| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
اسناد تاریخی به وضوح نشان می دهند بازی یا نوعی ورزش بدنسازی که عبارت بود از ضربه زدن به توپ با پا و فرستادن آن به درون توری کوچک، در قرن دوم و سوم قبل از میلاد در درون فرمانروایی خاندان «هال» در ارتش چین مرسوم نبوده است. همچنین اسنادی مستحکم تر نشان می دهد مرزبندی زمینی برای بازی ضرببه به توپ با پا،در شهر کیوتوی ژاپن اتفاق افتاده است. در یونان و روم قدیم نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال کنونی وجود داشته است، البته هر تیم بیش از 27 بازیکن داشت. به هر حال ذکر دقیق این مطلب که فوتبال دقیقاً کی و کجا شروع شد امری ناممکن است. اما منطقی است که بپذیریم بازی با توپ که ما در ورزش های شکل یافته کنونی، بیش از 3000 سال قبل در جایی روی این کره خاکی وجود داشته است.
اما قدر مسلم آنست که انگلستان محل تولد فوتبال جدید و اتحادیه فوتبال است و جای هیچ شک و تردیدی در آن نیست. انگلستان همراه با اسکاتلند مشترکاً پایه گذاران فوتبال شکل یافته کنونی می باشند.
فوتبال که به زبان عامیانه مردم انگلیس ساکر (soccer)نامیده می شود و محبوب ترین و رایج ترین ورزش در بین مردم این جزیره از قرن هشتم میلادی به بعد بوده است. اما در شروع به بازی خشن و جنگ تن به تن بیشتر شبیه بود.
در سال 1869 اتحادیه فوتبال در قوانین خود شرطی را وارد کرد که بموجب آن تماس توپ با دست کاملاً ممنوع باشد و به این ترتیب شالوده فوتبال جدید ریخته شد. در این بازی توپ نه نقطه مشخصی که قبل از شروع بازی تعیین می شد حرکت داده می شد. صدها نفر در بازی ای شرکت می کردند که در طول قرن ادامه یافت.
اما از آنجا که مسابقات فوتبال به خشونت کشیده می شود، حکومت ها بسیار کوشیدند تا آن را ممنوع کنند. در انگلیس پادشاه ادوار سوم در سال 1231 میلادی قوانینی در این مورد را منع کرد و کوشید فوتبال را متوقف کند. در اسکاتلند پادشاه جیمز اول در سال 1424 میلادی در مجلس اعلام نمود که هیچ کس حق ندارد در فوتبال بازی کند. الیزابت اول ملکه انگلستان قانونی در مجلس به تصویب رساند که بر اساس آن برای بازیکن فوتبال مجازات زندان به مدت یک هفته در نظر گرفته می شد و فرد خاطی می بایست در کلیسا توبه می کرد. اما هیچ قانونی نتوانست این بازی را در انگلیس متوقف کند. چون فوتبال به بازی ای سردی تبدیل شده بود. در سال 1815 کالج اتون مشهورترین مدرسه انگلیس یک سری قوانین وضع کرد و پس از مدتی مدارس کالج ها و دانشگاه های دیگر نیز از این قوانین پیروی کردند. بعدها این قوانین استاندارد شد و نسخه ای از آن اکنون به عنوان قوانین کمپیریچ شناخته می شود، در سال 1848 در بسیاری از کالج ها و دانشگاه های انگلیس پذیرفته شد. اما کم کم فوتبال به دو مکتب جدا از هم تقسیم شد. برخی کالج ها و مدارس ترجیح دادند از قوانین مدرسه راگبی پیروی کنند که در آن به زمین انداختن حریف، ضربه زدن به ساق پا، حمل توپ و خلاصه تمامی قوانینقدغن شده در قوانین کمبریج کاملاً مجاز بود. در 26 اکتبر 1863 یازده باشگاه و مدرسه لندن نمایندگان خود را به همایشی که در «تاورن فری مزون» تشکیل شده بود فرستادند تا یک سری قوانین اساسی و جداگانه برای مسابقات وضع شود. این همایش منجر به پیدایش فوتبال و فوتبال راگبی از هم جدا شد. فوتبال یا ساکر: در سال 1880 میلادی دانشجویان دانشگاه آکسفورد لغاتی را در زبان عامیانه متداول ساختند که بر اساس آن پسوند er به آخر کلماتی که آن ها مخفف و کوتاه می کردند اضافه می شد. به عنوان مثال برای فوتبال راگبی لغت محاوره ای و عامیانه «راگر» (rugger) وضع شد. روزی از یکی از دانشجویان این دانشگاه بنام جارلز ورفورد بروان پرسیده شد که آیا دوست دارد راگر بازی کند و او به شوخی پاسخ داد نه ساکر. او لغت (footballassociatlon) (اتحادیه فوتبال) را مخفف کرده و به آخر آن پسوندer اضافه کرده بود و لغت ساکر را ساخته بود به این ترتیب بود که لغت عامیانه ساکر (soccer) برای فوتبال در انگلیس رایج گردید(ذکر منبع).
همانطور که قبلاً اشاره شد بازی فوتبال (و نیز واژه فوتبال) از انگلستان اشاعه یافت، این بازی که در نیمه دوم قرن 19 در بین ثمره های انگلیس به صورت مسابقه، برای انتخاب «بهترین بازیکن» رسمیت یافت. و بعد بین انگلستان و ایرلند و اسکاتلند و در آغاز قرن 20 در بسیاری از کشورهای اروپایی، باشگاهی و فدراسیون برای مسابقه ها تأسیس شد و فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) و اصطلاح «جام جهانی» بوجود آمد، و سرانجام نخستین بازی و مسابقه های جام جهانی در سال 1930 در اروگوئه برگزار شد و تا به امروز هر چهار سال یکبار (جز زمان جنگ جهانی دوم) انجام می شود که بسیاری از کشورها را در قاره های پنج گانه بخود جلب کرده است. افزون بر بازی های جام جهانی هر چهار سال مسابقه هایی با نام «مسابقه های فوتبال جام ملت ها» در قاره های آسیا، افریقا، اروپا، امریکا و اقیانوسیه (استرالیا) برگزار می شود.
در ایران با عمومیت یافتن بازی فوتبال، همه ما شاهد مسابقه بین آموزشگاه ها، سازمان های دولتی و نیمه دولتی در شهر یا استان های کشور به صورت رسمی و غیر رسمی هستیم. ورزش فوتبال – و نیز والیبال و بسکتبال – بایستی از آغاز این قرن وارد برنامه های درس آموزشگاه ها ایران شده باشد. در دوره قاجاریه انگلیسی هایی که در ایران بودند، فوتبال را به ایران آوردند. و نیز گروه ارتش s.p.k (شکر جنوب)که بوسیله مربان انگلیسی و هندی آموزش می دیدند، در جریان جنگ جهانی اول، بازی فوتبال را در شهرهای جنوب ایران، (از جمله کرمان، بوشهر، و شهرهای خوزستان و ...) رواج دادند و سپس فوتبال در نقاط دیگر ایران توسعه یافت.(اطلاعات، شنبه 17 آبان 1376، 6)
طرح مسأله :
«ورزش پدیده ای جمعی و اجتماعی، جهانی و تاریخی است، ورزش از یک طرف بعنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردهای خاص خود برای نظام اجتماعی می باشد و از طرف دیگر بعنوان بخشی از یک نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام اجتماعی کل بوده و در عین حال بر آن تأثیر نیز می گذارد. ورزش پدیده ای اجتماعی با قدمتی برابر با پیدایش خود انسان است و دارای ارزش ها، هنجارها، قواعد، قوانین و آداب و رسوم خاص خود می باشد. ورزش به شکل رسمی و غیررسمی آن بدون قواعد و قوانین وجود عینی ندارد. ورزش در هر جامعه متأثر از ساختار اجتماعی حاکم بر همان جامعه و بیانگر ارزش ها و هنجارهای حاکم بر آن جامعه می باشد. ورزش بعنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی مورد توجه جامعه شناس نیز می باشد. توسعه ورزش به عنوان بخش مهمی از جریان زندگی در جوامع جدید و تأثیرات متقابلی را که ورزش بر افراد و دیگر نهادهای اجتماعی به عنوان یک پدیده اجتماعی بر جای می گذارد، سبب علاقه و توجه جامعه شناسان به آن می گردد.» (واژه نامه علوم ورزشی: 229).
از منظر روانشناس اریک فروم می گوید: «عمیق ترین نیلز بشر نیاز اوست به غلبه بر جدایی و رهایی از این زندان تنهایی»( )از نظر او انسان ها به بهانه های مختلف می کوشند از تنهایی رهایی یابند و با دیگران پیوند برقرار نمایند و بازی به طور اخص هم یکی از همین روش هاست. در گذشته و هم اکنون شیوه های متفاوتی از فوتبال وجود داشته و دارد: فوتبال انگلیسی، آمریکایی، اسکاتلندی، فرانسوی، و ... شاید بتوانیم ؟؟؟ فوتبال را در افسانه فرانسویان جستجو کنیم «اما در دوران معاصر با پیشرفت سرمایه داری، گسترش رفاه و آزادی تشکل ها و افزایش گروه های مختلف اجتماعی و فرصت های مضاعف بیشتری در جهت تجلی شور جمعی در انسان ها، می بینیم که محبوبیت و شهرت فوتبال همچنان حفظ شده است و حتی به کمک های رسانه های جمعی به اقصی نقاط نیز گسترش یافته است. به نظر می رسد این پیشرفت و محبوبیت مضاعف را در نظر گاه متفاوت می توان بررسی کرد: یکی پیشرفت فوتبال در کشورهای توسعه یافته و دوم پیشرفت این رشته ورزشی در کشورهای در حال توسعه در سرمایه داری عقلانی کشورهای توسعه یافته، فوتبال بستری است برای شرکت های مختلف در جهت تبلیغ محصولاتشان با هزینه های هنگفت تبلیغاتی و اگر بپذیریم که جهان سرمایه داری را سرمایه داران اداره می کنند، در حال حاضر فوتبال یکی از علایق ویژه آنها شده است. اما در کشورهای در حال توسعه فوتبال به طریقی دیگر محبوبیت یافته است. شاید این کشورها که با کمبود و فقر فرصت برای بروز شور جمعی شان مواجه هستند، هنوز هم فوتبال تنها راهی است که با آن می توانند در یک روز تعطیل به ورزشگاهی بروند و در آنجا با شور تمام فریاد بزنند، جیغ بکشند، به هوا بپرند یا به سر و کله هم بکوبندو... یا از لحاظی دیگر تماشای یک فوتبال زیبا از تلویزیون برای مردمی که زیر بار فشار زندگی روزانه شکسته و خرد شده اند فرصتی است برای استراحت ذهنی و فکری حتی اگر این فوتبال در آخرین ساعات پخش شود و احتمال هم بدهند که فردا دیر به سرکارشان برسند و احیاناً اخراج هم بشوند.»(عسکری خانقاه، 1281: 122).
در ادامه می توان گفت که با پیشرفت تکنولوژی و توانایی های شگفت انگیز وسیله های ارتباط جمعی که دانشمندان با کاربرد اصطلاح دهکده های جهانی از آن سخن می گویند، علاقه مندان به فوتبال در هرگوشه ای از جهان، جریان بازی را زودتر می بینند و می شنوند تا مردم یک دهکده جریان واقعی را که در آن محدوده کوچک اتفاق افتاده است. شاید امروز پیش آمد و پدیده ای دیگر را سراغ نداشته باشیم ؟؟؟ جهان، تا این اندازه نسبت به دیدن و دانستن آن علاقه مند باشند. علاقه مندی به تماشای مسابقه های فوتبال به اندازه ای است که گمان نمیرود هیچ واقعه علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد که جامعه ای با این وسعت (دهکده جهانی)، بخواهد به این شتاب جریان آن را تماشا کند. شاری کران، متأثر بودن و به اصطلاح «ابراز احساسات» کردن هنگام بازی و برد و باخت فوتبال منحصر به تماشاگران حاضر در میدان نیست تماشاگران تلویزیونی نیز آرام نمی نشینند و خواه ناخواه و به هر علت و انگیزه ای که باشد، طرفدار یکی از تیم ها می شوند. و این طرفداری ها ممکن است به گریه و فریاد و دعوا بکشد، روانشناسان بر این نظر که در اینگونه موردها گریستن و خندیدن با صدای بلند و فریاد زدن خود نوعی نیازمندی جسمی و روانی است و آرامش بخش است. حال با توجه به مباحث بالا به نظر می رسد که در جوامع امروزی و از میان رشته هی ورزشی، فوتبال مهمترین ورزش شناخته شده است لذا این ورزش دارای کارکردهایی از جمله کارکردهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و کارکرد ایجاد نشاط و شادی می باشد که این کارکرد به ترتیب زیر توضیح داده می شود:
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
در میان کشورهای مشرق زمین بیگمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیشترین اولویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، چه در حالی که چینیان، همانگونه که پیش از این گفتیم، به امر ورزش وتربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیتهای بدنی را گاه حتی مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامت بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند پی برده بودند.
وظیفه بزرگ حفظ مرز و بوم ایران، که به موجب تعالیم زرتشت سرزمینی مقدس به شمار می رفت، و نیز میل به کشورگشایی و تسخیر سرزمین های مجاور ایجاب می کرد که جوانان از تعلیمات نظامی منظمی که اساس آن طبعاً پرورش و تربیت بدنی بود برخوردار گردند و از این رو در حقیقت برنامه آموزشی گروه بسیاری از جوانان به تعلمیات نظامی و مهارتهای بدنی محدود می شد تا بتوانند شرایط و کیفیتهای لازم برای یک سرباز خوب و شایسته را بدست آورند.
خلاصه آنکه به استثنای فرزندان طبقه اعیان و شاهزادگان تقریباً همه آموزش و پرورش به تربیت بدنی محدود می شد و تربیت بدنی هم با توجه به اهداف نظامی شکل می گرفت. کودکان تا هفت سالگی زیر نظر مادران پرورش می یافتند و پسران از هفت سالگی تحصیلات رسمی خود را آغاز می کردند واز همان هنگام رسماً متعلق به کشور شناخته می شدند و تا سن پانزده سالگی به آموختن فنون نظامی مشغول بودند و از سن پانزده سالگی خدمت در ارتش را شروع می کردند و تا پنجاه سالگی همچنان به عنوان عضو رسمی ارتش در خدمت باقی بودند. [1] فرزندان طبقه اشراف واعیان و شاهزادگان به روایت هرودوت تا بیست سالگی و به روایت استرابون تا 24 سالگی به تحصیل ادامه می دادند و برای فرماندهی سپاه و حکمرانی و دادرسی آماده می شدند.
تاریخ تربیت بدنی در قرون وسطی
در اواخر حکومت امپراطوری روم که به دلیل خودکامگی حکام و فساد و رشوه خواری و ضعف حکومت مرکزی در حال انقراض و انحطاط بود، بربرها با هجومی گسترده در اوایل قرن ششم میلادی، تمدن و فرهنگ رومیان را متلاشی کردند و ویرانی و بی نظمی و وحشت و خونریزی را برای مردم آن دوران به ارمغان آورند. معاملات و تجارت و داد و ستد، و برنامه های آموزشی و تعلیم و تربیت در این دوره تقریباً تعطیل شد و زندگی قبیله ای در میان مردم مجدداً رونق پیدا کرد.
دوران حکومت بربرها که حدود شش قرن به طول انجامید از تاریک ترین دوران تمدن بشری به شمار می آید و پس از پایان دوره مذکور بود که تلاشهایی جهت دست یابی به فرهنگ و تمدن بهتر صورت پذیرفت. عوامل و سازمانهای متعددی دست به دست هم داده و در برقراری آرامش و ثبات و امنیت مجدد کوشیدند، تا اینکه تاخت و تازها پایان گرفت و به مرور مردم به زندگی و داد و ستد عادی پرداختند. معاملات و تجارت تجدید حیات یافت، شهرها رشد و عظمت و اهمیت بیشتری پیدا کردند و موسسات فرهنگی و آموزشی جدید، متناسب با نیازهای جامعه آن زمان به وجود آمد و دانشگاههایی تأسیس شد و موفقیتهای نسبتاً خوبی به دست آمد که به طور کلی کسب این موفقیتها مرهون: کلیساها – رهبانیت و دیرها – فئودالیسم – شهرها و نهادهای اجتماعی و بالاخره شیوه های تعلیم و تربیت مذهبی بود.
تربیت بدنی در آغاز دوره مسیحیت
امپراطوری روم که به دلیل زندگی های مجلل و عیش و عشرتهای طبقه اعیان و اشراف رو به انهدام و ضعف بود، مصادف بود با آغاز دوره مسیحیت که با زبانی ساده و عباراتی روشن و واضح و قابل فهم و درک و احساس همگان توضیح داده می شد. عشق به کمال مطلوب خدایی، دلسوزی و همدردی و همفکری با دوستان و ترس از کیفر خداوندی از جمله مطالبی بود که اعماق وجود مردم اثر گذاشت. اصول و عقاید مسیحیت امید تازه ای در دل و جان مردم آن زمان دمید. این عقیده انقلابی که همه انسانها در نزد خداوند برابرند، در طبقات پایین اجتماع بسیار اثر گذاشت و فضیلت فردی موردتوجه قرار گرفت.
اهداف آموزش و پرورش در آیین مسیحیت به مراتب والاتر و جهانی تر از اهداف و اندیشه های بت پرستان بود. هدف نهایی مسیحیان این بودکه فرزندانی تربیت کنند که از نظر اخلاق و اعتقادات پای بند به وجود خدای بزرگ باشند. آنها تعلیمات اخلاقی را برای دستیابی به رستگاری ابدی بسیار با اهمیت می دانستند، و علاوه بر تهذیب اخلاق فردی به امور و تعهدات اجتماعی و روحیه معاضدت و مساعدت و همکاری نیز توجه مخصوص داشتند. تأثیر و نفوذ پاکدامنی و عفت و عطوفت و اخلاق مسیحیان بر رومیان و بربرهای جنگجو امری در خور اندیشه واهمیت بود. از آنجا که حضرت مسیح خود بهترین نمونه یک انسان کامل و ایده آل بود و از نظر سلامت جسم و روح و فکر نیز در نهایت کمال بود، و با توجه به اینکه به فعالیت و کار در محیط باز و خارج از محدوده خانه علاقه فراوان داشت و همچنین آشنایی و علاقه ای که به امور درمانی و پزشکی داشت، مسلماً به اهمیت سلامت جسم آگاه بوده است. از طرف دیگر چون حضرت مسیح برای برنامه های تفریحی نیز ارزش قابل توجهی قایل بود، استفاده از لذت و آسایش را در دنیا محکوم نکرده و مردم را به غلبه و تسلط بر دنیا و استفاده از مواهب الهیم تشویق و ترغیب نموده است. با این همه تربیت بدنی در قرون وسطی مورد عنایت و توجه مسیحیان قرار نگرفت.
برخی از حکما و علمای الهی و خداشناسی، در اوایل قرون میانه، برای پیوند و تلفیق فلسفه یونان با اعتقادات مسیحیان در مورد ارزش و اهمیت فعالیتهای ورزشی و بازیها و سلامت جسم کوشش بسیاری به کار برند، اما چون بیتر روحانیان و اعضای کلیساهای مسیحی با تربیت بدنی مخالف بودند، با تمام قدرت تربیت بدنی را از برنامه مدارس حذف و ریشه کن کردند و حتی به این نیز اکتفا نکرده و تعدادی از مسابقات و فعالیتهای ورزشی را حتی در خارج از مدرسه ممنوع اعلام کردند و این حکم قرنها در قرون میانه ادامه پیدا کرد. مخالفت شدید کلیسا با ورزش از سه عامل مایه گرفته بود:
1- زشت شمردن و شیطانی قلمداد کردن جسم و تن
2- اهمیت برنامه ها و فعالیتهای ورزشی در آیین بت پرستی
3- دیدگاه منفی و نامناسبی که مسیحیان از مبارزات و مسابقات ورزشی رومیان داشتند.
با توجه به روحیات و معتقدات مسیحیان و اهمیت و ارزشی که برای دوستی و محبت و علایق بین افراد بشر قایل بودند، بسیار طبیعی بود که نسبت به برنامه های ورزشی که در میدانهای مسابقات رومیان با تلخی و ناخوشایندی تمام به تجربه دیده بودند. نظری کاملاً نامساعد داشته باشند. برخورد مسیحیت با تربیت بدنی و ورزش در این دوره نشان می دهد که تربیت بدنی به خودی خود نمی تواند یک عامل اجتماعی خوب و مناسب محسوب شود، مگر اینکه دارای اهداف متعادلی و مدیریت و رهبری شایسته ای باشد.
هر چند که توجه به توانایی جسمانی و تناسب تن و اندام هرگز در اهداف تعلیم و تربیت و برنامه مدارس تعلیم ذهبی منظور نشد ولی از هنگامی که «بندیکت[2]» مؤسس و قانونگذار و رهبانیت غرب، بیکاری وتنبلی را دشمن روح و جان اعلام کرد و همه رهبانان را به کار و زراعت و کشاورزی دعوت کرد، بخشی از اهداف تربیت بدنی که به کار گرفتن اندام و عضلات و جسم به منظور تأمین سلامتی بود، عمل گردید.
تربیت بدنی در دوره شوالیه گری
مردم آن دوران که از قتل و غارت و یورشهای پیاپی بربرها به ستوه آمده و با توجه به ضعف حکومت رومیان و عدم توانایی آنها در اجرای قوانین اجتماعی و حتی ناتوانی در ارائه خدمات ضروری به مردم، دیگر امیدی به آنان نداشتند. ناچار به فکر راه چاره ای برای بازگرداندن امنیت افتادند. در این دوران علاوه بر کلیساها، سه نهاد اجتماعی دیگر نیز به تدریج موجودیت یافتند و تشکیل شدند تا بتوانند با کوشش و تلاش خود جوابگوی مشکلات آزاردهنده و بزرگ اجتماعی جامعه باشند. این نهادها عبارت بودند از حکومتهای محلی [3] ، اراب منشی[4] و شوالیه گری[5].
حکومتهای محلی که جهت حمایت از مردم وانجام امور خدماتی به وجود آمده بود. به صورت نهادهای ارباب منشی امور اقتصادی و نیازهای مالی جامعه را موردنظر قرار داد و نهایتاً شوالیه گری که امور اخلاقی و اجتماعی را بیشتر مورد توجه قرار می داد به وجود آمد.
در آن دوران برای طبقه کارگر، سیستم تعلیم و تربیتی وجود نداشت، ولی برای طبقه نجبا سیستم آموزشی معتبر و مشخصی به نام «شوالیه گری» به وجود آمد. شوالیه گری امور اجتماعی و اخلاقی و فتوت و جوانمردی را مدنظر داشته و در میان طبقه ممتاز به عنوان نیروی مسلح سواره نظام از اهمیت و اعتبار زیادی برخوردار بود. در آموزش شوالیه گری جوانان تعلیمات جنگی ، مذهبی و دلیری و شجاعت می دیدند. که البته آموزشهای مذهبی از ابتدا اهمیت بیشتری برخوردار بود،اما بروز جنگهای آن دوره زمینه را برای پرداختن به امور نظامی و دلیری و شجاعت بیشتر فراهم کرد.
در این دوران پسران در سنین کودکی برای تقویت نیروی جسمانی تحت تعلیمات ورزشی قرار می گرفتند و به طور کلی آموزش جوانان طبقه ؟؟ به فعالیتهای تربیت بدنی محدود می شد. تربیت بدنی در دوره شوالیه گری محتوای برنامه تعلیماتی و آموزشی را تشکیل می داد. در جریان آموزشی و فعالیتهای تعلیماتی این سیستم، جوانان مجبور بودند قدرت و مهارتهای لازم نظامی را کسب کند. آموزش مهارتهای ورزشی و امور اجتماعی نیز بخش اصلی برنامه های آموزشی را تشکیل می داد. با این همه هنوز اهداف تربیت بدنی، در مقایسه با فلسفه یونان از تربیت بدنی، بسیار محدود و منحصر بود و بیشتر توجه و تأکید بر حفاظت و حراست فردی بود.
تعلیم و تربیت در سیستم شوالیه گری به وسیله خانه،قبیله و کلیسا فراهم می شد. پسرها تا هفت سالگی در خانه زیر نظر مادر تربیت می شدند و آموزش رسمی از هفت سالگی آغاز می گردید و دو مرحله مختلف را شامل می شد مرحله اول از هفت تا چهارده سالگی که مسئله شاگردی و پادویی و نوکری نامیده می شد و مرحله دوم سلحشوری بود که از چهارده تا بیست و یک سالگی ادامه داشت.
برای رسیدن به این مرحله می بایست زمان زیادی را زیر نظر دلاور یا قهرمان به آموزش فنون و هنرهای جنگی بپردازد. برای رسیدن به مرحله سلحشوری برنامه های ورزشی بسیار دشواری در نظر گرفته شده بود. قدرت و تحمل جوانان با شرکت در فعالیتهای سنگین ورزشی افزایش می یافت. ورزشهایی مثل حمل وزنه های سنگین، دوهای استقامت، پرش با اسب با حمل کامل تجهیزات جنگی، بالارفتن از دیوار بدون استفاده از نردبان، شنا با همراه داشتن سلاح سبک، و پرتاب نیزه فعالیتهایی بودند که علاوه بر سایر تعلیمات معمولی مانند آشنایی با طرز استفاده از سلاحها و تقویت نیروی تحمل در مقابل گرسنگی ، گرما، سرما و بی خوابی برنامه های تعلیماتی جوانان را در بر می گرفت.
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
اولین سئوالی که در ذهن مطرح می شود این است که آیا بین مردان و زنان تفاوتهای جسمی که در ورزش کردن تأثیر بگذارد وجود دارد یا خیر ؟ باید بگویم بله ، در بسیاری از موارد تفاوتهایی وجود دارد که برخی از آنها به نفع خانمها بوده و باعث می شود آنها در برخی ورزشها موفق تر از آقایان باشند . به طور مثال : توانایی زنان در سرعت بخشی به دویدن بیشتر از مردان است و از آنجائیکه میزان چربی بدن آنها نیز از آقایان بیشتر است و به عنوان منبع انرژی عمل می کند ، خانمها در دوهای با مسافت طولانی از آقایان موفق ترند . از طرفی خانمها در دماهای بالا قابلیت عرق ریزی بیشتری دارند و این سبب تحمل بیشتر آنان در ورزش در هوای گرم می شود و بدلیل لایه ضخیم تر چربی تحملشان در هوای سرد نیز بیشتر است . البته قدرت عضلانی خانمها ۳۰٪ کمتر از آقایان است و مردان دارای استخوانهای بلند و متراکم تری هستند . در نتیجه در ضربه زدن مانند ضربات پا نیروی بیشتری وارد می کنند . از طرفی خانمها بدلیل اینکه پاهای کوتاهتری دارند در فعالیتهای تعادلی پایداری بیشتری از خود نشان می دهند . در هر صورت این تفاوتهای جسمی هیچگاه سبب ممنوعیت ورزش خاص برای خانمها نشده است .
در گذشته تصور می کردند خانمها بدلیل گذراندن مراحلی خاص مانند عادت ماهیانه ، حاملگی ، یائسگی و ... نباید ورزش سنگین انجام دهند در صورتیکه در حال حاضر این عقاید منسوخ شده اند و حتی در این مراحل نیز ورزش برای بانوان بسیار مفید است که در ذیل به آن می پردازیم .
تمرینات منظم ورزش دارای فواید مشابهی در زنان و مردان است یعنی کاهش فشار خون ، پائین آوردن تعداد ضربان قلب و کاهش درصد چربی بدن که تمامی این موارد به پیشگیری از بیماریهای قلبی کمک می کنند . به علاوه ، ورزش های توأم با اعمال وزن روی بدن ، سبب تقویت استخوانها و جلوگیری از پوکی استخوان بخصوص در خانمها می گردد .
تأثیرات مثبت ورزش در دوران قاعدگی
هیچ دلیل قاطعی وجود ندارد که قاعدگی بر عملکرد بدنی تأثیر منفی داشته باشد . در میان زنانی که در دانشگاه به ورزش می پردازند ، تفاوتی در حداکثر جذب اکسیژن در مراحل مختلف قاعدگی وجود نداشته است . لذا دلیلی وجود ندارد که خانمها تمرینات و مسابقات ورزشی را در زمان قاعدگی تغییر دهند و یا قطع کنند .
در برخی خانمها به علل مختلف مانند علل روانی ، ایجاد اختلالات و علائم شدید در زمان قاعدگی مانند درد ، ضعف شدید و یا علائم پیش قاعدگی مانند سردرد ، علائم گوارشی ، ممکن است در عملکرد جسمی شان در زمان قاعدگی اختلال ایجاد شود . برخی از مطالعات نشان می دهند که تمرینات ورزشی می تواند در کاهش درد قاعدگی مؤثر باشد . در یک مطالعه درد قاعدگی در زنان دانشجو وقتی که به مدت یکسال تحت تمرینات جسمانی قرار گرفتند تا ۵۵٪ کاهش یافت . از طرف دیگر انجام تمرینات سبک می تواند در جلوگیری و تسکین درد قاعدگی مفید باشد . انجام منظم این تمرینات باعث بهبود گردش خون در ناحیه شکم ، افزایش قوام عضلات شکم و انعطاف پذیری ناحیه کمر و لگن و انبساط عضلانی ناحیه لگن می گردد .
بنابراین ورزش برای خانمها حتی در برخی مراحل مانند قاعدگی ، یائسگی ، پس از زایمان و ... نه تنها ضرری ندارد بلکه بسیار مفید است و حتی خانمهای ورزشکار با قرار گرفتن در این مراحل نیازی به تغییر و یا قطع فعالیتهای ورزشی شان ندارند .
فواید ورزش در دوران حاملگی
ورزش می تواند برای خانم حامله بسیار مفید باشد . همچنین وقتی خانمهای ورزشکار حامله می شوند . در طی دوران حاملگی به ورزش خود ادامه می دهند . لذا باید اثرات مفید و خطرات انجام فعالیتهای ورزشی طی دوران بارداری را دانسته و توصیه های مربوط به سالم ورزش کردن در این دوران را به خاطر بسپاریم .
فواید انجام فعالیت ورزشی در دوران بارداری :
نرمشها و ورزشهای سبک با توصیه های لازم انجام می شوند ، هیچ خطری برای مادر و جنین ندارند بلکه به دلایل زیر می توانند برای مادر بسیار مفید باشند .
ظرفیتهای ریوی و توانائیهای تنفسی مادر در حین بارداری را افزایش می دهند .
احتمال بروز برخی بیماریهای در حین حاملگی مانند بیماری قند حاملگی و فشار خون بالا را کاهش می دهند .
تفاوت فیزیولوژیک بین زنان و مردان ورزشکار :
سودمندی ورزش در بانوان :
موارد منع ورزش در بانوان :
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 385 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 119 |
مقدمه
ورزش پدیده ای جمعی و اجتماعی- جهانی و تاریخی است، ورزش از یک طرف به عنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردهای خاص خود برای نظام اجتماعی می باشد و از طرف دیگر به عنوان بخشی از یک نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام اجتماعی کل بوده و درعین حال بر آن تأثیر نیز می گذارد. ورزش فوتبال بین رشته های مختلف ورزشی در سراسر دنیا بیشترین مخاطب و طرفدار را دارد و این موضوع به روشنی هم در تعداد افرادی که به این رشته ورزشی می پردازند و هم در تعداد طرفداران و علاقه مندان این ورزش مشخص است. شاید بتوان گفت که ورزش در گذشته های دور بیشتر به عنوان یک امر تفریحی برای مردم بوده ولی امروزه شاهد آن هستیم که یادآوری تاریخ رویدادهای زندگی بیشتر افراد جامعه مصادف با تاریخ برگزاری یا خاتمه رویدادهای ورزشی مهم از جملعه فوتبال در جهان و ایران است بطوریکه مثلاً مشاهده می کنیم افرادی تاریخ سال تولد، گردش و تفریح دسته جمعی با دوستان در یک مکان و ... خودشان را مصادف با تاریخ فلان جام جهانی فوتبال یا فلان برد تیم فوتبال مورد نظرشان در یک رقابت ورزشی و ... می دانند و از آن یاد می کنند. و این سایر ناشی از تعلق خاطری است که این افراد در جامعه به این رشته ورزشی دارند و خود سعی می کنند در آن مشارکت نیز داشته باشند. تجربه نشان داده است که طرفداران تیم های فوتبال را افرادی تشکیل می دهند که با طرفداری از دو تیم مورد نظر هویت های ورزشی خلق می کنند و این هویت ها نه تنها از عوامل و عناصر متمایز کننده اجتماعی و فرهنگی تأثیر نمی پذیرد، بلکه در مواردی تحت تأثیر هویت های فراتر مانند هویت های ملی یا دینی نیز قرار می گیرند.
در این تحقیق سعی بر آن است که عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر افراد بر تیم های فوتبال لیک برتر ایران را در بین دانشجویان دانشگاه یزد مطالعه کنیم. این تحقیق در پنج فصل تدوین شده است که در فصل اول به بیان طرح مسأله، ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف و تاریخچه موضوع پرداخته شده است. در فصل دوم مبانی نظری تحقیق شامل ادبیات تحقیق، چارچوب نظری تحقیق، فرضیات می باشد. فصل سوم روش شناسی تحقیق را که شامل تعریف عملیاتی مفاهیم، نوع تحقیق، جامعه آماری، روش تحقیق، حجم نمونه و تفکیک های مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده هاست را در بر می گیرد.
فصل چهارم شامل تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده است و فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهادات است در پایان منابع و مآخذ همراه یک نسخه از پرسش نامه ضمیمه شده است.
در اینجا لازم می بینیم از همه دانشجویانی که با حسن نظر و دقت خودشان بنده را در تکمیل و پاسخگویی به پرسشنامه تحقیق یاری نموده اند، تشکر و قدردانی نمایم و همچنین ضروری می دانم که از استاد راهنما؛ جناب آقای دکتر افشانی که در تهیه و تدوین این تحقیق با دقت و حسن نظر صبورانه شان راهنمای اینجانب بوده اند، کمال سپاسگزاری را بنمایم و برای زندگی علمی ایشان آرزوی موفقیت دارم.
رحمت اله ترکان
بهار 87
چکیده
در این تحقیق تحت عنوان بررسی عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر دانشجویان دانشگاه یزد نسبت به تیم های فوتبال لیگ برتر ایران، تلاش شده تا تأثیر متغیرهایی از قبیل جنسیت، پایگاه اقتصادی اجتماعی دانشجویان، رشته تحصیلی، میزان استفاده از رسانه های جمعی و تأثیر الگوی نقش را بر تعلق خاطر نیست به تیم های قوتبال مورد بررسی و آزمون قرار بگیرد.
به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از طریق پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش های آماری مناسب شامل : آزمون T-test، ANORA، ضریب همبستگی پیرسون ارتباط هرکدام از متغیرهای مذکور با میزان استفاده از اینترنت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. و نتایج نشان داد که :
تأثیر الگوی نقش در علاقه مندی و تعلق خاطر نسبت به یک تیم فوتبال و میزان استفاده از رسانه های جمعی و جنسیت به میزان متعلق خاطر دارای رابطه معنی دار است اما سایر متغیرهای مورد بررسی (پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رشته تحصیلی) رابطه معنی داری با تعلق خاطر نداشته اند.
فصل اول
کلیات تحقیق
«ورزش پدیده ای جمعی و اجتماعی، جهانی و تاریخی است، ورزش از یک طرف بعنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردهای خاص خود برای نظام اجتماعی می باشد و از طرف دیگر بعنوان بخشی از یک نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام اجتماعی کل بوده و در عین حال بر آن تأثیر نیز می گذارد. ورزش پدیده ای اجتماعی با قدمتی برابر با پیدایش خود انسان است و دارای ارزش ها، هنجارها، قواعد، قوانین و آداب و رسوم خاص خود می باشد. ورزش به شکل رسمی و غیررسمی آن بدون قواعد و قوانین وجود عینی ندارد. ورزش در هر جامعه متأثر از ساختار اجتماعی حاکم بر همان جامعه و بیانگر ارزش ها و هنجارهای حاکم بر آن جامعه می باشد. ورزش بعنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی مورد توجه جامعه شناس نیز می باشد. توسعه ورزش به عنوان بخش مهمی از جریان زندگی در جوامع جدید و تأثیرات متقابلی را که ورزش بر افراد و دیگر نهادهای اجتماعی به عنوان یک پدیده اجتماعی بر جای می گذارد، سبب علاقه و توجه جامعه شناسان به آن می گردد.» (جوزف،1381: 229).
از منظر روانشناسی اریک فروم می گوید: «عمیق ترین نیلز بشر نیاز اوست به غلبه بر جدایی و رهایی از این زندان تنهایی»(عسکری خانقاه، 123:1381 ) از نظر او انسان ها به بهانه های مختلف می کوشند از تنهایی رهایی یابند و با دیگران پیوند برقرار نمایند و بازی به طور اخص هم یکی از همین روش هاست. در گذشته و هم اکنون شیوه های متفاوتی از فوتبال وجود داشته و دارد: فوتبال انگلیسی، آمریکایی، اسکاتلندی، فرانسوی، و ... شاید بتوانیم ریشه های فوتبال را در افسانه فرانسویان جستجو کنیم «اما در دوران معاصر با پیشرفت سرمایه داری، گسترش رفاه و آزادی تشکل ها و افزایش گروه های مختلف اجتماعی و فرصت های مضاعف بیشتری در جهت تجلی شور جمعی در انسان ها، می بینیم که محبوبیت و شهرت فوتبال همچنان حفظ شده است و حتی به کمک های رسانه های جمعی به اقصی نقاط نیز گسترش یافته است. به نظر می رسد این پیشرفت و محبوبیت مضاعف را در نظر گاه متفاوت می توان بررسی کرد: یکی پیشرفت فوتبال در کشورهای توسعه یافته و دوم پیشرفت این رشته ورزشی در کشورهای در حال توسعه در سرمایه داری عقلانی کشورهای توسعه یافته، فوتبال بستری است برای شرکت های مختلف در جهت تبلیغ محصولاتشان با هزینه های هنگفت تبلیغاتی و اگر بپذیریم که جهان سرمایه داری را سرمایه داران اداره می کنند، در حال حاضر فوتبال یکی از علایق ویژه آنها شده است. اما در کشورهای در حال توسعه فوتبال به طریقی دیگر محبوبیت یافته است. شاید این کشورها که با کمبود و فقر فرصت برای بروز شور جمعی شان مواجه هستند، هنوز هم فوتبال تنها راهی است که با آن می توانند در یک روز تعطیل به ورزشگاهی بروند و در آنجا با شور تمام فریاد بزنند، جیغ بکشند، به هوا بپرند یا به سر و کله هم بکوبندو... یا از لحاظی دیگر تماشای یک فوتبال زیبا از تلویزیون برای مردمی که زیر بار فشار زندگی روزانه شکسته و خرد شده اند فرصتی است برای استراحت ذهنی و فکری حتی اگر این فوتبال در آخرین ساعات پخش شود و احتمال هم بدهند که فردا دیر به سرکارشان برسند و احیاناً اخراج هم بشوند.»(عسکری خانقاه، 1281: 122).
در ادامه می توان گفت که با پیشرفت تکنولوژی و توانایی های شگفت انگیز وسیله های ارتباط جمعی که دانشمندان با کاربرد اصطلاح دهکده های جهانی از آن سخن می گویند، علاقه مندان به فوتبال در هرگوشه ای از جهان، جریان بازی را زودتر می بینند و می شنوند تا مردم یک دهکده جریان واقعی را که در آن محدوده کوچک اتفاق افتاده است. شاید امروز پیش آمد و پدیده ای دیگر را سراغ نداشته باشیم که مردم جهان، تا این اندازه نسبت به دیدن و دانستن آن علاقه مند باشند. علاقه مندی به تماشای مسابقه های فوتبال به اندازه ای است که گمان نمیرود هیچ واقعه علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد که جامعه ای با این وسعت (دهکده جهانی)، بخواهد به این شتاب جریان آن را تماشا کند. شادی کردن، متأثر بودن و به اصطلاح «ابراز احساسات» کردن هنگام بازی و برد و باخت فوتبال منحصر به تماشاگران حاضر در میدان نیست تماشاگران تلویزیونی نیز آرام نمی نشینند و خواه ناخواه و به هر علت و انگیزه ای که باشد، طرفدار یکی از تیم ها می شوند. و این طرفداری ها ممکن است به گریه و فریاد و دعوا بکشد، روانشناسان بر این نظرند که در اینگونه موردها گریستن و خندیدن با صدای بلند و فریاد زدن خود نوعی نیازمندی جسمی و روانی است و آرامش بخش است. حال با توجه به مباحث بالا به نظر می رسد که در جوامع امروزی و از میان رشته های ورزشی، فوتبال هوادارترین ورزش موجود است.
در این بررسی و تحقیق، هدف کلی «بررسی عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر دانشجویان دانشگاه یزد نسبت به تیم های ورزشی (مورد مطالعه تیم های فوتبال) لیگ برتر ایران در سال تحصیلی 87-86 می باشد.» در کنار هدف کلی فوق، اهداف جزیی زیر پیگیری می شود:
1- تبیین رابطه بین الگوی نقش و تأثیر آن بر تعلق خاطر به تیم های فوتبال
2- تبیین رابطه میزان استفاده از رسانه های جمعی و تعلق خاطرنسبت به تیمهای فوتبال
-3تبیین رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی افراد و تعلق خاطر نسبت به تیم های فوتبال
4-تبیین رابطه بین تعلق خاطر در بین دانشجویان رشته های مختلف
5-تبیین رابطه بین تعلق خاطر زنان و مردان نسبت به تیم های فوتبال
ورزش فوتبال بین رشته های مختلف ورزشی در سراسر دنیا بیشترین مخاطب و طرفدار را دارد و این موضوع به روشنی هم در تعداد افرادی که به این ورزش می پردازند و هم در تعداد طرفداران و علاقه مندان این ورزش مشخص است ویژگی های گوناگون روانی و اجتماعی در جذب بیشتر مردم در جوامع مختلف به سمت این ورزش نقش دارند به اعتقاد برخی از محققان از جمله دلایلی که می توان در مورد محدودیت و رواج ورزش فوتبال ذکر کرد این است که این ورزش نیاز به ابزار زیادی ندارد و وسایل بازی هم نسبتاً ارزان است. ساختار بازی فوتبال سبب می شود تنش های و هیجان هایی در بازیکنان و تماشاچیان به وجود آید که از این هیجان ها و تنش ها همه لذت می برند.می توان درکنار مباحث فوق کارکردهایی را برای این ورزش ذکر کرد که عبارتند از:
کارکرد اجتماعی: برگزاری مسابقات فوتبال در سطح جهانی امروز در نزد بسیاری از جامعه شناسان به عنوان ابزاری برای اندازه گیری ارق و همبستگی ملی مورد استفاده قرار می گیرد و فوتبال می تواند در بالا بردن این همبستگی نقش مهمی را ایفا کند. یکی از کارکردهای ورزش بالا بردن همبستگی ملی است و کشورهایی که از تعدد اقدام برخوردارند، از ورزش های گروهی و بویژه فوتبال بعنوان بالا بردن وحدت ملی استفاده می کنند. و اگر امروزه فوتبال به عنوان نهادی برای جهانی سازی نام برده می شود برای اینست که تمامی بازیکنان از تمام نژادها، قوم ها، فرهنگ ها را دور هم جمع می کند و تحت قواعدی یکسان و جهانی به مسابقه می پردازند و جالب اینکه قانون فوتبال از معدود قوانینی است که برای تمامی کشورها یکسان است.»
کارکرد سیاسی: بسیاری از سیاستمداران معتقدند برای برقراری رابطه بین دو کشور، بهترین بزار و وسیله همانا فوتبال است، و این امر نشان می دهد که این ورزش گروهی برای مقاصد سیاسی نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد، چرا که مسابقه بین دو تیم کشور در واقع مسابقه بین دو ملت است. دست دادن بازیکنان دو کشور با یکدیگر و لباس عوض کردن و دادن هدیه برای یکدیگر و حضور مسئولین رده بالای کشور در بازی فوتبال، می تواند زمینه های ایجاد نوعی رابطه بین کشورها باشد.
کارکرد فرهنگی: فوتبال امروزه دنیا و فرهنگ خود را می سازد و قواعد خاص خود را بر ملت ها حاکم می سازد. برای بسیاری از جامعه شناسان، فوتبال شکل کوچک شده ای از جامعه است که در آن می توان به ویژگی های افراد آن جامعه است یافت. مطمئناً رفتار بازیکنان و تماشاگران حامی آنها، نوع برخورد با یکدیگر می تواند نشان دهنده رفتار یک ملت باشد و میلیون ها چشم رفتار بازیکنان را می بینند و آن را مورد ارزیابی قرار می دهند.
کارکرد ایجاد نشاط و شادی: در بعضی از کشورها از جمله ایران فوتبال در قالب های مختلف از جمله جشن و شادی در معابر عمومی و اعتراض به مسائل گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. گاهگاهی می بینیم که مردم بعد از هر پیروزی به خیابان ها آمده و با واکنش های عاطفی شادمانی می کنند، امروزه فوتبال جزء زندگی روزمره مردم شده و همانند احزاب مردم طرفدار یکی از تیم ها می باشند و کنار گذاشتن آن امری محال است. درست است که یکی از کارکردهای ورزش ارتقای شادابی و نشاط ملی یا باشگاهی است ولی همین نشاط موقعی به بحران تبدیل می شود که جوانان جزء بهانه فوتبال چیزی برای بروز شادی و هیجانات خود پیدا نکنند. امروزه فوتبال برای تماشاگران به قول دورکیم چون انبوهی خلق تشکیل داده، توانسته وسیله ای برای تخلیه هیجانات جوانان مورد استفاده قرار گیرند و اگر درست هدایت شود از آسیب هایی که ممکن است برای اجتماع وارد سازد کم کند.(www.PARSA.htm)
حال این فوتبال ویژگی هایی را دارد که ویژگی های نمادین و نمایشی فوتبال و جشن های فوتبال را در دو چشم انداز می توان مشاهده کرد. «در انبوه تماشاگردان حاضر در ورزشگاه که دارای آرایش، لباس، رفتار فرهنگی و ادبیات گروهی و جمعی خاصی می باشند و در انبوهه هایی از مردم که در پایان بازی در سطح شهر روان می شوند و به شادی و پایکوبی می پردازند. از این منظر فوتبال، محل مناسبی برای ظهور «من اجتماعی» و «من نمایشی» است که جرج هربرت مید و گافمن از آن نام می بردند. جوانانی که پرچم تیم مورد علاقه شان یا تیم ملی را بر دوش افکنده، می رقصند و می خوانند و دختران و پسران با پوشش های متفاوت با پوشش معمولی و رسمی که بر سر نهاده اند، به واقع بر مبنای مکتب متقابل نمادین عمل آنان می تواند به معنای جستجوی هویتی متفاوت نیز باشد. اندوه شکست همه این هویت نو خواسته را با چالش مواجه می سازدو از این روی با رفتاری حزن آلود و گاه خشن توأم می شود برعکس شادی و پیروزی بر استحکام هویت مزبور می افزاید و با زفتاری سرخوشانه همراه می گردد» (عسکری، خانقاه،122:1381)
حال می بینیم که در جامعه ورزشی ایران افراد مختلف جامعه و معمولاً قشر جوان (21-19 ساله) اعم از آنهایی که خود بازی فوتبال را انجام می دهند و چه آنهایی که فوتبال بازی نمی کنند و فقط به تماشای فوتبال و گذران اوقات فراغت می نگرند، بین این افراد تعلق خاطری نیست به تیم های ورزشی اعم از باشگاهی و ملی وجود دارد. به طوزیکه مشاهده می شود در جریان برگزاری مسابقات فوتبال در میادین ورزشی در مکان های متفاوت (ایران و ...) افرادی پیدامی شوند که به عنوان تماشاگران و طرفداران تیم های فوتبال حضوری پرشور دارند و نسبت به نتیجه مسابقه تیم مورد علاقه شان حساس هستند و همچنین افرادی که تماشای این مسابقات را از رسانه های جمعی از جمله (رادیو- تلویزیون- ماهواره ...) در جای جای ایران و نقاط دیگر جهان همراهی و دنبال می کنند. چرا که تماشای فوتبال و یا انجام آن کارکردهایی دارد که می تواند افراد به خود جذب کند و حضور همبسته آنان در میادین ورزشی و بعضاً پای رسانه های جمعی افزایش دهد. بنابراین با این توضیحات در طی این بررسی و تحقیق سؤال اساسی اینست که چه عوامل اجتماعی (جامعه شناختی) درایجاد این تعلق خاطر نیست به تیم های ورزشی می توانند نقش داشته باشند؟
اسناد تاریخی به وضوح نشان می دهند بازی یا نوعی ورزش بدنسازی که عبارت بود از ضربه زدن به توپ با پا و فرستادن آن به درون توری کوچک، در قرن دوم و سوم قبل از میلاد در درون فرمانروایی خاندان «هال» در ارتش چین مرسوم نبوده است. همچنین اسنادی مستحکم تر نشان می دهد مرزبندی زمینی برای بازی ضربه به توپ با پا،در شهر کیوتوی ژاپن اتفاق افتاده است. در یونان و روم قدیم نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال کنونی وجود داشته است، البته هر تیم بیش از 27 بازیکن داشت. به هر حال ذکر دقیق این مطلب که فوتبال دقیقاً کی و کجا شروع شد امری ناممکن است. اما منطقی است که بپذیریم بازی با توپ که ما در ورزش های شکل یافته کنونی، بیش از 3000 سال قبل در جایی روی این کره خاکی وجود داشته است.
اما قدر مسلم آنست که انگلستان محل تولد فوتبال جدید و اتحادیه فوتبال است و جای هیچ شک و تردیدی در آن نیست. انگلستان همراه با اسکاتلند مشترکاً پایه گذاران فوتبال شکل یافته کنونی می باشند.
فوتبال که به زبان عامیانه مردم انگلیس ساکر (soccer)نامیده می شود و محبوب ترین و رایج ترین ورزش در بین مردم این جزیره از قرن هشتم میلادی به بعد بوده است. اما در شروع به بازی خشن و جنگ تن به تن بیشتر شبیه بود.
در سال 1869 اتحادیه فوتبال در قوانین خود شرطی را وارد کرد که بموجب آن تماس توپ با دست کاملاً ممنوع باشد و به این ترتیب شالوده فوتبال جدید ریخته شد. در این بازی توپ نه نقطه مشخصی که قبل از شروع بازی تعیین می شد حرکت داده می شد. صدها نفر در بازی ای شرکت می کردند که در طول قرن ادامه یافت.
اما از آنجا که مسابقات فوتبال به خشونت کشیده می شود، حکومت ها بسیار کوشیدند تا آن را ممنوع کنند. در انگلیس پادشاه ادوار سوم در سال 1231 میلادی قوانینی در این مورد را منع کرد و کوشید فوتبال را متوقف کند. در اسکاتلند پادشاه جیمز اول در سال 1424 میلادی در مجلس اعلام نمود که هیچ کس حق ندارد در فوتبال بازی کند. الیزابت اول ملکه انگلستان قانونی در مجلس به تصویب رساند که بر اساس آن برای بازیکن فوتبال مجازات زندان به مدت یک هفته در نظر گرفته می شد و فرد خاطی می بایست در کلیسا توبه می کرد. اما هیچ قانونی نتوانست این بازی را در انگلیس متوقف کند. چون فوتبال به بازی ای سردی تبدیل شده بود. در سال 1815 کالج اتون مشهورترین مدرسه انگلیس یک سری قوانین وضع کرد و پس از مدتی مدارس کالج ها و دانشگاه های دیگر نیز از این قوانین پیروی کردند. بعدها این قوانین استاندارد شد و نسخه ای از آن اکنون به عنوان قوانین کمپیریچ شناخته می شود، در سال 1848 در بسیاری از کالج ها و دانشگاه های انگلیس پذیرفته شد. اما کم کم فوتبال به دو مکتب جدا از هم تقسیم شد. برخی کالج ها و مدارس ترجیح دادند از قوانین مدرسه راگبی پیروی کنند که در آن به زمین انداختن حریف، ضربه زدن به ساق پا، حمل توپ و خلاصه تمامی قوانین قدغن شده در قوانین کمبریج کاملاً مجاز بود. در 26 اکتبر 1863 یازده باشگاه و مدرسه لندن نمایندگان خود را به همایشی که در «تاورن فری مزون» تشکیل شده بود فرستادند تا یک سری قوانین اساسی و جداگانه برای مسابقات وضع شود. این همایش منجر به پیدایش فوتبال و فوتبال راگبی از هم جدا شد. فوتبال یا ساکر: در سال 1880 میلادی دانشجویان دانشگاه آکسفورد لغاتی را در زبان عامیانه متداول ساختند که بر اساس آن پسوند er به آخر کلماتی که آن ها مخفف و کوتاه می کردند اضافه می شد. به عنوان مثال برای فوتبال راگبی لغت محاوره ای و عامیانه «راگر» (rugger) وضع شد. روزی از یکی از دانشجویان این دانشگاه بنام جارلز ورفورد بروان پرسیده شد که آیا دوست دارد راگر بازی کند و او به شوخی پاسخ داد نه ساکر. او لغت (footballassociatlon) (اتحادیه فوتبال) را مخفف کرده و به آخر آن پسوندer اضافه کرده بود و لغت ساکر را ساخته بود به این ترتیب بود که لغت عامیانه ساکر (soccer) برای فوتبال در انگلیس رایج گردید(www.wikipedia.com).
همانطور که قبلاً اشاره شد بازی فوتبال (و نیز واژه فوتبال) از انگلستان اشاعه یافت، این بازی که در نیمه دوم قرن 19 در بین ثمره های انگلیس به صورت مسابقه، برای انتخاب «بهترین بازیکن» رسمیت یافت. و بعد بین انگلستان و ایرلند و اسکاتلند و در آغاز قرن 20 در بسیاری از کشورهای اروپایی، باشگاهی و فدراسیون برای مسابقه ها تأسیس شد و فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) و اصطلاح «جام جهانی» بوجود آمد، و سرانجام نخستین بازی و مسابقه های جام جهانی در سال 1930 در اروگوئه برگزار شد و تا به امروز هر چهار سال یکبار (جز زمان جنگ جهانی دوم) انجام می شود که بسیاری از کشورها را در قاره های پنج گانه بخود جلب کرده است. افزون بر بازی های جام جهانی هر چهار سال مسابقه هایی با نام «مسابقه های فوتبال جام ملت ها» در قاره های آسیا، افریقا، اروپا، امریکا و اقیانوسیه (استرالیا) برگزار می شود.
در ایران با عمومیت یافتن بازی فوتبال، همه ما شاهد مسابقه بین آموزشگاه ها، سازمان های دولتی و نیمه دولتی در شهر یا استان های کشور به صورت رسمی و غیر رسمی هستیم. ورزش فوتبال – و نیز والیبال و بسکتبال – بایستی از آغاز این قرن وارد برنامه های درس آموزشگاه ها ایران شده باشد. در دوره قاجاریه انگلیسی هایی که در ایران بودند، فوتبال را به ایران آوردند. و نیز گروه ارتش s.p.k (شکر جنوب)که بوسیله مربان انگلیسی و هندی آموزش می دیدند، در جریان جنگ جهانی اول، بازی فوتبال را در شهرهای جنوب ایران، (از جمله کرمان، بوشهر، و شهرهای خوزستان و ...) رواج دادند و سپس فوتبال در نقاط دیگر ایران توسعه یافت.(اطلاعات، شنبه 17 آبان 1376، 6)
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
1- نگاهی به خشونت فوتبال عنوان پژوهشی است که از طرف بیژن کشمیری مربی پژوهشی انسان شناسی دانشگاه تهران صورت گرفته که چکیده این پژوهش, نتیجه ی محقق ذکر می گردد.
محقق ورزش فوتبال را از بُعد تاریخی در ایران مورد بررسی قرار داده است، نویسنده بر اساس رویدادهای تاریخی این ورزش و در تجاری شدن آن در ایران در پی بازسازی عوامل اصلی خشونت در فوتبال است. در نتیجه این پژوهش آمده است فوتبال بحث حیثیتی است که تیم ورزشی در مقابل جامعه دارد. جامعه ای که از نبود خلق تماشاگر و فوتبال دوست برخوردار است و پتانسیلی از حساسیت، هیجان و غرور را در خود دارد که پیروزی یا شکست جهت آن را تعیین می کند. اولی به شادی و پایکوبی و غوغای بُرد ختم می شود و دومی ، عواطف و احساسات با خشونت در هم می آمیزد و به دخالت نیروهای انتظامی و دستگیری و بازداشت می انجامد. خشونت می تواند از دیدگاهها مختلف در فوتبال مطرح شود؛ فدارسیون، فوتبالیست ها، هوادارن باشگاه ها، زمان برگزاری فوتبال و رسانه ها می توان عوامل فرهنگی- سیاسی- اقتصادی را نیز در آن دخالت داد.حرفه ای شدن فوتبال یا به عبارت بهتر، فوتبال حرفه ای خیلی چیزها را از بازیکنان می گیرد که این امر منجر به فقر فرهنگی در فوتبال، حتی محیطهای ورزشی می شود. به طوری که خیلی از شهروندان تهرانی جرأت نمی کننند که فرزندان خود را به استادیوم ها و یا محیطهای ورزشی از سوی دیگر مقررات بُرد و باخت است که برای بازیکنان اهمیت دارد ماهیت مقررات از بازیها به گونه ی است که تساوی و باخت چندان تفاوت با هم ندارند و به هم بسیار نزدیکند. د رحالی که پیروزی 3 امتیازی و مساوی 1 امتیازی است که هجوم به سوی پیروزی و فرار از تساوی را در بر دارد. در نتیجه غالب بازی ها تبدیل به فوتبال هجومی شده و خشونت جزء نُرم بازی می شود. در واقع بازیکنان مجبورند که برای پیروزی دست به هر اقدامی بزنند یعنی حذف نشدن و مبارزه برای بقاء که این امر به تماشاگران هم سرایت می کند که غالباً بعد از معلوم شدن نتایج، واکنش ها در قالب خشونت ظاهر می شود.
2-فوتبال و کشف علائم تغییرات فرهنگی عنوان پژوهشی است که توسط دکتر حمید عبداللهیان، استاد یار گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1381 انجام شده است که چکیده و نتیجه ی آن ذکر می گردد:
دکتر حمید عبداللهیان، استاد یار گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران، نویسنده پدیده ی فوتبال را به عنوان جریان فرهنگی مورد مطالعه قرار می دهد. در همین چارچوب به کارکردهای اجتماعی- فرهنگی ورزشی فوتبال در ایران می پردازد. مقاله مزبور با طرح مفهوم بین رشته ای بودن پدیده ی فوتبال(پیامدها و آثار جنبی آن ها) و ارتباط آن با سطوح زبان شناختی، انسان شناختی و... در ایران معاصر سعی می کند تبیینی از چگونگی تعامل رفتاری(فردی و اجتماعی) در میان طرفداران فوتبال ارائه کند. این پژوهش به نتیجه زیر رسیده است:
آن چه بحث شد صرفاً ارائه یک رویکرد نظری(همراه با ارائه شواهدی تجربی که از مصاحبه ها بدست آمد) درباره ی بروز ناآرامی ها بعد از فوتبال و ارتباط آن با سطوح جامعه شناختی، زبان شناختی و ارتباطی پدیده ی فوتبال در ایران بود اما درستی این رویکرد نظری بسته به کاربرد آن در یک مطالعه همه جانبه در میان بازیگران، تماشا گران حاضر در استادیوم ها و مردم عادی اعم از زن و مرد مشخص می شود. از این جهت کلید مباحثی که در نشست مؤسسه مطالعات ارائه شده است بیشتر یک برخورد نظری را منعکس می کند و فاقد جهت گیری تجربی اند. این امر نشان می دهد که زمینه ها برای انجام یک طرح تجربی از خصوص تجربه فوتبال در ایران آماده است.
اما در طرح نظری فوق، وجوه روانشناختی و روانشنسای اجتماعی دخیل در فوتبال مورد توجه قرار نگرفت بنابراین از بُعد نظری هم دو زمینه برای کار فراهم است.
نقد رویکرد نظری که در این جا ارائه شد.
دخالت دادن وجوه روانشناختی و روانشناسی اجتماعی برای تحلیل نظری پدیده ی فوتبال و طرفداری از آن در ایران.
3-فوتبال و فردیت فرهنگ ها عنوان پژوهشی است که توسط دکتر اصغر عسکری خانقاه استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علیرضاحسن زاده عضو هیات علمی پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی انجام شده است که چکیده و نتیجه آن ذکر میشود
این مقاله فوتبال را از منظر دانش انسان شناسی به عنوان یک واقعه ی تام اجتماعی مورد مطالعه قرار می دهد و می کوشد تا رفتارهای جمعی و کارناوالی مرتبط با فوتبال را به عنوان یک خرده فرهنگ مورد بررسی و مطالعه قرار داده و پیوند آن را با سایر پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه پدیدار سازد. مطالعات میدانی، در این تحقیق جلوه های خرده فرهنگ کارناوالی در ایران را این گونه نشان می دهد : رقص و پایکوبی، کاربرد موارد منفجره، شکستن و خرد کردن اشیاء، دگرگونی مدل پوشش زنان، از میان رفتن فاصله های اجتماعی، بهره گیری از سمبولیسم ممنوع، استفاده از زبان طنز آلود و غیر جدی و گاه رکیک. این جلوه ها سعی در ساختار زدایی از وضیت های رسمی از فرهنگ جامعه دارند. خرده فرهنگ کارناوالی فوتبال در ایران، خود را در قالب پرچم، لباس ، آرایش، آرایه، بوق و صدا، رقض پایکوبی، و صدا و گاه آشوبگری موقت در نظم اجتماعی نشان می دهد . مطالعات انسان شناسی نشان می دهد که به کارناوال فوتبال نمی توان از منظر یک خرده فرهنگ نگریست بکله کارناوال های فوتبال در واقع گونه های یک خرده فرهنگ منتقد هستند که تنها در نتیجه ی بسته بودن مفهوم فرهنگ تبدیل به یک ضد فرهنگ می شود و با خشونت می آمیزند.
محقق در پایان تحقیق به این نتیجه رسیده است که :
دانش انسان شناسی می کوشد تا ژرف ساخت های رفتارهای موجود در فوتبال و فرهنگ مربوط به آن را مورد مطالعه قرار دهد. از این روی به نظر می رسد که به جلوه های اجتماعی و فرهنگی فوتبال در نز مردم باید بر مبنای یک خرده فرهنگ کارناوالی نگریست و آن را از جمله صورت های غیر رسمی فرهنگ مردم دانست. برای عدم تبدیل این خرده فرهنگ به یک ضد فرهنگ باید فرهنگ رسمی را به فرهنگ غیر رسمی نزدیکتر نمود و تعریفی گشاده دست تر از فرهنگ و جلوه های آن ارائه کرد.
4-چرا فوتبال؟عنوان پژوهشی است که توسط جمشید مصیاحی پور ایرانیان، دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران انجام شده است که چکیده و نتیجه آن ذکر می گردد
در این پژوهش آمده است که ماهیت خشونت فوتبال را مورد بررسی قرار می دهد. نویسنده تماشاگران فوتبال را بر اساس چارچوب مفهومی رفتار جمعی ، مورد بررسی قرار می دهد، جماعتی بی شکل، خلق الساعه و با رفتارهای هیجانی ، مقاله حاضر همچنین فوتبال را جایی برای تخلیه و خروج هیجانات احساساتی می داند که در جامعه مدرن متراکم شده است. در این پژوهش نتیجه و
پیشنهادی ذکر نگردیده است.
5-تخلیه منفعل هیجان یا تزریق فعال خلجان (پژوهشی در مورد درگیری های حوادثی مسابقات فوتبال)عنوان پژوهشی است که توسط دکتر رحمت الله صدیق سروستانی، دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران انجام شده است که چکیده و نتیجه آن ذکر می گردد
سؤال اصلی مقاله(پژوهش انجام شده) این است که چرا در میدان های ورزشی و خارج از آن خشونت و در گیری پدیده می آید؟ خشونتی که همواره توان تبدیل شدن به اغتشاشاتی جدی را دارد. این پژوهش از طریق روش گزینشی- ترکیبی و عمدتاً کیفی انجام شده است. نویسنده پس از تقسیم بندی طبقه بندی درگیریها پیش، هنگام، و پس ازمسابقه و داخل و خارج ورزشگاه و امکان شرایط ظهور خشونت را مورد وارسی قرار داده است.
خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهاد این پژوهش به نظر می رسد که داوری های کلی، مبهم و نسنجیده در مورد میزان خشونت و خطرات آن و انگیزه ها و علل و عوامل درگیری و اشتباهاتی که صورت می گیرد به درکی نادرست از متغیرهای دخلی در حوادث کمک کرده است. تبلیغات و تحریکات رسانه ها، ترویج رنگ شناسی به جای قدر شناسی و بت ساختن آن ها، سوء مدیریت بیست و چند ساله مسئولان برگزاری مسابقات و کاست های فزاینده ی آن تحرکات ناسالم باشگاه ها و مربیان، شرط بندها و شرخرها، تربیت نادرست گروهی از طرفداران و تماشاگران تحریک شده، عدم توجه به خصلت های دوره جوانی تأخیر اتقصادی، فرهنگی و تعلیم و تربیتی جامعه نسبت به توسعه سیاسی، بی تجربگی و بی مهارتی نیروهای حافظ نظم و امنیت مسابقات و تشخیص نادرست و برخورد ناشایست آنان با تماشاگران و طرفداران که به جای خشونت زدایی تزریق خشونت می کند. ازجمله مهمترین عوامل بروز نارآرامی ها و آشوب های درون و برون ورزشگاهی قلمداد شده است.
ارائه تعریفی جامع و کامل از ورزش با توجه به کارکردهای مختلف آن در جامعه و همچنین برداشت های گوناگون افراد جامعه از ورزش و انواع فعالیت های ورزشی دارند بسیار مشکل است بخصوص اینکه اگر قصد باشد این تعریف مورد قبول همگان باشد. پاول ویس (1989) در تعریف ورزش می گوید :«ورزش به مجموعه فعالیت های منظم و حساب شده جسمانی اطلاق می گردد که دارای قوانین و مقررات معین و مشخص ، سازمان یافته و تشکیلاتی می باشد که در آن مهارت های حرکتی و توانائی های جسمانی آشکار می گردد و تا حدودی انتفاعی می باشد.» (ویس 1989). شنایدر(1993) و اشیرایترز(1992) ورزش را فعالیت های جسمانی افرادکه تحت قوانین و مقررات مدون و سازمان یافته انجام می گیرد تعریف کرده اند.
واندرزواگ ورزش را اینگونه تعریف کرده است: «ورزش نوعی فعالیت جسمانی رقابتی است که از تجهیزات و امکانات ویژه ای با ابعاد زمانی و مکانی واحدی بهره می گیردو تلاش بهع منظور کسب رکورد اهمیت چشمگیری دارد». نیکسون (1984) می گوید: «ورزش عبارت است از هر گونه فعالیت ،تجربه، فعالیت های شرکت های تجاری در جهت ایجاد تناسب اندام،تفریح ،فعالیت های قهرمانی و اوقات فراغت.» آنان تعریف های پیشین در ارتباط با ورزش را گسترش داده و جامع ساختند.(جهرمی، 1384: 69)
در جامعه شناسی «کارکرد» به نتایج و آثار عینی پدیده ها یا ساخت های اجتماعی اطلاق می شود. هر پدیده اجتماعی کارکرد معینی بر عهده دارد که به نحوی در دوام و اداره جامعه و برطرف نمودن نیازهای جامعه موثر است(ادیبی ،1358) به عبارت دیگر هر گروه یا نهاد اجتماعی عهده دار کارکرد یا وظیفه ای است و تا زمانی که آن وظیفه از نظر اجتماعی الزامی و مورد نیاز باشد کارکرد مذکور نیز دوام می آورد و پایدار می ماند.(توسلی ،1369).
در تحلیل کارکردی، کارکرد های مختلف یک نظام اجتماعی از اهمیت فوق العاده برخوردارند انواع کارکرد ها عبارتند از:
1)کارکرد مناسب: هرگاه آثار و نتایج یک پدیده اجتماعی برای کل جامعه مفید باشد و به تداوم و تثبیت ان کمک کند کارکرد مناسب نامیده می شود. به عنوان مثال شرکت مستمر و منظم در فعالیت های ورزشی (در صورتی که طبق اصول علمی انجام شوند) دارای آثار و نتایج مثبت به ویژه در سلامتی و تندرستی شرکت کنندگان است. در این حالت ، نظام اجتماعی نه تنها نظر مثبت نسبت به این آثار دارد بلکه اهمیتی فوق العاده بر آن قائل است0
2)کارکردهای نامناسب:
هرگاه آثار و نتلیج یک پدیده اجتماعی تأثیر منفی در جامعه داشته باشد، به نحوی که سبب تضعیف یا انحراف نظام اجتماعی شود به آن کارکرد نامناسب می گویند برای مثال دوپینگ (استفاده غیر مجاز از داروها و مواد انرژی زا) در بین ورزشکاران یک امر ناپسند بودذه و خلاف مقررات ورزشی و عرف اجتماعی است و سبب انحراف فکری و کج روی های رفتاری در ورزشکاران می شود این عمل کارکرد نامناسب در ورزش نامیده می شود.
3)کارکرد آشکار
چنانچه یک پدیده اجتماعی دقیقا همان نتایجی را به بار آورد که مورد نظر بوده و بر اساس اصول و اهداف باشد به آن کارکرد آشکار گویند. برای مثال از کارکرد آشکار ورزش می توان تأثیرات ورزش برای آمادگی های جسمانی و افزایش میزان قدرت و استقامت عضلانی را نام برد.
علاوه بر موارد فوق الذکر که درفصول مختلف کتاب به آنها اشاره خواهد شد کارکرد تربیت بدنی ورزش در جامعه نیز از دو جنبه دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.
الف)کارکرد تربیت بدنی و ورزش در ابعاد فردی:در این نوع کارکرد تأثیر ورزش در پرورش صفات و ویژگی های فردی همچون پرورش خصوصیات اخلاقی، رشد شخصیت، اعتماد به نفس،پذیرش مسئولیت های اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرند.
ب)کارکرد تربیت بدنی و ورزش در ابعاد اجتماعی: در این نوع کارکرد تأثیر و یا رابطه این پدیده ها با فرآیند اجتماعی شدن، ورزش و تحولات اجتماعی ، وحدت ملی، افزایش سطح بهداشت جامعه ، رشد اقتصادی و غیر بررسی و تحلیل می شود.(جهرمی.1384 : 35-34)
گروه دیگری از پژوهشگران بر این باورند که ورزش و رقابتهای ورزشی خاستگاه مشکلات است و بازتابهای اجتماعی منفی و ناخوشایندی دارد . یکی از پیشروان جامعه شناسی ورزش ، کارل دیم[1] آلمانی تبار ، 1949، آشکارا این مطلب را خاطر نشان کرده است . وی آن جا که از ورزش و بازی در جامعه سخن می گوید این پدیده ها را «فعالیتهایی بی هدف » می خواند. دیم از رهگذر تحلیل اندیشه های تئوریک غربی به این نتیجه رسیده است . اماگفتنی است که وی بعدها از این نظر خود عدول کرد و اظهار داشت که ورزش نیروهای زیستی را غنی می سازد ، اما نه همیشه در جهت درست . از این رو ، او توصیه می کند که ورزش با راهنمایی تربیتی همراه شود . او می گوید عالی قدرترین و بزرگترین استاد ورزشی جهان، بدون وجود متخصص تربیت بدنی و ورزش که او را با صلاحیت بار آورد ، هیچ ارزشی ندارد.
آرنوپلاک [2] آشکارا و بی پروا گفته است که ورزش چیزی جز نوعی پرخاشگری نیست ، حتی اگر ادعا شود بی ضرر است ، چون تأثیر روانی ناخودآگاه ورزش به معنای ایمان نداشتن به جدی بودن خود انسانی و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی انسانی می باشد ؛ زیرا ورزشکاران رقابتی متهمند که در راه رسیدن به پیروزی از ترفند و نیرنگ استفاده می کنند.
لوشن در تحقیق برجستة خود، ورزش و کشمکش و حل کشمکش، فهرست پژوهشگرانی را آورده است که جنبههای منفی رقابتهای ورزشی را بررسی کرده اند ، مانند مظفر[3] و کارولین شریف[4] که در سال 1961 به شیوهای میدانی و عملی ثابت کردند که خود بیانی در ورزش تا چه حد بر خشونت و پرخاشگری تأثیر می گذارد تا جایی که گفته می شود مسئولان و دست اندرکاران این تجربه مجبور شدند برای پایان دادن به پاره ای درگیریها که میان باشگاه های شرکت کننده در تجربه های تحقیقی رخ داده دخالت کنند .
لوشن شماری از نویسندگان و پژوهشگرانی را که بر جنبه های اجتماعی منفی ورزش انگشت نهاده اند نام می برد که شاید نامدارترین آنها پاسکال[5] و وبلن[6] باشند این عده برای ورزش و ورزشکار در خلال رقابت ، موضعی عدمی و بی فایده قائل شده اند چنانکه نتیجه گیری دورو[7] که می گوید مسابقات بیس بال از جنبة حمایت و کمک تربیتی ضعیف و ناچیز است این مطلب را روشن می سازد ریچارد سایپس[8] با بررسی چند نمونةفرهنگی ، به این نتیجه رسیده که گونه های خشن ورزش تمایلات پرخاشگرانه را رشد میدهند. البته این نتیجه گیریها از جهاتی در خور تأمل و انتقادند مهمترین آنها این است که سایپس ملاحظات اجتماعی فراوانی را نادیده گرفته است از جمله این که تحقیق خود را برروی اقوام دارای فرهنگ ابتدایی انجام داده است .( شیخی ،1381: 58 - 56)
در طول تاریخ بازی ها و فعالیت های ورزشی با سایر پدیده های زندگی اجتماعی ارتباط بسیار نزدیک داشته اند. همان گونه که پدیده های اجتماعی رشد وتوسعه یافته اند، ورزش نیز محتول شده و تغییرات اساسی در آن بوجود آمده است.اگر چه آثار و نوشته های مکتوب تاریخی در مورد بازی ها و فعالیت های ورزشی در گذشته بسیار کم و محدود می باشد، اما مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که انواع فعالیت های جسمانی که ما امروزه آنها را به عنوان ورزش می شناسیم در همه جوامع و فرهنگ ها وجود داشته است.
جامعه شناسان ورزشی در غرب به منظور بررسی تاریخ گذشته ورزش معمولا بر روی 5 موقعیت تاریخی که در آنها تحولات اساسی در پدیده های اجتماعی رخ داده متمرکز می کنند عبارتند از: 1-یونان باستان 2-ورزش در روم 3-ورزش در اروپای قرون وسطی 4-ورزش اروپا در زمان رنسانس و دوره تجدد گرایی 5-ورزش در جریاتن انقلاب صنعتی و یکصد سال گذشته
جامعه شناسان برای تحلیل روند حرکتی ورزش در طول تاریخ و در گذر زمان و مکان عمدتا بر روی 7 ویژگی و شاخص عمده که عملکرد فعالیت های جسمانی و ورزش ها را مشخص می کرده اند تأکید ویژه داشته اند. که عبارتند از: 1-سکولاریسم ورزشی2-برابری در ورزش 3-تخصص گرایی در ورزش 4-استدلال های عقلی و منطقی برای ورزش5-دارای تشریفات اداری شدن6-کمی شده ورزش و 7-ثبت رکورد ها در ورزش.
مردمان نخستین به علت احتیاجات روزمره و گذران امور زندگی و رقابت با محیط های طبیعی به افزایش قدرت بدنی احتیاج داشتند لذا افرادی که از نظر قدرت بدنی در سطح بالایی بودند بر دیگران مزیت داشتند. در دوران باستان تربیت جوانان ایرانی بیشتر جنبه اخلاقی و جسمی داشت جوانان ایرانی می بایست تیراندازی ماهر، سوارکاری شجاع و راستگو باشند،مورخان، نویسندگان و شاعران در کتاب ها و آثار بر جای گذاشته هر یک به نحوی ورزش را ستوده و انواع بازیهای ورزشی را برای کسب قدرت بدنی، سلامت جسمانی، کسب صفات پسندیده و نیکوی اخلاقی معرفی کرده اند.
بعد از سال های 1300، بسیاری از پدیده های اجتماعی از جکله اقتصاد ،هنر، آموزش و پرورش ،سیاست، فرهنگ دگرگون شدند، دولت ها و برنامه ریزان آن روز ایران ، الگوهای توسعه و تکامل در بسیاری از زمینه های فوق را از کشورهای غربی گرفتند. ورزش نیز به عنان بخشی از جامعه از این قاعده کلی مستثنی نبود.
بسیاری از بازی ها و برنامه های ورزشی که امروزه به صورت رشته های مختلف ورزشی انجام می شوند و هر کدام دارای تشکیلات مستقلی به نام فدراسیون ورزشی می باشند . عمدتا در سال های بعد از 1300 هجری شمسی در کشور پایه گذاری شدند.
برگزاری هفتمین دوره بازی های آسیایی در تهران در سال 1352 و کسب مقام دومی ایران در این بازی ها نقطه عطفی در ورزش کشور محسوب می شود. پس از این رویداد بزرگ ورزشی، رشته های مختلف ورزشی به سرعت توسعه یافت و برگزاری لیگ های معتبر ورزشی مثل فوتبال در ایران رایج گردید.
رویکرد های گذشته فوتبال نشان می دهد که فرهنگ ورزشی به طور کلی، و فرهنگ ورزشکاران در مقایسه با غیر ورزشکاران چه می تواند باشد یا اینکه بر یک نظام افتراق فرهنگی متکثر و ظریف تأکید می کنند که دنیای ورزش ها وسپهر هر ورزش را تقسیم بندی می کند تا نشان دهد که به هزاران شیوه می توان ورزشکار بود.
یک رویکرد دیگر درصدد است بر مبنای تنها یک ورزش «روح» ارزش ها و مناسک آن را با هدف ارائه تحلیلی بر پر و پیمان از همه رقم اطلاعات جامعه شناختی آشکار نماید.
همکاری تنگاتنگ جامعه شناسی و روان شناسی در مطالعه فوتبال، ویژگی این رویکرد است با مطالعاتی در مورد بازی،هوادران، و بازیکنان فوتلا و نیز مطالعاتی درباره بازتاب های فرهنگی ورزش فوتبال در کشور های مختلف از جمله انگلستان ، ایتالیا، فرانسه، یا برزیل.
در یک بررسی تطبیقی میان شهرهای مارسی و تورینو، گروه پژوهشی برومبرژه، هایو و ماریوتینی(1994) . در صدد کشف منطق رفتار هوادار فوتبال هستند. اعتراف سازمان دهنده یک باشگاه هواداران فوتبال در مارسی ابعاد احساسی رابطه با بازی و نیز فعالیت های معمولی را نشان می دهد که هماهنگ سازی این حمایت عمومی از یک اکیپ فوتبال در زمین بازی ایجاب می کند. زندگی نامه کامل شخصیت سازمان دهنده با حضور باشگاه رقم خورده است و اشتیاقش برای فوتبال در سی یک دوره تربیت دینی ظاهر شده است. مولفان تغییرات در باشگاه هوادران فوتبال را در مراحل گذار زندگی اجتماعی اعضای باشگاه (ازدواج، تولد فرزندان) بازسازی می کنند و نشان می دهند چگونه این مراحل یگانگی اجتماعی در فضای استادیوم ، با جلوس اعضای باشگاه در جایگاه های اختصاصی ، به عنوان نماد پایگاهی متمایز در شهر مارسی بازتاب می یابد.
لازم بود که قبلا (کاری که طی یک بررسی در جریان مسابقه در دسامبر 1985 انجام شد) افتراق اجتماعی فضای استادیوم، مخصوصا تفاوت های میان جایگاه غرب و شرق و نیز میان یال های شمال و جنوب، استادیوم شناسائی شود. نمایش فوتبال دارندگان انواع مشاغل را به استادیوم می کشاند منتها اکثریت با کارمندان است و در مجموع «کارگران +کارمندان» 70 درصد حاضران در استادیوم را تشکیل می دهند.(که 69 درصد آنان مرد هستند با اکثریت گروه سنی جوان). وقتی در یک شهر دو باشگاه به رقابت می پردازند، افتراق خاستگاه اجتماعی هوادران باشگاه های مبنای نمادی رقابت را می سازهد: مثلا در شهر تورینو(ایتالیا) باشگاه مردمی لتورو[9] مورد حمایت کارگران حومه نشین با باشگاه شرکتی یونتوس[10] که از سوی مهاجران فیات، دانشجویان و ساکنان منطقه شهری تورینو حمایت می شود در رقابتند. انجمن هواداران باشگاه ها تشکیل شده است، نقشی حمایتی این انجمن ها روزبه روز مهم تر می شود. زیرا باشگاه ها به مرور هویت گروه محلی شناخت متقابل بودنشان را از دست می دهند گروهی که در آن تماشاچیان چهره به چهره بازیکنان را می شناختند، اکنون خاطره ای متعلق به گذشته است. باشگاه های فوتبال با مبدل شدن بیش از بیش به سازمان های نمایش که بازیکنان را از تماشاچیان جدا می کنند، شاهد ظهور انجمن های هواداران هستند و باید با آنها مذاکره کنند. به عنوان مثال در ایتالیا باشگاه های بزرگ فوتبال از سوی شبکه های واقعی انجمن های هواداران که در سال های 70-1960 فدراسیون تشکیل می دهند، حمایت می شوند (Giulianotti etal , 1994) . هواداران فوتبال ایتالیائی فرهنگ عامه نیرومندی با بودجه کلان ایجاد کرده اند انسان شناس اینجا در برابر دنیای سرشار از معانی جادوئی – دینی قرار دارد: «وظیفه او این نیست که معانی نمادی تماشاچیان فوتبال را در کلیت اش تحلیل کند بلکه می باید فرآیند ها و میانیجگری هایی را که از زمین فوتبال مکان ممتازی برای تأکید برخی ارزش ها می سازد در ویژگی اش قابل فهم سازد» چرا فوتبال و نه ورزشی دیگر؟ اگر فوتبال ورزشی مناسکی است خصوصیات اصلی اش (متمایز کننده یا مشترک با مراسم مناسکی دیگر) کدام اند؟
از زمان عالمگیر شدنش، فوتبال از لحاظ اجتماعی بسیار متنوع شده است و دیگر چون در ابتدای ظهورش ورزش انحصاری حومه های شهرهای صنعتی یا حوضه های معدنی نیست. بررسی نشان می دهدکه تماشاچیان فوتبال« از قشرهای مختلف جمعیت هستند و چهره جامعه شناختی یک شهر یا یک منطقه را بازتاب می کنند». و با مسابقات جام ها و قهرمانی ها در سطوح مختلف جغرافیایی (کشوری، منطقه ای، قاره ای، جهانی) گستره به حداکثر می رسد «و تماشاچیان در هر مسابقه حمایتی پر معنا برای نماد پردازی یک وجه از هویتشان عرضه کنند».
هنگامی که محققان و طرفداران نظریه کنش متقابل نمادی به مطالعه و تحقیق در تربیت بدنی و ورزش می پردازند غالبا براین موضوع تأکید می کنند که چگونه افراد معانی و مفاهیم را توسعه می دهند. و نحوه مشارکت آنها در ورزش به چه شکل است؟ واینکه این معانی و هویت ها چگونه بر رفتار آنها و ارتباطشان با دیگران تأثیر می گذارد ؟ هدف از این تحقیقات این است که یک نوع بازسازی داشته و آنچه واقعا در ذهن افراد وجود دارد توصیف نماینداگر اهداف بدرستی فهمیده شود آنگاه می توان تفکرات و روش های فرهنگی را تولید نمود و ادامه داد. واینکه چگونه تفکرات و ایئولوژی های فرهنگی با مسایل و موضوعات اجتماعی پیوند می خورد و مورد استفاده قرار می گیرد طرفداران نظریه کنش متقابل روش های تحقیقی را طراحی می کنند و بر اساس آن به جمع آوری اطلاعات می پردازند . اطلاعات جمع آوری شده عمدتا پیرامون این مسئه است که چگونه افراد دنیای اجتماعی خودشان را می بینند و چکونه با آنها ارتباط بر قرار می کنند.
بنابراین محققان مطالعات خود را براساس مشاهدات و بازنگری عمیق انجام می دهند. این روش ها بهترین شیوه به منظور درک اینکه افراد چگونه موقعیت ها را تعریف می کنند و در این تعاریف در زندگی اجتماعی بهره می گیرند محسوب می شود. پیتر دانلی و کوین یانگ (1988) بر اساس نظریه کنش متقابل به بررسی و جمع آوری اطلاعات و تجزیه وتحلیل مشاهدات خود درباره زندگی دو گروه از قهرمانان کوهنوردی و راگبی پرداختند نتایج تجزیه و تحلیلی آنها منجر به ارایه الگویی در خصوص فرآیند تعیین ساختار هویتی ورزشکاران مورد مطالعه گردید.
محققان فوق در خصوص وضعیت فردی ورزشکاران و خصوصیات و ویژگی های شخصیتی و رفتاری آنان در یک دوره نسبتا طولانی تحقیق کردند . آنها 5 مرحله را در این تحقیق مشخص کرده اند
1)اطلاعات و دانش کسب شده در خصوص ماهیت و ویژگی های رشته ورزشی
2)وابسته شدن به گروه مشخصی از ورزشکاران رشته ورزشی
3)بررسی هنجارهاو ارزشهای مورد نظر اعضای گروه
4)پذیرش عضویت گروه
5)تجربیات عملی ورزشکاران کوهنوردی و بازیکنان راگبی در طول مشارکت ورزشی و شرکت در تمرینات(شیخی .1384 :129-128)
نظریه مبادله اجتماعی از جمله دیدگاه های جدید در علوم اجتماعی و جامعه شناسی به شمار می آید و سابقه طرح آن به دهه 1950 باز می گردد در حال حاضر این نظریه تبدیل به یک رشته حائز اهمیت در نظریه های جامعه شناختی شده و به کسب جهت گیری های جدید ادامه می دهدنظریه مبادله اجتماعی بر این فرض استوار است که همه افراد جامعه در حال داد و ستد هستند و یک ساختار محاسباتی وجود دارد که همواره مزایا و زیان های هرگونه کنش متقابل را مورد سنجش قرار می دهد این سنجش آگاهانه یا ناخود اگاهانه در کلیه فعالیت ها انجام می پذیرد و ارزش رفتارها را در کلیه وضعیت ها تعیین می کند نظریه مبادله نه تنها با رفتار فردی بلکه با کنش متقابل بین مردم که مستلزم رد وبدل شدن پاداش ها و مجازات هاست سر وکار دارد. پیش فرض بنیانی این نشریه این است که احتمال استمرار کنش های متقابل هنگام مبادله پاداش ها بیشتر وجود دارد و برعکس کنش های متقالبی که برای یک طرف یا هر دوطرف در بردارنده هزینه هستند از احتمال بسیار اندکی برای تداوم برخوردار می باشند (ریتزر،1988)
در نظریه مبادله اجتماعی، ورزش نهادی است که مشارکت کنندگان در آن به دادو ستد ارزش های مادی و غیر مادی مبادرت می ورزند به اعتقاد صاحب نظران این دیدگاه ورزشکاران ،به ویژه ورزشکاران حرفه ای و بین المللی چه در هنگام انجام فعالیت ورزشی و چه پس از آن در دوره بازنشستگی ورزشی همواره این پرسش اساسی را نزد خود مطرح می سازند که آیا فعالیت ورزش شان برای آنها ارزشمند بوده است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم مقوله بندی هزینه ها و پاداش هایی است که فرد ورزشکار در طول دوران فعالیت ورزشی خوداز آنها بهره برده است.
کاربرد نظریه مبادله اجتماعی در ورزش امکان مشخص نمودن اشکال اصلی رفتار اجتماعی در ورزش و درک صحیح تر و بهتری از ماهیت نهاد ورزش را فراهم می آورد. مثلا در تمرینات ورزشی مربی ممکن است برای رسیدن به هدف از فشارهای تمرینی بیش از حد استفاده کند و یا اینکه آزادی عمل بیشتری را به بازیکنان شاخص و کلیدی تیم ورزشی نسبت به دیگر ورزشکاران بدهد. ولی در بعضی موارد می توان گفت این اعمال مورد تأیید ووافق جمع نمی باشد. بنابراین مهم است که ببینیم در چه جامعه ای زندگی می کنیم و آن جامعه چه چیزی را سود آور و چه چیزی را زیان آور می داند. ممکن است در جامعه ای خرید وفروش بازیکن تحت عنوان ورزشکاران حرفه ای امری کاملا پسندیده باشد ولیدر جامعه دیگر این امر وجاهت عرفی و قانونی نداشته باشد. بنابراین اگر بخواهیم چنین امری را مرسوم نمائیم، باید با تبلیغ، سطوح رفتاری، سلیقه ها، عواطف و احساسات مردم را تغییر دهیم و به توافق های جمعی برسیم.(جهرمی ،1384، 131-129)
بنیادنظریه کارکردگرائی که تقریبا از اندیشه و بنیان گذاران تفکر اجتماعی مغرب زمین بهره گرفته بر این اصل استوار است که: هر کل مرکب از اجزایی است که به نحو خاصی با هم ترکیب شده اندو حتی اگر هر دوبخش یعنی اجزا و کل دچار تغییر و دگرگونی هم شوند باز هم به حفظ و ثبات کمک می کند.(طوسی ،1376)
نظریه کارکرد گرائی مطالعات جامعه شناختی خود را براساس نگرش «سیستمی» مورد مطالعه قرار می دهد . در نگرش سیستمی بخش های کوچک سازماندهی شده در ارتباط با یکدیگر بوده و هویت کل جامعه را می سازند.
اساس و بنیان کارکرد گرائی همچنین براین واقعیت استوار است که کلیه سنن، مناسبات و نهادهای اجتماعی دوام وبقایشان به کار یا وظیفه ای بستگی داردکه در نظام اجتماعی یعنی«کل» بر عهده دارند. آنچه مطرح است فایده و سودمندی آنها در کل نظام است. زیرا مبادله را تسهیل می کنند تا کلیه گروه های درگیر از آن بهره جویند و حتی نهادهای موجود اگر از لحاظ اقتصادی سودمند نباشند از جهات غیر اقتصادی سودمندند، یعنی در کل نظام دارای کا و وظیفه اند. نظریه کارکرد گرائی به الهام از آثار جامعه شناسان بزرگی همچون هربرت اسپنسر و امیل دورکیم شکل گرفته است اسپنسر معتقد است که جامعه همانند اندام فرد است. وی 6 نوع شباهت جامعه بشری را با اندام انسان به شرح ذیل برشمرد:
1-هر دوی آنها به سبب قابلیت رشد دوران حیات خود، از مواد غیر اندامی متمایزند.
2-هر دوی آنها با افزایش حجم،دارای ساختمان پیچیده تری می گردند.
3-در هر دوی آنها تمایز فزآینده ای در ساخت با تمایز در عملکرد همراه است.
4-در هر دوی آنها اجزا و کل با همدیگر مرتبطند. به طوری که تغییر در هر جزء باعث تغییر در اجزا دیگر می شود.
5-در هر دوی آنها، هر جزئی از کل بخودی خود جامعه یا اندامی کوچک است.
6-در هر دوی آنها حیات کلی می تواند نابود شود در صورتی که اجزا می توانند تا مدتی به زندگی خود ادامه دهند.(صبوری؛ 1376)
در مکتب کارکرد گرائی ، جامعه مانند بک نظام سازمان یافته، با ثبات و منسجم در نظر گرفته می شود که اکثر افراد آن درباره ارزش های اساسی و بنیادین آن بایکدیکر توافق دارند. همبستگی عناصر با یکدیگر و همبستگی کل با اجزاء مسلتزم بقای کل و مفید بودن اجزاء و مشارکت هر یک از عناصر در بقای ساخت نظام است که گوئی مانند یک ماشین یا دستگاه مکانیکی به هم مرتبط هستند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند بعنوان مثال، مسئله آموزش در یک موسسه تأثیر زیادی در کل موسسه دارد و هر بخش در بخش های دیگر تأثیر می گذارد. در این دیدگاه هماهنگی و همکاری میان نهادهای اجتماعی مانند(خانواده، آموزش و پرورش، اقتصاد، حکومت، مذهب، فراغت)در کارایی و اثر بخشی کل سیستم تأثیر مطلوب خواهد داشت.
به هر حال یکی از اساسی ترین مفاهیم در کارکرد گرائی مفهوم « نظام اجتماعی » است کارکرد گرایان شباهت زیادی میان نظام اجتماعی با اندام موجود زنده، قائلند. همچنان اندام موجودات زنده در همبستگی کل بعنوان یک نظام موثر است به همان ترتیب پدیده های تشکیل دهنده یک نظام اجتماعی نیز که اجزای آن نیز محسوب می شوند در همبستگی و بقای کل نظام تأثیر دارندو این همبستگی هم در روابط کارکردی و هم در مجموعه سیستمی ظاهر می شود. و باعث نوع سازگاری و تعادلمیان اجزا می شود. بر اساس نظریه کارکرد گرائی چنانچه یک سیستم اجتماعی بخواهد بر صورت اثر بخش در درون جامعه به فعالیت ادامه دهد می بایست بر روی 4 مورد تأکید شود:
1-اول اینکه یک روش آموزشی به منظور آموزش افراد باید در سیستم بوجود اید محتوای آموزشی عمدتا بر روی ارزش های اساسی، قوانینو مقررات و هنجارهای اجتماعی که برای زندگی اجتماعی مورد نیاز می باشد، تأکید دارد. البته ارزش ها و هنجارهای اختصاصی نیز برای هر یک از فرصت ها یا موقعیت هتی اجتماعی نیز وجود دارد که در مواقع مورد نیاز آموزش داده می شود.
2- دوم اینکه یک سستم می بایست مکانیسم های اجتماعی را در خود داشته باشدتا بتواند افراد را دور هم جمع کند، نهادها با هم همکاری داشته و یکدیگر را کامل کنند و ارتباطات سالم اجتماعی در میان افرادبرقرار گردد.
3-سوم روش هایی برای آموزش افراد باشد که آنها به وضوح و سادگی درک کنند که اهداف چیست؟ کدام هدف دارای اهمیت است و راههای رسیدن به اهداف چگونه است؟
4-چهارم، یک سیستم اجتماعی می بایست ساختاری را به وجود آورد که در برابر تغییرات اجتماعی و تحولات محیطی و عوامل اثر گذار بیرونی، نظم درونی خود را حفظ نموده و تغییرات درون سیستم و بیرون سیستم به صورت هماهنگ و متعادل انجام گیرد.(جهرمی ، 1384 :113-111 )
همان گونه که در اغاز فصل بیان شد بسیاری از افرادجامعه مانند نوجوانان، جوانان ، بازنشستگانبه نحوی روزافزون گذراندن اوقات فراغت را بیش از کار مورد توجه قرار داده اند. حتی برای آن دسته از افرادی که شغل تمام وقت دارند وجود روزهای تعطیل که مزد آنها پرداخت می شود بسیار زیاد هستند. برنامه ریزان و مسئولان اجتماعی در بحث پبرامون فراغت اغلب وقت های آزاد در طول هفته را مورد توجه قرار داده اند. اما امروزه مسافرت های کوتاه مدت در پایان هفته و روزهای تعطیل، مسافرت های بین کشورهای مختلف تحت عنوان جهانگردی یکی از موضوعات یاتس که ذهن بسیاری از محققان و برنامه ریزان را بخود مشغول کرده است. مسافرت های کوتاه مدت در پایان روزهای هفته به عنوان یک پدیده مهم تلقی می شود. بسیاری از افراد و خانواده ها به منظور گذراندن اوقات فراغت در پایان هفته برنامه ریزی می کنند. پیشرفت در وسایل نقلیه، احداث جاده های مطمئن و وجود وسایل ترابری با کیفیت و ارزان مانند قطارهای زیرزمینی(مترو) عامل موثری در افزایش مسافرت ها شده است. موضوع مهم بررسی ارتباط بین برنامه ها و فعالیت های ورزشی و مسافرت هاست. مکان های تفریحی، اماکن طبیعی و باستانی و برنامه های تفریحی ورزشی و حوادث و رویدادهای ورزشی دارای جذابیت هایی است که همه هفته تعداد بسیار زیادی از افراد را به سوی محل های تفریحی و ورزشی می کشاند. انگیزه افراد خواه برای گذراندن اوقات فراغت باشد و خواه برای هر موضوع دیگر، مهم این است که آنان تصمیم گرفته اند از شهر و خانه خود بیرون آمده و از جذابیت ها، زیبائیهاو برنامه های تفریحی و جه درحوزه ورزش های قهرمانه و حرفه ای نقش بسیار مهم و ارزشمندی در مسافرت های افراد پیدا کرده است. به همین دلیل شرکت ها و سازمان های تجاری و تفریحی و ورزشی اقدام به سرمایه گذاری در زمینه ایجاد سرگرمی های متنوع، مهیج، بانشاط کرده اند.زیرا ورزش یکی از متداولترین عامل ایجاد انگیزه برای مسافرت ها(چه مسافرت های کوتاه مدت در درون کشور و چه جهانگردی) است.(هاوکینز و هودمن،1989). فعالیت ها و برنامه های متنوع ورزشی قادر است تعداد بسیار زیادی از افراد جامعه از قشرهای مختلف، جنسیت ها وسنین مختلف را در روزهای تعطیل به ورزشگاه ها، مراکز ورزشی-تفرحی و اردوگاه ها بکشاند. (همان :317)
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
بند 3 ماده 59 مصوب 1370 اعمال زیر جرم محسوب نمی شود.
حوادث ناشی از عملیات ورزشی مشروط بر آن که سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و این مقررات هم با موازین شرعی مخالفت نداشته باشد.
با تصویب ماده 32 سال 1361 و نیز ماده 59 سال 1370 به هر حال بسیاری از معضلات و مشکلات ورزشکاران، مربیان و داوران را حل کرده است. گرچه برای تکمیل این بند و ماده نیاز به تحقیق و پژوهش بیشتر و تدوین و تصویب قوانین جدید و آیین نامه های اجرایی داریم اما فعلاً وجود این نص قانونی در رفع مشکلات و حوادث ناشی از ورزش کارسازی نسبی و مشکل گشای ورزشکاران، مربیان و مدیران و داوران بوده است. با شروط مقرر در قانون مذکور حوادث ناشی از عملیات ورزشی را نمی توان جرم محسوب کرد زیرا اولاً هدف اساسی و اصلی عملیات ورزشی، پرداختن به امر ورزش به منظور تقویت جسم و روج در افراد کشور است نه اعمال مجرمانه و غیر قانونی.
ثانیا ً، رضای قلبی و قصد طرفین برای فعالیت ورزشی که در واقع با تراضی و موافقت هر دو ورزشکار عملیات ورزشی صورت گرفته و حالا صدماتی یا جراحاتی به یک طرف یا طرفین وارد شده.
ثالثاً، مقررات ورزشی و رعایت آن مقررات از جمله موانع سوء استفاده از قانون مذکور است. زیرا در مقررات و موازین ممنوعیت عملیات خطرناک و اعمال خلاف روحیات ورزش و جوانمردی و ذکر عناوین کلی دست داوران و مربیان را در تشخیص باز می گذارند تا بتوانند تصمیم منصفانه و عادلانه اتخاذ کنند.
4- زیرا اگر مطابق بند 3 ماده 59 مقنن کلیه حوادث ناشی از عملیات ورزشی را جرم می شناخت چه برابر مقررات و ضوابط و چه برخلاف آن قطعاً می توانست باعث عدم پیش رفت و توسعه ورزش باشد بنابراین جرم ندانستن عملیات ناشی از حوادث ورزشی وفق مادة قانونی مذکور یک نیاز و ضرورت اجتماعی وورزشی برای پیشبرد اهداف ورزش و ایجاد امنیت خاطر برای ورزشکاران، مربیان و داوران می باشد که به ورزش مورد علاقه خود با اطمینان خاطر و آیین جوانمردانه بپردازد.
5- حال اگر فرض کنیم که ورزشکاری می تواند با اجرای صحیح یک حرکت ورزشی منطبق با رعایت اصول و موازین خاص آن ورزش صدمه مهمی به حریف خود بزند به طور مثال در کشتی یا بکس یا فوتبال وارد کند و مصدوم نیز علیه حریف خود مبادرت به شکایت کند آیا دادگاه می تواند چنین ورزشکاری را که اعمالش براساس موازین و مقررات ورزشی بوده و مورد تایید خبرگان وکارشناسان و صاحب نظران آن ورزش خاص نیز بوده محکوم به مجازات های مختلف مانند قصاص، دیه یا تعزیر کند؟ مسلما پاسخ به این پرسش منفی است مگر آنکه قاضی بتواند سوء نیت ورزشکار مقابل را که عامداً و قاصداً مرتکب ایراد صدمه شده است اثبات کند.
1- عملیات ورزشی توسط ورزشکاران در مکان و زمان
2- ورزشی بودن عمل
آنچه در بررسی برخورد با حدوث صدمات ناشی از ورزش برای مسؤولان و کارشناسان و حتی محاکم و دادگاه ها اهمیت دارد ورزشی بودن عمل است با رعایت مقررات ویژه آن ورزش یعنی بایستی عمل ورزش و توسط ورزشکاران انجام گرفته باشد برای مثال پرتاب لگد و زدن بوکس به صورت حریف که در منازعات محلی و کوچه و خیابان رخ میدهد عملی غیر ورزشی است و توسط افراد غیر ورزشکار و احتمالاً شرور و ماجراجو به وجود می آید که چنین اعمال مسلماً در شمول بند و ماده قانون فوق الذکر نیست زیرا توسط ورزشکاران انجام نگردیده و جنبة ورشی هم نداشته است و خارج از محل و مکان ورزشی نیز روی داده است.
3- مکان در حوادث ورزشی
اعمال ورزشی اگر توسط ورزشکاران هم انجام گرفته باشد بایستی در مکان خاص خود باشد و در اماکنی که برای آن وزش بخصوص تدارک و تهیه شده در نظر گرفته اند همانطور که می دانید ورزش فوتبال در زمین فوتبال و ورزشی کشتی در سالن کشتی و بر روی تشک کشتی انجام می گیرد و استفاده از تشک فعالیت های ورزشکاران را آسان و ساده و خطرات را به حداقل ممکن تقلیل می دهد و در غیر این صورت اجرای فنون سالتو یا لنگ بر روی غیر تشک و داخل کوچه و خیابان و غیر مکان ورزشی نمی تواند در صورت بروز حوادث و صدمات بدنی حتی اگر طرفین هم ورزشکار باشند به علت انجام عمل در مکان غیر ورزشی از ماده قانون مربوط به حوادث ورزشی استفاده کرده و در شمار آن حوادث قرار داده شود و قانون این حرکت را در خیابان یک عمل ورزشی و در مکان ورزشی نمی شناسد.
4- زمان در حوادث ورزشی
زمان در ورزش از جهاتی برای ورزش های خاص به دو دسته تقسیم می شود :
دسته اول : ورزش هایی که دارای زمان مشخصی هستند و بایستی در همان زمان مشخص که مقررات معین کرده و مشخص گردیده انجام گیرد و این ورزش ها در ساعت معینی شروع شده و در زمانی تعیین شده برابر مقررات و موازین خود پایان می یابد مانند فوتبال که در دو وقت 45 دقیقه ای و یا کشتی که در زمان معین شده از پیش با سوت داور شروع و با سوت و اعلام داور در پایان وقت قانونی و مقررات خود خاتمه می یابد. در این گونه ورزش ها عملیات وزشی منجر به صدمه در همان زمان معین و مقرر البته با رعایت تمام شرایط و ضوابط جرم محسوب نمی شود. ولی اگر حادثه در روی تشک اما قبل از شروع مسابقه یا پس از خاتمه مسابقه حتی با اجرای یک فن صحیح منجر به صدمه گردد عمل جرم محسوب، و از حدود قانون حوادث ورزشی خارج می گردد. مثال دیگر این که کشتی گیر در حال اجرای فن است ولی به علت پایان وقت قانونی سوت داور به منظور اعلام و پایان مسابقه حریف را سالتو و یا با عملی دیگر هر چند صحیح مصدوم کرده باشد این ورزشکار از دیدگاه قانون مسؤول بوده و بایستی مسؤولیت اعمال خود را به عهده بگیرد و در زمان های مختلف که ورزش یا مسابقه به طور موقت به علل مخلتف توسط داور متوقف می باشد هرگونه عمل ورزشی حتی اگر خطا هم نباشد که منجر به حادثه و ایراد صدمه گردد جرم و قابل مجازات است.
دسته دوم : از لحاظ زمن ورزش هایی هستند که محدودیت زمانی ندارند مانند والیبال، تنیس، تنیس روی میز که با شروع بازی یا مسابقه شروع و با نتیجه بازی یا مسابقه خاتمه می یابد در تمام این قبیل ورزش ها زمان قانونی از شروع اولیه حرکت با سرویس یا گیم و خاتمه آن اعلام نتیجه برد با باخت یا گیم توسط داوران است. در زمان قانون فوق اگر حادثه ای رخ دهد مانند حوادث در زمان ورزش بوده و همانند دسته اول چنانچه صدمه ای پیش آید که در زمان بازی و گیم های آن بوده مانند مورد اول خواهد بو د.
5- رعایت مقررات ورزشی در حوادث و صدمات بدنی
مهمترین شرطی که در بند 3 ماده 59 قانون فوق الذکر آمده و عملیات ورزشی را در صورت رعایت آن شروط جرم محسوب نمی کند رعایت مقررات وموازین به آن ورزش می باشد که در قانون تصریح شده که آن مقررات هم با موازین شرعی مخالفت نداشته باشد.
براین پایه اصل آن است که حوادث ورزشی از صدمات ناشی از آن در صورتی که رعایت مقرارت و ضوابط آن ورزش خاص در آنها رعایت شده باشد جرم نبوده و برعکس چنانچه در اثر نقض مقررات در ورزش حادث گردد، جرم می باشد ورزشکار متخلف برحسب (شدت و ضعف) مجازات خواهد شد.
6- مقررات و موازین ورزشی
هر ورزش دارای قواعد مدون بوده و دارای مقررات خاص خویش است که معمولاً در مورد مسابقات بین المللی فدراسیون های بین المللی مقررات و ضوابط تدوین شده خود را در مورد ورزشکاران، داوران و مربیان آن ورزش خاص اعمال و اجرا می کنند در مواردی که قواعد مدونی وجود ندارد قاضی با مراجعه به عرف و عادات مسلم جامعه و استعلام نظر از کارشناسان ذی صلاح آن ورزش و کشف این مطلب که حادثه در نتیجة نقض مقررات ورزشی بوده یا خیر حکم شایستة قضایی صادر خواهد کرد.
7- مقررات ورزشی
مقررات ورزشی ناظر به عملیات ورزشی هر ورزش تحت عنوان آیین نامه، قوانین یا مقررات حرکات خطا را دقیقاً با ویژگی های خود تعیین کرده وبه طور آکادمیک یا تجربی به ورزشکاران و مربیان و داوران خود آموزش داده است. و داوران به استناد همین مقررات اعمال خلاف و خطا را تشخیص می دهند.
8- عمدی یا غیر عمدی بودن یک حرکت ورزشی
یک حرکت ورزشی خلاف مقررات در اصل مسؤولیت تخلف ورزشکار تأثیری نداشته منتهی عمدی یا غیر عمدی بودن آن فقط در مقدار و میزان مجازات موثر خواهد بود به طور مثال اگر حرکت منجر به ایراد صدمه، عمدی باشد و حریف مقابل عامداً و قاصداً مبادرت به آن حرکت کرده باشد موجب قصاص می شود و چنانچه غیر عمدی باشد مرتکب به سایر مجازات های محکوم خواهد شد چنانچه یک عمل ورزشی منجر به نقص عضو، توسط داور مسابقه خطا محسوب نشده و داور هم معتقد به خطا نباشد حق شکایت برای مصدوم محفوظ و اعتراض شاکی به نظر داور و نیز خطا بودن یا نبودن حرکت مانع اعلام شکایت نخواهد بود و دادگاه در این قبیل موارد از نظر کارشناسان و متخصصان فنی و صلاحیت دار آن ورزش استفاد خواهد کرد.
9- مقررات ورزشی ناظر بر وسایل ابزار و تجهیزات
یکی دیگر از مقررات ورزشی موضوع وسایل و اسباب و آلات آن است که مورد استفاده ورزشکاران قرار می گیرد. این وسایل و ابزار همان طوری که مقررات مقرر داشته بایستی مجاز و قانونی بوده و مطابق استاندارد و ضوابط مدیریت یا فدراسیون مربوطه باشد .بنابراین وسایل و اسباب مورد استفاده ورزشکاران نیز بایستی مطابق مقررات و استانداردهای تهیه شده و در اختیار آنان قرار گیرد. به طور مثال کشیدن پای حریف و یا فشار بیش از حد به ناحیه حلق حریف در کشتی خلاف مقررات است استفاده از تور مخصوص برای پرتاب دیسک یا پرتاب چکش و به کارگیری تجهیزاتی که ایمنی بیشتری را به وجود می آورد مورد استفاده و در صورت ایجاد صدمه و چنانچه از تجهیزات لازم استفاده نشده باشد باعث مسؤولیت جزایی ورزشکاران و مربیان خواهد بود.
برای مثال اگر در جریان تمرین فوتبال در محیط یک مدرسه کوچک در اثر برخورد شوت یک بازیکن به شیشه کلاس شکسته و به دانش آموزان صدمه بدنی وارد شود مسئولیت جزایی متوجه دانش آموزی است که شوت زده است هر چند زدن شوت با پا خطا نباشد یا در صورتی که یک پرتاب کننده دیسک، وزنه، چکش و امثال آن در جریان تمرین بدون توجه به حضور افراد در حریم غیر مجاز مبادرت به پرتاب کند و حرکت ورزشی و فنی و بدون ایراد هم باشد اما وزنه یا دیسک یا چکش به فردی که در محدوده و یا حریم غیر مجاز ایستاده برخورد و موجبات مصدوم شدن او را فراهم آورد پرتاب کننده مسؤول است مسؤولیت در این موارد خطای فنی یا ورزشی نیست بلکه بی احتیاطی و عدم رعایت مقررات و نظامات متعارف ورزش مورد نظر است و اگر داور هم اجازه پرتاب را داده باشد در حالی که افرادی در محوطه غیر مجاز ایستاده اند اجازة نادرست داور یا مربی رافع مسؤولیت ورزشکار پرتاب کننده نیست. علاوه بر ورزشکار خاطی مربی یا داور نیز مسوول خطای خود خواهد بود.
10- نگاهی به موازین شرعی در قانون
در ماده 59 قانون مورد نظر مربوط به صدمات ناشی از حوادث ورزشی و بند 3 قانون فوق الذکر آمده است …
در مادة 59 اعمال زیر جرم محسوب نمی شود :
حوادث ناشی از عملیات ورزشی مشروط بر این که سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و این مقررات هم با موازین شرعی مخالفت نداشته باشد…
قسمت موخر این بند در مادة 59 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به قانون اضافه شده است.
از دیدگاه اسلام ورش وسیله ای است برای بهتر تلاش کردن و جنگیدن در راه آرمان های مقدس خدایی و بهتر کار کردن برای تقرب خدا. بنابراین ورزش بایستی وسیله مطمئنی برای بهتر زیستن وبهتر انجام وظیفه کردن و نیکو مبارزه کردن برای تقرب به حضرت حق باشد بنابراین ورزش هایی که در جهت خلاف این موارد و هدف شان آزار شخصی یا نفس یا غیره است دارای اشکال شرعی بوده و مورد تایید نمی باشد برای ورزش های زیان بار آیات و احادیث متعددی داریم که از آن جمله خداوند در قرآن مجید به بشر دستور فرموده اند خودتان را به دست خود به هلاکت نیاندازید ( سوره بقره آیه 195 قرآن کریم) البته در اکثر ورزش های متداول برخورد و ایراد صدمه غیر قابل اجتناب است مبنای مخالفت شرع صدمات طبیعی و حرکات عادی که مطابق موازین و عرف ورزشی باشد نیست بکله حرکات غیر طبیعی و صدمات زیان آوری است که هر چند از لحاظ مقررات مجاز هم باشند اما شرعاً جایز نیست مانند کشتی کج ایراد ضربات مشت به سروپیشانی و شکستن بینی و مانند آن .
11- مسؤولیت جرایی مدیران در ورزش
مدیریت را می توان تشکیل علم و هنر و هماهنگ کردن رهبری، کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارایی تعریف کرد.
تعریف دیگری از مدیریت عبارت است از به کار گرفتن نیروی انسانی و هماهنگ کردن با منابع مادی برای نیل به اهداف مدیریت در ورزش برحسب اختیارات مدیران مسؤولیت هایی نیز متوجه آنان است و قصور هر مدیر در انجام وظایف خویش و کنترل و رهبری خود نسبت به همکاران زیر مجموعه چنانچه موجب حادثه ای شود مسؤولیت کیفری برای مدیر یا رئیس مربوطه به همراه خواهد آمد. در حقوق ورزشی ما بررسی می کنیم که وظیفه نظارت و کنترل و رهبری و تشویق و تنبیه و حفاظت و حراست از آنچه که به یک مدیر سپرده شده انجام شده است یا خیر و نیز بررسی می کنیم که حادثة به وجود آمده ناشی از ورزش که موجبات صدماتی شده در نتیجه قصور عمدی یا بی احتیاطی یا عدم اعمال مدیریت و نظارت صحیح رخ داده است یا خیر که این مدیران شامل مدیران ورزشگاه ها، مدیران هیئت ها، مدیران فنی ورزش های مختلف، سرپرستان مربیان، معلمان ورزش، داوران و امثال آنها در حوزه کاری کار خود است وقتی یک مدیر ورزش یا مدیر تیم در چنین مقام وموقعیتی قرار می گیرد در واقع قبول مسؤولیت کرده و با قبول پست تقبل مسؤولیت در همه ابعاد مدیریت خویش را کرده است و از آن جمله نظارت و کنترل در اعمال و فعالیت های ورزشی زیر مجموعه خود و چنانچه صدمه ای به ورزشکاری وارد شد که ناشی از عدم نظارت و کنترل و رعایت اصول و موازین ورزشی مصرحه در قانون باشد مدیر مذکور نیز بار مسؤولیت خود را داشته و در برابر قانون و سازمان و باشگاه یا فدراسیون یا ارگان مربوطه مسؤول و پاسخگو خواهد بود این موضوع خاص مربوط به ورزش و صدمات ورزشی است.
12- خودداری از کمک به مصدومان در محیط ورزش
همان طور که می دانید مجرم بودن هر شخص موکول به انجام عمل مجرمانه و ارتکاب جرایمی است که به موجب قانون جرم شناخته شده و برای آن اعمال مجازات در نظر گرفته شده است و عناصر و ارکان ثلاثه احراز بزه در آن عمل وجود داشته باشد. و عمل نیز با نیت و قصد مجرمانه به وقوع پیوسته باشد یا این که در اثر بی احتیاطی و بی مبالاتی و ثبوت تقصیر مباشر جرم باشد. اما گاهی مقنن بدون توجه به این مورد که چه کسی و چگونه موجب بروز حادثه و صدمه گردیده بنابر مصالح عالیه جامعه و برای سلامت ارکان اجتماعی پای اشخاص دیگری را هم به میان کشیده و بدون آنکه دخالت یا سببیتی در وقوع بزه یا جرم داشته باشد و یا نقشی در حادثه آنها را به موجب قانون به دادرسی جلب و محاکمه و مجازات هم می کند در این جا مجازات سوای پاداش و جزای جامعه و ملت و دولت نسبت به یک فرد خطا کار و متخلف از قانون جنبه عبرت گرفتن دیگران را نیز دارد.
به موجب مواد و موازین قانونی تحت عنوان مجازات کسانی که از کمک به مصدومان امتناع کنند و در اقدام رساندن آنها به مراکزدرمانی قصور و تعلل کرده اند برحسب مورد و میزان امتناع به مصدوم به حبس از یک تا سه سال محکوم می گردند بدون آنکه کوچکترین تقصیر یا نقشی در ایجاد حادثه داشته باشند فقط مجازات این قبیل افراد به سبب خودداری و امتناع از کم به یک همنوع مصدوم مطابق قانون و از جهت اخلاقی بی تفاوتی و بی اعتنایی توأم با رفتار غیر انسانی و غیر مسؤولانه اشخاص حاضر در صحنه نسبت به مصدومان می باشد. زیرا ما ورزش را به خاطر سلامت تن و روان و تزیکه نفس و رسیدن انسان به کمالات و فضیلت های معنوی از راه و طریق ورزش قبول داریم و تازه اصول و ایین ورزشکار بایستی دارای احساس مسؤولیت بیشتر توأم با مردانگی و جوانمردی نسبت به همنوعان و بندگان خدا باشد و هرگونه بی تفاوتی و بی اعتنایی و بی مسوولیتی از ناحیه مربی، مدیر، سرپرست، داور و معلم ورزش و حتی خود ورزشکار نسبت به هماوران خود یا همنوعان و دیگر مردم عادی غیر قابل گذشت و چشم پوشی است.
13- مسؤولیت مدنی در ورزش
هرگاه شخصی یا اشخاصی ناگزیر از جبران خسارت دیگری باشد گفته می شود در برابر او دارای مسؤولیت مدنی است. مسؤولیت مدنی یا به موجب قرار داد می باشد یا خارج از قرار داد.
مسؤولیت های قراردادی به علت عدم اجرای تعهدات و عدم وفا به عهدی که ناشی از عقد قرارداد فی مابین است یعنی فردی که به تعهدات و عهد خود وفا نمی کند و به این طریق باعث ضرر به غیر یا طرف قرارداد می گردد مکلف است از عهده خساراتی که در این رهگذر حاصل گردیده برآمده و ضامن است یعنی مسؤولیت ناشی از قرارداد عبارت از تعهدی است که متخلف از مفاد قرارداد مکلف به انجام آن می باشد. مانند یک مربی کشتی که متعهد به آموزش فنون کشتی به یک نوجوان بوده و در نتیجه عدم مراقبت و بی احتیاطی او نوجوان مصدوم شده است مربی در برابر نوجوان و والدین وی مسؤول بوده و مکلف به جبران خسارات وارده است.
در مورد مسؤولیت های خارج از قرارداد یا بدون قرار داد این که قراردادی فی مابین وجود نداشته و دو نفر هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر نداشته اند و حال یکی از دو نفر عمداً یا به خطا به دیگری زیان وارد ساخته است. در این جا بدون توجه به نبودن قرار داد چون به دستور قانون عملیات ورزشی بایستی با رعایت مقررات و موازین خاص خود اجرا شوند و در نتیجه تخلف یک ورزشکار مقررات نقض شده به حکم قانون خاطی مسؤول خسارات ناشی از صدمه وارده به ورزشکار یا دیگران است در حالی که هیچ قرارداد پیمان نامه ای هم وجود دارد نتیجه این که در صدمات بدنی ناشی از خطا یا تخلف چه قرارداد باشد یا نباشد جبران خسارت بر عهده کسی است که در اثر تقصیر و بی احتیاطی و بی مبالاتی وی ایجاد خسارت شده است.
و این حکم قانون ناشی از مسؤولیت مدنی مصوب 1339 و سایر قوانین موجود و بعد از آن است که مقرر می دارد « هر کس از بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد شده لطمه ای وارد کند که موجب ضرر و زیان مادی یا معنوی شود مسؤول جبران خسارت ناشی از عمل خود خواهد بود.» یادگیری این ماده که مبنای اصلی مسؤولیت مدنی است برای همه سرپرستان،مدیران، مربیان، داوران و تجه دقیق به متن و کلمات آن لازم ضروری است و با درک درست و توجه به کلمات و جملات مبنای مذکور خواهیم دانست که در کسوت مدیر تیم و یا ورزش یا سرپرست یا مربی یا داور کدام یک از اعمال ما موجب مسؤولیت مدنی خواهد بود.