حقوقی محسوب می شود . در حقوق کامن لو رویه قضایی اهمیت و جایگاه ویژه ای دارد و در صدر منابع حقوقی قرار می گیرد ؛ در صورتی که در حقوق نوشته ، قانون در صدر قرار دارد . همچنین در حقوق کامن لو اصولاً قوانین به صورت لفظی و ادبی و در نتیجه به صورت مضیق تفسیر می شود ، در صورتی که در حقوق نوشته اصولاً قانون به صورت منطقی و با در نظر گرفتن قصد قانون گذار تفسیر می گردد.

5- ایدئولوژی حاکم

زندگی اجتماعی ، اقتصادی و حقوقی در کشوری تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم قرار دارد . این ایدئولوژی ممکن است مذهب ، اعتقادات ملی ی گرایشهای سیاسی باشد . مثلاً نظامهای متعلق به نظام های اسلامی ، هندو سوسیالیستی از جمله طبقه بندیهایی هستند که براساس ایدئولوژی شکل گرفته اند.

گفتار دوم : تعداد نظام های حقوقی

با توجه به اختلاف در معیارها و ملاکهای مربوط به طبقه بندی نظام های حقوقی نسبت به تعداد آنها نیز توافق وجود ندارد . برخی از نویسندگان متعلق به بلوک شرق ( کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی ) معتقد بودند که فقط دو نظام بزرگ حقوقی وجود دارد : یکی سوسیالیستی و دیگری سرمایه داری و بورژ وازی . بنابراین نظام های کامن لو و حقوق نوشته ( رومی – ژرمنی) تقسیمات فرعی در داخل نظام حقوقی بورژوازی تلقی می شوند نَپ[6] ، حقوقدان اهل چک ، خانواده های حقوقی را به سه گروه تقسیم می کند : حقوق آمریکایی – انگلیسی ( کامن لو) حقوق نوشته ( رومی – ژرمنی) و حقوق اسلامی . رنه داوید در کتاب نظام های بزرگ حقوقی معاصر این حقوقی ها را به چهار گروه تقسیم کرده است : حقوقی رومی – ژرمنی ، کامن لو ، سوسیالیتی و متکی به مذهب یا سنت . تحت پوشش دسته چهارم ، نظام های متعددی مثل حقوق اسلامی ، حقوق افریقایی و حقوق کشورهای خاور دور مطرح شده است که بین آنها تفاوتهای اساسی وجود دارد . این نوع تقسیم بندی این برداشت را به وجود می آورد که این نظام ها اهمیت زیادی ندارند و ذکر آنها صرفاً برای اجتناب از انتقاداتی است که ممکن است بیان شود : چرا این نظام ها مطرح نشده است؟

نظام های حقوقی ممکن است در یکی از نظام های بزرگ حقوقی ذیل طبقه بندی شوند :

n حقوق کامن لو ( انگلیسی – امریکایی )

n حقوق نوشته (رومی – ژرمنی)

n حقوق اسلامی

n حقوق سوسیالیستی

n حقوق آفریقایی

n حقوق خاور دور.

گفتار سوم : نظام های مختلط

یکی از مشکلات مربوط به طبقه بندی نظام های حقوقی این است که نمی توان به سادگی برخی از آنها را در طبقه ی خاصی قرار داد. مثلاً ایالت کبک در کانادا یا ایالت لوئیزیانا[7] در آمریکا از جمله نظام هایی هستند که ترکیبی از نظام حقوق نوشته و حقوق کامن لو می باشند . در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ، بخشی از نظام حقوقی متأثر از حقوق مذهبی یا سنتی داخلی و بخشی متأثر از حقوق خارجی است . مثلاً پاکستان از نظر حقوق قراردادها و مسائل تجاری به نظام کامن لو و از نظر حقوق خانواده به نظام اسلامی تعلق دارد.

کشورهای متعلق به یک نظام حقوقی از نظر مشابهت و داشتن اصول و خصیصه های مشترک در یک سطح نیستند و در واقع طیفی را تشکیل می دهند که از بخش پر رنگ شروع و به بخش کم رنگ منتهی می شود . بنابراین اگر فرض کنیم که یک نظام حقوقی مثل دایره ای است که از طرف مرکز به سمت محیط کم رنگتر می شود ، می توان مطرح کرد که برخی از کشورها در مرکز قرار دارند و برخی به تناسب به بخشهای کم رنگ تر تمایل می یابند . در بخشهای کم رنگ تلاقی دو نظام بزرگ حقوقی متصور است . مثلاً بسیاری از کشورهای اسلامی متأثر از حقوق نوشته و حقوق اسلامی اند.

فصل دوم

نظام حقوق نوشته(رومى-ژرمنى)

تاریخچه تشکیل نظام حقوقى رومى-ژرمنى

دوره حقوق عرفى

1- انحطاط اندیشه ی حقوق. نمودار حقوق اروپایی پیش از قرن سیزدهم چیست؟ عناصری که وجود دارد و نظام حقوقی با استمداد از آن امکان استقرار می یابد ، در این دوره اساساً دارای جنبه عرفی است . امپراطوری روم تمدّن درخشانی داشت و بلوغ روی یک نظام حقوقی پدید آورد که در جهان بی سابقه بود . لیکن امپراطوری رم ، از قرنها پیش دیگر موجودیت خود را در غرب از دست داده بود . یورشهای ملل گوناگون ، به ویژه ژرمن ها ، در قرن پنجم ، این امپراطوری را منقرض کرد . به دنبال این یورشها ، ملتهای تابع امپراطوری رم از یک سو و بربرها از سوی دیگر ، در کنار هم زندگی کردند و هر دسته پیرو قانون خاص خود بود . با وجود این ، به مرور ایام ، شیوه های زندگی به هم نزدیک شدند ، گروههای مختلف نژادی با هم در آمیختند و عرفهای سرزمینی ، با پیدایی فئودالیته ، حاکم بر روابط مردم شدند و اصل نخستین شخصی بودن قوانین[8] را طرد کردند.

البته پارهای مدارک و اسناد هست که می توان برای شناخت حقوق رم یا حقوق بربر به آنها رجوع کرد . مجموعه های ژوستینین ( شامل سه مجموعه به نام کد[9] ، دیژست[10] و اینستیتوت[11] که از سال 529 تا 534 میلادی منتشر و با یک سلسله قوانین جدید (نوول)[12] تکمیل شد در شرق و تا حدی در ایتالیا و مجموعه ی معروف به «قانون رومی ویزیگوت ها»[13] یا کتاب آلاریک[14]( مصوب 506 میلادی ) در فرانسه و ایتالیا از لحاظ نظری معرف حقوق رم بود . قوانین بربر از قرن ششم به بعد برای اغلب قبایل ژرمنی نوشته شد . این جریان تا قرن دوازدهم برای قوانین قبایل مختلف شمال اروپا یا اسلام ادامه یافت .[15]

مع هذا ، این اسناد و مدارک حقوقی را که در واقع در اروپای قرن دوازدهم اجرا می شد به خوبی معرفی نمی کنند . «قوانین بربر» فقط بخشی غالباً کم اهمیت از روابط اجتماعی را ، که امروزه تابع حقوق می دانیم ، تنظیم می کرد وانگهی ، مجموعه های قوانین رم ، حتی متون ساده شده آن از سوی آلاریک ، به سرعت به شکل مجموعه های بسیار عالمانه و پیچیده درآمدند . حقوق عالمانه ی این مجموعه ها ، در عمل دگرگون شد و خود به خود از سوی مردم به صورت حقوق عامیانه به اجرا در آمد . هیچ کس در اندیشه ی آن نبود که قواعد این حقوق را ، که فقط ارزش محلی داشت ، از طریق نوشته تثبیت کند. در ایتالیا ( با فرمان تئودوریک[16] ، سال 500) و در اسپانیا ( با فوئر و خوز گو[17] ، 654 – 694) ، سلاطین اوستروگوت[18] و ویزیگوت[19] کوشیدند قواعد قابل اجرا در مورد اتباع خود را ، چه از اصل ژرمنی باشند و چه از ریشه ی لاتینی ، در مجموعه ی حقوقی واحدی تنظیم کنند ؛ ولی کاری که بدین سان آغاز شده بود با هجوم لمباردها [20] به ایتالیا (565 ) و حمله ی اعراب به اسپانیا (711) از میان رفت . گذشته از این اقدامات ، مقامات دولتی به دخالت در موضوعاتی که عموماً به حقوق عمومی بیشتر مربوط بود تا به حقوق خصوصی ( مانند فرمانهای فرانک ها مرسوم به کاپیتولر) [21] آن هم در موارد خاص ، اکتفا کردند . ابتکارات خصوصی هم عدم اق دام آنان را جبران نکرد.

اگر موفقیت طرف دعوی بسته به ادله ای از قبیل داوری الهی ، سوگند اصحاب دعوی یا سوگند جمعی (تزکیه)[22] یا آزمایش اردالی[23] باشد ، شناخت و تبیین قواعد حقوقی چه فایده ای دارد ؟ اگر هیچ مقام صاحب قدرتی ملزم و آماده نباشد که نیروی خود را در اختیار محکوم له بگذارد ، چه فایده که حکمی به نفع وی صادر شود ؟ در تاریکیهای اوائل قرون وسطی ، جامعه به وضعی ابتدایی تر از بیش بازگشت . ممکن بود هنوز حقوقی باقی باشد : نهادهایی که برای بیان حقوق ایجاد شدند ( مانند راشیمبورگ[24] مربوط به فرانک ها ، لاگمن[25] مربوط به اسکاندیناوها ، ائوزاگاری[26] مربوط به آیسلندیها ، برهون[27] مربوط به ایرلندیها ، ویتن [28] مربوط به آنگلوسا کسون ها ) ، همچنین نوشتن قوانین بربر ، می توانست ما را به وجود آن معتقد کند ؛ ولی حکومت قانون دیگر به پایان رسید . هم در میان افراد و هم در بین گروههای اجتماعی ، دعاوی با قانون طرق قویتریا قدرت خود کامه یک رئیس حل و فصل شدند . بهترین نهاد در این زمان داوری بر مبنای حفظ همبستگی گروه و تأمین همزیستی مسالمت آمیز بین گروههای مخالف و برقراری صلح بود ، نه بنابر آنچه عدالت اقتضا می کرد . حتی آرمان جامعه ای که باید حقوق هر کس را تضمین کند رها شد : مگر یک جامعه ی مسیحی نباید بیشتر سعی کند که بر پایه ی افکار برادری و احسان بنا شود ، پولس قدیس [29] در نخستین نامه ی خود به اهالی کرنت[30] احسان را به جای عدالت می ستود و به مومنان توصیه می کرد که به جای مراجعه به دادگاهها ، به داوری رهبران مذهبی و برادران خود متوسل شوند . اوگوستن قدیس[31] هم از همین نظریه دفاع می کرد.

در قرن شانزدهم هنوز یک ضرب المثل آلمانی رواج داشت که می کفت :« حقوقدانان ، مسیحیان بد»[32] ؛ اگر چه این عبارت را مرجحاً درباره ی علمای حقوق رم به کار می بردند ، اما همه ی حقوقدانان را شامل می شد و در نتیجه حقوق هم خود چیز بدی بود.

2- تجدید حیات اندیشه ی حقوقی : ایجاد خانواده ی حقوق رومی – ژرمنی در ارتباط با تجدید حیاتی بود که در قرنهای دوازدهم و سیزدهم در اروپای غربی پدید آمد . این تجدید حیات بود که در همه ی زمینه ها ظهور کرد و یکی از جنبه های مهم آن جنبه ی حقوقی بود.

جامعه ، با تجدید حیات شهرها و تجارت به این فکر رسید که تنها حقوق می تواند نظم و امنیت و در نتیجه ، امکان پیشرفت را تامین کند . آرمان ایجاد جامعه ای مسیحی مبتنی بر احسان کنار گذاشته شد ؛ از بوجود آوردن شهر خدا بر روی زمین صرف نظر شد . کلیسا هم ، یا وضوح بیشتر ، جامعه ی مذهبی مؤمنان را از جامعه ی غیر مذهبی و جهان درون را از جهان برون تفکیک کرد و در این دوره یک حقوق خصوصی مسیحی تدوین کرد.[33] دیگر مذهب و اخلاق از نظام مدنی و حقوق تمیز داده شدند ؛ برای حقوق وظیفه ای خاص و نوعی استقلال ( نسبت به مذهب و اخلاق) در نظر گرفتند که از آن پس ویژه ی طرز فکر و تمدّن غربی شد .

این فکر که حقوق باید حاکم بر جامعه باشد فکر تازه ای نبود و لااقل ، در مورد روابط افراد با یکدیگر ، از طرف رومیان پذیرفته شده بود . لیکن ، بازگشت به این فکر در قرن دوازدهم یک انقلاب بود . فلاسفه و حقوقدانان می خواستند که روابط اجتماعی بر پایه ی حقوق برگردد و به هرج و مرج و خودسری که از قرنها پیش حاکم بوده است پایان داده شود . آنان خواهان حقوق جدیدی بر پایه ی عدالت بودند که به یاری عقل می شد آن را به دست آورد ؛ آنان به خاطر روابط مدنی ( اجتماعی – م.) توسل له ماوراء الطبیعه را رها کردند . جنبشی که در قرنهای دواردهم و سیزدهم پدید آمد به همان اندازه انقلابی بود که جنبش قرن هجدهم برای برقراری دموکراسی به جای قانون قدرت شخصی ، یا جنبش قرن بیستم برای برقراری دموکراسی به جای قانون قدرت شخصی ، یا جنبش قرن بیستم برای برقراری سازمان اجتماعی مارکسیستی به جای هرج و مرج نظام سرمایه داری.

جامعه ی مدنی باید مبتنی بر حقوق باشد : حقوق باید نظم و پیشرفت را در جامعه ی مدنی محقق کند . این افکار در اروپای غربی قرنهای دوازدهم و سیزدهم ، به صورت افکاری عمده درآمدند و تا امروز به نحو غیر قابل انکاری حکومت کرده اند.