فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

فایل بای | FileBuy

مرجع خرید و دانلود گزارش کار آموزی ، گزارشکار آزمایشگاه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و پایان نامه های کلیه رشته های دانشگاهی

بررسی ارتباط شیوه فرزند پروری والدین با کمروئی دختران

این پژوهش به منظور بررسی ارتباط شیوه فرزندپروری والدین با کمرویی دختران صورت گرفته است که در این تحقیق فرضیه های مبنی بر شیوه فرزندپروری والدین و کمرویی دختران، ترتیب تولد ، با میزان کمرویی دختران بررسی شده است
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 165 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 129
بررسی ارتباط شیوه فرزند پروری والدین با کمروئی دختران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست

عنوان

صفحه

فصل اول

چکیده

1

مقدمه

3

بیان مساله

7

اهمیت و ضرورت مساله

9

اهداف پژوهش

10

پرسش های پژوهش

11

تعریف عملیاتی شیوه فرزند پروری

12

تعریف کمرویی

13

فصل دوم

پیشینه ادبیات مربوط به کمرویی

15

اختلال شخصیت اجتنابی

17

عوامل کمرویی

20

روش های درمانی کمرویی

22

پیشینه ادبیات مربوط به شیوه های فرزند پروری

25

تاثیر خانواده بر رشد شخصیت کودک

28

مبانی نظری مربوط به کمرویی

33

نظریه مکتب انسان گرایان

35

نظریه تحلیل گران اجتماعی

37

خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه کمرویی

38

خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه شیوه های فرزند پروری

41

فصل سوم

جامعه آماری

43

ابزار تحقیق

44

روش نمره گذاری آزمون کمرویی

47

پرسشنامه محیط خانوادگی

49

روایی و اعتبار آزمون محیط خانوادگی

51

روش های آماری

55

روش و چگونگی اجرا

55

فصل چهارم ( یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها )

57

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

68

پیشنهادات

70

محدودیت ها

70

منابع

71

چکیده

این پژوهش به منظور بررسی ارتباط شیوه فرزندپروری والدین با کمرویی دختران صورت گرفته است که در این تحقیق فرضیه های مبنی بر شیوه فرزندپروری والدین و کمرویی دختران، ترتیب تولد ، با میزان کمرویی دختران بررسی شده است.

جهت بررسی فرضیه های مذکور با روش انتخاب تصادفی 42 دانش آموز مشغول به تحصیل در کلاس دوم دبیرستان از شهر تهران مورد آزمون قرار گرفته اند.

ابزارهای مورد استفاده در تحقیق شامل: 1- آزمون کمرویی است که جهت تشخیص کمرویی توسط راحله سموعی کارشناس ارشد روانشناسی تهیه شده است. این آزمون دارای 44 سئوال 5 گزینه ای است که بر اساس اطلاعات بدست آمده از سایتهای اینترنتی تنظیم گردیده است. 2- پرسشنامه محیط خانوادگی که روشهای تربیتی والدین را مورد ارزیابی قرار می دهد،‌ توسط نقاشیان (1358) بر مبنای کارهای شیفر (1965) تدوین شده است. این پرسشنامه دارای 77 سئوال است که ابعاد مختلف "کنترل – آزادی" و "گرمی – سردی روابط خانوادگی" را مورد سنجش قرار می دهد.

روش های آماری بکارگرفته شده نیز شامل آمار توصیفی و استنباطی می باشد. نتایج بدست آمده نشان داد که:

بین شیوه های فرزندپروری والدین مبتنی بر شیوه کنترل والدین با کمرویی دختران رابطه معناداری مشاهده شد. بین شیوه های فرزندپروری مبتنی بر شیوه ی آزادی با کمرویی دختران رابطه معناداری وجود ندارد . بین شیوه های فرزندپروری مبتنی بر سردی روابط خانواده با کمرویی دختران نیز رابطه معناداری مشاهده شد. بین شیوه های فرزند پروری والدین مبتنی بر گرمی روابط خانواده با کمرویی دختران رابطه معناداری وجود ندارد و بین شیوه های فزند پروری والدین مبتنی بر رفتار محبت آمیز والدین و میزان کم رویی آنها رابطه معنادار وجود دارد و نیز بین ترتیب تولد فرزندان و میزان کمرویی آنها رابطه معناداری مشاهده شد.

در این فصل ابتدا مقدمه، سپس بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش، سئوالها یا فرضیه های پژوهش، متغیر های مورد مطالعه و تعریف عملیاتی متغیر ارائه شده است.

مقدمه

از روزی که افراد بشر زندگی فردی را رها کرده و گرد هم جمع شدند تا در پرتو زندگی اجتماعی از امنیت و آسایش بیشتری برخوردار شوند همواره در راه ایجاد روابط بین فرد و سازگاری اجتماعی با مشکلاتی مواجه بوده اند. چه بسا کسانی که بدلیل ناتوانی در ایجاد روابط اجتماعی با سرخوردگی و یأس از پیوندهای عاطفی به انزوا و تنهایی روی می آورند.

"بدون تردید، در دنیای پیچیده امروز، فراوانی ناراحتیها و رنجشهای ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی، به مراتب بیشتر از بیماریهای قلبی است! در واقع بسیاری از موارد ناراحتیهای قلبی، خود نتیجه فشارهای روانی- عاطفی و روابط ناسالم و ناموفق بین فرد است." (افروز، 1376، ص-119)

یکی از مسائل و معضلات موجود در ایجاد روابط عاطفی و بین فردی که در سالهای اخیر مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت، روانشناسان و مشاوران خانواه قرار گرفته است، پدیده کمرویی است. در گذشته پدیده کمرویی یک صفت پسندیده مرزی بود که معمولاً آن را با صفت پسندیده ای چون شرم و حیا اشتباه می گرفتند. اما امروزه کمرویی و داشتن احساس ناخوشایند در موقعیتهای بین فردی مشکلی است که می توان از آن به عنوان یک معلولیت اجتماعی نام برد.(افروز،1376، ص-143)

"معمولاً در هرجامعه ای درصد قابل توجهی از افراد، با این اختلال رفتاری و عامل بازدارنده رشد شخصیت اجتماعی مواجه هستند. در بسیاری از مواقع، کمرویی اصلی ترین مانع شکوفایی قابلیتها و خلاقیتها و ایفای مسؤلیتها است."(افروز،1376،ص-11)

در جامعه ما نیز کمرویی یکی از مشکلاتی است که بسیاری از افراد بویژه نوجوانان دچار آن آسیب هستند. در بررسی هایی که از تنوع مشکلات رفتاری گزارش شده است، در افرادی که به هسته های مشاوره مراجعه کرده اند روشن می گردد که مشکل رفتاری انزواطلبی و کمرویی، رقم بالایی را به خود اختصاص داده، درحالیکه در سنین نوجوانی، تمایلات اجتماعی در نوجوانان رشد بیشتری پیدا می کند و آنها دوست دارند که با جمع بجوشند.(رضا غریب، 1372)

جذب گروهی و پذیرفته شدن در جمع دوستان، برای نوجوانان اهمیت فراوانی دارد لذا هرگونه انزوا و کناره گیری در دوره نوجوانی مخصوصاً زمانی که در این حالات طولانی گردد باید به دقت مورد بررسی قرارگرفته و ریشه یابی گردد. کمرویی رفتاری است که معمولاً در نوجوانی فراوان است. نوجوان جرأت نمی کند که با یک ناشناس صحبت کند، در مقابل گروهی از افراد سخن بگوید، در یک فعالیت فرهنگی و یا ورزشی مورد علاقه اش شرکت کند و یا تلفن کند و گاهی این کمرویی جنبه انتخابی دارد، مثلاً نوجوان فقط در مقابل نوجوان جنس مخالف، در چهارچوب آموزشگاهی یا در مقابل بزرگسالان دچار کمرویی می شود، در زیر بنای این کمرویی معمولاً می توان یک زندگی خیال پردازانه غنی را مشاهده کرد. ترس وافر نوجوان این است که خیالبافی هایش توسط شخص دیگر کشف یا حدس زده شود، بخصوص هنگامی که شخص کار موضوع اصلی خیال پردازی هایش باشد.(مارسلی و براکونید، 1984، به نقل از دادستان، 1376، ص-402)

کمرویی نوجوانان بیشتر به احساس گنهکاری یا شرمساری توأم است. گنهکاری معمولاً از امیال جنسی پرخاشگرانه ای که بسوی یکی از اطرافیان جهت دارند ناشی می شود و شرمساری از ترسهایی برمی خیزد که با شخص نوجوانان مرتبطند. به عنوان مثال "بدشکلی هراسی" با کمرویی همراه است و این "بدشکلی هراسی"ها از نظر نوجوان، توجیه کننده کمرویی وی هستند.(مثلاً بدلیل جوشهای صورت با دیگری حرف نمی زنند.)

در اغلب موارد کمرویی در خلال نوجوانی باقی می ماند و بنظر می رسد که با ورود به زندگی فعال دوره بزرگسالی، خود به خود کاهش می یابد.(مارسلی و براکونید، 1984، به نقل از دادستان، 1376، ص-402)

اما گاهی نیز کمرویی فرد شدید می شود و در نهایت باید گفت که هر چند همه کودکان منزوی به بیماری روانی دچار نمی شوند این حقیقت که عده ای از نوجوانان کمرو به بزرگسالانی افسرده و بی کفایت از نظر اجتماعی تبدیل خواهند شد، دلیل کافی برای توجیه مسئله است. خانواده اولین و مهمترین محیطی است که کودک در آن از کیفیت روابط انسانی آگاهی پیدا می کند


سازگاری اجتماعی و هویت و تفکر منطقی

روان شناسان اجتماعی تمایل دارند بدانند که انسانها چگونه درباره یکدیگر می اندیشند و چگونه بر یکدیگر اثر می گذارند و اثر می پذیرند ، با این حال تنها ایشان نیستند که به این مسائل علاقه نشان می دهند بلکه انسان شناسان ، جامعه شناسان و حتی رمان نویسان و فیلسوفان نیز به مطالعه این گونه مسائل تمایل نشان می دهند اریکسون پس از جستجو و بررسی بسیار درباره جنب
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 132 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 118
سازگاری اجتماعی و هویت و تفکر منطقی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

فصل اول

مقدمه

2

بیان مساله

4

سوال مساله

5

هدف تحقیق

6

اهمیت و ضرورت تحقیق

7

فرضیه های تحقیق

8

متغیرهای پژوهشی

9

فصل دوم

روان شناسی اجتماعی چیست ؟

12

تعریف عملیاتی روان شناسی اجتماعی

15

عوامل موثر بر شکل گیری رفتار اجتماعی

19

جامعه پذیری ، اجتماعی شدن فرد

22

شیوه های جامعه پذیری

26

باز جامعه پذیری

29

ساز و کارهای جامعه پذیری

34

نظریه های جامعه پذیری

39

نظریه ی نقش پذیری مید

42

نظریه جامعه پذیری فروید

46

نظریه شناختی رشد پیاژه

49

نظریه های شناختی

64

نظریه ناهماهنگی شناختی

71

نظریه ی روانکاوی

78

خطرات هویت نا مناسب

89

خود را در روابط با دیگران کشف کردن

97

هویت و روابط خانوادگی

101

خویشتن پنداری

105

رشد شخصیت

111

منشا اضطراب و رفتار ناسازگار

113

اختلاف دیدگاه الیس با دیگران

126

تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور

127

خویشتن پنداری

129

عزت نفس

132

نظریه روان کاوی

134

بحران بلوغ

136

بحران هویت

139

فصل سوم

جامعه مورد مطالعه

143

حجم نمونه

144

روش نمونه گیری

144

ابزار اندازه گیری در تحقیق حاضر

145

پرسش نامه تفکر غیر منطقی

146

روش تحقیق

147

روش آماری مربوط به فرضیه ها

148

فصل چهارم

مقدمه

150

تجزیه داده ها

156

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

164

پیشنهادات

166

محدودیت ها

166

ضمائم

167

پرسش نامه هویت یابی

168

پرسش نامه انحرافات اجتماعی

174

منابع و ماخذ

176

فصل اول

مقدمه

روان شناسان اجتماعی تمایل دارند بدانند که انسانها چگونه درباره یکدیگر می اندیشند و چگونه بر یکدیگر اثر می گذارند و اثر می پذیرند ، با این حال تنها ایشان نیستند که به این مسائل علاقه نشان می دهند بلکه انسان شناسان ، جامعه شناسان و حتی رمان نویسان و فیلسوفان نیز به مطالعه این گونه مسائل تمایل نشان می دهند اریکسون پس از جستجو و بررسی بسیار درباره جنبه ناخودآگاه انسان و تضادهایی که علل رفتارهای طبیعی و غیر طبیعی او را توجیه می کند که هویت و نوع تفکر به آن را مورد بررسی قرار می دهد و اینکه هویت که حاکی از تحول در امور جنسی و یافتن خود و درک از خویشتن نزد بزرگسالان و تضادهای ناخودآگاه آنان است شکل می گیرد و او اضافه می کند که تمام احساسهای ناخودآگاته که از آنها و نوجوانان نشات می گیرد یکی از ویژگی های انسان دارا بودن نیروی اندیشه است که باعث هویت است انسان به یاری اندیشه توانسته است به خودیابی برسد که این می تواند باعث هویت در جوانان شود که تفکر منطقی و یافتن آن در ذهنیت می تواند راهکاری جدید باشد و اریکسون خواسته است زندگی روزانه نوجوانان را با تمام پریشانی به اضطراب و آشفتگیهایش بازسازی کند و این نوآوری و دگر گونی در روش نگرش به نتایجی به بار آورده که ژرفترین و استوارترین اعتقادهای در واقع رشد هویت است که منجر به رسیدگی عاطفی ، جنسی ، اجتماعی و ... می شود در افراد با شخصیت های نا رسیده « من » ضعیف و شکننده است و بخشی از سازگاری اجتماعی که در دوران کودکی به وقوع می پیوندد بدان سازگاری اجتماعی می گویند و این همان شیوه ای است که کودکان ارزشها ، سوگیریهایی که در آینده با آن مواجه خواهند شد ، یاد می گیرند و همه می دانیم که موقعیتهایی نیز وجود داشته است که در آن اجتماعی شدن دوباره در تنهایی صورت گرفته است و به همین دلیل از این فرایند به طور مصیبت باری استفاده استثماری شده است .

منبع : ( ستوده – 1380 )

بیان مساله

سازگاری اجتماعی و هویت و تفکر منطقی می تواند شاخه ای از علوم انسانی و علمی نسبتاً جوان است که بعد از پیدایی و رشد روان شناسی عمومی و جامعه شناسی به عنوان دانشی نو مطرح شده و این سازگاری اجتماعی از راه رسیده و نو پا می تواند دیواری سخت از روان شناسی و جامعه شناسی باشد که M به مطالعه فرد ( رفتارها و نگرشها ، باورها ، ... ) در محیط اجتماعی می پردازد زیرا افراد به خاطر وابستگیهاشان به جامعه و پیوندهایشان با گروه های مختلف اجتماعی که دارد از آنها متاثر می شود و بر آنها اثر نیز می گذارد از این رو روان شناسی اجتماعی می تواند در جنبه های گوناگون زندگی اجتماعی مورد استفاده گیرد . روان شناسی اجتماعی ما را به شکل خاصی از آگاهی مجهز می کند تا از تبینهای شخصی درباره رفتار دیگران پرهیز کنیم و نیز چگونه نگریستن به عواملی را که رفتارهایمان را شکل می دهد یاد می دهد و به ما کمک کند تا نیروهای روانی – اجتماعی را که با آنها روبرویم به ویژه آنهایی را که به ما فشار وارد می کنند باز شناسیم ومارا بر می انگیزد تا به یاری جامعه ای بیمناک و هراسناک از افزایش ناسازگاری و نابهنجاری برخیزیم و چگونگی رویارویی با آنها را دریابیم .

منبع ( منصور سال 1380 )

سوال مسئله

1- آیا بین سازگاری اجتماعی و هویت رابطه وجود دارد ؟

2- آیا بین هویت و تفکر غیر منطقی رابطه وجود دارد؟

3- آیا بین تفکرغیر منطقی و سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد؟

هدف تحقیق

هدف از تحقیق بررسی رابطه ی تفکر غیر منطقی و یافتن هویت در سازگاری اجتماعی نوجوانان است و اینک آیا بین تفکرغیرمنطقی و افکار مثبت و یافتن هویت و خودکامگی رابطه وجود دارد و آیا هویت در سازگاری اجتماعی می تواند نقش داشته باشد یا نه اصلاً رابطه بین این متغیرها وجود دارند .

اهمیت وضرورت تحقیق

انسان هیچ گاه تنها و دور از دیگران زندگی نکرده است بلکه زندگی او حاصل روابط و پیوندهایش با دیگران است اگر قرار باشد به شناختی از او دست یابیم باید در این چارچوب وی را بشناسیم به این صورت که نوجوان با توسل به یافتن هویت خود و اتکا به افکار منطقی و باورهای مثبت بتوانند به سازگاری اجتماعی برسد و امید است با پژوهشهایی که انجام می گیرد بتوان به سازگاری اجتماعی و نوع روابط جوانان و نوجوانان با محیط اطرافشان کمک کرد و انجام این پژوهش می تواند در جوامع آموزشی و تحصیلی مخصوصاً در دبیرستان ها نقش بسزایی داشته باشد و امید است بتوان راه حل هایی جهت یافتن هویت های مثبت با توسل به افکار مثبت نوجوانان پیدا کرد و اثرات مثبت افکار منطقی نوجوانان را در آینده شاهد باشیم .

فرضیه های تحقیق

1- بین تفکر غیر منطقی و سازگاری اجتماعی رابطه ی معنی داری وجود دارد .

2- بین هویت و تفکر غیر منطقی رابطه ی معنی داری وجود دارد .

3- بین هویت و سازگاری اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد .

متغیرهای پژوهشی

هویت تفکر غیر منطقی سازگاری اجتماعی

تعاریف عملیاتی و نظری واژه ها و مفاهیم

سازگاری اجتماعی : سازگاری اجتماعی علمی است که در جستجوی درک و فهم ماهیت و علل رفتارهای فرد در موقعیتهای اجتماعی است منظور از واژه رفتار ، تنها رفتارهای آشکار نیست بلکه کلیه رفتارهایی پنهان مانند : احساسها و اندیشه های فرد نیز می باشد . ( بهادری – 1379 )

سازگاری اجتماعی عبارتند از : اندیشه ها ، باورها و خاطرها و استدلالهای فرد درباره دیگران و احساس و تواناییهای شناختی است و در آخر عبارتند از: نمره ای است که آزمودنی ها از پرسش نامه ی سازگاری اجتماعی بدست آورده اند.

منبع ( کریمی / 1378 )

تفکر منطقی : عبارتند از باورهای مثبت و منطقی که فرد از افکار و روابط دیگران و امور شناختی در رابطه با خود دارد که یکی از اصول اصلی شناخت از نظر الیس است و در آخر نمرات تفکرات عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون افکار منطقی بدست آورده اند که طراز نمره بدست آمده بین 42 الی 30 است که بالاتر از آن نشان دهنده تفکرات منفی در بین افراد است و پایین تر از آن نشان دهنده بی تفاوتی افراد است .

منبع : ( رحیمیان ) سال 1385

هویت : عبارت است از یافتن خویش و رسیدن به بلوغ فکری در بین نوجوانان حدود سنی 16-14 ساله که نوجوان به هویت اجتماعی – فردی – عاطفی دست پیدا می کند و بالاخره نمره ای است که آزمودنی به پرسش نامه مربوط به هویت بدست آورده اند .

منبع : ( گنجی – 1378 )

و هویت عبارت است از خویشتن و هماهنگ کردن افکار و اعتقادات بر حسب اندیشهای اعتقادی و اسلامی ، جنسی و اجتماعی محیطی که در آن زندگی می کند .

منبع : ( گنجی – 1380 )


بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی مانند افسردگی- اضطراب- کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که فرضیه های عنوان شده عبارت است از مقایسه افسردگی و اضطراب و کمرویی – در بین فرزندان اول و آخر و رابطه آنها با ترتیب تولد که جامعه مورد مطالعه دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که از بین 850 نفر دانش آم
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 90 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 145
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی مانند افسردگی- اضطراب- کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست

عنوان

صفحه

چکیده

1

فصل اول

مقدمه

3

بیان مساله

5

اهمیت و ضرورت تحقیق

7

اهداف تحقیق

8

فرضیه های تحقیق

9

تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و مفاهیم

10

فصل دوم

اختلالهای اضطراب تعمیم یافته و هراس

13

تعریف اضطراب ، جنبه ها و جلوه های مختلف آن

17

شیوه های بیان اضطراب

22

اضطراب و اختلال حرکتی

31

طبقه بندی اختلال های اضطرابی

38

اضطراب در کودک پس از اکتساب زبان

44

اختلال های افسردگی و آشفتگی – افسردگی

53

افسردگی های دوره اول کودکی

62

افسردگی های ناشی از محرومیت های جزیی و افسردگی مادرانه

68

رفتار معادل افسردگی

77

افسردگیهای یک قطبی

91

گستره ی افسردگی مهاد

94

دیدگاه دوان تحلیل گری

100

فصل سوم

جامعه مورد مطالعه

119

روش نمونه گیری

119

ابزار اندازه گیری تحقیق

120

روش آماری مربوط به فرضیه ها

122

فصل چهارم

نمرات اضطراب آزمودنیها

127

نمرات آزمودنیها از آزمون افسردگی

129

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

138

پیشنهادات

140

محدودیت ها

140

منابع

141

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که فرضیه های عنوان شده عبارت است از مقایسه افسردگی و اضطراب و کمرویی – در بین فرزندان اول و آخر و رابطه آنها با ترتیب تولد که جامعه مورد مطالعه دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که از بین 850 نفر دانش آموز 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده و آزمون بر روی آنها اجرا گردیده که آزمونهای مورد استفاده آزمون اضطراب و افسردگی و کمرویی است که نتایج بدست آمده را با روش آماری ضریب همبستگی و t متغیر مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ایم و نتایج بدست آمده نشان می دهد که بین ترتیب تولد و افسردگی و اضطراب و کمرویی رابطه معنی داری وجود دارد و تفاوت بین این مقیاس ها در فرزندان اول و آخر وجود دارد و سطح معنی داری آن برابر 05/0 ≤ α است .

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه

اختلالات رفتاری ناپسند و خشم برانگیز ممکن است نخستین نشانه های درگیری نوجوانان با یک سلسله عاطفی باشند تند خویی ، پرخاشگری و امتناع از رفتن به مدرسه اغلب مدتها قبل از بر ملا شدن اضطراب نوجوان چهره خود را نشان می دهند که معمولاً این اضطرابها ناشی از محیط خانه و بیرون است و گاه در اثر معلولیت های ناشناخته و جهانی و گاه از طریق ترتیب تولد و اهمیت به فرزندان می تواند باشد اضطراب و افسردگی و موارد دیگر زمانی بروز می کند تضادهای میان خواسته های درونی و محرک ها از یک سو و دنیای بیرون از سوی دیگر و یا میان محرکهای درونی و وجدان شخص وجود داشته باشد که هنگام غلبه اضطراب فرایندهای روانی ویژه ای برای حمایت از فرد در برابر رفتار از کنترل خارج شده بکار می افتد که اینها می تواند به ترتیب تولد و اینکه فرزندان اول و آخر و یا وسط که تحت مراقبت و تربیت قرار می گیرند رابطه داشته باشد و به نوعی که فرزندان اول به علت خود کفایی و مستقل بودن و یا فرزندان وسط به علت فرا گرفتن تجربه های بزرگتر خود و فرزندان آخر به علت وابستگی شدید مورد توجه قرار گرفته اند و اینکه آیا این فرزندان از لحاظ ویژگی شخصیتی می توانند با هم تفاوتداشته باشند که روان شناس معروف قرن 19 که آدلر است در مورد ترتیب تولد و ویژگی های شخصیتی فرزندان نظرات گوناگونی دارد که می تواند در نوع شخصیت آن نقش داشته باشد و همین طور روابط والدین و برخورد با آنها هم می تواند در گسترش و یا کمبود یک اختلال نقش بسزایی داشته باشد به این صورت که نوجوان باید رفتارش هم کنترل شده باشد و هم آزاد تا بتواند از محیط های اضطراب آور – اجتماعی به خوبی گذر کند تا در آینده به فردی مضطرب و افسرده کمرو تبدیل نشود که ترتیب تولد می تواند این عوامل را کم یا زیاد نشان می دهد به طوری که در تقسیم بندی آدلر نشان داده شده است که فرزندان وسط به علت تجربه کسب کردن از فرزندان اول و محتاج نبودن به کسی و عدم وابستگی شدید می توان گفت که هم کم مضطرب هستند و کم رو هم نمی توانند باشند . ( سیاسی – 1380

بیان مساله

نوجوانی یک دوره انتقالی از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است در این دوره نوجوان با دو مساله اساسی درگیر است بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسال و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل و رفتار فرد در این دوره گاه کودکانه و گاه همانند بزرگسال است که در طول این دوره معمولاً تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود .

معیار اصلی قضاوت مردم درباره رشد نوجوانان و تحولات جسمی به زمان بلوغ می رسد که در این دوره نوجوان به محبت و رسیدگی بیشتر احتیاج دارد و دوست دارد که مورد اهمیت قرار می گیرد و این بر عهده والدین است که بارفتار درست خود اهمیت به نوجوان خود او را از بسیاری از اختلالاتی که ممکن است که در این دوره به سراغ او بیاید را دور نگه دارند و اهمیت به ترتیب تولد باعث این می شود که نوجوان به نقش خود در خانه توجه خاصی داشته باشد و همین طور بررسی اینکه آیا فرزندان از جهت ترتیب تولد یعنی فرزندان اول و آخر می تواند از لحاظ دلهره و اضطراب یا خجالت و کمرویی و یا افسردگی داشته باشد و اینکه فرزندان اول نسبت به اینکه استقلال بیشتری را تجربه می کنند می توانند از اختلالات روایی دور شوند تانسبت به فرزندان آخر که وابستگی شدید به خانه و خانواده دارند . ( گنجی – 1380

اهمیت و ضرورت تحقیق

در حالی که تعارض و درگیری میان نوجوانان و والدین در فرهنگ غربی به عنوان یک امر مسلم و فراگیر تلقی می شود (( هریس ولیبرت ) 1984 ) به نظر می رسد که این تعارض در میان نوجوانان ایرانی چنان شدتی داشته باشد و آن همه فراگیر باشد به همین دلیل روابط اکثر نوجوانان ایرانی با خانواده هایشان چنان روابط است که معمولاً کشمکش هایی شدید را به وجود نمی آورد که این می تواند به علت ترتیب تولد و اهمیت به سن تولد فرزندان ازر طریق والدین باشد و روابط دوستی و صمیمیت که بین فرزندان و خانواده است ولی در این میان باید یک سری از این روابط از پیش تعیین شده باشد که مشکلات جدید را در خانواده به وجود نیاورند و همین طور والدینی که دارای دو یا چند فرزند هستند باید به ترتیب آنها اهمیت داده و از هر لحاظ به هر دوی آنها توجه داشته باشند چون این تفوات ها در خانواده باعث می شود که فرزندان دچار ناراحتیهای مثل افسردگی یا اضطراب شدید و یا حتی خجالت و کمرویی شود که امید است با تحقیقاتی انجام شده بتوان مشکلات فرزندان اول و آخر و وسط را مشخص کرده که این تحقیقات در نهادهای اجتماعی و آموزشی می تواند کاربرد زیادی داشته باشد .

اهداف تحقیق

هدف از تحقیق حاضر بررسی ویژگی های شخصیتی مثل اضطراب و افسردگی و کمرویی بر روی فرزندان و یا به عبارتی ترتیب تولد است که آیا بین ویژگی های شخصیتی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد و آیا فرزندان اول و آخر از لحاظ اضطراب و افسردگی وکمرویی با هم تفاوت دارند یا نه . این صورت که فرزندان آخر نسبت به فرزندان اول کم اضطراب تر – کم افسرده و کم رو هستند یا نه که جزء اهداف تحقیق حاضر به شمار می روند .

فرضیه های تحقیق

1- افسردگی در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .

2- بین افسردگی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .

3- اضطراب در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .

4- بین اضطراب و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .

5- کمرویی در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .

6- بین کمرویی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .


بررسی مسأله بزهکاری و عوامل موثر برآن

بزه به سرکشی فرد در برابر اراده اجتماع که به وسیله مقررات تعیین گردیده است اطلاق می شود بزهکاری همه گروههای سنی از کودکان تا بزرگسالان را شامل می شود و از جمله معضلاتی است که در اکثر جوامع از ابتدایی تا پیشرفته را در بر می گیرد مسئولین اصلاح و امنیت کشورهای مختلف برای پیشگیری و مبارزه بااین انحراف اجتماعی تمهیداتی اندیشیده و به کار بسته اند لیکن
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 275 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 223
بررسی مسأله بزهکاری و عوامل موثر برآن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

چکیده تحقیق

3

بیان مساله

3

اهمیت و ضرورت تحقیق

3

اهداف تحقیق

4

ادبیات تحقیق

4

روش تحقیق

5

نتایج تحقیق

6

نتیجه گیری کلی

6

پیشگفتار

8

فصل اول

مقدمه

12

بیان مساله

14

سوال آغازین تحقیق

16

سوالات فرعی تحقیق

17

اهمیت و ضرورت موضوع مورد بررسی

18

شناخت علل و عوامل موثر در بزهکاری و اجتناب از آن

19

اهداف کلی تحقیق

20

ادبیات تحقیق

21

بزهکار کیست

23

بی هنجاری

25

انواع جرایم ارتکابی اطفال و نوجوانان

27

جرائمی که در اثر عدم رعایت شئونات اسلامی حادث می گردد

32

ویژگی های نوجوانان بزهکار

34

رفتارهای عادی کودک

37

بزهکاری جوانان و نموجوانان در جامعه

39

عوامل موثر در ارتکاب جرم از سوی جوانان و نوجوانان

41

ضرورت تشکیل دادگاه های اطفال

53

منابع فصل اول

64

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

67

چهارچوب تئوریtheretical frome work

68

تئوریهای مربوط به سنجش متغیر وابسته

70

نظریه های جامعه شناسی کجروی

72

نظریه ساترلند

74

زیگمون فروید ، دیوید ریزمن عامل مذهب

76

نظریه افسردگی تاپیر

79

تئوری کولی

83

تئوری هرم نیازهای آبراهام مازلو

86

مکوبی و مارتین

88

دورکیم ( بیگانگی اجتماعی )

90

دورکیم ( آنومی اجتماعی )

92

فرضیات تحقیق

95

دیاگرام مدل علی برای عوامل موثر بر میزان گرایش به بزهکاری (y )

99

تعاریف نظری و عملیاتی تحقیق

100

منابع فصل دوم

104

فصل سوم

مقدمه

107

روش تحقیق

108

روش آمایش نمونه ( جامعه آماری / شیوه نمونه گیری )

109

روش پژوهش یافته ( نوع روش تحقیق )

110

روش گزینش داده ها ( ابزار جمع آوری داده ها )

110

روش پردازش آمارها

111

منابع فصل سوم

112

فصل چهارم

جداول فراوانی توصیف و تفسیر و ترسیم نمودار

114

آزمون همبستگی و جداول دو بعدی آزمون فرضیه با استفاده از روش های متناسب آماری

165

ضریب همبستگی پیرسون (r) : مبتنی بر عوامل اجتماعی

166

منابع فصل چهارم

173

فصل پنجم

یافته های تحقیق

175

تفسیر جداول دو بعدی جدول شماره 32 تاثیر عوامل محیطی در بزهکاری افراد

176

نتیجه گیری کلی

179

عوامل اجتماعی

182

عوامل اقتصادی

184

استنتاج تئوریکی

185

پیشنهادات و راهبردها

191

دیگر پیشنهادات

196

محدودیتهای تحقیق

198

ضمایم و پیوست ها

منابع و ماخذ

200

پرسشنامه

204

زندگی نامه یک مجرم معتاد

210

فصل اول : کلیات تحقیق

مقدمه

1/1 بیان مساله

2/1 سوالات آغازین تحقیق

3/1 اهمیت و ضرورت موضوع مورد بررسی

4/1 اهداف کلی تحقیق

5/1 ادبیات تحقیق

6/1 پیشینه نظری و عملی تحقیق در ایران

مقدمه

بزه به سرکشی فرد در برابر اراده اجتماع که به وسیله مقررات تعیین گردیده است اطلاق می شود بزهکاری همه گروههای سنی از کودکان تا بزرگسالان را شامل می شود و از جمله معضلاتی است که در اکثر جوامع از ابتدایی تا پیشرفته را در بر می گیرد . مسئولین اصلاح و امنیت کشورهای مختلف برای پیشگیری و مبارزه بااین انحراف اجتماعی تمهیداتی اندیشیده و به کار بسته اند لیکن کماکان این مشکل اجتماعی به قوت خود باقی است . با گسترش ارتباطات جوامع مختلف اطلاعات و تجربیات و دستاوردهای خود را در اختیار یکدیگر قرار می دهند و از تکرار تجربه های نا موفق جلوگیری به عمل می آورند .

بزهکاری در کودکان و نوجوانان بسیار شایان توجه است زیرا در این سنین روح و جسم آنان همچون لوح سفیدی است که می توان هر چیزی را بر روی آن حک نمود برای سلامت اجتماع بهتر است توجه را به این بخش از اجتماع معطوف کرد تا از بروز معضلات دیگر جلوگیری عمل می آید .

در هم تنیدگی مشکلات اجتماعی به بروز مشکلات عدیده دیگر کمک می نماید و مسئولین را به طور مدام درگیر مسائل مختلف می سازد چاره اندیشی و اقدام به آن هزینه های هنگفتی را می طلبد که می تواند در راه سازندگی مصرف گردد .

بررسی علل و عوامل بزهکاری حاکی از کمبود هایی است که در زمینه های مالی ، فرهنگی ، عاطفی و اجتماعی وجود دارد که می توان با رسیدگی و برخورد ریشه ای به مرتفع ساختن آن کمک نمود . شاید بتوان به جرات گفت که برقراری عدالت اجتماعی می تواند بهترین راهکار باشد و بدست نخواهد آمد مگر آنکه در تمام زمینه ها و به طور همه جانبه باعلل و عوامل بزهکاری و مبارزه جدی نمود والدین آگاه می دانند که الگوی فرزندان خود قرار گیرند . کودکان ابتدا طوطی وار همه چیز را می آموزند و سپس آن را درونی می سازند و جزء شخصیت خود قرار می دهند .

ساخت شخصیت کودکان از همان اوان کودکی صورت می گیرد و حساسیت روح ونقش پذیری سریع آنان حاکی از همین مدعاست . فلذا برای صحت و سلامت اجتماع می بایست به این بخش از جامعه توجه خاص داشت و روح لطیف آنان را با حرکات ، افکار و سخنان نابجا و رفتار و برخورد غیر منطقی خوشه دار نساخت .

1-1 بیان مسئله

بزهکاری یک پدیده جهانی و اجتماعی است و با خلقت بشر تحت عناوین مختلف از قبیل سر پیچی ، سر کشی ، رفتار ناشایست و ناپسند آغاز گردیده است چنانچه در قران کریم آمده است : اذا فلنا ملائکه اسجد الارم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین

چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبر ورزید و از فرقه کافران گردید .

بزه در حالت انزوا و انفراد مفهومی ندارد و از نظر زمان و مکان متغیراست . بدین ترتیب در راستای توسعه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی کشور توجه و بررسی معضلات اجتماعی چون جرم یا بزهکار و تلاش جهت تعدیل مسائل فوق اهمیت بسزایی داشته و تاثیرات غیر قابل انکاری در سیستمهای مختلف دارد .

بزهکاری به عنوان یک معضل اجتماعی تاثیرات مخربی در بخشهای مختلف داشته و مستلزم صرف هزینه های سنگین اقتصای است . برای برچیدن بزهکاری نیاز به تحقیقات وسیع و همکاری همه جانبه سازمان ها موسسات و وسایل ارتباط جمعی و دیگر اقشار می باشد . زیرا زمینه ساز ارتکاب انجام گرفته موجب پیدایش تغییرات مثبت و ارزنده ای است در نحوه مدیریت و چگونگی آن گشته است .

شناخت عوانل اجتماعی یازمینه هایی که بزهکار در آن قرار داشته ، فرهنگ کسب زندگی ، نوع تعاملات میزان آموزش و مسائل خانواده و ... حائز اهمیت است به نظر می رسد تعدیل پدیده بزهکاری نیاز به هماهنگی بیشتر درون و برون سازمان داشته و گردآوری مجموعه ای از نیروها و امکانات با برنامه ریزی مدون جوابگوی این نیاز خواهد شد . چرا که موجودیت هر جامعه بستگی به میزان نظم و همبستگی در بین اجزاء آن دارد اساس نظم اجتماعی در این است که مردم بدانند دیگران از آنها چه انتظاری دارند و بتوانند رفتار دیگران را در بیشتر موارد پیش بینی کنند . از سوی دیگر می توان گفت بی نظمی و ناهنجاری یا بزهکاری در جامعه زمانی به وجود می آید که افراد به وظایف خود عمل نکنند و یا نسبت به آنها آگاه نباشند و در هر جامعه شیوه هایی خاصی وجود دارد که بوسیله آنها بر رفتار اعضاء نظارت می کنند و نظم اجتماعی را برقرار می کنند . اما باید گفت که بررسی علل وعوامل جرم که جزیی از ناهنجاریهای اجتماعی هست مقوله ای بس گسترده هست که نمی توان آنرا به راحتی مورد پژوهش و بررسی قرار داد که چرا بعضی از انسانها مرتکب جرم و خلاف می شوند و می توان این سوال رابه تفکیک جرائم نیز مطرح ساخت . اینکه چرا بعضی از انسانها به بزهکاری روی می آوردند . آیا کمبودهای مادی و فقر باعث بزهکاری می شود ؟ آیا فقر فرهنگی و ... موجب بزهکاری افراد می شود اینها سوالاتی هستند که می توان باتحقیق و تفحص به آنها پاسخ داد و چه بسی سوالات و عوامل بسیاری باشند که در این امر دخیل اند . لذا در این تحقیق سعی بر این است تا پاره ای از علل و عواملی که در بزهکاری افراد نقش دارند را مورد مطالعه و پژوهش قرار می دهیم . امید است که قوانین جامعه طوری وضع شود و یا فرهنگ جامعه به سطحی از کمال برسد که دیگر هیچ بزهکاری در جامعه وجود نداشته باشد . انشاءالله .

2-1 سوال آغازین تحقیق

چه عواملی درگرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد .

همچنانکه می دانیم در پاسخ به این سوال اصلی و آغازین ابتدا باید به سوالات فردی پیرامون آن پرداخت یعنی پدیده های اجتماعی با مجموعه ای از علل و عوامل مواجه اند .

سوالات فرعی ( تفضیلی ) تحقیق :

1- آیا عوامل فردی ( جنس ، سن ، تحصیلات ، درآمد ، خانواده ، تعداد افراد خانواده ، محل سکونت ، تحصیلات پدر و مادر ، نوع مسکن و ... ) در گرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد .

2- آیا عوامل خانوادگی ( طلاق ، اختلافات خانوادگی ، فوتوالدین ، وجود ناپدری و یانامادری ، وضعیت سرپرستی کودکان و نوجوانان بعد از جدایی والدین میزان والدین به ترتیب آنها ، میزان گرایش فرزندان به خانواده و ... ) در گرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد .

3- آیا عوامل اجتماعی ( میزان رضایت از اوضاع جامعه ، بیگانگی اجتماعی ، همبستگی اجتماعی ، روابط و مبادلات اجتماعی و آنومی اجتماعی و ... ) درگرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد .

4- آیا عوامل انگیزشی ( میزان محرومیت نسبی ، امیدواری برای ارضای نیاز و .. ) در گرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد ؟

5- آیا عامل هنجاری ( میزان از خود بیگانگی و گرایش به همسالان و .. ) در گرایش به بزهکاری موثر می باشد ؟

6- آیا عامل دینی ( میزان گرایش به مذهب ) در گرایش افراد به بزهکاری موثر می باشد ؟

در این تحقیق حاضر از کسانیکه در کانون اصلاح و تربیت تهران زندانی بودند و مرتکب جرم ( بزه ) شده بودند با استفاده از پرسشنامه ای مدون به پژوهش و تحقیق حاضر به انجام رسیده است که مسلماً بدون شناخت و آگاهی از این تاثیرات قادر به ریشه یابی و نهایتاً پیشگیری خواهیم بود .

لذا در این تحقیق سعی می کنیم به کمک مصاحبه بر اساس پرسشنامه که شامل سوالات مختلفی مبتنی بر گویه های تدوین شده توسط فرضیات تحقیق می باشد به یک نتیجه گیری علمی و اساسی دست می یابیم .

3-1 اهمیت و ضرورت موضوع مورد بررسی

امروزه در جامعه ما مشکلات عدیده منجر به سستی بنیان خانواده می شود که یکی از نتایج زشت و کریه و منفور آن کودکان بزهکار است که از جمله دردناکترین آنها نیز هست . بنیان خانواده باید مخصوصاً در جامعه ای که دارای تمدن کهن است محکم باشد که با مسائل مادی از هم نپاشد . در جامعه کنونی که اخلاقیات سیر قهقه ای را طی می کند و مذهب و نقش و جایگاه اصلی خود را از دست می دهد و نوجوانان به آن چشم تحجر نگاه می کنند بزهکاری در همه سنین از رشد کیفی وحشت آوری برخوردار شده است و بزهکاری به راحتی دست به جنایات فجیع می زنند که زبان از گفتن آن حاضر است و بعضاً مجرمینی که قربانیان آنان مهر سکوت بر لب دارند و مجرم و ریشه های اعتماد خشکانیده می شود و امنیت و آرامش ملی را بر هم زده اند و ریشه های اعتماد خشکانیده می شود بررسی اخیر به مادر زمینه شناخت های زیر کمک می نمایند .

شناخت علل و عوامل موثر در بزهکاری و اجتناب از آن

پی بردن به حساسیت امر تربیت

شناخت علل و عوامل اجتناب از بزهکاری نوجوانان و عادی و بکارگیری آن

جهت اصلاح محیط نوجوانان بزهکار

و همانطور که می دانیم جامعه مادر زمره جوامع در حال توسعه است و یا از طریقی جامعه ما در حال گذار از جامعه سنتی به صنعتی است لذا برای توسعه و پیشرفت نیازمن به یک نیروی کاری و متخصص که همان جوانان می باشد نیازمندیم . که آینده با گامهای جوان و متاثر از اندیشه ها و طرز تلقی های ایشان رقم زده خواهد شد . ولی متاسفانه مشکلاتی چون بزهکاری و اعتیاد ، سرقت و غیره جوانان کشور را در ورطه هلاکت و نابودی می کشد و مانع از پیشرفت و سازندگی و شکوفایی جامعه می گردد . لذا می بایست شرایط و امکاناتی را برای جلوگیری از این بزهکاری مهیا و فراهم نمود و راه های پیشگیری از آن راارائه نمود .

امروزه باید منشاء و ریشه اصلی برخی از تبهکاریها و بزهکاریها را در کل حیات اجتماعی و نوعی خاص از روابط انسانی خاکم بر جامعه جستجو کرد .

4-1اهداف کلی تحقیق

1- فراهم کردن زمینه آشنایی نظری با مفاهیم بزهکاری و عوامل موثر بر آن

2- بررسی میزان همبستگی بین عوامل و میزان بزهکاری

3- بررسی میزان گرایش افراد به بزهکاری ( به عنوان متغیر وابسته y )

4- بررسی علل و عوامل موثر بر بزهکاری ( به عنوان متغیر مستقل : x )

ترسیم دیاگرام مدل علی

5- ارائه راه حل ها و پیشنهادات لازم در زمینه پیشگیری از بزهکاری در سطح جامعه

5-1 ادبیات تحقیق

1-5-1 تعریف بزه ، بزکار و بزهکاری

بزه عبارت است از اقدام به عملی که بر خلاف موازین ، مقررات و قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد ( فرجاد ، 1372 ص 69 )

بررسی های جرم شناسی نشان می دهد که هر معلولی علتی دارد و هیچ چیز به خودی خود به وجود نمی آید . بنابراین هر جرمی هم دارای علتهای سازنده ای است که بر افراد جامعه اثر می گذارد و آنان را به سوی ناسازگاری و ناهنجاری سوق می دهد . پیامد این سوق دادنها : ارتکاب بزه است و کسی که مرتکب بزه می شود ( بزهکار ) نامیده می شود ( ستوده و میرزایی ، 1381 ، ص 142 )

بزهکاری مجموعه ای از جرمهاست که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندد . در واقع بزهکاری شناخت عاملهایی است که جرم ایجاد می کند یابه عبارت دیگر مطالعه این پدیده مورد بررسی قرار می گیرد .در حقیقت کلیه ی پدیده های اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، سیاسی ، مذهبی ، خانوادگی ، و مانند آنها را در جامعه شامل می شود ( ستوده و میرزایی ص 143 )

بزهکاری از واژه لاتین Delinquer در معنای « خطا کردن » گرفته شده است و وضع یا حالتی است که شخص تخطی کننده از الزامات قانونی خود را با آن مواجه می یابد . در این صورت ارتکاب جنایت اسناد مسئولیت به مجرم شده و متعاقب آن با مجازاتهایی روبرو می شود . اصلاح بزهکاری را می توان به هنگام مشخص ساختن ویژگی های تمامی صور تخطی از قانون و همچنین امور جنایی ( نظیر دزدیها ، تقلبها ، جرایم ، سوء استفاده های مالی و ... ) که در کشوری یا منطقه و یا دورانی خاص صورت وقوع می یابند به کار برد .

بزهکاری جوانان و یا بزهکاری نابالغان ، تابع مجازاتهای حقوقی خاص است « دورکیم » جامعه شناس فرانسوی جرم و بزه را چنین تعریف می کند اعمالی جرم یا بزه محسوب می شود که وقوع آنها وجدان جمعی را می آزارد و اجتماع نسبت به مرتکبین آن واکنش نشان داده و آنها را مجازات می کند ( فرجاد ، 1372 ، ص 14 )

در ایران بزهکاری به کل جرمهایی گفته می شود که در صورت ارتکاب بهموجب قوانین قصاص ، دیانت ، حدود و تعزیرات دارای مجازات هستند حداقل سن بزهکاری در جامعه های مختلف فرق می کند . حداقل سن در امریکا 7 ، انگلستان 10 ، یونان 12 ، فرانسه و لهستان 13 ، اتریش ، آلمان ، ایتالیا ، بلژیک و بوگوسلاوی 14 سال . حداقل سن بزهکاری در زندان اصفهان 12 سال گزارش شده است . در کانوناصلاح و تربیت تهران و مشهد حداقل سن 10 سال بوده است ( کوارسوس ، 1369 ص 605 )

بر اساس تحقیقات « لئوته » بزهکاری از 12 سالگی آغاز می شود و تا 18 سالگی افزایش آن محسوس نیست از 18 تا 25 سالگی فعالیت جنایی افزایش می یابد و از 25 تا 30 سالگی رقم تبهکاری خیلی بالاست ( ماهنامه ، اصلاح و تربیت 1375 شماره 25 ص 11 )

2-5-1 بزهکار کیست

بزهکار کسی است که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی و یا قانون شکنی است ولی به علت آنکه سن قانونی ( معمولاً هجده سالگی نرسیده است مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمی شود ) به عبارت دیگر می توان گفت بزهکار کسی است که عمل او حاصل و نتیجه چندین سال نارضایتی از زندگی خانوادگی است با توجه به اینکه در آن عامل ارث ، والدین ناراضی و خشنود ، فقر و محیط زیست نقش موثر و تعیین کننده ای را دارند .

در فرانسه ، بلژیک ، سوئیس و اکثر کشورهای جهان ، عنوان بزهکار به طفلی اطلاق می شود که جرمی را به صورت خلاف ، جنحه و یا جنایت مرتکب شده باشد . در ایران طفل بزهکار به کسی گفته می شود که مرتکب عملی گردد که قانون و یا شرع ارتکاب آن را منع کرده است و یا ترک عملی که انجام آن واجب و لازم است . در امریکا اصطلاح نوجوان بزهکار به نوجوانی گفته می شود که بین 16 تا 18 سال سن دارد و در این کشور اطلاق عنوان بزهکار به اطفال خیلی وسیع در قوانین پیش بینی شده است مثلاً در ایالت ویومینگ اطفال وقتی بزهکار هستند که بر خلاف قوانین و مقررات ایالت مذکور رفتار نمایند و قابل اصلاح و تربیت نباشند و یا با سارقین و افراد فاسد الاخلاق و عیاش با اطلاع و آشنایی به اعمال و رفتار آنها معاشرت نمایند و یا بدون اطلاع والدین یا سرپرستی قنونی خود منزل یا محل سکونت را ترک گویند و یا بیکار باشند و در وضعی که احتمال ارتکاب جرم است به سر برند ، و یا به مراکز بد نام ، قمار خانه ، کازینو و یا اماکنی که به طور موقت بساط قمار را مهیا نموده و یا میخانه و کافه هایی که مشروبات الکلی می فروشند . رفت و آمد می نمایند یا شب را در کنار خیابان بیتوته کنند و کنار خط راه آهن از آن به پایین بپرند و یا در ضمن حرکت قطار به آن سوار شوند و یا با پر خاشگری و تند خویی و سر کشی با دیگران رفتار نمایند ( شامیابی ، هوشنگ ص 22و23و24)


مقایسه هوش هیجانی مرد سالار و زن سالاری

زندگی اجتماعی برای انسان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است صاحب نظران اعتقاد دارند خانواده مهمترین نهادی است که فرایند اجتماعی شدن را ایجاد می‌کند لذا، شناخت آن از منظرهای گوناگون لازم و ضروری است خانواده به عنوان یک سازمان پیچیده که دارای کارکردهای مختلف نظری و عملیاتی می باشد، مهمترین عامل در بالا بردن نرخ بهره‌وری می‌باشد که بالطبع باعث افزایش بهره‌ور
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 412 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 198
مقایسه هوش هیجانی مرد سالار و زن سالاری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست

عنوان

صفحه

فصل اول

مقدمه

2

بیان مساله

4

ضرورت پژوهش

6

اهداف پژوهش

9

سوالات تحقیق

10

تعاریف واژه ای

11

فصل دوم

مقدمه

13

ساختار خانواده

14

کارکردهای خانواده

15

تعریف عام قدرت

16

تعاریف قدرت در حوزه خانواده

17

تئوری منابع

18

دیدگاه فیمینیسمها

20

مفاهیم قدرت در خانواده

23

انواع قدرت در خانواده

29

زن و خانواده

33

هیجان

37

فیزیولوژی هیجان

39

هوش هیجانی و مفهوم توانایی ذهنی

45

دیدگاه شخصیتی – اجتماعی – هیجانی هوش هیجانی ( مختلط )

52

نظریه گلمن

57

کارکردهای هوش هیجانی

61

هوش هیجانی ، تفکر و رفتار اجتماعی

64

هوش هیجانی ، انطباق بارویکردهای استرس زا

66

ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی

71

مروری بر تحقیقات انجام شده

77

فصل سوم

روش پژوهش

88

ابزار تحقیق

88

پرسشنامه هوش هیجانی

88

کاربرد پرسشنامه

89

دامنه سنی

91

اعتبار و پایایی

92

هنجاریابی در ایران

93

پرسشنامه ساختار قدرت در خانواده

94

اعتبار و پایایی

96

نمره گذاری

96

روش تجزیه و تحلیل داده ها

97

فصل چهارم

98

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

113

پیشنهادات

محدودیت ها

115

115

منابع

116

مقدمه

زندگی اجتماعی برای انسان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. صاحب نظران اعتقاد دارند خانواده مهمترین نهادی است که فرایند اجتماعی شدن را ایجاد می‌کند. لذا، شناخت آن از منظرهای گوناگون لازم و ضروری است. خانواده به عنوان یک سازمان پیچیده که دارای کارکردهای مختلف نظری و عملیاتی می باشد، مهمترین عامل در بالا بردن نرخ بهره‌وری می‌باشد که بالطبع باعث افزایش بهره‌وری در جامعه می‌گردد. بنابراین جا دارد به عنوان یک ضرورت، اولین قدم در این راستا را اصلاح و شناخت مفاهیم رفتاری در خانواده بدانیم و گامهای عملی در جهت ارتقاء کیفیت کارکرد خانواده در جهت بهره وری بالا برداریم.

خانواده به عنوان رکن اساسی جامعه نهادی است که رهبری آن درکنار الگوهای سنتی و فرهنگی احتیاج به الگوهای مدیریتی نوین دارد. خانواده یک نظام است و برای خود اجزاء و اصولی دارد که حاکم براین نظام می باشد. رکن اصلی آن زندگی زناشویی است که بر پایه روابط زوجین استوار است. در حقیقت زن و شوهر در ازدواج سالم می دانند که آنها مسؤول شادی یکدیگر هستند. به عبارت دیگر ازدواج سالم، ازدواجی است که در جهت صمیمی شدن باشد. لذا در طی این مسیر فرایند دوست داشتن، حل و فصل مسلمت آمیز اختلافات، مصالحه، تفرد، صمیمیت و مذاکره بر سر تفاوتها، شکل می‌گیرد. برای مذاکره بر سر تفاوتها و اختلافات باید میل همکاری وجود داشته باشد تا حل و فصل منصفانه مسائل را امکانپذیر سازد. از سوی دیگر ارتباط روشن مستلزم آگاه بودن از خصوصیات فردی همسر و احترام گذاشتن به تفاوتهای دیگر می‌باشد. در ازدواج سالم زن‌وشوهر برای حل مسائل مختلف زندگی از جمله اقتصادی، اجتماعی، امور شخصی یکدیگر تلاش می‌کنند و بر اساس توافق کارها را بین خود تقسیم می‌نمایند، تا راه برای هر گونه استبداد و محرومیت هر یک از زوجین بسته شود. لذا تقسیم وظایف بر مبنای مصلحت خانواده است که ابراز و کنترل احساسات که یکی از مؤلفه‌های هوش هیجانی است به شکل صادقانه و از صمیم قلب نه از روی ترس شکل می‌گیرد و راه را برای گسترش مهارتهای درون فردی(حرمت نفس، جراتمندی، خود شکوفایی و استقلال عمل) و احساس شادکامی و خوشبختی همسر باز می‌کند و مسلماً وقتی که عزت نفس زوجین و در حقیقت احترام به خویشتن و پذیرش خود با تمام خصوصیات مثبت و منفی بالا باشد گامی بزرگ در جهت تربیت فرزندانی کارآمد و مستقل برداشته می‌شود.

پس بطور خلاصه می‌توان گفت زوجی که از جانب همسر خود فقط زور و استبداد دیده و نتوانسته آنرا بپذیرد یا بنا به شرایط خاص خانوادگی مخالفت با آنرا علناً بیان نمی‌کند کم‌کم نسبت به خود به دیده کاستی و عدم توانایی ایستادگی در برابر فشارها را احساس می‌‌کند و لذا هر روز نسبت به دیروز خود را حقیر تر و کم کارآمدتر می‌بیند چرا که با کوچکترین تلاش در جهت استقلال، مخالفت و سر خوردگی می‌بیند و بنابراین هم در مهارتهای فردی و هم در احساس رضایت کلی از زندگی و رسیدن به مفهوم خوشبختی و شادی دچار مشکل می‌گردد.

بنا به نظر ستیر[1](1374) در خانواده‌های بالنده افراد آزادانه با هم درد دل می‌کنند و برای امور خانواده برنامه ریزی می‌نمایند و اگر چیزی مزاحم اجرای برنامه‌ها گردید با انعطاف پذیری خود را با آن تطبیق می‌دهند.در این خانواده است که زندگی آدمی و احساسات بشری از هر چیز دیگری مهمتر است. لذا والدین،خود را رهبر نه ارباب می‌دانند و پدر و مادر درهر موقعیتی اولین وظیفه خود را تربیت فرزندان در جهت انسان واقعی شدن می‌دانند.

نکته مسلم آن است که از آغاز مطالعه هوش، غالباً بر جنبه‌های شناختی آن نظیر حافظه و حل مساله تاکید می‌شد، در حالیکه ابعاد غیر شناختی، یعنی تواناییهای عاطفی و کرداری نیز نه تنها پذیرفتنی هستند بلکه ضروری هم می‌باشند. در حیطه مسائل زناشویی، تواناییهای هیجانی در برقراری ارتباط صحیح، فهم احساسات خود و دیگری، همدلی و کنترل تکانشها نقش مهمی در رضایتمندی زناشویی بازی می‌کنند. بر این اساس لازم است با بررسی ارتباط هوش هیجانی با ساختار قدرت در خانواده راهکارهای مؤثر و عملی در جهت بهبود روابط زوجین ارائه شود.

بیان مساله:

خانواده یکی از بنیادی ترین نهادهای اجتماعی است که در طول تاریخ بر اثر عوامل گوناگون دستخوش تغییر شده است. تاثیر دگرگونیهای اقتصادی-اجتماعی جوامع بر نهادهای اجتماعی غیر قابل انکار است و خانواده نیز از این دگرگونیها مستثنی نبوده است. یکی از این دگرگونیها، تغییر در ساخت خانواده، بالاخص تغییر در مفهوم نقش است. خانواده کانونی است که در آن چگونگی و توزیع و نحوه اعمال قدرت بر شکل‌گیری شخصیت، عزت نفس و حتی احساس رضایت و خوشبختی زوجین تاثیر می‌گذارد. هوش هیجانی شکلی از هوش اجتماعی است و پیش‌بینی‌کننده مناسبی در کارآمدی کلی و کارآمدی در حیطه‌های مختلف زندگی می‌باشد که توانایی کنترل احساسات و هیجانات خویشتن و دیگران، تمایز میان آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت و تفکر و عمل را در برمی‌گیرد (سالوی و مایر 1990)[2]

فرایند جامعه‌پذیری فرزندان در خانواده شکل می‌گیرد و زن بعنوان عنصر مهم تربیت آنها و القای جامعه‌پذیری مطلوب نقش بسیار برجسته‌ای دراین فرایند دارد. اینکه زن در چه مرتبه‌ای از هوش هیجانی قرار داشته باشد مطمئناً در انتقال مؤلفه‌های آن نقش مؤثری بر عهده خواهد داشت. به این معنا مادری که از خصوصیات مثبت و مطلوبی همچون استقلال حرمت نفس، قاطعیت در بیان عقاید و احساسات و مؤلفه‌های دیگر هوش هیجانی برخوردار است روش تربیتی مناسبی را در جهت کارآمدی و موفقیت زندگی فردی و اجتماعی فرزندان اتخاذ می‌کند.

شواهد فراوانی گویای آن است که زوجها در جامعه امروزی به دلیل تحولات زندگی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و درک احساسات و از همه مهمتر در تقسیم عادلانه قدرت با یکدیگر مشکلاتی دارند. این بعد از زندگی، تاثیر بسزایی در احساس رضایت زناشویی دارد و تحقیقات نیز گویای همین امر هستند. بطوریکه نتایج نشان داده بیشترین رضایتمندی زناشویی زنان وقتی حاصل می شود که در خانواده تقسیم وظایف عادلانه صورت گیرد. در این راستا با عدم تقسیم عادلانه قدرت در خانواده بیشتر زنان دچار آسیب روحی شده و در نهایت رضایت زناشویی پایین‌تری حاصل می‌شود. از آنجا که هوش هیجانی با رضایت زناشویی رابطه دارد و تحقیقات داخلی و خارجی نیر مؤید این امر است، لذا کمبودهای موجود در کفایتهای عاطفی و هیجانی همسران در کنار عوامل اقتصادی-فرهنگی، اثرات نامطلوبی بر زندگی مشترک آنها می‌گذارد. از جمله این کمبودها، مهارتهای درون فردی و میان فردی و کنترل تنشها است که با پیشرفت کردن در کسب این مهارتها می توان گام مهمی در جهت درک متقابل برداشت. لذا دیده شده افرادی که توانایی شناخت بهتر احساسات و هیجانات خود را دارند و بر نحوه ابراز احساس نسبت به دیگران تسلط نشان می‌دهند مانع بسیاری از برخوردها و سوء تفاهمات در زندگی می‌گردند. این پژوهش درصدد است با بررسی هوش هیجانی و ارتباط آن با ابعاد قدرت در خانواده گامی در جهت شناخت راههایی برای اصلاح فرایندهای زندگی زناشویی برداشته تا با بکارگیری آنها، بهره‌وری خانواده به عنوان سازمانی مهم در اجتماع ارتقا یابد و به موازات آن سطح فرهنگ و کارامدی جامعه اعتلا پیدا‌کند.

ضرورت پژوهش

خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که ثبات جامعه وابسته به آن است. بنابراین هرگونه سرمایه‌گذاری مادی و معنوی بر روی این عنصر اجتماع باعث ثبات، تعادل و توسعه اجتماعی خواهد‌گردید. این امر باعث شده است که با توجه به شمولیت خانواده بر تمامی نهادهای اجتماع، توجه تمامی صاحبنظران رشته‌های مختلف علوم انسانی به نوعی به مفاهیم مربوط به خانواده جلب شده و این روند از شتاب فزاینده‌ای برخوردار باشد. نظریه‌پردازان برجسته مفاهیم خانواده، امروزه اعتقاد دارند هر گونه برجستگی و ورزیدگی که در اعضای خانواده ریشه دواند، در جامعه‌ای که از اینگونه خانواده‌ها تشکیل می‌گردد مؤثر خواهد بود(ستیرمترجم بیرشک1374).

تصمیم‌گیری بر پایه مشارکت و متقاعد‌سازی می‌تواند عامل مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرزندان و رشد پایه های دموکراسی در خانواده باشد. خانواده می‌تواند بستری مناسب جهت شکل‌گیری رشد عاطفی و عقلی اعضای خانواده مهیا کند. به بیان دیگر، می‌توان سؤال کرد اگر محور تصمیم‌گیری ها در خانواده فقط یک‌نفر باشد و هیچ یک از اعضا به معنی واقعی حق مشارکت و حق انتخاب نداشته باشند و اساس تصمیمها، بر پایه اجبار و یکجانبه باشد، فرد یا افرادیکه تحت این شرایط قرار می‌گیرند دچار چه مشکلاتی می‌شوند؟

دموکراتیک شدن خانواده یک فرایند است و در یک لحظه شکل نمی‌گیرد. برای کسی که هرگز در زندگی جرات نداشته در مورد کوچک‌ترین مسائل شخصی‌اش اظهار نظر کند، مسلما بستر مناسبی برای پیشرفت مهارتهای درون و میان فردی ندارد و در حقیقت نحوه مدیریت او در موقعیتهای مشابه تحت تاثیر این موضوع قرار می‌گیرد. دموکراتیک بودن خانواده، تنها به زمان تشکیل خانواده بر نمی‌گردد، بلکه به سیر جامعه‌پذیری فرد از اوان زندگی مربوط است. بنابراین خانواده اولیه فرد بیشترین مسؤولیت در قبال دموکراتیک یا استبدادی شدن خانواده‌های هر یک از اعضا دارد. این بدان معناست که باورهای فرهنگی از طریق جامعه‌پذیری به وسیله خانواده‌ها به افراد منتقل خواهد شد.

محو تفکر استبدادی و حکمرانی مرد و اطاعت سایر اعضا، یا محو محرومیت حق اظهار نظر زنان در امور خانواده، هنگامی رخ خواهد داد که در خانواده‌ها عملاًٌ از فرزندان بخواهند که در مورد سرنوشتشان اظهار نظر کنند، یا اساساً خانواده از نوعی باشد که فرزندان عملاً شاهد دموکراتیک بودن خانواده خود باشند، یعنی مشاوره و همفکری والدین را به چشم خود ببینند. درآن صورت در مسیر شکل‌گیری شخصیت کودکان، هفکری و همدلی به امری درونی مبدل خواهد شد و افراد از زور و سلطه برای پیش بردن احکام ومقاصد خود استفاده نخواهد کرد( صبوری 1375). بنابراین احساس استقلال، جراتمندی و حرمت ذات هرچه بهتر نمود می‌یابد.

این مقوله‌ها همان مؤلفه‌های هوش هیجانی هستند که این مفهوم آخرین و جدید‌ترین تحول در زمینه فهم ارتباط میان تعقل و هیجان است. علیرقم دیدگاههای اولیه نگاه واقع بینانه به ماهیت انسان نشان می‌دهد که انسان نه منطق صرف است و نه احساس و هیجان صرف، بلکه ترکیبی ازاین دو در وجود او حکمرانی می‌کنند. بنابراین توانایی شخص برای سازگاری و چالش در زندگی به عملکرد منسجم قابلیتهای هیجانی و منطقی بستگی دارد و در کل می‌توان گفت بر اساس اینکه چگونه افراد با مشکلات مقابله می‌کنند و حتی ارتباطات اجتماعی و بین فردی و درون فردی خود را تنظیم می‌نمایند و برای رسیدن به اهداف منطقی خویش چه راههایی را در نظر می‌گیرند تحت تاثیر هوش هیجانی می‌باشند چرا که تحقیقات نشان داده افرادیکه از لحاظ هیجانی باهوش می‌باشند، حالتهای هیجانی خود را به نحو صحیح ارزیابی می‌نمایند، می‌دانند چگونه و چه موقع احساسات خود را بیان نمایند و بنحو مؤثر می‌توانند حالتهای خلقی خود را تنظیم نمایند و لذا در شرایط مختلف زندگی موفق‌تر عمل می‌نمایند(گلمن1380 مترجم نسرین پارسا).[3]

با‌توجه به توضیحات فوق می‌توان ضرورت پژوهش را اینگونه ترسیم کرد که بسته به اینکه نوع ساختار قدرت در خانواده چگونه باشد به چه شکلی با هوش هیجانی زنان ارتباط پیدا می‌کند؟ و در حقیقت از آنجا که تقسیم قدرت عادلانه با رضایت زناشویی همبستگی دارد و هوش هیجانی بالا نیز با رضایتمندی زناشویی، لذا به نظر می‌رسد نوعی ارتباط بین این دو مقوله موجود است که نیاز به بررسی وضعیت هوش هیجانی زنان و ساختار قدرت در خانواده می‌باشد.

اهداف پژوهش

هدف از پژوهش بررسی هوش هیجانی زنان و ارتباط آن با نوع ساختار قدرت در خانواده ها می‌باشد.

دردنیای انسانها ملحق شدن به منظور با هم بودن، معمولاً به معنی تشکیل خانواده است و خانواده بافت سالمی برای رشد و اصلاح است. خانواده به عنوان رکن سازمان در جامعه شکل می‌گیرد. نوع مدیریت و رهبری در این مکان در پژوهش صلاحیتها و توانمندیهای اعضای خانواده مؤثر است. بطوریکه تحقیقات گویای آنست که رهبری و هدایت اثر بخش والدین می‌تواند فرزندان را به فکر کردن، اندیشیدن، استدلال کردن، تفکر خلاق و استفاده بهینه از استعدادها ترغیب کند و ارتباطات مؤثر والدین و فرزندان می‌تواند به فضای رفتاری مناسب جهت ایجاد خانواده متعادل منجر شود (جهانی 1383). از آنجا که هوش هیجانی نیز دارای مؤلفه‌هایست که ممکن است در پی عدم رضایت زناشویی تحت تاثیر قرار گیرند و بالا بودن هوش هیجانی امری مؤثر در موفقیت در زندگی زناشویی می‌باشد (گلمن 1985)، از طرفی تحقیقاتی گویای آن است که ضعف در روابط زناشویی و برآورده نشدن خواسته‌ها، در نقش زن و شوهر و در روابط والدینی آنها تاثیر منفی داشته و باعث مختل شدن روابط معنادار وجود دارد (پدرام1383). بین عملکرد خانواده و سلامت عمومی فرزندان رابطه معنادار وجود دارد (جنانی1383)، لذا تحقیق حاضر در پی دست یافتن به این هدف می‌باشد:

نمره هوش هیجانی زنان در مولفه مهارتهای درون فردی شامل ( خود آگاهی، خود شکوفایی، استقلال عمل، حرمت نفس و جراتمندی) و مولفه مهارتهای میان فردی شامل (همدلی، مسؤولیت اجتماعی و روابط اجتماعی) با نوع ساختار قدرت در خانواده (حاکمیت مرد- زن- مشارکتی) چه ارتباطی دارد؟

سؤالات تحقیق

آیا بین هوش هیجانی زنان با ساختار قدرت در خانواده رابطه وجود دارد؟

آیا بین مولفه مهارتهای درون فردی زنان شامل (خود آگاهی هیجانی،جراتمندی،حرمت نفس،خود شکوفایی و استقلال عمل) با ساختار قدرت در خانواده بر حسب الگوی حاکمیت مرد رابطه دارد؟

آیا بین مولفه مهارتهای درون فردی زنان با ساختار قدرت در خانواده بر حسب الگوی حاکمیت زن رابطه وجود دارد؟

فرضیه ها:

بین هوش هیجانی زنان و ساختار قدرت در خانواده رابطه وجود دارد.

بین مولفه مهارتهای درون فردی زنان شامل(خودآگاهی هیجانی، جراتمندی، حرمت نفس، خود شکوفایی و استقلال عمل) با ساختار قدرت در خانواده بر حسب الگوی حاکمیت مرد رابطه وجود دارد.

بین مولفه مهارتهای درون فردی زنان با ساختار قدرت در خانواده بر حسب الگوی حاکمیت زن رابطه وجود دارد.

تعاریف واژه‌ای

هوش هیجانی : نوعی هوش اجتماعی که مشتمل بر توانایی کنترل هیجانهای خود و دیگران و تمایز بین آنها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکر و عمل می‌باشد. (سالوی و مایر1990) منظور از میزان هوش هیجانی آزمودنیها همان نمره ایست که از پرسشنامه هوش هیجانی بارن بدست می‌آید.

ساختار قدرت در خانواده: منظور از ساختار قدرت در خانواده الگوهای تصمیم‌گیری زوجین در هزینه‌ها، خرید امکانات ، تربیت فرزندان و غیره می‌باشد.(ساروخانی1370)

در این پژوهش نمره افراد در پرسشنامه ساختار قدرت مشخص کننده نوع ساختار قدرت (مردسالاری، زن سالاری، الگوی مشارکتی) می‌باشد.

متغیر کنترل

در این پژوهش جنسیت بعنوان متغیر کنترل در نظر گرفته شده است.